ترجمان سکوت عرفانی از زبان هوش مصنوعی (مواجهة ربات چت‌جی‌پی‌تی با سکوت عرفانی)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

2 کارشناس ارشد مهندسی کامپیوتر نرم‌افزار، دانشکده‌ی فنی و مهندسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

چکیده

هوش مصنوعی به ربات­هایی گفته می­شود که توان اجرای وظایفی را دارند که برای اجرای آن کنش­ها نیاز به هوش انسانی است. یکی از کارکردهای این ماشین­های هوشمند -که گاه فراتر از هوش انسانی ظاهر می­شوند- تحلیل و تفسیر متون است. از سویی، قلمرو عرفان، ساحتی است رازناک، مبهم و رمزآلود؛ و ورود به این اقلیم ملزوماتی را می­طلبد که پژوهنده از داشتن هوش مناسب برای شناخت و پرداخت آنها ناگزیر است. جستار حاضر که با روش توصیفی-تجربی نوشته شده است، می­کوشد تا با ارائة مطالبی حاوی «سکوت عرفانی» به‌مثابه دادة ورودی به ربات­­ مدرن «چت­جی­پی­تی»، به سنجش و مواجهة پردازش­های این ربات با موضوع یادشده بپردازد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که ربات چت­جی­پی­تی از ساحت عرفانی متن و تفکیک آن از دیگر حوزه­ها (ساحت غنایی، حماسی و...) شناخت کافی دارد؛ یعنی در تفسیرها، پس از پردازش داده­ها و دریافت این نکته که متن به حوزة عرفان مربوط است، می­کوشد تا آن را براساس مفاهیم عرفانی تجزیه و تحلیل کند. شناخت دقیق و درست اصطلاحات عرفانی، دیگر توانمندی ربات هوشمند است. همچنین، تسلط این ابزار هوشمند در فهم زبان رمزی، شناخت بُعد ادبی و لایه­های زیرین متن که بیشتر در قالب نمادها نمود می­یابند نیز درخور توجه است. با این توضیحات و ازآنجایی‌که هوش مصنوعی به­مرور خود را تقویت و ترمیم می­کند، چندان دور نیست که به­دستیاری این ابزارهای مدرن و هوشمند، افق­های نوینی در بحث پردازش و فهم متون عرفانی بر مخاطبان این حوزه گشوده شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Interpretation of Mystical Silence through the Lens of Artificial Intelligence (ChatGPT’s Encounter with Mystical Silence)

نویسندگان [English]

  • Mostafa Mirdar Rezaei 1
  • Mahsa Eslami 2
1 Assistant Professor, Department of Persian Language and Literature, Faculty of Literature and Human Sciences, University of Guilan, Rasht, Iran
2 MSc in Computer Software Engineering, Technical and Engineering Faculty, Mazandaran University, Babolsar, Iran
چکیده [English]

Artificial intelligence refers to robots that are able to perform tasks required by human intelligence. One of the functions of these intelligent machines which sometimes appear to surpass human intelligence is to analyze and interpret texts. On the other hand, the realm of mysticism is a secretive, ambiguous, and enigmatic field; entering this realm requires prerequisites that the researcher must possess the appropriate intelligence to understand and address. This study, using a descriptive-experimental method, attempts to assess and confront the processing of the modern “ChatGPT” robot with the subject of “mystical silence” by providing texts containing “mystical silence” as input data. The results of this research show the ChatGPT robot has sufficient understanding of the mystical realm of the text and its distinction from other areas (poetic, epic, etc.); that is, in interpretations, after processing the data and realizing that the text belongs to the field of mysticism, it attempts to analyze it based on mystical concepts. Precise and accurate understanding of mystical terms is another ability of the intelligent robot. In addition, the mastery of this intelligent tool in understanding symbolic language, recognizing the literary dimension, and the underlying layers of the text, which are mostly manifested in symbols, is noteworthy. With these explanations and since artificial intelligence continuously improves and refines itself, it is not far-fetched that with the help of these modern and intelligent tools, new horizons will be opened in the processing and understanding of mystical texts for the audience of this field.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Artificial Intelligence
  • ChatGPT Robot
  • Mysticism
  • Mystical Silence

. مقدمه

سکوت در لغت یعنی «بسیار خاموش؛ با توانایی به سخن‌گفتن، ترک آن کردن» (فرهنگ­نامة برخط دهخدا، ذیل واژة سکوت) و در آداب مریدان «به معنی نگهداری سرّ است» (سجادی، 1383، ص. 534). ازهمین‌رو، برخی از عرفای برجسته (همچون بوعثمان حیری) آن را اصل طریقت دانسته­ (عطار، 1387، ص. 480) و کسانی مثل ممشاد دینوری نیز معتقدند: «حکیمان که حکمت بافتند، به خاموشی و تفکر یافتند» (قشیری، 1381، ص. 184). سکوت از یک­سو، از بایسته­ترین اسباب نیل به معرفت در راه رشد معنوی است؛ چراکه نزد عرفا، معرفت به خاموشی نزدیک­تر است تا به سخن‌گفتن (عطار، 1387، ص. 383) و از دیگر سو، از امکان­های بایستة «زبانی» در مسیر سلوک محسوب می­شود؛ امکانی که در ذیل الهیات تنزیهی قرار می­گیرد که در یونان به معنای «نفی» است، نگفتنی (در برابر الهیات تشبیهی که گفتنی) است و ریشة آن نیز با مقوله­ای از زبان پیوند دارد که به معنای نگفتنی است (Sells, 1994, P. 2). حتی اگر بپذیریم که «خاموشـی نـه­تنهـا زفان راست؛ دل را و اندام­های دیگر را نیز خاموشی باید» (قشیری، 1381، ص. 188)، اما با مروری بر آثار عرفا می‌توان دریافت که عمده تأکید و تمرکزشان بر مسئلة «زبان» بوده ­است؛ زیرا در نظر آنان، «عمده عضوی که منشأ افعال ناپسند ظاهری است و به رذایل باطنی منجر می­شود، زبان است و هیچ­کس از شر زبان نجات نمی‌یابد» (نراقی، 1372، ص. 319). برای نمونه، محمد غزالی در کتاب احیای علوم دین، برای زبان و سخن­گفتن آفت‌هایی را متذکر می­شود (غزالی، 1352، ج. 3/225-235) که نمای کلی آن را در شکل زیر می­توان مشاهده کرد.

شکل 1. آفات زبان و سخن­گفتن از نگاه محمد غزالی

به‌هرترتیب، سکوت و سخن­گفتن در مسیر سلوک آداب و لوازمی دارد که در باب هریک سخن­ها رفته ­است؛ اما درمجموع، بیشتر عرفا و صوفیه، خاموشی و سکوت را بر حرف و سخن ترجیح داده­اند (ر.ک. سلطانی و پورعظیمی، 1393، ص. 133 ـ 132). به تعبیر مولانا:

طفلی است سخن گفتن

 

مردی است خمش کردن
                        (مولوی، 1355، ص. 27270)

این خویشکاری سالک (سکوت او) می­تواند برآمده از هوش معنوی (SQ) او باشد. توضیح اینکه هوش معنوی و عرفان اشتراکاتی دارند که برخی از آنها عبارت‌اند از: پرورش فضایل روحی، اعتقاد به مقدّس‌بودن زندگی، تلاش برای سازگاری با کلّ هستی، داشتن حس تقدّس نسبت به امور ماورایی و... (اسدی، 1397، ص. 35). از سوی دیگر، معنویّت شاکله یا هویتی درونی است که درمسیر ارتقا از مرتبه­های نازل انسانی به عوالم فراانسانی اثرگذار است و طی آن موجود فرودست با امیال پست و گذرای زمینی به عمق هستی خود پی می­برد (بلاو، 1385، ص. 612). معنویت حاصل از دیدگاه عرفانی نیز در پی ورارفتن از مرتبه­های نازل وجود و فراروی به ساحت­های بالا و تقرب به خداوند است. این معنویت همچنین «جست­وجوگر معناست؛ معنایی برای کامل‌شدن انسان» (آذربایجانی، 1387، ص. 94) و از این منظر، هوش معنوی «به‌دلیل پیوندش با معنا، ارزش و پرورش تخیل می­تواند به انسان [سالک] توان تغییر و تحول بدهد» (Emmons, 2000, p. 13) و نیز «قادر است که هوشیاری یا احساس پیوند با قدرت برتر یا یک وجود مقدس [خدا] را تسهیل کند یا افزایش دهد» (Zohar & Marshal, 2000).

1-1. چهارچوب نظری

هوش مصنوعی (AI) به ماشین­هایی گفته می­شود که توان انجام و اجرای کارها و وظایفی را دارند که برای اجرای آن کنش­ها نیاز به هوش انسانی است. به بیانی، این هوش تلاشی برای اعطای ظرفیت‌های فکری انسان‌مانند به مصنوعات مکانیکی است. این ابزار نوین به­­سرعت پایگاه و جایگاه خود را به­عنوان یک واقعیت مسلّم، ناگزیر و گریزناپذیر در جهان مدرن پیدا کرده­­ و چه در جهان علم و چه در کیهان عامه، به­دستیاری الگوریتم­های جدید و قدرت محاسباتی بالا، بسیار فراگیر و شایع شده ­­است. انسان­ها نیز از سویی می­کوشند تا با ایجاد مکانیسمی بسیار قدرتمند، از این ابزار مدرن در راستای کشف و سازماندهی واقعیت­ها بهره­گیری کنند (کیسینجر و همکاران، 1401، ص. 11-12). ایدة اصلی هوش مصنوعی این است که نخست، برنامه­ای داشته باشیم که یک کامپیوتر یا یک ربات آن را «یاد بگیرد» و در ادامه بتواند از مقیاس «ذهن» انسانی فراتر رود. این ابزار درواقع، «استدلال» را از تجربیات گذشته‌اش یاد خواهد گرفت و بسیار باهوش‌تر از هر انسانی -حتی یک استاد دانشگاه MIT- خواهد شد. در گام بعد، یعنی زمانی که توانمندی­های این هوش از توانایی‌های یک انسان‌نما فراتر رفت، می‌تواند چیزهایی را که در جایی در «بیرون» وجود دارند، مانند موجودات فضایی در فضای بیرونی، را کشف کند (Huang et al., 2025).

هوش مصنوعی و ربات‌ها دارای ذهن عاملی متوسط، اما تجربی کمی در نظر گرفته می‌شوند. توضیح اینکه ذهن عامل به ظرفیت‌هایی مانند قصد، استدلال، پیگری اهداف، برنامه‌ریزی، برقراری ارتباط و به خاطر سپردن موضوع مربوط می‌شود. نتایج و اقدامات ذهن تجربی به بیان عواطف، احساس درد یا لذت، احساس فیزیکی و یادآوری مربوط می‌شود. نوزادان و حیوانات را دارای ذهن تجربی بالا و کم­عامل می‌دانند؛ درحالی‌که خدایان ذهنیت بالای عاملی دارند. پس از این منظر، هوش مصنوعی مابین ساحت خدایان و نوزادان و حیوانات قرار می­گیرد. ظرفیت‌های هوش مصنوعی براساس الگوریتم‌های زیربنایی، روش‌های آموزشی و داده‌های آموزشی متفاوت است. آنچه پیشتر به‌مثابه شاهکارهای خیره­کنندة سیستم (کنش‌هایی نظیر بازی شطرنج، جست‌وجو در اینترنت، مکالمة صوتی و...) شناسایی شده بود، امروزه امری معمولی و عادی محسوب می‌شود و پرسش جدید این است که آیا سیستم‌های هوش مصنوعی می‌توانند ذهن داشته باشند یا خواهند داشت، بحثی که در حوزة علوم شناختی و جوامع فلسفی قرار می‌گیرد (Shank et al., 2019).

فرضیة هوش مصنوعی اذعان می­دارد که یک کامپیوتر با برنامه­ریزی مناسب، واقعاً یک ذهن است .در این ابزار مدرن، فرایند حل مشکل (PSP[1]) چارچوبی است که یک چالش ایجاد کرده و آن را حل می‌کند. مشکل P در PSP به گونه­ای تعریف می­شود که ویژگی­های آن الزامات، شرایط و ساختار باشد (Kadkhoda & Jahani, 2012). «چت جی‌پی‌تی»[2] یکی از آخرین و برترین نسخة ربات‌های موجود در هوش مصنوعی است که قابلیت دسترسی برای عموم را دارد و توسط شرکت بزرگ اوپن ­ای. ­آی. (OpenAI) تولید شده ­­است (Yardin et al, 2023, P. 2). این ابزار مدرن، در مقایسه با سایر ربات­های برخط (آنلاین) این حوزه، پاسخ‌های بهتر و درخوری به مسائل مختلف از زبان‌های مختلف می‌دهد. به بیانی دیگر، از بین ربات­های هوشمند، چت­جی­پی­تی یک جهش نو و بزرگ در جهان دانش و هوش مصنوعی به حساب می­آید که مربوط است به حوزة علم زبان. این ربات تعامل مدل انسان­گونه در هوش مصنوعی را به نمایش می­گذارد و وظایف شناخته­شدة زبان طبیعی را نیز اجرا می­کند. در سال­های اخیر، معماری مدل ترانسفورماتور، بر دنیای پردازش زبان طبیعی غالب شده ­­است. چت­جی­پی­تی یا همان مولد پیش‌­آموزش داده‌­شده، از اولین مدل‌های معماری ترانسفورماتور است که می‌تواند تولید تحلیل و ترجمة متن را انجام دهد. نسل اول آن دارای محدودیت‌هایی بود و در نسل‌های 2 و 3، این محدودیت‌ها مانند ظرفیت داده‌ها و... بهبود داده شد (Kocoń et al., 2023, P. 1). گاه برخی از نویسندگان مقالات تلاش می‌کنند تا این نرم‌افزار بخشی از مقالة آنها را بنویسد و فهرست آن را مرتب کند (Yardin et al., 2023, P. 2).  

یکی از قابلیت­های ربات هوشمند چت­جی­پی­تی این است که این ابزار مدرن، آموزش دیده ­است تا دقیق­ترین پاسخ را با جزئیاتی درخور به پرسش‌های کاربران بدهد (www.openai.com). براین‌اساس، شیوة این ربات، تعاملی و منطبق بر عمل گفت­وگو است؛ یعنی، مخاطب مطالب و پرسش­های مد نظر خود را به این ربات ارائه می­کند و ربات نیز به فراخور افق و داده­هایی که در ذهن و حافظة ماشینی خود دارد، با مخاطب و پرسنده وارد گفت­گو می­شود. براین‌اساس، جستار حاضر که با روش توصیفی-تجربی نوشته شده ­است، می­کوشد تا با ارائة مطالبی حاوی «سکوت عارفانه» به­عنوان دادة ورودی به ربات­­ مدرن و هوشمند «چت­جی­پی­تی»، به سنجش و تحلیل صحت یا عدم صحت پاسخ­ها و پردازش­های این ربات دربارة موضوع مزبور بپردازد. پرسش­های این پژوهش عبارت‌اند از:

  1. آیا هوش مصنوعی از پس پردازش و فهم مطالب هوش معنوی برمی­آید؟
  2. آیا فهم و پردازش ربات­­ «چت­جی­پی­تی» در حوزه­های شعر و نثر یکسان است، یا تفاوت دارد؟
  3. در بحث سکوت عرفانی آیا می­توان بین افق فهم متن و افق فهم ربات­­ «چت­جی­پی­تی» ارتباط و تناظری یافت؟

1-2. پیشینة پژوهش

درخصوص ساختار و سازوکار «هوش مصنوعی» و «هوش معنوی» به­طور مجزا مطالعاتی انجام شده ­است، اما درخصوص بررسی هوش معنوی به­وسیلة هوش مصنوعی تاکنون مطالعة خاصی انجام نشده ­است. شایان ذکر است، برخی مطالعات مشابه، ازجمله مقالة «استفاده از توانایی حل مسئلة هوش معنوی برای هوش مصنوعی» به قلم نوید محمدرحیمی (1393)، ارتباط مستقیمی با مقالة حاضر ندارد.

  1. بحث و بررسی

چنان‌که پیشتر نیز بیان شد، ربات چت­جی­پی­تی، ابزاری تعاملی با سازوکار منطبق بر مکانیسم گفت­وگو است. از همین روی، در ادامه، یک پرسش­ در باب سکوت عرفانی و چند متن در قالب نظم و نثر به این ربات داده و نتایج آن تحلیل خواهد شد.

پرسش از ربات: «سکوت عرفانی چیست؟»

پاسخ ربات: «سکوت عرفانی نوعی سکوت است که فراتر از عدمِ صرفِ صدا است. این سکوت، فضایی است که در آن ذهن آرام می‌گیرد، افکار متوقف می‌شوند و فرد به‌نوعی آگاهی و شهود درونی دست می‌یابد. درواقع، سکوت عرفانی ابزاری برای ارتباط با حقیقت، ذات، یا خداوند در نظر گرفته می‌شود.

ویژگی‌های سکوت عرفانی:

  • سکوت ذهنی:در این نوع سکوت، صرفاً صدای محیط قطع نمی‌شود، بلکه افکار، گفت‌وگوهای درونی و دغدغه‌های ذهنی نیز آرام می‌گیرند.
  • تمرکز بر لحظة حال:سکوت عرفانی فرد را به حضور کامل در لحظة حال دعوت می‌کند و از غرق‌شدن در گذشته یا نگرانی در مورد آینده جلوگیری می‌کند.
  • توجه به درون:به‌جای توجه به دنیای بیرونی، فرد به درون خود متمرکز می‌شود و به‌دنبال یافتن پاسخ‌ها و معنای زندگی در قلب خود می‌گردد.
  • آگاهی و شهود:سکوت عرفانی می‌تواند به افزایش آگاهی، شهود و درک عمیق‌تری از خود و جهان منجر شود.
  • احساس یگانگی:در این حالت، فرد ممکن است احساس یگانگی با جهان هستی و نیروی برتری را تجربه کند.
  • حالت متعالی:سکوت عرفانی می‌تواند تجربه‌ای متعالی و غیرقابل وصف را به ارمغان آورد که فراتر از کلمات است.

اهمیت سکوت عرفانی:

  • خودشناسی:سکوت عرفانی به فرد کمک می‌کند تا با خود واقعی‌اش روبرو شود و به درک عمیق‌تری از هویت و ارزش‌های خود برسد.
  • آرامش و رهایی از اضطراب:با خاموش‌کردن گفت‌وگوهای درونی، سکوت عرفانی به کاهش استرس، اضطراب و تنش‌های روانی کمک می‌کند.
  • افزایش تمرکز:تمرین سکوت عرفانی می‌تواند به تقویت تمرکز و دقت کمک کند و ذهن را برای فعالیت‌های فکری آماده‌تر سازد.
  • ارتباط با معنویت:بسیاری از عرفا و معنویان، سکوت را راهی برای ارتباط با نیروی الهی یا حقیقت مطلق می‌دانند.
  • رشد فردی:سکوت عرفانی می‌تواند به رشد فردی و معنوی کمک کند و فرد را به‌سوی یک زندگی پرمعناتر و هدفمندتر هدایت کند.

درنهایت، سکوت عرفانی یک تجربة شخصی است و هر فرد ممکن است آن را به‌شکل متفاوتی تجربه کند. مهم‌ترین نکته، داشتن صبر، تمرین مداوم و گشودن قلب به‌سوی این تجربه است» (چت­جی­پی­تی).

چنان­که در پاسخ ربات ملاحظه می‌شود، هوش مصنوعی نه­تنها «سکوت عرفانی» را می­شناسد، بلکه به­درستی به مکانیسم آن واقف است و همان­طور که در آثار عرفا می­بینیم، آن را «ابزاری برای ارتباط با حقیقت، ذات، یا خداوند» می­داند. کنشی که «به افزایش آگاهی، شهود و درک عمیق‌تری از خود و جهان» منجر شود، می­تواند «تجربه‌ای متعالی و وصف‌ناپذیری را به ارمغان آورد که فراتر از کلمات است و سبب رشد فردی و معنوی» می­شود.

2-1. ارائه و تحلیل داده­هایی از نثر عرفانی

در ادامه، نمونه­هایی از جملات یا عبارات برگزیده از متون نثر عرفانی که دربرگیرندة مفهوم «سکوت عرفانی» هستند، به ربات چت­جی­پی­تی ارائه شده‌اند که توسط این ابزار هوشمند تحلیل و تفسیر می­شوند. سنجش پاسخ­های ربات نشان خواهد داد که هوش مصنوعی تا چه اندازه با ساحت و اصطلاحات عرفانی، خاصه «سکوت عرفانی» آشناست و تا چه اندازه می­تواند پژوهشگران را درزمینة واکاوی موضوعات عرفانی یاری کند.

نخستین داده از متن کتاب شرح شطحیات روزبهان بقلی، عارف مشهور قرن ششم و هفتم است:

داده: «چـون جانـان روی بنمایـد، تـو عجـز و خاموشی گزین، تا عجز تو از بهر تو سخن گوید» (روزبهان بقْلی، 1360، ص. 289).

پاسخ ربات: «بسیار زیبا! این بیت شعر از مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، عارف و شاعر بزرگ ایرانی است. مفهوم عمیقی در این بیت نهفته است که به زیبایی بیان شده ­است. درواقع، مولانا در این بیت توصیه می‌کند که وقتی جمال و جلال جانان (معشوق الهی) بر تو آشکار می‌شود، تو باید سکوت اختیار کنی و در حالت عجز و ناتوانی فرو بروی؛ چراکه در چنین حالتی، زبانِ حال و عجز تو، خود گویای دل و جان تو خواهد بود و نیازی به سخن‌گفتن با زبان نخواهی داشت. این بیت، به‌نوعی بیان‌کنندة این است که در برابر عظمت و شکوه الهی، زبان انسان قاصر است و تنها قلب و جان است که می‌تواند به­درستی با او ارتباط برقرار کند. این بیت همچنین اشاره‌ای به مفهوم “فنا” در عرفان دارد. یعنی وقتی انسان به اوج عشق و معرفت می‌رسد، خود را در وجود معشوق فانی می‌بیند و از خود هیچ اراده و وجودی باقی نمی‌ماند. در چنین حالتی، سخن‌گفتن و اظهار وجود، خود نوعی حجاب است و سکوت و عجز، بهترین وسیله برای نزدیکی به حقیقت است» (چت‌جی­پی­تی).

ازآنجایی‌که متن بدون نام نویسندة آن به ربات داده شده، می­بینیم که هوش مصنوعی باوجود فهم این­ نکته که داده، متنی عرفانی است (و حتی به اصطلاح عرفانی «فنا» نیز اشاره می­کند) و تا حدی از پس تفسیر فحوای آن برآمده، اما دو اشتباه بزرگ دارد؛ نخست اینکه متن را از گونة نظم (شعر) می­داند و نه نثر؛ و طبعاً پس از این اشتباه، لغزش دیگر هم سر خواهد زد و آن اینکه متن را متعلق به «مولانا جلال‌الدین محمد بلخی» می­داند. اگر از این دو خطا درگذریم، می­توان تفسیر ربات از متن را پذیرفته‌شده دانست.

متن بعدی از رسالة وصیت احمد غزالی از عرفای برجستة قرن­های پنجم و ششم است:

داده: «اگر وقتی از دل خلوتی یابی، به خود آمیخته مکن؛ تو خاموش گرد و متواری و مراقب می­باش. اگر غیری تاختن آرد، با سر وقت ذکر رو که حد کسب اهل طریقت از این بیشتر نیست» (غزالی، 1376، ص. 252).

پاسخ ربات: «این متن به نظر می­رسد بخشی از یک اثر عرفانی یا صوفیانه باشد و حاوی نکات ارزشمندی است. در اینجا توضیحاتی دربارة مفاهیم اصلی آن ارائه می­دهم:

توضیح متن:

  • “اگر وقتی از دل خلوتی یابی، به خود آمیخته مکن”: این بخش به اهمیت خلوت و تنهایی در سیر و سلوک معنوی اشاره دارد. وقتی فرصتی برای خلوت و خلوص قلب پیدا می­کنید، مراقب باشید که آن را با افکار و احساسات نفسانی خود آلوده نکنید. این یعنی مراقب باشید که در خلوت، همچنان درگیر خود و دغدغه­های شخصی نمانید.
  • “تو خاموش گرد و متواری و مراقب می­باش”: توصیه می­شود که در این حالت خلوت، ساکت باشید و از سروصداهای درونی و بیرونی فاصله بگیرید. “متواری” بودن به معنای فرار از مشغولیت­های ذهنی و دنیوی است. همچنین، باید مراقب باشید؛ یعنی هوشیار و آگاه باشید که این فرصت خلوت را به­درستی بهره ببرید.
  • “اگر غیری تاختن آرد، با سر وقت ذکر رو”: اگر در حین خلوت، چیزی غیر از خدا (افکار یا احساسات مزاحم) به شما حمله کرد، به ذکر و یاد خدا پناه ببرید. “سر وقت” یعنی بلافاصله و بدون تأخیر.
  • “که حد کسب اهل طریقت از این بیشتر نیست”: این جمله بیان می‌کند که تمام تلاش و دستاورد اهل طریقت (سالکان راه عرفان) در همین است که در خلوت، مراقب قلب خود باشند و از غیر خدا روی بگردانند و به ذکر خدا مشغول باشند. این یعنی اصل و اساس سلوک معنوی، همین توجه و مراقبت در خلوت است» (چت­جی­پی­تی).

همان­طور که مشاهده می­شود، ربات (بدون اشاره به نظم یا نثر بودن متن و همچنین بدون ذکر نام خالق آن) به‌درستی تشخیص می­دهد که این متن، بخشی از یک اثر عرفانی یا صوفیانه است و تفسیری که ارائه می­دهد هم پذیرفتنی است. غزالی در این متن تأکید می­کند که به‌هنگام خلوت، خاموش باید بود؛ زیرا «بنای سلوک راه دین و وصول به مقامات یقین بر خلوت و غزلت است» (نجم­الدین رازی، 1389، ص. 783) و اساساً «خاموشی درست نیاید کسی را تا خلوت نگیرد و توبه درست نیاید تا خاموشی پیشه نگیرد» (قشیری، 1381، ص. 84). ازاین‌رو، یکی از جلوه­گاه­های «سکوت» عارفانه در زمان خلوت‌کردن سالک است؛ بزنگاهی که از شاهراه­های تقرب به حق محسوب، و مجموعه‌ای از چند گونة مخالفت با نفس و تحمل ریاضت، از سکوت یا کم‌گویی، کم‌خوری طعام، روزه و مداومت بر ذکر و نفی خواطر را شامل می­شود (سجادی، 1383، ص. 359). برهم‌زدن این معادله و سخن­گفتن هنگام خلوتی که باید خاموش بود، موجب انقطاع ارتباط با حق و توقف در مسیر سلوک خواهد شد؛ چنان­که حلاج می­گوید:

«زبان گویا هلاک دل­های خاموش است» (حلاج، 1379، ص. 192) و «زبان­های گویا هلاک گفته­هایشان و نفس­های به‌کارگرفته‌شده، هلاک به­کار‌برده­هایشان است» (حلاج، 1379، ص. 182).

و به قول مولونا:

عالمی را یک سخن ویران کند

 

روبهان مرده را شیران کند
                         (مولوی، 1330، ج. 1/1596)

در دادة بعدی نیز که از متن نامه­های غزالی به عین‌القضات استخراج شده است، غزالی از وجوب سکوت در راه سلوک سخن می­گوید و به تعبیری، از سکوت نه به‌منزلة یک توان و قابلیت، بلکه به‌مثابه یک الزام و ضرورت ناگزیر یاد می­کند؛ سکوت عامدانه­ای که عارف در راه شناخت باید بدان تن در دهد:

داده: «با هیچ­کس مگوی». ای والله «کَلَّ لِسانُه» سنّت است. در این اقدام صدق، فَاعتَمَد ذلک». (غزالی، 1376، ص. 246).

پاسخ ربات: «متن شما شامل عباراتی از متون عرفانی یا دینی به نظر می­رسد. به­خصوص بخش­هایی که به زبان عربی نوشته شده­اند، ممکن است به نقل‌قول­های عرفا با آموزه­های اسلامی اشاره داشته باشند. در اینجا به برخی نکات اشاره می­کنم:

  1. «با هیچ‌کس مگوی»: این عبارت به‌نوعی توصیه به حفظ اسرار یا کنترل زبان و عدم افشای رازها اشاره دارد که در ادبیات عرفانی و اخلاقی جایگاه ویژه­ای دارد؛
  2. «ای والله کل لسانه»: این جمله به عربی ترکیب شده ­است. کل لسانه می­تواند به معنای زبانش کوتاه شد، یا ساکت شد باشد. استفاده از این عبارت ممکن است نشان­دهندة تشویق به سکوت و خویشتن­داری در گفتار باشد؛
  3. «سنت است»: این عبارت احتمالاً به تأکید بر اهمیت یا مشروعیت رفتاری خاص ازنظر سنت‌های اسلامی اشاره دارد؛
  4. 4. «در این اقدام صدق، فاعتقد ذلک»: این جمله ممکن است به تصمیم­گیری صادقانه یا عمل براساس نیت صادقانه تأکید داشته باشد. «فاعتقد ذلک» به معنای پس بر آن اعتماد کن است و نشان­دهندة توصیه به اعتماد به صدق در عمل است».

ربات به­درستی متن را متعلق به اقلیم عرفان می­داند و اگرچه در شناخت نویسندة آن ناتوان است، اما حدس می­زند که متن به نقل‌قول­های عرفا با آموزه­های اسلامی اشاره دارد. در ادامه، به یکی از مهم‌ترین توصیه­ها و جایگاه ویژة آن در عالم عرفان، یعنی حفظ اسرار، کنترل زبان و عدم افشای رازها اشاره می­کند. سپس از تشویق به سکوت و خویشتن­داری در گفتار می­گوید. به­راستی نیز غزالی از حدیث «کَلَّ لِسانُه» به­عنوان یک «سنّت» عرفانی یاد می­کند و ضرورت سکوت را به سالک یادآور شده و از او می­خواهد که تعمداً «با هیچ­کس مگوی»؛ و اینکه به قول مولانا:

چون به نزدیک ولی‌الله شود

 

آن زبان صد گزش کوته شود
                         (مولوی، 1330، ج. 3/2550)

اما برای سنجش هوشِ هوش مصنوعی، داده­ای که از متن سیصد و چهل قطعه از تجربیات عرفانی حلاج، عارف نامی قرن سوم هجری، به ربات داده شده است، نه در باب «سکوت» که درخصوص اصطلاح کرانة آن یعنی «ذکر» است و نتیجة آن نیز جالب توجه:

داده: «ذکر دورکردن غفلت است. چون غفلت از سر بنده برخاست، حق را ذاکر باشد، اگرچه به زبان خاموش باشد» (حلاج، 1379، ص. 183).

پاسخ ربات: «این سخن اشاره به حقیقت و عمق معنای «ذکر» در عرفان دارد. براساس این دیدگاه، ذکر صرفاً به معنای گفتن نام خدا یا اذکار زبانی نیست؛ بلکه حالتی درونی است که موجب دوری از غفلت و توجه به حقیقت الهی می­شود. وقتی غفلت از دل انسان برطرف شود و سر وجود او حقیقت باطنی­اش به خدا توجه پیدا کند، او در حقیقت به ذکر الهی مشغول است، حتی اگر زبانش خاموش باشد. در این معنا ذکر حالتی قلبی و روحانی است که فراتر از الفاظ و ظواهر قرار دارد. این تغییر نشان می­دهد که ذکر واقعی حضور قلب و توجه کامل به حق تعالی است، نه صرفاً تکرار عبارات زبانی» (چت­جی­پی­تی).

پیشتر نیز گفته شد که به‌زعم عرفا، سکوت فقط مختص به زبان نیست و اندام­های دیگر نیز باید خاموش باشند (قشیری، 381، ص. 188). حلاج هم در تلقی مشابهی اینجا ذکر را فقط مخصوص زبان نمی­داند و دامنة آن را به حوزه‌های وسیع‌­تری می­گستراند. چنان­که در متن تحلیل چت­جی­بی­تی نیز مشاهده می­شود، این ربات نخست به­درستی متن را متعلق به قلمرو عرفانی دانسته و در ادامه، در تفسیری درست و دقیق ذکر را نه صرفاً عبارتی زبانی، که حالتی درونی و توجه به محبوب می­داند؛ چنان­که می­دانیم در معنای ذکر «گفته­اند: ذکر یعنی توجه به محبوب و غفلت از ماسوی» (سجادی، 1383، ص. 402).

دادة بعدی از کتاب المواقف والمخاطبات ابوعبداالله محمد بن عبدالجبار بن الحسن النِفّری، عارف و صوفی برجستة قرن چهارم هجری است:

داده: «و گفت: حرف، مرا نشناسد و آن­چه از حرف است نیز و آن­چه میان حرف است هم. و گفت حرف را با زبانِ حرف خطاب کردم. نه زبان، مرا دید و نه حرف» (نفرّی، 1397، ص. 108).

پاسخ ربات: «این یک قطعه شعر یا نثر بسیار زیبا و عمیق است. به نظر می‌رسد که گوینده در این متن، در حال بیان نوعی تجربة عرفانی یا شهودی است که فراتر از کلمات و زبان می‌رود. این متن عمیق به مسائلی چون هویت، زبان و تجربه‌های معنوی می‌پردازد. اجازه دهید تا جنبه‌های مختلف این عبارت را بررسی کنیم:

1. هویت و نشناختن:

  • گوینده می‌گوید که “حرف، مرا نشناسد”، که به‌نوعی به جدایی بین هویت واقعی انسان و کلمات اشاره دارد. این جمله می‌تواند به احساساتی چون بی‌پاسخی و عدم توانایی در بیان تمامیت وجودی اشاره کند.

2. محدودیت‌های زبان:

  • “و آن‌چه میان حرف است هم” نشان می‌دهد که زبان توانایی انتقال عمیق‌ترین احساسات و تجربیات را ندارد. این نکتة مهمی در فلسفة زبان و ادبیات است که اکثر مفاهیم عمیق ازطریق کلمات نمی‌توانند به­طور کامل منتقل شوند.

3. تجربه‌های عرفانی:

  • اشاره به “زبان” و “حرف”، می‌تواند به تجربه‌های عرفانی یا شهودی اشاره کند. در عرفان، به­ویژه در ادبیات صوفیانه، اغلب تأکید بر فراتررفتن از کلمات و مفاهیم وجود دارد تا به حقیقت مطلق رسید» (چت­جی­پی­تی).

در تحلیل این متن، ربات اگرچه باز هم در شناخت اینکه متن نظم (شعر) است، یا نثر سردرگم و ناتوان است، اما به‌خوبی تشخیص می­دهد که این نوشتار «در حال بیان نوعی تجربة عرفانی یا شهودی است که فراتر از کلمات و زبان می‌رود». در ادامه نیز با اشاره به محدودیت­های زبانی در انتقال مفاهیم و حالات عرفانی، به تجربه­های معنوی و عرفانی اشاره می­کند. نفّری هم در این متن بر ناتوانی و زبونی زبان و سخن در شناخت محبوب (خدا) تأکید می­کند؛ زیرا زبان در این راه نه­تنها الکن، محدود و ناکارآمد است، که توانایی دیدار حق را نیز ندارد؛ چراکه «مشاهده راه را بر گفتار می‌بندد» (استیس، 1367، ص. 289) و چنان­که در متن زیر نیز مشاهده می­شود، زبان در این میدان پا به گریز می­گذارد؛ لذا بهتر آن است که از سخن­گفتن روی گرداند و خموشی گزید:

داده: «و گفت تو را آن به که با من خموشی گزینی و تنها به گاه ضرورت سخن گویی و گفت تأثیر نگاه من در همه­چیز موجود است و اگر آن را بر زبان بگذارم، زبانت بگریزد!» (نفرّی، 1397، ص. 8).

2-2. ارائه و تحلیل داده­هایی از شعر عرفانی

نمونه­های بعدی، بیت­هایی از شعر عرفانی­اند که به «سکوت عرفانی» اشاره دارند و به‌عنوان داده به ربات چت­جی­پی­تی ارائه شده‌ و توسط آن ابزار هوشمند تحلیل و تفسیر شده‌اند.

داده:

بس کن کاین گفت زبان هست حجاب دل و جان

 

کاش نبودی و زبان واقف و دانا دل من
                          (مولوی، 1355، غزل 1817)

 

پاسخ ربات: «این بیت از مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) است و معنای عمیقی دارد. به نظر می‌رسد که شما هم به شعر و عرفان علاقه دارید. معنی این بیت به‌طور خلاصه این است: «بس کن؛ زیرا این گفتار زبان، حجابی بر دل و جان است. ای کاش زبان وجود نداشت و قلب من هم آگاه و دانا بود». درواقع، مولانا در اینجا بیان می‌کند که زبان، با تمام توانایی‌هایش، گاهی می‌تواند مانعی برای درک عمیق‌تر حقیقت و ارتباط مستقیم با دل باشد. او آرزو می‌کند که ای کاش قلب می‌توانست بدون واسطة زبان، درک کند و بیان کند. این بیت، اشاره‌ای ظریف به این موضوع دارد که گاهی کلمات و گفتار نمی‌توانند احساسات واقعی و درونی ما را به­طور کامل منتقل کنند. همچنین می‌تواند به این مفهوم اشاره داشته باشد که درک شهودی و قلبی، گاهی از درک منطقی و زبانی، عمیق‌تر و واقعی‌تر است» (چت­جی­پی­تی).

در این تحلیل، ربات دیگر بین نظم یا نثر بودن متن تردیدی ندارد؛ ظاهراً مشکل چت­جی­پی­تی این است: متنی را که در قالب نثر دریافت می­کند، در نظم یا نثر بودنش شک دارد، اما در متنی که در قالب شعر و بیت می­پذیرد، تردیدی ندارد. نکتة دیگر اینکه ربات به­درستی نام شاعر را ذکر کرده ­است و این‌هم در نوع خودش جالب است. تحلیل ربات هم تقریباً درست است و به‌مثابه عرفا و صوفیه که سخن را به‌منزلة غبار و حجاب راه می­دانستند و مانع دیدار؛ چنان­که شمس تبریزی می­گوید: «از این حجاب­های بی­نهایت می­باید گذشتن، آنجا که معنی است سخن کجاست و معنی کجا؟» (شمس تبریزی، ۱۳۶۹، ج. 1/118). و در ادامه، از درک شهودی و قلبی می­گوید که کیفیتی ناب است در فرایند سلوک؛ چراکه دیدار و تجلّی حق «تأثیر انوار حق باشد به حکم اقبال بر دل مقبلان که بدان شایستة آن شوند که به دل مر حق را ببینند» (هجویری، 1389، ص. 504).

داده:

معانی هرگز اندر حرف ناید

 

که بحر قلزم اندر ظرف ناید
                              (شبستری، 1371، ص. 7)

پاسخ ربات: «این بیت شعری زیبا و پرمعناست که به زیبایی مفهوم گستردگی و عمق را بیان می‌کند. «معانی هرگز اندر حرف ناید»: در عرفان، «معانی» اشاره به حقایق و اسرار باطنی و الهی دارد. این حقایق از جنس نور، شهود و تجربه‌های روحانی هستند که فراتر از درک حسی و عقلی قرار می‌گیرند. کلمات و حروف، ابزاری محدود و دنیوی هستند که برای انتقال مفاهیم ظاهری به کار می‌روند. اما معانی باطنی، آن‌چنان لطیف و فراتر از ادراک حسی و عقلی هستند که نمی‌توان آنها را به‌طور کامل در قالب کلمات و عبارات محدود جای داد. به­عبارتی، زبان در برابر عظمت حقایق باطنی، ناتوان و الکن است. درواقع، این مصرع به این نکته اشاره دارد که زبان و کلام، اگرچه ابزار ارزشمندی برای بیان ظواهر امور هستند، اما درنهایت نمی‌توانند تمامیت و عمق حقایق عرفانی را بیان کنند؛ زیرا تجربه‌های شهودی و باطنی، شخصی و غیرقابل انتقال کامل هستند.

«که بحر قلزم اندر ظرف ناید»: این مصرع، تشبیهی است برای درک بهتر مفهوم مصرع اول. «بحر قلزم» یا دریای سرخ، نمادی از عظمت، گستردگی و بی‌کرانی است. در عرفان، این دریا می‌تواند نمادی از دریای وجود، دریای معرفت الهی یا دریای عشق باشد. ظرف نیز نمادی از ذهن محدود انسان است. همان‌طور که نمی‌توان تمامیت و عظمت دریای سرخ را در ظرفی کوچک جای داد، معانی و حقایق باطنی نیز آن‌قدر وسیع و عمیق هستند که نمی‌توان آنها را در ظرف محدود ذهن و کلام جای داد. این تشبیه بیانگر این است که تلاش برای محدودکردن حقایق عرفانی در قالب کلمات، کاری بیهوده و نشدنی است.

تفسیر عرفانی کلی بیت: از منظر عرفانی، این بیت بیانگر این است که حقایق و اسرار الهی آن‌قدر عظیم و گسترده هستند که فراتر از زبان و بیان قرار می‌گیرند. این حقایق را تنها می‌توان با شهود، تجربه‌های باطنی و فنای نفس درک کرد و زبان از بیان کامل آنها عاجز است. این بیت اشاره‌ای ظریف به محدودیت زبان در برابر عظمت معنوی دارد و ما را دعوت به فراتررفتن از کلمات و توجه به شهود و تجربه‌های درونی می‌کند. درواقع، این بیت به ما یادآوری می‌کند که حقیقت نهایی را نه در کلمات، بلکه در قلب و روح خود باید جستجو کنیم.

این بیت یادآوری می‌کند که:

  • معرفت باطنی:حقایق عرفانی، صرفاً با خواندن و شنیدن به دست نمی‌آیند، بلکه نیازمند تجربه‌های شخصی و سیروسلوک باطنی هستند.
  • محدودیت زبان:زبان ابزاری ناکافی برای بیان تمامیت حقایق عرفانی است.
  • اهمیت شهود:شهود و تجربه‌های درونی نقشی حیاتی در درک حقایق باطنی دارند.
  • جست‌وجوی حقیقت در درون:حقیقت نهایی در قلب و روح انسان قرار دارد و نه در کلمات و عبارات» (چت‌جی­پی­تی).

درخصوص محدودیت زبان در راستای بروز حقایق معنوی پیشتر سخن گفته شد. در اینجا هم مشاهده می‌شود که تحلیل ربات بسیار مبسوط و پذیرفتنی است. گنگ‌بودن زبان و نارسایی لفظ در معنا، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌­های عرفاست که در بیت زیر نیز می­توان مشاهده کرد:

 

داده:

لفظ در معنا همیشه نارساست
نطق اسطرلاب باشد در حساب

 

زان پیمبر گفت قد کل لسان
چه قدر داند ز چرخ و آفتاب
                        (مولوی، 1330، ج. 2/3013)

پاسخ ربات: «این ابیات از مولانا جلال‌الدین بلخی است که در آن به محدودیت زبان در بیان حقیقت اشاره می‌کند. مولانا در اینجا می‌گوید: «لفظ در معنا همیشه نارساست»: واژه‌ها و زبان نمی‌توانند به­طور کامل و دقیق معانی عمیق و حقیقی را منتقل کنند. «زان پیمبر گفت قد کل لسان»: به همین دلیل، پیامبر فرمود که زبان‌ها در بیان حقیقت محدود و ناکامل هستند. «نطق اسطرلاب باشد در حساب»: سخن‌گفتن مانند اسطرلابی است که فقط می‌تواند سایه‌ای از واقعیت را نشان دهد. «چه‌ قدر داند ز چرخ و آفتاب»: اسطرلاب چه می‌داند از حقیقت کامل آسمان‌ها و خورشید؟ به همان شکل، زبان و کلام نمی‌توانند ذات و حقیقت مطلق را بازنمایی کنند. مولانا در این ابیات تأکید دارد که حقیقت و معنا فراتر از محدودة زبان و الفاظ است و برای درک آن باید از سطح ظاهری فراتر رفت» (چت­جی­پی­تی).

در این نمونه نیز ربات به­درستی نوع متن، یعنی شعر و شاعر ابیات را تشخیص داده ­است. در تحلیل متن نیز یک­راست به سراغ بحث «محدودیت زبان در بیان حقایق» می­رود.

داده:

گفت‌وگوی ظاهر آمد چون غبار

 

مدتی خاموش خو کن هوش دار
                           (مولوی، 1330، ج. 1/577)

پاسخ ربات: «این بیت زیبا از ادبیات فارسی نمایانگر مفهومی عمیق و قابل‌تأمل است. تحلیل عرفانی این بیت را می‌توان براساس مضامین رایج در ادبیات عرفانی، مانند سکوت، تأمل، و توجه به حقیقت درونی، ارائه کرد:

  1. «گفت‌وگوی ظاهر به‌عنوان غبار»: در عرفان، «ظاهر» به آنچه موقتی و گذرا است، اشاره دارد. گفت‌وگوهای ظاهری نمادی از اشتغالات دنیوی و بی‌حاصل است که روح انسان را از توجه به حقیقت دور می‌کند. غبار، به‌دلیل ماهیت سبک و پراکنده‌اش، تمثیلی از اموری است که تأثیر عمیق و پایدار ندارند. عارف به­جای پرداختن به این گفت‌وگوها، سکوت و تأمل را برمی‌گزیند.
  2. خاموشی: خاموشی در عرفان جایگاه والایی دارد؛ چراکه زبان اغلب ابزاری برای ابراز نفس و جدایی از حقیقت است. عارفان توصیه می‌کنند که سکوت پیشه کنیم تا بتوانیم به عمق دل و اسرار درون راه پیدا کنیم. «مدتی خاموش خو کن» به این معناست که عادت به سکوت، زمینه‌ساز بینش و شهود عرفانی است.
  3. هوشیاری: هوشیاری یا «هوش‌داری» در عرفان، به معنای آگاهی مداوم از حضور خداوند و مراقبت از دل است. در این بیت، به عارف توصیه می‌شود که سکوت به‌تنهایی کافی نیست؛ بلکه باید همراه با هوشیاری باشد تا دل از پراکندگی و حواس‌پرتی محفوظ بماند.

پیام کلی: بیت تأکید دارد که انسان باید از سرگرم‌شدن به ظواهر دنیا و سخنان بی‌ارزش پرهیز کند و با سکوت و مراقبه، ذهن خود را از آشفتگی دور کرده و به حقایق عمیق‌تر و پایدارتر هستی توجه کند. این فرایند، مسیر نزدیکی به خداوند و کشف حقیقت است» (چت­جی­پی­تی).

مضمون این بیت نیز در ادامة مفهوم بیت­های پیشین است که زبان و سخن نزد عرفا به‌مثابه حجاب دل و جان است و گفت­وگوی ظاهری غبار راه سلوک. براین‌اساس، تحلیل ربات پذیرفتنی است. چت­جی­پی­تی در تفسیر این بیت، به اصطلاحاتی عرفانی، نظیر سکوت و خاموشی، توجه به حقیقت درونی، حضور، مراقبت و هوشیاری عرفانی اشاره می­کند و سخن را غبار راه حقیقت می­داند. از سوی دیگر، آنچه در این تحلیل و تحلیل­های پیشین مهم و درخور تأمل است، توجه به بُعد ادبی و شناخت لایة زیرین متن است؛ بدین­ترتیب که ربات در تحلیل­هایش به­درستی از شگرد «نماد» یاد می‌کند و در تفسیرهایش می­کوشد تا به رمزگشایی آن نمادها بپردازد.

داده:

گر تو به شکرخنده دهان بگشایی
خاموشی تو همه ز گفتار من است

 

بند غمم از سینة جان بگشایی
من لب بستم تا تو زبان بگشایی
                             (غزالی، 1376، ص. 296)

پاسخ ربات: «این شعر از هوشنگ ابتهاج (سایه) است و سرشار از احساس و لطافت است. در اینجا به تفسیر کوتاهی از ابیات می‌پردازیم:

بیت اول: “گر تو به شکرخنده دهان بگشایی / بند غمم از سینة جان بگشایی”

  • در این بیت شاعر بیان می‌کند که اگر معشوق لب به خنده بگشاید، غم و اندوه از دلش زدوده می‌شود. “شکرخنده” کنایه از لبخند شیرین و دلنشین است و نشان می‌دهد که لبخند معشوق چه تأثیر شگرفی بر جان شاعر دارد.
  • “بند غم” به معنای غصه و اندوهی است که سینه را دربرگرفته و با بازشدن لب معشوق به خنده، این بند باز می‌شود و جان شاعر از غم رهایی می‌یابد.

بیت دوم: “خاموشی تو همه ز گفتار من است / من لب بستم تا تو زبان بگشایی”

  • در این بیت شاعر دلیل سکوت معشوق را گفتار خود می‌داند و می‌گوید که به خاطر اوست که معشوق خاموش است.
  • “من لب بستم” اشاره به سکوت و خاموشی شاعر دارد. شاعر سکوت می‌کند تا معشوق لب به سخن بگشاید. درواقع این بیت نشان‌دهندة فداکاری و ازخودگذشتگی شاعر در برابر معشوق است. شاعر حاضر است سکوت کند تا معشوق سخن بگوید و شاد باشد.

تفسیر کلی: در این شعر، شاعر با زبان احساس و عاطفه، به بیان عشق و دلبستگی خود به معشوق می‌پردازد. او بیان می‌کند که لبخند معشوق، آرامش‌بخش جان اوست و سکوت معشوق، نتیجة سخن گفتن اوست. شاعر فداکارانه، سکوت می‌کند تا معشوق زبان بگشاید. این شعر، سرشار از عشق و لطافت است و به زیبایی، رابطة عاشق و معشوق را به تصویر می‌کشد» (چت­جی­پی­تی).

اگرچه ربات این­بار نیز متن را شعر تشخیص می­دهد، اما در شناخت شاعر آن اشتباه فاحشی دارد؛ لغزشی در حد چند قرن! به فراخور این تشخیص نادرست (ابتهاج به­جای غزالی)، نوع تحلیل ربات نیز نادرست ارائه می­شود؛ زیرا متن از بافت و ساحت عرفانی خارج شده و وارد فضایی غنایی و احساسی می­شود. حرف غزالی آن است که ثمرة سکوت سالک این است که حق سخنگو خواهد بود؛ اما ربات این سکوت را فداکاری شاعر می­داند و... . در بیت­های زیر نیز تأکید مولانا بر «سکوت» برای شنیدن سخن حق است:

داده:

دم مزن تا بشنوی از دم‌زنان
دم مزن تا بشنوی زان آفتاب
دم مزن تا دم زند بهر تو روح

 

آنچ نامد در زبان و در بیان
آنچ نامد در کتاب و در خطاب
آشنا بگذار در کشتی نوح
                         (مولوی، 1330، ج. 3/1298)

پاسخ ربات: این ابیات زیبا به یکی از مفاهیم عمیق عرفان و سکوت معنوی اشاره دارند. در اینجا دعوت به سکوت شده است؛ اما سکوتی که نه صرفاً بی‌کلامی، بلکه نوعی آرامش درونی و خاموشی ذهن برای شنیدن و درک چیزی فراتر از زبان و بیان انسانی است. «دم مزن تا بشنوی از دم‌زنان»: در این مصرع، شاعر تأکید می‌کند که برای شنیدن حقایق معنوی که از اهل دل و اهل معنا (دم‌زنان) تراوش می‌کند، باید زبان را خاموش و گوش دل را باز کرد. این حقیقت فراتر از توانایی زبان در بیان است. «دم مزن تا بشنوی زان آفتاب»: «آفتاب» در اینجا نمادی از حقیقت مطلق، نور الهی یا تجلی خداوند است. سخن این است که آن نور در کتاب‌ها و سخنان معمولی نمی‌گنجد، بلکه باید با سکوت و دل‌سپردن آن را یافت. «دم مزن تا دم زند بهر تو روح»: روح، که در اینجا نمایندة جان الهی یا نیروی قدسی است، تنها زمانی به تو نزدیک می‌شود که از هیاهو و سروصدای نفسانی رها شوی. «آشنا بگذار در کشتی نوح»: این مصرع یادآور داستان نوح و کشتی اوست که نمادی از نجات و رهایی است. شاعر توصیه می‌کند که در مسیر معنوی، دل و ذهن خود را از هر مانعی آزاد کنی تا این کشتی تو را به ساحل حقیقت برساند» (چت­جی­پی­تی).

بررسی نمونه­های فوق نشان می­دهد که ربات هوشمند چت­جی­پی­تی با شناخت گسترة عرفان و وقوف بر مکانیسم آن، قدرت تفکیک متن مربوط به این حوزه را از دیگر اقلیم­های ادبی دارد. این نخستین و بایسته­ترین گام درزمینة تحلیل متن است؛ زیرا اگر ربات در نخستین گام خود اشتباه کند، کل فرایند تحلیل بی­اعتبار خواهد بود. اما چت­جی­پی­تی با تشخیص درست ساحت عرفانی متن می­کوشد تا داده­ها را بر مبنای مفاهیم عرفانی تحلیل و تفسیر کند و پردازش خود را با مضامین قلمروهای دیگر، یعنی ساحت­های غنایی، حماسی و... نیامیزد. از سوی دیگر، بررسی درست متن عرفانی ملزوماتی را می­طلبد که مهم‌ترین آن داشتن فهم دقیق و صحیح از واژه­ها و اصطلاحات حوزة عرفان است و تا این ابزار بایسته مهیا نباشد، عمدة تحلیل­ها ناقص و ابتر خواهد بود. بررسی داده­های این جستار نشان می­دهد که یکی از توانمندی‌های درخور توجه چت­جی­پی­تی، شناخت کافی و درست از لغات و تعبیرات عرفانی است. این ربات هوشمند هم به­خوبی کلمات و اصطلاحات عرفانی را می­شناسد و هم در تبیین و توضیح آن مفاهیمِ جاری در بستر متن، کارآمد است. برخورداری ربات هوشمند از پردازش زبان طبیعی ([3]NLP) در کنار مزایایی همچون استخراج خودکار داده‌ها، صرفه‌جویی در زمان و منابع، تسریع در روند بررسی و...، رایانه‌ها را قادر می‌سازد تا زبان انسان را درک و تفسیر کنند و آن را به ابزاری ایدئال برای استخراج داده‌های مرتبط از مجموعة وسیعی از اطلاعات متنی تبدیل می‌کند. با استفاده از الگوریتم‌های NLP، محققان می‌توانند فرایند استخراج را خودکار کنند و تلاش دستی مورد نیاز را به میزان چشمگیری کاهش دهند (Hill et al., 2023).

یکی از منصه­های بروز و ظهور این مورد آن است که توانایی چت­جی­پی­تی در بررسی متون عرفانی، تنها مختص به پردازش و تشریح ظاهر متن نمی­شود و شاید بتوان گفت، بایسته­ترین توانایی این ربات هوشمند در فهم زبان رمزی، شناخت بُعد ادبی و درک لایه­های زیرین متن و رمزگشایی آنهاست؛ عناصری که عمدتاً در هیئت نمادها بروز و ظهور می­یابند و پرداختن به آنها مستلزم برخورداری از دانش­های عرفانی و ادبی است.

معماری چت­جی­پی­تی براساس معماری ترانسفورماتور است و طراحی ترانسفورماتور مبتنی‌بر مفهوم مکانیزم‌های

 

خود توجهی است که مدل را قادر به پردازش می‌کند (Banik et al., 2024, P. 104). چارچوب ترانسفورماتور از پیش آموزش‌دیده(GPT)  که معماری چت­جی­پی­تی بر آن استوار است، تاکنون چندین بازنگری را پشت سر گذاشته است که هرکدام پیشرفت‌های بسیاری در اندازة مدل، داده‌های آموزشی و تنظیم دقیق داشته ­است. این تغییرات  سبب شده‌اند ربات ظرافت­های پیچیدة زبان را تشخیص دهد و پاسخ­های قابل‌فهم و مناسبی برای موقعیت داده شده، ارائه دهد (Banik et al., 2024) می­شود. به‌منظور بهره­وری بیشتر از این ربات هوشمند درزمینة تحلیل متون، به‌ویژه متون عرفانی که گاه فهم آن­ دشوار است و نیز برای انتخاب یک معنای درست از بین چند معنای ارائه­شده، می‌توان را ربات آموزش داد تا نخست پاسخی مختصر دربارة موضوع ارائه کند و درصورت ورود بحث به نکات پیچیده و فنی، با طرح پرسش‌های بیشتر، پاسخ صحیح را در راستای مفهوم مورد نظر ارائه دهد. به‌این­ترتیب، هوش مصنوعی به‌مثابه یک مولد عمل کرده، داده‌های جدیدی را براساس الگوها و ساختارهای آموخته‌شده از داده‌های موجود ایجاد می­کند. این کار با استفاده از تکنیک‌های یادگیری عمیق و شبکه‌های عصبی برای تجزیه‌وتحلیل امکان‌پذیر است؛ یعنی، برخی مفاهیم عرفانی به­صورت دقیق و براساس کارکرد سیستم زیستی عصبی انسان، به ربات آموزش داده شود تا ربات براساس آنچه آموخته، درصدد تحلیل این متون برآید.

 نتیجه‌گیری

قلمرو عرفان، ساحتی است رازناک، مبهم و تودرتو؛ و ورود به این اقلیم ملزوماتی را می­طلبد که پژوهنده از شناخت و پرداخت آنها ناگزیر است؛ چراکه زبان رمزی، ساحت معرفتی و انباشت مفاهیم در لایه­های زیرین متن با سایر حوزه­ها متفاوت است. به تعبیری، اگر ساحت عرفانی و مستلزمات آن به­خوبی درک و فهم نشود، تحلیل برآمده از آن نیز درست و متقن نخواهد بود. با این توضیحات، در بررسی داده­های این پژوهش (با موضوع «سکوت عرفانی») توسط ربات هوشمند چت­جی­پی­تی چند نکته حائز اهمیت است. نخست اینکه ربات مزبور از ساحت عرفانی متن و تفکیک آن از دیگر حوزه­ها (ساحت غنایی، حماسی و...) شناخت کافی دارد؛ یعنی در تفسیرها، پس از پردازش داده­ها و دریافت این نکته که متن مربوط است به حوزة عرفان، می­کوشد تا آن را براساس مفاهیم عرفانی تجزیه‌وتحلیل کند. در پردازش داده‌های این پژوهش، چت­جی­پی­تی تنها یک‌بار در شناخت و تفکیک ساحت­ها دچار لغزش شد و آن‌هم به‌سبب این بود که در تشخیص خالق متن اشتباه کرد و به­جای احمد غزالی، متن را متعلق به هوشنگ ابتهاج دانست. با همین خطا، اشتباه بعدی نیز سر زد و آن اینکه به­جای تحلیل متن در بافت عرفانی، آن را در بافت غنایی تحلیل کرد. این نکته نشان می­دهد که هوش مصنوعی تا اندازه­ای می­داند که کدام شاعر متعلق به کدام ساحت است! یکی دیگر از کاستی­های این ابزار آن است که وقتی داده­ای در قالب «نثر» به آن ارائه می­شود، در تشخیص «نظم» یا «نثر» بودن آن دچار تردید می­شود (این مشکل در بخش داده­های شعری دیده نشد).

شناخت دقیق و درست اصطلاحات عرفانی، دیگر توانمندی ربات هوشمند است. چت­جی­پی­تی هم واژه­ها و اصطلاحات این حوزه را می­شناسد و هم هنگام تحلیل متن به­خوبی از آنها بهره می­گیرد و به آنها می­پردازد. همچنین، تسلط این ابزار هوشمند در فهم زبان رمزی، شناخت بُعد ادبی و لایه­های زیرین متن که بیشتر در قالب نمادها نمود می‌یابند نیز درخور توجه است. با این توضیحات و ازآنجایی‌که هوش مصنوعی به­مرور خود را تقویت و ترمیم می­کند، چندان دور نیست که به­دستیاری این ابزارهای مدرن و هوشمند، به­زودی افق­های نوینی در بحث پردازش و فهم متون عرفانی بر روی مخاطبان این حوزه گشوده شود.

.[1] Problem Solving Process

.[2] Chat GPT

[3] Natural Language Processing

آذربایجانی، مسعود (1387). روان­شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی. سمت.
استیس، والترترنس (1376). فلسفه و عرفان (بهاءالدین خرمشاهی، مترجم). سروش.
اسدی، زهرا (1397). هوش معنوی در ادب عرفانی با تکیه بر اندیشه­های مولانا. فصلنامه تخصّصی زبان و ادبیات فارسی، 14(57)، 28-50. https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1675774/text
بلاو، آن­ماری (1385). روان­شناسی اجتماعی) مقدم­های بر نظریه­ها و آیین­ها)  (سیدمحمد دادگر، مترجم). آوای نور.
حلاج، حسین بن منصور (1379). مجموعه آثار حلاج (قاسم میرآخوری، محقق و مترجم). یادآوران.
روزبهان بقْلی فسایی شیرازی (1360). شرح شطحیات (تصحیح و مقدمة هانری کربن). انجمن ایران­شناسی فرانسه در تهران، کتابخانة طهوری.
سجادی، سیدجعفر (1383). فرهنگ اصطلاحات و تعبیرات عرفانی. انتشارات طهوری.
سلطانی، منظر، و پورعظیمی، سعید (1393). بیان­ناپذیری تجربة عرفانی با نظر به آرای مولانا در باب صورت و معنا. ادبیات عرفانی و اسطوره­شناختی، 10(34)، 131-159. https://journals.iau.ir/article_511575.html
شبستری، محمود بن عبدالکریم (1371). گلشن راز (به اهتمام احمد مجاهد و محسن کیایی). منوچهری.
شمس تبریزی، ملک­داد (1369). مقالات شمس (محمدعلی موحد، مصحح). خوارزمی.
عطار، فریدالدین محمد (1387). تذکرة الاولیا (محمد استعلامی، مصحح). زوار.
غزالی طوسی، ابوحامد امام محمّد بن محمّد (1352). احیاء علوم­الدین (مؤیّدالدّین محمّد خوارزمی، مترجم؛ به کوشش حسین خدیوجم؛ ج. 3). انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.
غزالی، احمد (1376). مجموعة آثار فارسی احمد غزالی (به اهتمام احمد مجاهد). مؤسسة انتشارات و چاپ دانشگاه تهران.
کیسنجر، هنری، اشمیت، اریک، و هوتنلرچر، دانیل (1401). عصر هوش مصنوعی و آیندة ما انسان­ها (علی علی‌پناهی، مترجم). ذهن­آویز.
قشیری، عبدالکریم بن­هوازن (1381). رسالۀ قشیریه (ابوعلی حسن بن احمد عثمانی، مترجم؛ بدیع‌ا­لزمان فروزانفر، مصحح). انتشارات علمی فرهنگی.
محمدرحیمی، نوید (1393). استفاده از توانایی حل مسئلة هوش معنوی برای هوش مصنوعی. دومین کنفرانس بین­المللی دستاوردهای نوین در علوم مهندسی و پایه. اردبیل، مرکز علمی کاوشگر علم.
مولوی، جلال­الدین (1355). کلیات شمس (بدیع­الزمان فروزان­فر، مصحح). امیرکبیر.
مولوی، جلال­الدین (1330). مثنوی معنوی. مولی.
نجم­الدین رازی، عبدالله بن محمد (1389). مرصاد العباد (محمدامین ریاحی، مصحح). انتشارات علمی فرهنگی.
نراقی، محمدمهدی (1372). گزیدۀ جامع السعادت. حکمت.
نِفّری، محمدبن عبدالجبار بن حسن (1397). کتاب مواقف و مخاطبات (امیرحسین الهیاری، مترجم). مولی.
هجویری، علی (1389). کشف المحجوب (محمود عابدی، مصحح). سروش.
دوره 19، شماره 1 - شماره پیاپی 54
هوش معنوی و هوش مصنوعی (تعامل ادبیات عرفانی و هوش مصنوعی)
شهریور 1404
صفحه 1-18
  • تاریخ دریافت: 15 دی 1403
  • تاریخ بازنگری: 08 اسفند 1403
  • تاریخ پذیرش: 21 اسفند 1403