<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های ادب عرفانی</title>
    <link>https://jpll.ui.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های ادب عرفانی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 20 Feb 2027 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 20 Feb 2027 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اشاراتِ‌ عرفانی در تفسیرِ منیر امام حدادی</title>
      <link>https://jpll.ui.ac.ir/article_30308.html</link>
      <description>کتاب معانی کتابُ‌ الله و تفسیرِهِ المُــنیر، اثر ابونصر حدادی (درگذشته ۴۵۷ق.) از تفاسیر ادبی، ذوقی، روایی و عرفانی کلام‌الله مجید است که بخش نخست آن را جلال متینی با عنوان تفسیری بر عشری از قرآن در سال ۱۳۵۲، بدون ذکر نام نویسنده منتشر کرد. در پژوهش‌های بعدی، به‌منظور شناسایی نویسندۀ اثر، رسالۀ دانشگاهی و مقالاتی تدوین و به جامعۀ ادبی ارائه شد. عمادی حائری (۱۳۸۹) مؤلف کتاب را معرفی کرد و سپس با دستیابی صفری آق‌قلعه (۱۳۹۵) به دست‌نویس سوم، مشخص شد که این تفسیر دو بخش دارد؛ بخش نخست، اثرِ امام حدادی و بخش دوم آن نوشتۀ پسر او، ابوبکر است. در این تفسیر بیش از دویست گفتار از صوفیان نقل شده است؛ هفتاد گفتار در مجلد نخستِ تصحیح‌شدة متینی ضبط شده و سایر اقوال در دست‌نویس نویافتۀ محفوظ در کتابخانۀ نافذپاشای استانبول گرد آمده است. این سخنان عارفانه، متن تفسیر را آراسته است و پژوهش در این اقوال به شناخت بیشتر امام حدادی کمک می‌کند. در این مقاله به شماری از این اقوال همراه با اسناد و منابع آنها اشاره و مآخذ آنها نیز معرفی می‌شوند. برخی پژوهشگران تمامی منقولات تفسیری کتاب را شنیده‌های شفاهی مؤلف دانسته یا نویسنده را فردی جز حدادی معرفی کرده‌اند؛ حتی گروهی دیگر این اثر را صرفاً ترجمۀ بحرالعلوم سمرقندی تلقی کرده‌اند. نویسندگان این مقاله بر آن‌اند که هیچ‌یک از این دیدگاه‌ها قرین صواب نیست. اگرچه حدادی در بخش اشارات از تفسیر ابوعبدالرحمن&amp;amp;nbsp;سُلَمی&amp;amp;nbsp;(۴۱۲ ق.) بهره برده است و بعید نیست در بخش‌های تفسیری نیز از بحرالعلوم سمرقندی (۳۷۳ق.) استفاده کرده باشد؛ درنتیجه، قصد او سرقت علمی یا فقط برگرداندن و ترجمۀ یک اثر دیگر نبوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل متن شناختی مثنوی مخزن المتقین شرح عرفانی خطبۀ متقین امام علی(ع) سرودۀ احمدجان خان بارالکدی</title>
      <link>https://jpll.ui.ac.ir/article_30512.html</link>
      <description>مثنوی مخزن‌المتقین سرودۀ احمدجان‌خان بارالکدی &amp;amp;nbsp;(زنده در ۱۳۲۸ق.)، از خاندان یوسف‌زئی و از رجال دانشمند، حکیم و شاعر دربار کابل در عهد امیر حبیب‌الله‌خان (۱۹۰۱ـ۱۹۱۹م.)، از آثار کمتر شناخته‌شدۀ ادب فارسی در قلمرو متون تعلیمی‌ـ‌عرفانی به شمار می‌آید که با محوریت شرح منظوم خطبۀ متقین امیرالمؤمنین علی(ع) شکل گرفته است. باوجود اهمیت ادبی و فکری این اثر، تاکنون پژوهش مستقلی دربارۀ ساختار، محتوای فکری و ویژگی‌های متن‌شناختی آن انجام نشده و اطلاعات موجود بیشتر به معرفی‌های کتاب‌شناختی محدود مانده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی‌ـ‌ تحلیلی و باتکیه‌بر روش متن‌شناسی، به بررسی ساختار اثر، شیوۀ شرح‌نگاری شاعر، جایگاه قرآن و حدیث در منظومه، مضامین عرفانی و تعلیمی، بازتاب‌های فرهنگی‌ـ اجتماعی و نیز مهم‌ترین شگردهای بلاغی به‌کاررفته در آن می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مخزن‌المتقین بر الگویی نسبتاً منظم در شرح خطبۀ متقین استوار است؛ بدین‌گونه که شاعر ابتدا فرازهایی از متن عربی خطبه را نقل کرده، سپس ترجمۀ فارسی آن را آورده و در ادامه با شرحی منظوم به تبیین مفاهیم اخلاقی و عرفانی آن پرداخته است. در این فرایند، آیات قرآن و احادیث نبوی و علوی نقش بنیادینی در شکل‌گیری ساختار معنایی اثر دارند و شاعر با اقتباس از آن‌ها، چارچوبی حدیثی‌ـ‌تفسیری برای منظومه فراهم کرده است. افزون‌بر این، بهره‌گیری از حکایت، تمثیل و صنایع بلاغی گوناگون سبب شده است مفاهیم انتزاعی تقوا، سلوک، اخلاص و عشق الهی در قالبی هنری و تأثیرگذار بیان شود. بررسی متن همچنین نشان می‌دهد که این اثر افزون‌بر جنبه‌های دینی و عرفانی، بازتاب‌هایی از فضای فرهنگی و اجتماعی افغانستان در اوایل قرن چهاردهم هجری را در خود جای داده است. براین‌اساس، مخزن‌المتقین را می‌توان اثری دانست که در پیوند میان سنت شرح‌نویسی دینی، ادبیات تعلیمی و عرفان اسلامی قرار دارد و از جایگاهی شایسته در مطالعات ادبیات دینی فارسی برخوردار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جایگاه کلام مقدس در شفابخشی باتکیه بر متون عرفانی فارسی</title>
      <link>https://jpll.ui.ac.ir/article_30522.html</link>
      <description>یکی از جلوه‌های برجستة کرامت در متون عرفانی، شفابخشی با کلام&amp;amp;nbsp; مقدس است. منظور از کلام مقدس هر&amp;amp;nbsp; سخن یا واژه‌ یا عبارت و متنی است که تقدس خود را از ارتباط با امر الهی یا قدسی گرفته باشد و&amp;amp;nbsp; شامل آیات قرآن، دعاها، اذکار، مزامیر، سرودهای مذهبی&amp;amp;nbsp; یا آیینی است. این پژوهش با تأکید بر نقش معنویت در فرایند درمان، نشان می‌دهد که کلام مقدس در متون عرفانی هم ابزاری برای نیایش است و هم نیرویی شفابخش و حیات‌بخش شناخته می‌شود. هدف کلام مقدس، طبقه‌بندی و تحلیل ابعاد معنوی این نوع شفابخشی و ذکر پیشینة تاریخی آن با استفاده از منابع کتابخانه&amp;amp;rlm;ای است که در چهار شیوة اصلی خواندن قرآن و استماع آن، قرائت نماز، دعاکردن و ذکرگفتن تحقق می‌یابد. این شیوه‌ها در کرامات عرفانی به دو صورت دائمی و موقت مشاهده شده‌اند: در نوع دائمی، بیماری به‌طور کامل از وجود بیمار رخت برمی‌بندد؛ درحالی‌که در نوع موقت، صاحب کرامت به‌طور موقت و برای انجام فرائض دینی سلامت خود را بازمی‌‌یابد. بررسی بسامد این شیوه‌ها نشان می‌دهد که شفابخشی ازطریق دعا بیشترین فراوانی را دارد، درحالی‌که شفابخشی با نماز کمترین بسامد را به خود اختصاص داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش‌گرای معرفی‌نامه‌های مسجع تذکرة‌الاولیا در چهارچوب نظریۀ نظام‌مند هلیدی</title>
      <link>https://jpll.ui.ac.ir/article_30521.html</link>
      <description>تذکرةالاولیاء عطار از مهم‌ترین متون نثر عرفانی قرن ششم هجری است که با نثری مسجع و آهنگین، زندگی و مقامات مشایخ تصوف را روایت می‌کند. در این میان، بخش معرفی‌نامه‌های آغازین هر باب، ازنظر گفتمانی جایگاهی ویژه دارند؛ زیرا عطار در این بخش‌ها با زبانی مسجع و موزون به بازنمایی منزلت اولیا می‌پردازد. پژوهش حاضر باتکیه‌‌بر نظریة نقش‌گرای نظام‌مند هلیدی و براساس سه فرانقشِ بازنمایی، بینافردی و متنی، گفتمانِ معرفی‌نامه‌های مسجع تذکرةالاولیاء را تحلیل کرده است. روش پژوهش توصیفی‌ـ‌ تحلیلی است و ‌بر پایة تحلیل کیفی داده‌ها انجام شده است. داده‌های پژوهش شامل هفتاد و دو معرفی‌نامه از تذکرة‌الاولیاء است که در آن‌ها ساخت‌های نحوی، انتخاب واژگان و بافت گفتمانی بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که معرفی‌نامه‌های مسجع عطار براساس نوع تعامل فرانقش‌های زبانی و سیطرة فرایندهای فعلی، به چهار الگوی گفتمانی تفکیک می‌شوند: نخست، الگوی &amp;amp;laquo;مقام‌یافته&amp;amp;raquo; که در آن هویت معنوی عارف ثابت است؛ دوم، الگوی &amp;amp;laquo;کنش‌گر&amp;amp;raquo; که بر حرکت و تحول رادیکال در مسیر سلوک تأکید دارد؛ سوم، الگوی &amp;amp;laquo;احساس‌گر&amp;amp;raquo; که تجربه‌های درون‌ذهنی شیدایی را بازتاب می‌دهد؛ و چهارم، الگوی &amp;amp;laquo;کارکردگرا&amp;amp;raquo; که در آن پیوندی متوازن میان ساحت‌های کمال سلوک برقرار است و هر سه نوع فعل به تعادل به کار رفته‌اند. نتایج نشان می‌دهد که عطار با بهره‌گیری از ساخت‌های مسجع، افعال مادی و ذهنی، و گزینش ضمایر ارجاعی، گفتمانی قدسی، تعلیمی و تمجیدی می‌آفریند که در آن، زبان ابزاری برای بازنمایی سلوک عرفانی و تثبیت مرجعیت معنوی اولیا است. فرانقش بازنمایی بر ساختارهای وصفی و افعال انتقالی تکیه دارد، فرانقش بینافردی روابط احترام‌آمیز و خضوع‌آمیز میان گوینده و موضوع را برجسته می‌سازد و فرانقش متنی با هماهنگی آهنگ و سجع، انسجام و توازن زبانی را حفظ می‌کند. درمجموع، تحلیل نقش‌گرایانه نشان می‌دهد که نثر مسجع عطار افزون بر ماهیت زیباشناختی، کارکردی نیز هست و ازطریق نظام زبانی، معناهای عرفانی و ایدئولوژیک را بازتولید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نگاهی تطبیقی به انیمیشن کوتاه «عقل سرخ» و مقایسة آن با متن ادبی عقل سرخ سهروردی</title>
      <link>https://jpll.ui.ac.ir/article_30570.html</link>
      <description>بررسی تطبیقی آثار اقتباسی برگرفته از ادبیات کلاسیک فارسی، از بزنگاه‌های مهمی است که ظرفیت آسیب‌شناسی دقیق این فرایند را به وجود می‌آورد و زمینه را برای شناسایی شیوه‌های مؤثرتر ارتباط اقتباسی میان ادبیات و تصویرسازی در انواع ژانرهای گوناگون سینمایی فراهم می‌سازد. براین‌اساس، این مقاله با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و رویکردی تطبیقی، به بررسی رسالة عقل سرخ سهروردی و نسخة اقتباس‌شده از آن در انیمیشنی کوتاه با همین عنوان می‌پردازد و می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که آیا اقتباس از متون کوتاه عرفانی یا فلسفی‌ـ‌عرفانی ادبیات کلاسیک برای ساخت فیلم کوتاه انیمیشن و انتقال ظرفیت‌های مضمونی و ساختاری آن‌ها باتوجه‌به نمونة انتخاب‌شده امکان‌پذیر است؟ براین‌اساس، به نظر می‌رسد باوجود برخی شباهت‌های کلی مثل تشابه در خط اصلی داستانی و انتقال ظرف بیانی سفر ــ به‌عنوان چهارچوب اصلی داستان از متن به انیمیشن ــ با در نظر گرفتن این نکته که برخی موارد داستانی برای رعایت انسجام روایت بصری، حذف شده است و همچنین نمادها نیز به‌جز انتقال تصویری و با اندک خلاقیتی در بازنمایی، به سطح بیانی تازه‌ای منجر نمی‌شوند و زبانی متناسب با مفاهیم چندلایه و تفسیرپذیر متن نیز شکل نمی‌گیرد، نمی‌توان چنین اقتباس‌هایی را موفق ارزیابی کرد و لازم است علاوه‌بر استفاده از ظرفیت‌های نامحدود میزانسن در انیمیشن، راه‌هایی خلاقانه برای تبدیل مضامین عرفانی به تصاویر معناساز به کار گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل الگوی سفر قهرمان در داستان حضرت ابراهیم در تفسیرکشف‌الاسرار و عدة‌‌الابرار</title>
      <link>https://jpll.ui.ac.ir/article_30704.html</link>
      <description>الگوی سفر قهرمان با نام کمبل، اسطوره‌شناس آمریکایی، شناخته می‌شود. کمبل با تطبیق اسطوره‌های متعلق به دوره‌ها و کشورهای مختلف، به شباهت‌هایی میان آن‌ها پی ‌برد و نظریة خود را بر این اساس ارائه کرد که هر قهرمان در سفر خود با سه مرحلۀ اصلی عزیمت، تشرّف و بازگشت مواجه ‌می‌شود. قهرمان از دنیای شناختۀ خود جدا و به‌سوی دنیایی ناشناخته رهسپار می‌شود؛ در این مسیر با آزمون‌هایی مواجه می‌شود که پیروزی را برایش به‌همراه خواهد داشت و سرانجام، پس از تحمل سختی‌های بسیار و پیدایش تغییراتی در وجودش، به دنیای پیشین باز‌می‌گردد. اگرچه این الگو بیشتر با اسطوره‌ها و داستان‌های حماسی سازگار است؛ در متون عرفانی و در بیان مراحل سیروسلوک نیز کاربرد دارد. میبدی در تفسیر ادبی‌ـ ‌‌‌عرفانی کشف‌الاسرار و عدة‌‌الابرار متناسب با بررسی آیات، به ذکر داستان پیامبران و شیوۀ سلوک آنان پرداخته ‌است. حضرت ابراهیم یکی از این قهرمانان است؛ مریدی که با سیروسلوک به مقصود و برکت نهایی دست می‌یابد. پژوهش حاضر با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با هدف بررسی سفرهای این پیامبر و تبیین میزان تطابق آن‌ها با الگوی کمبل انجام شده‌ است. یافته‌ها نشان‌ می‌دهد که سفرهای حضرت ابراهیم فقط در چند مرحلۀ فرعی، به‌صورت ثابت، با این الگو همخوانی دارند و تکرار این مراحل در هر سفر، بیانگر وجود ساختار و الگویی خاص در سفرهای این قهرمان دینی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی محتوایی و انتقادی رساله «البویوروق» منسوب به شیخ صفی‌الدین اردبیلی</title>
      <link>https://jpll.ui.ac.ir/article_30780.html</link>
      <description>رساله &amp;amp;laquo;البویوروق&amp;amp;raquo; ازمهم‌ترین آثار منسوب به شیخ صفی‌الدین اردبیلی است که مجموعه‌ای از مواعظ،توصیه‌های اخلاقی و آموزه‌های عرفانی را در بر دارد. پژوهش حاضر باهدف بررسی محتوای این رساله وارزیابی انتقادی برخی مضامین آن، درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش است که مهم‌ترین آموزه‌های مطرح‌شده در&amp;amp;laquo;البویوروق&amp;amp;raquo;کدام‌اند وچه نقدهایی بر برخی دیدگاه‌های آن وارد است؟این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که نویسنده در آغاز رساله بر عمل به وصیت پیامبر اکرم(ص) تأکید می‌کند و سپس به تبیین ویژگی‌های طالب حق در مسیر سلوک و وصول به مقام فنا می‌پردازد. همچنین بر اهمیت عبودیت و بندگی خداوند، اقامه نماز، پرهیز از تکبر، توسل و استعانت از حضرات معصومان(ع) ومراقبت از نفس امّاره تأکید شده است. بررسی انتقادی رساله نیز نشان می‌دهد که برخی دیدگاه‌های مطرح‌شده در آن، از جمله تفسیر ارائه‌شده از مفهوم&amp;amp;laquo;امانت الهی&amp;amp;raquo;در آیة 72 سوره احزاب، کاربرد برخی تعابیر دربارة زنان ونیز توصیه به پرهیز از معاشرت با عوام و خودداری از تناول غذای افراد بی‌نماز،محل تأمل و نقد است. نتایج پژوهش حاکی ازآن است که رساله&amp;amp;laquo;البویوروق&amp;amp;raquo;از حیث بازتاب بخشی از آموزه‌های عرفانی، اخلاقی و دینی منسوب به شیخ صفی‌الدین اردبیلی،منبعی قابل توجه برای شناخت سنت فکری وفرهنگی وابسته به طریقت صفویه به شمار می‌آید،اما مقایسة آن با کهن‌ترین لایه‌های صفوةالصفا نشان می‌دهد که برخی آموزه‌های صریحاً شیعی رساله-به‌ویژه تأکید بردوازده امام واصل تولّی و تبرّی-بیشتر باگفتمان متأخر طریقت وسلطنت صفوی همخوانی دارد تابا شخصیت تاریخی شیخ صفی‌الدین درسدة هفتم وهشتم هجری؛ هرچند برخی مضامین آن ازمنظر تفسیری واجتماعی نیازمند بازخوانی انتقادی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>داوری‌های اخلاقی شخصیت های داستانی منطق الطیر عطار</title>
      <link>https://jpll.ui.ac.ir/article_30868.html</link>
      <description>منطق‌الطیر عطار نیشابوری از مهمترین متون عرفانی و تمثیلی ادب فارسی است؛ که ساختار روایی آن بر مبنای سفر پرندگان به سوی سیمرغ سامان یافته است. سفری که مسیر تحول انسان از وابستگی‌های نفسانی به ادراک حقیقت وجودی را بازنمایی می‌کند. پرندگان این اثر هریک با انگیزه‌ها؛ ترس‌ها و بهانه‌های خاص خود، گونه‌های مختلفی از تیپ‌های شخصیتی و اخلاقی انسان را بازمی‌نمایانند و همین ویژگی، منطق‌الطیر را به متنی قابل تحلیل بر اساس اصول روان شناسی اخلاق تبدیل می‌کند. از سوی دیگر، نظریۀ رشد قضاوت اخلاقی کلبرگ، الگوهای گذار انسان را از اخلاق مبتنی بر منافع شخصی و ترس به اخلاق مبتنی بر قراردادهای اجتماعی و نهایتاً اصول جهان‌شمول مطرح می‌کند. پژوهش حاضر با رویکرد میان‌رشته‌ای به بررسی این مسأله می‌پردازد که چگونه می‌توان گفتارها و رفتارهای پرندگان منطق‌الطیر را به عنوان نمادهایی از مراحل رشد اخلاقی انسان، تحلیل و آنها را بر اساس سطوح سه‌گانه نظریۀ کلبرگ طبقه‌بندی‌کرد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد بسیاری از پرندگان بهانه‌جو از ویژگی‌های سطح پیش قراردادی برخوردارند. قضاوت اخلاقی آنها مبتنی بر لذت؛ ترس یا منفعت فردی است و گروهی از پرندگان که به تدریج در مسیر پرسشگری؛ مسئولیت‌پذیری و پیروی از نظم جمعی، قدم می‌گذارند با سطح قراردادی هم‌خوانند. وادی‌های سلوک و تجربه‌های وجودی سالکان نیز با سطح فراقراردادی، هم‌خوان است. سطحی که در آن، انگیزه‌های اخلاقی بر پایۀ خیر عمومی و حقیقت‌جویی استوار می‌شود. به علاوه در روایت عطار می‌توان مرحله‌ای فراتر از اصول جهانی یعنی خودفراروی و فنا را نیز متصور بود که نظریۀ کلبرگ، آن را پوشش نمی‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نمودهای اندیشۀ ابن سینا در آثار سنایی با تکیه بر حدیقه الحقیقه</title>
      <link>https://jpll.ui.ac.ir/article_30894.html</link>
      <description>پیوند میان عرفان و فلسفه همواره از موضوعات بحث‌برانگیز در تاریخ اندیشه بوده است. بسیاری از اهل عرفان در حوزۀ تمدن ایرانی-اسلامی منکر عقل نبوده اند و به همین جهت تبیین نحوۀ ارتباط میان اهل عرفان و اهل فلسفه در ایران اسلامی حائز اهمیت ویژه‌ای است. سنایی غزنوی اولین شاعر فارسی زبانی است که مضامین عرفانی را به شکل گسترده وارد شعر نموده است. او مانند بسیاری از اهل عرفان قائل به محدودیت عقل است اما از طرفی عقل را ناکارآمد نمی‌داند و مقام عقل را در جایگاه خودش نادیده نمی‌گیرد. او به ویژه در دیوان اشعارش منتقد فلسفه است ولی در عین حال از مضامین فلسفی در آثار خود بهره برده است. سنایی فاصلۀ زمانی چندانی با دوران شکوفایی فلسفه در ایران اسلامی ندارد، بنابراین طبیعی است که تحت تأثیر آموزه‌های بزرگترین فیلسوف پیش از خود، یعنی ابن سینا، قرار گرفته باشد.از طرفی سنایی از میان فلاسفه تنها نام ابن‌سینا را در اشعارش آورده است و از میان آثار فلسفی تنها از آثار وی نام برده است. پرسش اصلی این پژوهش که با تکیه بر مطالعات کتابخانه-ای صورت پذیرفته است این است که سنایی به چه میزان و در چه مقولاتی تحت تأثیر اندیشه‌های سینوی بوده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
