نویسنده
استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولی عصر رفسنجان
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسنده [English]
Dreams are general phenomena that have long been given attention by humans. In this phenomenon, concepts and notions appear symbolically. Thus, understanding them involves their analyzing and decoding, which is referred to as dream interpretation in our culture. The oldest dream book in verse is from Sanaee (stated in Hadighat-al-Haghigah) and the oldest Persian dream book in prose is "Khabghozari" whose author is actually unknown. It has been written or translated in 6th century. Kamel-Attabir from Hobeish Tefisi is the most famous Persian prose dream book. We have no good publication from any corrector of this book, although it has some useful linguistic points. The most complete and useful Persian dream book in prose is "Tabir-e- Soltni" from Ghazi Esmail Abarghouhi which has been compiled in the age and city of Hafez. In this dream book, some interpretations of "Manzoom-e-Khargoushi" (rabbit verse) – whose origin isn't yet known to us- have been narrated. In this text, the main Persian dream books are introduced and studied in terms of linguistics literature and anthropology.
کلیدواژهها [English]
- مقدّمه
یکی از پدیده های رازناکی که آدمی از دیرباز دربارۀ آن اندیشیده، خواب یا رؤیا است. به زعم اکثر صاحب نظران گذشته و حال، صوَری که انسان در حالت خواب می بیند، بدون مفهوم و پیام نیست؛ امّا پی بردن بدان مفاهیم و پیامها، به واکاوی و تحلیل نمادهای رؤیا نیاز دارد؛ چه رؤیا به زبان خاصّ خود که زبان رمز و نمادست، آموزه ها و پیام های خود را ارائه می دهد. در تلمود1(Talmud)، بصراحت به ضرورت تحلیل نمادهای رؤیا اشاره شده است. در این متن آمده است: «رؤیایی که تعبیر نشود، مثل نامهای است که خوانده نشود.» (فروم، 1384، 94)
دیرینگی تحلیل و تعبیر رؤیا به روزگاران بس کهن میرسد. ابن خلدون معتقد است که تعبیر خواب همیشه در نوع آدمی وجود داشته است؛ چه خواب دیدن همیشه وجود داشته است. (ابن خلدون، 1375: 992)
گرچه در دیرینگی خوابگزاری، تردیدی نیست؛ امّا راجع به تالیف و تدوین نخستین خوابنامهها؛ یعنی آثاری که حاوی معانی و آموزههای نمادهای رؤیایند، به طور قطع و یقین نمیتوان سخن گفت. «شاید کهنترین رساله خوابگزاری از آن مصر باشد که تاریخ آن به دوهزارسال قبل از میلاد می رسد.» (کیا، 1378: 7)
در ایران باستان نیز خوابگزاری رایج بوده است؛ گرچه از این دوران خوابنامهای به دست ما نرسیده است. «در ایران باستان مخصوصاً به خواب توجه بسیار نشان می دادهاند. اگر روایات یونانی در باب خواب اژدهاک، کوروش و خشایارشا، درست و مطابق واقع نیز نباشد؛ از آنها میتوان دانست که اعتقاد به خواب و تعبیر رؤیا در آن روزگاران تا چه حد و پایه بوده است.» (زرین کوب، 1351: 260)
در ایران دورۀ اسلامی نیز چون دورۀ باستان، خوابگزاری ارجمند و متداول بوده است؛ چه اسلام بر حقانیّت رؤیا و تعبیر آن مهر تأیید زده و در قرآن نمونهای از تعبیر خواب، در سورۀ حضرت یوسف (ع) آمده است. در این دوره، بسیاری از اندیشمندان ایرانی چون ابن سینا، غزالی، سهروردی و... پیرامون رؤیا و تعبیر آن در طی رسالات خود یا در آثاری مفرد و مستقل، به بحث پرداخته و نویسندگانی چون حبیش تفلیسی و قاضی اسماعیل ابرقوهی و مجلسی و... خوابنامههایی تالیف کردهاند.
پیشینة خوابنامه نویسی فارسی، ظاهراً به سده ششم هـ.ق میرسد و از آن تاریخ به بعد، خوابنامههای متعددی به زبان فارسی و در قالبهای نظم و نثر، تألیف یا ترجمه شده است. این خوابنامهها که تعداد آنها در خور اعتناست و متأسفانه مورد بیمهری پژوهشگران ما قرار گرفته اند، به جز فواید تعبیری، از جنبه های مختلف زبانی، ادبی، اجتماعی و مردم شناسی نیز شایان توجه و بررسیاند.
نگارنده در جستار حاضر، به طور فشرده به معرفی و تحلیل مهمترین خوابنامههای منثور و منظوم فارسی می پردازد. این پژوهش بر بنیاد شیوه و روش سند پژوهی و کتابخانهای انجام گرفته و در مواردی که خوابنامه ای اصلاً به حلیه طبع آراسته نشده یا چاپ مصحّحی ندارد؛ به نسخه خطی آن ارجاع داده شده است.
2- انواع خوابنامههای فارسی
بسیاری از موضوعات، از ضبط معانی واژگان گرفته تا مباحث ژرف عرفان و حکمت، در زبان و ادب فارسی به دو صورت منظوم و منثور توصیف و شرح شده اند. تعبیر رؤیا نیز از این قاعده مستثنی نیست و در زبان و ادب فارسی میتوان خوابنامهها را از جهت شکل و قالب به دو نوع خوابنامههای منثور و منظوم تقسیم کرد.
1-2 خوابنامههای منثور فارسی
در زبان و ادب فارسی ضبط تعابیر رؤیا پیشینهای بس کهن دارد و به جز خوابنامهها در بسیاری از متون، از جمله در تذکره ها، سفرنامهها، عجایب نامه ها، داستانها، مقامات، مجموع رسائل، تاریخ ها وحیات حیوان هاکمابیش به مناسبت هایی، رؤیاهایی ضبط و تعبیر شدهاند. گردآوری و طبقه بندی و تحلیل و تفسیر این رؤیاها و کارکرد آنها، به مجالی فراخ نیاز دارد و در حوصله یک مقاله نمیگنجد. از اینرو در اینجا برای نمونه به نقل چند رؤیا و تعبیر آنها از کتبی که موضوع آنها ارتباطی با خوابگزاری ندارد، بسنده میشود. در نوروز نامه منسوب به عمر خیام، رؤیای اسکندر و تعبیر ارسطو از آن چنین آمده است: «گویند اسکندر رومی پیش از آنکه گرد جهان بگشت خوابهای گوناگون دید... یکی آن بود که جمله جهان یکی انگشتری شدی و به انگشت وی اندر آمدی؛ لیکن او را نگین نبودی. چون از ارسطاطالیس بپرسید،گفت: این جهان همه ملک تو گردد و تو را بس از آن برخورداری نبود چه انگشتری ولایت است و نگین سلطانی وی (خیام،1357: 38)
رؤیاهایی از این دست که به قدرت رسیدن کسی را بشارت می دهند در متون تاریخی ما، نظایری دارد که از جمله آنها، رؤیای سبکتگین در تاریخ بیهقی ( بیهقی، 1370: 202) و رؤیای نادرشاه در جهانگشای نادری است. (استرآبادی، 1341: 68)
در ادب داستانی ما نیز کم و بیش تعابیر نمادهای رؤیا به مناسبت هایی آمده است، از جمله در داراب نامه طرسوسی دیدن دسته گل در خواب به دختر(طرسوسی، 1374:142) و دیدن پیل به انسان بزرگ (همان:130 ) و دیدن اژدها به سلطان بیگانه (همان: 142) تعبیر شده اند. به جز اینگونه رؤیاها که به صورت پراکنده، در دل متون کهن فارسی ضبط شدهاند، در زبان فارسی، آثار دایره المعارف گونهای وجود دارد که مقالت و بخشی از آن به تعبیر رؤیا اختصاص یافته است. چون این آثار در بررسی سیر خوابنامه نویسی در زبان فارسی اهمیت دارند؛ از این رو به معرفی و بررسی کوتاه پارهای از آنها میپردازیم.
1-1-2: خوابنامههای مندرج در دایرة المعارف گونه های فارسی
1-1-1-2 خوابنامه مندرج در نزهت نامه علایی: نزهت نامه علایی، یکی ازکهنترین نوشته های منثور فارسی و مقالت یازدهم آن «اند تعبیر رؤیا»، دیرینه ترین خوابنامه منثور فارسی به شمار می آید. به نظر محمدتقی بهار، شهمردان بن ابی الخیر این اثر را در سال 477 (بهار،1369 :52)و به زعم ذبیح الله صفا بعد از سال 488 و «بنابر بعضی قرائن بین سالهای 506 و 513» تألیف کرده است. (صفا،1371: 909)
ساختار این خوابنامه چون خوابنامههای دیگر است؛ باب نخست به مبادی و مبانی تعبیر رؤیا و بابهای دیگر ( باب دوم تا سیزدهم) به تعابیر نمادهای رؤیا بر اساس موضوع اختصاص یافته است؛ مثلاً، باب دهم، اندر آلات خانه و کار فرمای، مخصوص تعبیر رؤیت اشیایی چون آینه، شانه، ناخن پیرای، شمع و چراغ، کار، طبق، کوزه و.... است. مؤلف قید نکرده که تعابیرش را از چه مأخذی برداشته است؛ اما گمانی نیست که از یک متن یا خوابنامه عربی بهره برده است؛ چه حضور فرهنگ عربی بخوبی در آن مشهود است، مثلاً رؤیت انگور سیاه در خواب به «بیماری و اندوه» گزارده شده است که در تعبیر الرؤیای ابن سیرین ذیل «العنب الاسود» نیز همین تعبیر آمده است و منشأ و وجه تعبیر آن ظاهراً داستان نوح و نفرین او بر پسرش حام بوده است «گفتهاند آنجا که حام بن نوح بوده است، میوهها همه سیاه بودهاند و اصل انگور سیاه هم آنجا بوده است و به همین سبب علمای تعبیر اندر کتابها ایدون گویند که هر کی انگور سیاه به خواب بیند او را غم رسد و اندوه... از دعای پیغامبری از پیغامبران خدای.» (یغمایی، 1340: 737)
بسامد جملات شرطی که در خوابنامههای دیگر بسیار است، در این خوابنامه اندک است و مؤلّف غالباً به شیوة کتب لغت، تعبیر هر نمادی را در برابر آن ضبط کرده است: «درخت: مرد باشد و میوه: منفعت و مال و درخت شکستن: بیماری و سبزی: جمال و نیکویی.»
این خوابنامه به سبب اختصارش، فواید زبانی و اجتماعی چندانی ندارد. ضبط معنی «بگریز» برای واژه «توریج» از واژه های محلی مردم ری آن روزگاران، از فواید زبانی این کتاب محسوب میشود.
2-1-1-2- خوابنامه مندرج در بحر الفواید: کتاب دایرة المعارف گونه بحر الفواید که مؤلّفش تا امروز ناشناخته مانده، از آثار سده ششم هـ ق است. به نظر شفیعی کدکنی « بحر الفواید یک متن قدیمی در قرن ششم است که بر اساس منابعی کهن غالباً از قرن چهارم و پنجم شکل گرفته است و در نیمه دوم قرن ششم ظاهراً تألیف شده است و در سرزمین شام برای یکی از پادشاهان آن ناحیه.» ( عطار، 1383: 164)
در این اثر، بخشی با عنوان: « کتاب تعبیر الرؤیا » مشتمل بر هشت باب، به رؤیا و تعبیر آن اختصاص یافته است. در باب نخست «در پیدا کردن خوابها » چند رؤیای عجیب نقل شده که پارهای از آنها در مقالت پایانی نزهت نامه (مقالت چهاردهم) و در یواقیت العلوم هم آمده است و این نشان می دهد که در آن روزگاران، ضبط و نقل چنین رؤیاهایی با اقبال روبه رو بوده است.
مؤلّف در باب های دیگر، رؤیت « اعضای آدمی »، «زن خواستن»،« درختها و نباتات» و« اسب و استر» را در خواب، تعبیر کرده که این عنوانها در نزهت نامه علایی هم آمده است و نشان دهنده اهمّیّت این موضوعات در سده ششم است.
در باب پایانی، در خوابهای رفتگان، رؤیاهای صوفیانه نقل شده است. این رؤیاها در آثار متصوفه چون رساله قشیریه (1379: 717، 709، 714، 716) نیز دیده میشود و گویای آن است که مؤلّف بحر الفواید با آثار صوفیه مأنوس بوده است.
3-1-1-2 خوابنامههای دیگر: به جز نزهت نامه و بحر الفواید، دایرة المعارف گونههای فارسی دیگری هم هست که مقالت یا بخشی از آنها به موضوع تعبیر خواب اختصاص دارد، مانند: یواقیت العلوم، نفایس الفنون و بستان السیاحه ( در معرفی شهرها). چون بررسی خوابنامههای مندرج در این آثار، که فواید ادبی و لغوی اندکی دارند، باعث طویل کلام خواهد شد، از تحلیل آنها چشم پوشی میکنیم.
2-1-2خوابنامههای منثور مستقل فارسی
در میان آثار منثور فارسی، کتابهای مفردی دیده میشود که از سر تا بن، در موضوع خواب و رؤیا و خوابگزاری است. پیشینه تألیف در این موضوع را بر اساس نسخههای بازمانده فارسی میتوان به سده ششم رساند. پیش از این سده، نگارش تعبیر الرؤیاهای عربی یا ترجمه خوابنامههای سریانی به عربی، آغاز شده بوده است و شاید خوابنامههای فارسی از آن ها متأثر شده باشند.
مطالعه و واکاوی و پژوهش خوابنامههای فارسی، اهیمت شایانی دارد؛ چه از واکاوی این دسته از آثار فارسی، اطلاعات ارزشمندی در زمینه های زبانی، ادبی، مردم شناختی و...... که شاید جای دیگری یافت نشود، به دست میآید. مهمترین خوابنامههای منثور فارسی عبارتند از: خوابگزاری، التحبیر فی علم التعبیر، کامل التعبیر و تعبیر سلطانی که بررسی و تحلیل میشوند.
1-2-1-2- خوابگزاری: یکی از دیرینهترین و ارزشمندترین متون فارسی، کتاب «خوابگزاری » از مترجمی ناشناخته است. ایرج افشار، مصحّح این کتاب، در مقدمه کتاب می نویسد که این کتاب پیش از خوابنامه مشهور کامل التعبیر از حبیش تفلیسی (متوفی 600 هـ. ق ) نگارش یافته و « مسلماً برای تحقیقات لغوی و تجسّس در تاریخ عقاید و آراء عامه از مراجع قدیم و مدارک اساسی تواند و خواهد بود. » (افشار، مقدمه، 1346: 5)
کتاب «خوابگزاری»چنانکه مصحّح در مقدمه کتاب مرقوم فرموده است، ترجمه است و نه تألیف. مهم ترین دلیل برای ترجمه بودن این اثر که در آن مدخلها یا نمادها بر اساس حروف تهجّی تنظیم و تدوین شده اند، آن است که ذیل هر حرفی از حروف الفبا، نمادها یا مدخلها همگی به زبان عربیاند. مثلاً در حرف میم (کتاب المیم)، نمادهایی چون المقلّاة، المسک، المزراق و... تعبیر شدهاند، مسلم است که اگر کتاب در اصل به زبان فارسی نگاشته میشد، در این باب, واژگان فارسی که حرف نخست آنها میم است، ضبط میشد، بدین ترتیب اگر خوانندهای بخواهد، تعبیر رؤیت مرغ خانگی را در این اثر بیابد، باید به کلمه دجاج که در کتاب الدال، ضبط شده رجوع کند، نه به واژه مرغ خانگی.
بنابراین «خوابگزاری» افزون برفایده های تعبیری، اجتماعی و مردم شناختی، ارزش زبانی و ترجمه ای بسیار دارد و در شمار منابعی است که در پژوهشهای مربوط به ترجمه به زبان فارسی در سده ششم مورد استفاده واقعمیشود.
به نظر نگارنده این سطور، مترجم کتاب، سعی داشته است کتاب را به فارسی سره برگرداند و این مربوط به پسند روزگار یا منطقه جغرافیایی و محل زیست مترجم است و شاید هم تربیت و ذوق و دیدگاه وی، او را به گزینش چنین شیوه ای در بازگردان اثری تازی به فارسی، برانگیخته است. برای نمونه به نقل عباراتی که به تعبیر دیدن خرگوش در خواب اختصاص دارد، می پردازد. در این عبارات به جز واژه «ارنب» همه واژه های دیگر فارسیاند:« رؤیت الارنب ـ خرگوش اندر خواب زنی بود بدمهر، با آنک هیچ سود و زیان اندرو نبود. پس اگر بیند که کسی خرگوش یافت، زنی برین گونه بیابد. اگر بیند که از گوشت یا پوست او بیافت، نیکی بود، اندک که از زنی چنین که یاد کردیم بیابد. اگر بیند که بچه ای از وی بیافت، دختری بیابد که اندرو نیکی نبود. » ( ص 77-76)
در این کتاب حتی، کنیه ها و واژه های عربی ای که در روزگار مترجم، (ظاهراً قرن ششم) به صورت عربی، کم و بیش، متداول بوده، به زبان فارسی ترجمه شدهاند. پسر سیرین به جای ابن سیرین، شرمگینی (ص162) به جای حیا، بدرود کرد (ص 400 ) به جای وداع کرد، تُک (ص384) به جای منقار، اگر ایزد تعالی خواهد ( ص 45) به جای إن شاء الله، کاریز (ص146) به جای قنات، خشمناکی (ص294) به جای غضب، کَنده (ص 146) به جای خندق، پشت به خدای بازهشتن (ص 5) به جای توکّل به خدا کردن، اندر دل کردن (ص 20 ) به جای قصد و نیّت است.
کتاب » خوابگزاری » از جنبه بررسی تحولات واجی واژه های فارسی و مطالعه گونههای زبان فارسی نیز حائز کمال اهمیت است. پارهای از واژههای این کتاب که در این گونه بررسیها و مطالعات، میتوانند مورد نظر باشند، عبارتند از: شنبد (ص 38)، هاموار (ص 38)، بیران (79)، دشخوار (45)، دُشنگی (22)، هنبان (127)، فام (129)، کلیسیا (392)، نگفتیدیت (47)، بودیتیان (47)، بودیت (47)
این خوابنامه گنجینه ارزشمندی از واژه ها و ترکیبات کهن فارسی است که پارهای از آنها احتمالاً در فرهنگهای لغت ضبط نشده اند. پارهای از این الفاظ عبارتند از:
آزادی ( به معنای سپاس ) (ص 153)، گست (85)، گش (21)، کوذبان (26)، آهک کردن (390) انگشت (59) فرو دمیدن بینی (81)، با پس پشت افکندن (86)، سر از چیزی شستن (129)، ویش (155)
از جنبه مطالعه و بررسی فرهنگ عامه نیز کتاب « خوابگزاری » سرشار از فواید است. از مطالعه این اثر میتوان به معماری گرمابه های کهن پی برد که دارای سه خانه بوده اند (ص 148). همچنین میتوان به پیشینه این باور عامیانه که خوردن پنیر و ترشی فراموشی میآورد، رسید؛ چه در این خوابنامه آمده است که « هر کس که خواهد این علم بیاموزد و حفظ کند باید از خوردن پنیر و پیاز و آنچ بدین ماند احتراز کند. « ( ص 36). با مطالعه این اثر میتوان دانست که در آن اعصار، پیشه های رایج عبارت بوده اند از: بریان کن (269)، حلوا کن (260)، لگام کن، ارزیرکن، آبگینه کن (261)، شمشیر کن (256) ( ظاهراً تکواژ « کن » چون « گر» دلالت بر پیشه داشته است). بساط و گلیم و خزفروش (261)، مروارید فروش، تره فروش و....
2-2-1-2 التحبیر فی علم التعبیر: یکی دیگر از خوابنامههای منثور کهن فارسی « التحبیر فی علم التعبیر» است که به تصحیح ایرج افشار به چاپ رسیده است.
فخر رازی به جز این کتاب، در جامع العلوم نیز بخشی را به دانش خوابگزاری اختصاص داده که نشان دهندة علاقة وی به مباحث و مسائل خوابگزاری است. متأسفانه از کتاب التحبیر جز نسخهای که قسمت اعظم آن افتاده و همین را استاد ایرج افشار به چاپ رسانده است، نسخه دیگری به یادگار نمانده است. از این رو راجع به فواید لغوی و غیر لغوی این خوابنامه نمیتوان چندان سخن گفت و «از لحاظ واجد بودن بعضی از لغات کم استعمال و نیز دقایق دستوری و انشایی فواید محدودی در بر دارد.» ( رازی، 1354: 15).از جمله لغات کم استعمال این متن واژه ها و ترکیبات:«هشده»(ص141)،« روی فرا کردن»(ص101)، «روی فا کردن»(ص87،101)، «فرو ریزیدن» (148)،« و استه= هسته»(ص135) است.
بر پایه همین نسخه ناقص میتوان گفت که ساختار این خوابنامه، مانند خوابنامههای دیگر است؛ یعنی کتاب در دو قسم تدوین شده بوده است: قسم اول در اصول تعبیر خواب و قسم دوم در فروع آن. در قسم اخیر رمزشناسی نمادهای رؤیاها، بر اساس موضوع آمده و چنانچه در نسخه ناقص کتاب میبینیم، موضوع باب سی و چهارم آن « تأویل لباسها و فرشها » و موضوع باب چهل و هفتم « تأویل درختان» بوده است.
مؤلّف التحبیر ظاهراً به تعبیر الرؤیای عربی نظر داشته است؛ چه تعبیر «دَهَن» را ذیل «فم» و تعبیر «لب» را ذیل « شفه » تعبیر «آتشدان» را ذیل «الکانون» و تعبیر «چراغ پای» را ذیل «المناره» و... آورده است.
وی همچنین در توضیح این قاعدة رایج در علم التعبیر که گاه رؤیاهایی با توجه به امثال، تعبیر میشوند به نقل امثال عربی متعددی می پردازد: مثلاً،«... و مثال آن باشد که دیدن صائغ؛ یعنی زرگر اندر خواب دلالت بر مرد دروغ زن [کند] از بهر آنکه در مثال عرب مشهور است که گویند: « فلان یصوغ الکذب» و مثال آن باشد که دیدن هیمه فروش اندر خواب دلالت کند بر مردی سخن چین؛ زیرا که در مثل عرب چون کسی سخن چینی کند گویند: « فلان یحطب علی فلان.»(ص36)
علاوه بر این، عبارتی که فخر رازی در « دیدن زن اندر خواب» می نویسد، میتواند نشان دهندة توجه وی در تالیف « التحبیر» به تعبیر الرؤیاهای عربی باشد، آنجا که مینویسد:« بدان که بهترین خواب ها که در دیدن زن باشد آن بود که زن عربی باشد اسمر فربه.» (ص101)
3-2-1-2 کامل التعبیر: یکی از دانشمندان سده هشتم ه.ق حبیش تفلیسی است که آثار متعددی به زبان های فارسی و تازی در موضوعات مختلفی چون لغت، طب و نجوم تالیف و ترجمه کرده است.
استاد ایرج افشار در مقدمة« بیان الصناعات»، از آثار فارسی حبیش که در مجلة «فرهنگ ایران زمین» چاپ شده، آثار حبیش را معرفی کرده است. از جمله ی آثار معرفی شده در این مقدمه، «اصول الملاحم» یا « ملحمه دانیال» است که حبیش آن را در موضوع اخترشناسی، پس از کتاب، «قانون الادب» از عربی به فارسی ترجمه کرده است. حبیش در مقدمة «ملحمه دانیال» می نویسد:
«چنین گوید حکیم کمال الدین جمال الاسلام ابوالفضل حبیش بن ابراهیم بن محمّد التفلیسی که چون از کتاب قانون الادب بپرداختم بر حسب طاقت و قدر دانش خویش، این کتاب را از کتاب های تازی تالیف کردم و جمع آوردم.» (افشار، 1385: 291)
از دیگر آثار حبیش، کامل التعبیر است که مشهورترین خوابنامه منثور فارسی به شمار میآید و متأسفانه تا امروز تصحیح انتقادی نشده و چاپ های بسیار آن به گفته ایرج افشار: « همه بسیار مغلوط و اغلب ملخص است.» (افشار،1342: 8)
سید عبدالله موسوی، کامل التعبیر را در سال 1369 به نثر ساده برگردانده و مقدمه نسبتاً مبسوطی در معرفی و بررسی بعضی از مصادری که حبیش در تالیف کامل التعبیر از آنها بهره برده، نوشته است. وی دربارة برگرداندن نثر کتاب کامل التعبیر می نویسد:« با یاری گرفتن از چندین نسخه چاپی مختلف به برگرداندن نثر و ضمن آن تصحیح و توضیح اغلاط و مجملات آن پرداختم؛ امّا جز در مواردی بسیار ناچیز و چند نکته که با معارف حقّة شیعه اثنی عشری مباینت دارد، از اصل آن چیزی نکاستم و بر آن نیفزودم و...» (تفلیسی، مقدمه، 1369: 5)
حبیش تفلیسی در تألیف این خوابنامه بر آن بوده که کتابی جامع و کامل در زمینه خوابگزاری به زبان فارسی بنویسد؛ از این رو برای رفع این کمبود «کامل التعبیر» را نوشت و آن را به ابوالفتح قلج ارسلان بن مسعود تقدیم کرد.
حبیش در این خوابنامه، تعابیر نمادهای رؤیا را از منابع و مآخذی که پارهای از آنها عبارتند از: اصول دانیال حکیم، تقسیم جعفر صادق (ع)، جوامع ابن سیرین، دستور ابراهیم کرمانی و..... أخذ کرد و آن را بر اساس حروف الفبا تدوین کرده وی می نویسد:
«از گزین کلام این کتابهای نفیس که یاد کرده شد، به ترتیب تأویل هر خوابی را به نسق حرف اول و حرف دوم و سوم، مشروح در این کتاب یاد کردم و نامش کامل التعبیر نهادم (نسخه خطی برگ 1).
کامل التعبیر به جز فواید تعبیری، فواید زبانی و مردم شناختی دارد. از فواید زبانی آن، توضیح پارهای از واژگان فارسی، از جمله نام گیاهان و پرندگان و... است که بسیار ممتّع است ؛ برای نمونه، به شرحی که وی در باب گیاهان در عبارات زیر می دهد، توجه فرمایید:
«گاوزوان: بدانک گاوزُوان گونه ای هم از نبات زمین بود و بلگهای وی درشت باشد(برگ 251) »
« پیل گوش: بدانک پیل گوش نباتی بود که برگهای وی سخت بزرگ باشد و شکوفه زرد دارد. (برگ54) »
« ترخون:.... اصل وی سپند است که سپند را به سرکه تیز بیاغارند و روزگاری رها کنند تا طبع و طعم وی از حال بگردد بعد آن، وی را بکارند چون برآمد ترخون باشد. » (56)
کامل التعبیر گنجینهای سرشار از واژگان و ترکیبات زیبای فارسی است که پارهای از آنها در فرهنگهای لغت ضبط نشده اند؛ مثلاً، « کمانه آسمان » به معنی قوس قزح یا رنگین کمان در عبارت زیر:
« این سیرین گوید؛ اگر کسی به خواب بیند که کمانه آسمان به گونه زرد بود؛ دلیل کند بر بیماری... و اگر بیند که کمانه آسمان سرخ باشد دلیل کند.... » (165)
از دیگر فوائد زبانی کامل التعبیر، آوردن مترادف عربی پارهای از واژگان فارسی و بر عکس و همچنین ضبط گویش متداول آنها در منطقه خراسان سده ششم است که حقیقتاً برای محقّقان و بویژه پژوهندگان تاریخ زبان فارسی غنیمت بزرگی است:
« ثؤلول: بدانک ثولول به پارسی گندمه خوانند و به خراسان از خش گویند. »
« معصره: بدانک معصره به تازی تاوه بزرگ بود که در وی انگور پالایند و او مانند حوض باشد و در خراسان وی را چرخشت خوانند. » (برگ 186)
«ورشان: بدانک ورشان به تازی مرغی بود که به خراسان وی را کبوتر بناخوانند. » (برگ 197)
« کشف: بدانک کشف به پارسی سنگ پشته بود و کُسُو نیز گویند.» ( برگ 160)
ضبط گویش خراسانی در این کتاب توسط نویسندهای از اهل تفلیس نشان دهنده این حقیقت است که در سده های پنجم و ششم، اهل فضل مناطق دیگر ایران، بویژه آذربایجان و نواحی اطراف آن، به فارسی دری یا فارسی منطقه خراسان علاقه و توجه خاصی داشتهاند. چنانکه قطران تبریزی مشکلات لغوی خود از ناصرخسرو قبادیانی میپرسیده است.
سخن آخر درباره کامل التعبیر آنکه انشای آن، ساده و به دور از تکلفات نثر فنی است و این در روزگارانی که تألیف کتب به شیوه کلیله و دمنه، متداول می شده، در نگاهداشت فارسی ساده، اهمیت بسزایی داشته است.
4-2-1-2 تعبیر سلطانی: تعبیر سلطانی جامعترین و پرفایدهترین خوابنامه فارسی است که متأسفانه تا امروز به چاپ نرسیده است. نویسنده این خوابنامه، قاضی اسماعیل بن نظامالملک ابرقوهی است که در سده هشتم هـ ق می زیسته و معاصر حافظ، بوده است. وی تعبیر سلطانی را به سال 763 تألیف و به شاه شجاع مظفری و وزیرش حاجی قوام الدین تقدیم کرده است.
تعبیر سلطانی گنجینه ارزشمندی از واژگان فارسی است و میتواند در پژوهشهای زبانی و بویژه به سبب تألیف آن در عصر و در شهر حافظ، در پژوهش های حافظ شناختی مورد استفاده قرار گیرد. از جمله واژههایی که در این خوابنامه به کار رفته و میتواند در شرح بیتی از حافظ مددرسان باشد،واژه « شرطه » است. علامه قزوینی در شرح بیت:
|
«کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز |
|
باشد که باز بینیم دیدار آشنا را » |
مرقوم فرموده که باد شرطه به معنای باد موافق است و « تا آنجا که..... عجالة در خاطر دارم دو مرتبه، در اشعار سعدی و یک مرتبه در شعر حافظ: کشتی شکستگانیم الخ استعمال شده و فعلاً در هیچ مأخذ دیگری از نظم و نثر فارسی به یاد ندارم دیده باشم.» (حافظ، 1374: 420)
ظاهراً علامه فقید، تعبیر سلطانی را ندیده است: « ارطامیدورس میگوید: اگر در کشتی یا در بیرون کشتی ببیند که کشتی به باد شرطه به آسانی می رفت و هیچ اضطرابی نداشت، دلالت بر خیر عام و خبر خوش کند. » ( برگ 322)
تعبیر سلطانی به جز فواید زبانی، از جنبه ادبی نیز فوایدی دارد. در این خوابنامه به جز ابیاتی که از منظومه خرگوشی (که به آن خواهیم پرداخت) نقل شده و بدین وسیله از خطر نابودی رستهاند، چند بیت از گلستان و بوستان سعدی نقل گردیده که سند شهرت سعدی در دهههای پس از مرگ اوست، گرچه می دانیم که آوازه شیخ شیراز و شعر دلنشینش به روزگار حیاتش میرسد. یکی از گلستانی های سعدی که ابرقوهی دوبار بدون ذکر نام شاعر، بدان استشهاد کرده، این بیت است:
|
میان دوتن جنگ چون آتش است |
|
سخن چین بدبخت هیزم کش است
|
از لحاظ سبکی، تعبیر سلطانی در قیاس با کامل التعبیر به سبک فنی نزدیکتر شده است؛ چه در این اثر، درصد واژه های تازی افزونی گرفته و امثال و ابیات عربی و فارسی که جهت تزیین سخن در کلام آورده می شدهاند، در اثنای کتاب و بویژه در دیباچه حضور در خور توجهی دارند. در مورد درصد واژگان عربی این کتاب نسبت به کتاب خوابگزاری و کامل التعبیر حبیش، عبارات زیر را که هر سه در تعبیر «آهو» آمده اند، مقایسه می کنیم:
«آهو: کرمانی میگوید اگر بیند که آهویی را فرا گرفت، دلیل کند که کنیزکی خوبروی وی را حاصل شود و اگر بیند کی گلوی آهو را ببرید، دلیل کند که دوشیزگی کنیزکی ببرد.» (تفلیسی برگ 24)
رؤیة الظبی اندر دیدن آهو اگر بیند که آهویی بگرفت، کنیزک پاکیزه بیابد. اگر بیند کی آهوی بکشت، کنیزکی را دوشیزگی ببرد.» (خوابگزاری: 1346: 276)
آهو: به تاویل زن جمیله یا کنیزک صاحب جمال باشد و بریدن حلقش، دلالت بر ازالت بکارت یکی از ایشان کند و... و از اینجا گفتهاند:
|
هر که بیند به خواب در آهو |
|
منفعت یابد از زنان نکو
|
از مقایسه این سه عبارات میتوان به این نتیجه کلّی مقبول سبک شناسان رسید که در تاریخ زبان فارسی، هرچه به سدههای متأخر نزدیک میشویم، درصد واژه های دخیل عربی افزایش یافته است. در خوابگزاری به جز واژۀ مدخل (رؤیة الظبی) هیچ واژۀ عربی دیده نمیشود؛ امّا در کامل التعبیر، دو واژه عربی «دلیل» و «حاصل»، آمده است. در تعبیر سلطانی تعداد واژههای عربی افزونی یافته است. در عبارت تعبیر سلطانی به جای ترکیب فارسی«کنیزک خوب روی»، «کنیزک صاحب جمال» به جای «بریدن گلو»، «بریدن حلق» و به جای «بردن دوشیزگی»، «ازالت بکارت» آمده است.
3-1-2-ویژگی های خوابنامههای منثور فارسی
1-3-1-2-تأثیر پذیری از خوابنامهها و خوابگزاری عربی
پس از آنکه حکومت ساسانی به دست اعراب مسلمان به پایان آمد و مردم ایران آیین جدید را پذیرفتند، به مرور زمان اندیشهها و آموزههای این آیین و فرهنگ و زبان عربی در فرهنگ و زبان و علوم ایران باستان و از جمله در قلمرو خوابگزاری راه یافت. در میان اعراب به سبب سابقه درازدامنی که تعبیررؤیا در میان اعراب جاهلی داشت و آن را از افتخارات و از علوم اساسی خود میشمردند. ( شهرستانی،1350: 435) و به سبب تأیید اسلام، تألیف و ترجمة آثاری در زمینه تعبیر رؤیا در سده های آغازین هجری شروع شد. این آثار در سدههای بعد در خوابنامه نویسی فارسی تأثیر بسیاری نهادند، به گونهای که بیشتر مطالب آنها در خوابنامههای فارسی نقل گردید. از این رو ضروری است که در این جا به معرفی مهمترین خوابنامههای تصنیف یا ترجمه شده به عربی به طور خلاصه بپردازیم.
1-1-3-1-2-: تعبیر الرؤیای ابن سیرین: یکی از مشاهیر خوابگزاران اسلامی، محمد بن سیرین است که آثاری به او منتسب شده است. ابن ندیم ذیل کتابهای تألیف شده در تعبیر خواب، از تعبیر الرؤیای وی نام برده است.( ابن ندیم، 1381: 560). در وفیات الاعیان بر چیرگی او در خوابگزاری تأکید شده است: « کانت له الید الطولی فی تعبیر الرؤیا » ( ابن خلکان، 1417: 320) در منابع فارسی نیز ابن سیرین آوازهای درخور یافته است؛ امام فخر رازی او را امام این علم می داند. ( رازی،1354: 33) و در تذکره الاولیاء بر پارسایی او اشاره شده است ؛ در این کتاب از فضیل عیاض نقل شده که « هیچ آدمی را ندیدم در این امت امیدوارتر به خدای تعالی و ترسناک تر از ابن سیرین. » ( عطار، 1371: 97).در ترجمه رساله قشیریه این سخن به « کسی از این مردمان » نسبت داده شده است. (قشیری، 1379: 197).
تعابیر ابن سیرین و قواعدی که وی برای خوابگزاری در آثار خود، که از آنها با عناوین تفسیر الاحلام، کتاب الجوامع یاد می کنند، بیان کرده در بیشتر خوابنامههای فارسی تأثیر بسیار زیاد به جای نهاده است و کمتر خوابنامه فارسی دیده میشود که تعابیر وی را نقل نکرده باشد. تفلیسی، خوابنامه نویس مشهور فارسی، ابن سیرین را « اندر این علم (خوابگزاری) امام و یگانه » دانسته است. ( ص 10 ) و در کامل التعبیر خود، مکرراً تعابیر او را نقل میکند.
2-1-3-1-2-: تعبیر الرؤیای ارطامیدورس: یکی از کتبی که در خوابنامههای فارسی تأثیر گذاشته است تعبیر الرؤیای ارطامیدورس است که در اصل به زبان سریانی بوده و حنین ابن اسحاق ( 149 - 269 هـ.ق ) آن را به عربی برگردانده است و در میان خوابگزاران ایرانی، قاضی اسماعیل بن نظام الملک ابرقوهی، بیش از خوابگزاران دیگر از این تعبیر الرؤیا بهره برده است. وی در مطاوی خوابنامه خود « تعبیر سلطانی » بارها و بارها از ارطامیدورس نام برده و به ترجمه تعابیر وی به فارسی، ظاهرا ً از روی ترجمه عربی آن پرداخته است. برای نمونه و مقایسه عباراتی از ترجمه عربی حنین بن اسحاق که قاضی ابرقوهی آنها را به فارسی برگردانده است، نقل میشود:
« اذا کانت الیدان صحیحتین حسنین فإن ذلک یدل علی صلاح الاعمال» (ارطامیدورس، 9: 1964)
« ارطامیدورس گوید چون هر دو دست را صحیح بیند، دلالت بر صحت اعمال کند.» (ابرقوهی، برگ 187)
«و ینبغی ان یجعل الفم بمنزلة المنزل والاسنان بمنزلة سکّان المنزل (ارطامیدورس 71: 1964)
«و ارطامیدورس گوید: دهان به منزلت منزل است و دندان به منزلت سکّان منزل.» (ابرقوهی: برگ 192)
به جز قاضی ابرقوهی، دینوری نیز از نظریات و تعابیر ارطامیدورس بهره برده است. خجسته کیا می نویسد: «دینوری، خوابگزارپرآوازه عهد عباسی، بسیاری از نظریات «ارطامیدورس » را به وام گرفت و به تناسب باورهای دینی عصر خود، تغییراتی در آن به وجود آورد. » ( کیا،1378: 119)
3-1-3-1-2-: کتاب دانیال: دانیال نبی ( ع) از پیامبرانی است که چون حضرت یوسف (ع) به داشتن علم تعبیر رؤیا شهره است. اقوال وی در زمینه خوابگزاری و تعابیر و رمزگشاییهای وی از نمادهای رؤیا، در کتابی به نام «کتاب دانیال » به زبان سریانی گردآوری و در روزگار عباسی به زبان عربی ترجمه شده است.
کتاب دانیال، یا بخشهایی ازآن به فارسی هم ترجمه شده است. در کتاب« خوابگزاری»، بابی به نام « باب کتاب دانیال » وجود دارد که به زعم مترجم آن « کتاب دانیال اندر علم خواب » است. مترجم ناشناخته « خوابگزاری » راجع به اصل کتاب دانیال و مترجم آن از سریانی به عربی مینویسد:« خلیل اصفهانی گوید: مترجم این کتاب ازسریانی به تازی که مهدی خلیفه بغداد خوابی دید و فراموش کرد،... وزیر خویش را گفت: خوابی دیدم و فراموش کردم،... اگر مردی را با دست توانی آوردن که این خواب مرا با دست آورد اگر به فال بود، دیگر نیک کرده باشی...وزیرگفت: یا امیرالمؤمنین خلیل اصفهانی خداوند ترجمه کتاب دانیال تواند » (خوابگزاری: 38: 1346)
به جز کتاب « خوابگزاری » در خوابنامههای دیگر فارسی نیز کم و بیش تعابیری از دانیال نبی (ع) نقل شده است که از جمله آنها « کامل التعبیر » است. حبیش تفلیسی در مقدمه کتاب خود می نویسد: « از اقوال استادان این صناعت قول شش کس را اختیارکردم که هر یکی ازیشان در عصر خویش حکیمی و یگانه عصر بودهاند. اول قول دانیال حکیم که در روزگار بخت نصر بود.... » (برگ 1)
در تعبیر سلطانی نیز تعابیر بسیاری از دانیال نقل شده است.
البته خوابنامههای تألیف یا ترجمه شده به زبان عربی، منحصر بدین سه اثر نیست؛ بلکه شمار آنها به استناد به کتب فهارس از جمله الفهرست محمد بن اسحاق بن ندیم و کشف الظنون حاجی خلیفه بسیار زیاد است. از بررسی دو اثر از سه اثر معرفی شده در این نوشتار؛ یعنی تعبیر الرؤیای ارطامیدورس و کتاب دانیال که هر دو در اصل به زبان سریانی نوشته شده بودند و در عصر خلافت عباسی به زبان عربی ترجمه شدهاند، میتوان بدین نتیجه رسید که خوابگزاری عربی تا حدودی تحت نفوذ و تأثیر خوابگزاری سریانی بوده و خوابنامه نویسی فارسی نیز ظاهراً غیر مستقیم از آنها متأثر شده است.
2-3-1-2- شباهت خوابنامههای فارسی
یکی دیگر از ویژگی های خوابنامههای فارسی، شباهت آنها به هم در ساختار و رمزگشایی از نمادهای رؤیاست ؛ به عبارت دیگر رویکرد این آثار به پدیده رؤیا و تعبیر آن در طول سدهها، تغییر چشمگیری نداشته است. ساختار این آثار شبیه به هم است. بدین معنی که همه خوابنامههای منثور فارسی از دو بخش تشکیل شده اند: بخشی مربوط به مبادی و مبانی خوابگزاری است و بخشی مربوط به تعبیرنمادهای رؤیا که مطالب در هر دو قسمت در طول تاریخ زبان فارسی دری، ثابت و یکسان باقی مانده است. در تعبیر نمادهای رؤیا، به طور کلی دو ساخت وجود دارد: ژرف ساخت و روساخت. رؤیاها در ژرف ساختشان یا حاوی بشارتند یا دربر گیرنده انذار. به عبارت دیگر، پیام رؤیاها یا امید است یا بیم. بر بنیاد این ژرف ساخت، روساخت آنها بسیار متعدد است و امور فراوانی را در بر میگیرد. رؤیاهایی که ژرف ساخت آنها بشارت است، روساخت آنها ممکن است، یافتن ثروت، ارزانی قیمت ها، تزویج، برگشتن از مسافرت به سلامتی و.... باشد. در مقابل، رؤیاهای با ژرف ساخت انذار، روساخت هایی مانند آمدن سپاه دشمن، مبتلا شدن به بیماری هایی چون طاعون و وبا، قحطی، وفات یکی از نزدیکان و..... دارند. از لحاظ زبانی نیز خوابنامههای فارسی به هم شبیهاند. زبان خوابنامههای فارسی، ساده و غالباً به دور از الفاظ مهجور، در قیاس با نُرم متداول در زمان تألیف است. بسامد جملات شرطی در آنها بیش از هر اثر دیگر است. فعل « بیند » یا « دید » در معنی « در خواب و رؤیا بیند » در اکثر آنها دیده میشود. از جنبه ادبی نیز این آثار به هم شباهت دارند ؛ صُوَر خیال در آنها وجود ندارد و آرایه های ادبی نیز در آنها نیامده است؛ مگر بندرت آن هم در مقدمهها.
2-2- خوابنامههای منظوم فارسی
گسترة پهناور ادب فارسی به جز مضامین لطیف شاعرانه، لغت، اخلاق، طب و خوابگزاری و... را در بر میگیرد. نظم آموزههای رؤیا و تعبیر آن در زبان فارسی، پیشینهای به دیرینگی زبان فارسی دارد.
نظم تعابیر رؤیاها را در ادب فارسی در سطوح مختلف بررسی میکنیم. گاه نظم تعبیری در یک دو بیت از قصیده یا غزل و مثنویای دیده میشود، گاه رمز شناسی رؤیاها در بخشی از یک منظومه و گاه در رسالات مفردی آمده است.
1-2-2- ضبط و تعبیر رؤیا در دو سه بیت: ضبط آموزه های مربوط به رؤیا و رمزگشایی از نمادهای آن، از دیرباز در ادب فارسی رایج بوده است.
خاقانی از شاعرانی است که از رؤیا وتعبیرآن در خلق و پرورش معانی منظور خود بهره برده است. وی در سوگ سرودی به رؤیای بد خود و تعبیر آن چنین اشاره میکند:
|
آتشی دیدم کو باغ مرا سوخت به خواب |
|
سر آن آتش و آن باغ ببر بگشایید |
خاقانی در جاهای دیگر دیوانش نیز به رمز گشایی از نمادهای « خر »، « زر و سیم » و « عیش » پرداخته است:
|
بخت گویند که در خواب خر است سر خر کو به خواب در، بخت است الوداع ای کعبه کانیک هفته ای در خدمتت به خواب دایم جزسیم و زر نمی بینی |
|
من نه دنبال خری خواهم داشت دورتر دیده ام ز طالع خویش عیش خوابی بوده و تعبیرش احزان آمده ببین که زر همه رنج است و سیم جمله عنا
|
عطار در الهی نامه، چون خاقانی، البته مطابق با سنت خوابگزاری اسلامی، رؤیت خر در خواب را به بخت تعبیر کرده است:
|
خرت در گل ازان سخت اوفتادست |
|
که در تعبیر خر بخت اوفتادست |
از شاعران دیگری که به تعبیر خواب توجه داشته، جامی است. وی در سلسله الذهب، یکی از مشهور ترین تعابیر ابن سیرین را به نظم کشیده است:
|
دید در خواب صاحب خـــردی |
|
که فم و فــرج خلق مــهر زدی
|
نقل ابیات حاوی تعابیر رؤیا از دیوان های شاعران از جمله نظامی، حافظ و... به درازا خواهد کشید. از این رو، در اینجا با نقل بیتی از صائب که بازگو کنندة یکی از قواعد خوابگزاری است و آن قاعده این است که رؤیایی واحد، تحمل تعابیر مختلف را دارد، این بحث را به پایان می آوریم:
|
گفتگوی کفرو دین آخر به یکجا میکشد |
|
خواب یک خواب است و باشد مختلف تعبیرها |
2-2-2- خوابنامه مندرج در حدیقة الحقیقه
سنایی در منظومه « حدیقة الحقیقه »در بخشی با عنوان « التمثیل فی الرؤیا و غیره » ابیاتی فراوانی را (96 بیت ) به رمز شناسی نمادهای رؤیا اختصاص داده است. مجموع این ابیات، کهنترین خوابنامه منظوم فارسی قلمداد میشود: گرچه شاعران عنوان خوابنامه یا تعبیرالرؤیا بر آن ننهادهاند.
رؤیاهای این منظومه جز در آغاز، بر اساس موضوع و در ذیل عنوانهایی چون « فی الرؤیا الاثواب و الاوانی »، « فی الرؤیا الصناعین » و... منظوم شده اند و تعابیری که برای آنها آمده، با خوابگزاری ابن سیرین و حبیش تفلیسی شباهت دارد ؛ مثلاً، سنایی برای دیدن گوسفند در خواب تعبیر غنیمت و مال را آورده که با تعابیر خوابگزاران دیگر یکی است:
|
گوسپند بود غنیمت و مال |
|
اقتضا زان کند فراخی سال |
اهمیت خوابنامه مندرج در حدیقه آن است که وزن آن، فاعلاتن مفاعلن فع لن، مقبول طبع بسیاری از خوابنامه سرایان قرار گرفته است و آن را در سرودن خوابنامههای خود به کار گرفتهاند. از جمله این وزن در خوابنامه خرگوشی و خوابنامه حضرت یوسف (ع)، به کار رفته است.
3-2-2- تعبیر نامج: یکی از خوابنامههای منظوم فارسی، تعبیر نامج بوده است. حاجی خلیفه راجع به این خوابنامه می نویسد: « تعبیر نامج منظوم فارسی لمولانا یحیی المعروف به فتاحی النیسابوری الشاعر متوفی فی سنه 852 اوله: ای برون وصفت ز تعبیر کلام. » (حاجی خلیفه، 1845: 313)
در حبیب السیر، شرح حال مختصری از سراینده تعبیر نامج آمده است. بنا به نوشته خواند میر « از جمله رسائل منظوم مولانا یحیی یکی تعبیر خواب است و آن را با این بیت افتتاح کرده که:
|
بیت: ای برون وصفت ز تعبیر کلام |
|
داور بیدار و حی لاینام» |
تعبیر نامج تاکنون به حلیه طبع آراسته نشده و ظاهراً نسخهای از آن برای ما به یادگار نمانده است.
4- 2-2- منظومه خرگوشی: یکی از خوابنامههای منظوم فارسی که پیش از سده هشتم سروده شده، منظومه خرگوشی است. از اصل این منظومه اطلاعی در دست نیست و آگاهی ما از وجود چنین منظومهای به سبب یادکرد ابرقوهی از آن در تعبیر سلطانی است:
«....منظومه نیز که از تعبیر خرگوشی مستخرج است در نظر بود و احیاناً یک دو بیت از آن به حسب اقتضای مقام کالملح فی الطعام تلفیق رفته و.... » ( برگ 6)
ابرقوهی ابیات نسبتاً زیادی از این منظومه را در تعبیر سلطانی نقل کرده که غنیمت بزرگی برای ماست. با استناد بدین ابیات میتوان گفت که منظومه خرگوشی خوابنامه مفصلی به زبان فارسی ساده بوده و سراینده آن، با اقوال ابن سیرین آشنایی داشته است؛ چه تعابیر این خوابگزار را در این منظومه به رشته نظم کشیده است. ابرقوهی در تعبیر رخسار و رنگ رخسار، ابیات زیر را از منظومه خرگوشی نقل کرده است:
|
مردی آمد به ابن سیرین گفت |
|
که زنی شد به خواب با من جفت |
5-2-2- خوابنامه منظوم ( خوابنامه حضرت یوسف (ع): در کتاب سرّ المستتر که موضوع آن علوم غریبه و جفر است، خوابنامه منظومی دیده میشد که به زعم مؤلّف کتاب، از شیخ بهایی است:
« تعبیر الرؤیا منظوم از مولانا الشیخ بهاءالدین العاملی از یک نسخه خطی استفاده گردید.»(حاج سقازاده،بی تا: 147)
در کتاب «دایرة المعارف خواب و رؤیا» نیز ذیل «شیخ بهایی» ابیاتی از این خوابنامه آمده (امین، 1384، 23) و ذیل «خوابنامه شیخ بهایی: فرهنگ تعبیر خواب» خوابنامهای را به این عارف نسبت داده است.(همان: 203-212)
در صحّت انتساب این خوابنامه به شیخ بهایی جای شبهه وجود دارد؛ چه هیچ یک از منابعی که آثار شیخ بهایی را بر شمردهاند، از این منظومه یاد نکردهاند. در ثانی، در الذریعه، ذیل مثنوی خوابنامه احتمال داده شده که این منظومه از مشتری طوسی باشد. ( آقا بزرگ، بی تا: الجزء التاسع عشر)
عنوانی که در مقاله حاضر برای این خوابنامه برگزیده شده، از فهرست نسخه های خطی مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی است. در این فهرست نیز قید شده که مؤلّف این خوابنامه ناشناخته است.( منزوی، 1377: 99)
از این خوابنامه نسخههایی با عنوان خوابنامه منظوم و بدون انتساب به شیخ بهایی در کتابخانههای کشور از جمله کتابخانه ملک (با عنوان فوائد سعدیه) کتابخانه ملی و کتابخانه وزیری یزد و.. نگاهداری میشود. وزن این منظومه همان وزن حدیقه و منظومه خرگوشی است و شمار ابیات آن در نسخههای مختلف، یکسان نیست. برای آشنایی با این خوابنامه ابیاتی از آن نقل میشود:
|
ابتدا می کنـــــم به نام خدا |
|
صانع تحت و فوق، أرض و سما |
6-2-2- فرهنگ تعبیر خواب: فرهنگ تعبیر خواب، خوابنامهای است که صابر کرمانی (حسین حماسیان ) از شاعران معاصر سروده و با مقدمه ممتع سید حسن امین به چاپ رسانده است. نمادهای رؤیا و تعابیرشان در این خوابنامه، بر اساس حروف الفبا است و همین نظم الفبایی نمادها، باعث گزینش عنوان « فرهنگ تعبیر خواب » برای آن شده است.
از ویژگی های خوابنامة صابر کرمانی، اشتمال آن بر تعبیر نمادهایی چون اتومبیل، آسانسور، آژیر و.... از محصولات دنیای جدید ماست. این خوابنامه در بحر هزج مسدس محذوف سروده شده و زبان آن ساده است. شاعر در خوابگزاری خود از خوابنامههای پیشین و از جمله کامل التعبیر حبیش بهره برده است. برای نمونه، تعبیر نماد «ماهی»، نقل میشود:
|
بود ماهی نشان مال و نعمت |
|
رسد از جانب فردی عنایت
|
ناگفته نماند که خوابگزاری منظوم، علاوه بر صورت مکتوب و کلاسیک خود، در ادب عامه و فولکلور و شفاهی نیز جلوهگری دارد. در فرهنگنامة ادبی فارسی آمده است: «در تهران قدیم... خوابگزاری از جملة کارهای معرکه گیران دورهگرد بود که بیشتر در قالب سؤال و جواب منظوم میان مرشد و بچه مرشد صورت میگرفت. مانند:
- مرشد: اگر ماش و نخود آمد به خوابت؟
- بچه مرشد: بود تعبیر آن رنج و عذابت.
- اگر رخت سفید و سبز بودت؟
- بچه مرشد: بدان تا حرمت و عزّت فزودت.» (انوشه،1381: 556)
بررسی این جنبه از خوابگزاری در حوصلة این مقال نمیگنجد و به مجال بیشتری نیاز دارد.
3-نتیجهگیری
ثبت و کتابت معانی رمزهای رؤیا، در زبان فارسی پیشینهای کهن دارد و بر بنیاد خوابنامههای موجود میتوان گفت که تقریباً از سده ششم هـ. ق خوابنامه نویسی فارسی آغاز شده است.
خوابنامههای فارسی که در دو قالب نثر و نظم شکل گرفتهاند مورد بیمهری واقع شدهاند و پژوهشگران کمتر در آنها به پژوهش و کند وکاو پرداختهاند. چنانکه دو خوابنامه معتبر فارسی، یعنی کامل التعبیرِ حبیش تفلیسی و تعبیر سلطانی قاضی ابرقوهی تاکنون چاپ انتقادی نشدهاند؛ در حالی که این دسته از آثار فارسی از جنبههای زبانی، ادبی و مردم شناختی، شایان توجهاند و چه بسا مطالب ارزندهای که در متون دیگر یافت نمیشود، در آنها وجود دارد. بنابراین بایسته است، پژوهشگران حوزههای زبان و ادب فارسی و عقاید عامه در این دسته از آثار فارسی غور و بررسی کنند.
پی نوشتها
1- تلمود ( Talmud ) به مجموعه 36 جلدی سنت های ربانی که قوانین و مقررات حضرت موسی را شرح و تفسیر می کند، اطلاق میشود.