نقد ترجمه متون عرفانی مبتنی‌بر هوش مصنوعی و ترجمه انسانی براساس روش ماندی (مطالعة موردی کتاب اللمع فی التصوف)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

گروه زبان انگلیسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

چکیده

با ظهور و گسترش هوش مصنوعی در حوزة ترجمه، این پرسش مطرح می‌شود که هوش مصنوعی تا چه اندازه در ترجمه موفق است و آیا می‌تواند جایگزین مترجم انسانی شود. در این پژوهش با استفاده از روش تطبیقی ماندی، دو ترجمة فارسی کتاب اللمع فی التصوف بررسی شده و خطاهای آن‌ها شناسایی شده است. این خطاها عبارت‌اند از: قرائت نادرست متن، استفاده نادرست از واژه‌نامه‌ها در معادل‌یابی درست، بی‌توجهی به بافت متن در معادل‌یابی، ناآشنایی با مصطلحات تخصصی عرفانی اسلامی و نیز فهم نادرست متن. سپس، همان جملاتی که مترجم انسانی به اشتباه ترجمه کرده است، برای ارزیابی به هوش مصنوعی داده شده است. بررسی نتایج نشان می‌دهد که هوش مصنوعی توانسته است ترجمه‌ای پذیرفته‌شده ارائه دهد. این پژوهش برخلاف تصور عامه که هوش مصنوعی را فاقد توانایی لازم در ترجمه می‌دانند، نشان می‌دهد که درحال‌حاضر این فناوری، به‌ویژه برای زبان‌هایی مانند فارسی و عربی که ازنظر رایانشی کمتر بدان‌ها توجه شده است، از قدرت کافی برای ترجمه برخوردار است. براساس یافته‌های این پژوهش، به مترجمان، به‌ویژه تازه‌کارها، پیشنهاد می‌شود که هوش مصنوعی را به‌عنوان ابزاری مؤثر در فرایند ترجمه نادیده نگیرند و از آن بهره برند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Criticism of Artificial Intelligence and Human Translation of Mystical Texts based on the Mandi Method: A Case Study of Al-La'ma' fi al-Tasuf

نویسنده [English]

  • Vahidreza Mirzaeian
Department of English, Faculty of Literature, Alzahra University, Tehran, Iran
چکیده [English]

With the emergence of artificial intelligence and its entry into the field of translation, the question that arises is: How successful is artificial intelligence in translation and can it surpass human translators? In this study, using the Munday comparative method, two Persian translations of al-Lamma fi al-Tasauf have been examined and their errors have been identified. These errors mainly include: incorrect reading of the text, incorrect use of dictionaries in finding correct equivalents, lack of attention to context in finding equivalents, lack of familiarity with specialized Islamic mystical terms, and misunderstanding of the text. The same sentences that were incorrectly translated by the human translator were given to the artificial intelligence. The results showed that the artificial intelligence was able to provide an acceptable translation. Contrary to the popular belief that artificial intelligence lacks the necessary power to provide translations, this technology currently has sufficient power for translation, especially in languages that have received less attention from a computational perspective, such as Persian and Arabic. Based on the findings of this study, it is recommended that translators, especially novice ones, pay attention to this technology when translating and use it as an effective tool during translation.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Artificial intelligence
  • mysticism
  • translation
  • equivalence
  • error
  • مقدمه

متخصصان ترجمه برای ترجمه‌ای موفق، سه شرط را مطرح می‌کنند: آشنایی با زبان مبدأ، تسلط کامل در حد نویسندگی به زبان مقصد و تسلط به موضوع مورد ترجمه. گاهی اوقات افرادی که به یکی از این شروط تسلط کافی ندارند، اقدام به ترجمه می‌کنند و درنتیجه، ترجمة حاصل فاقد کیفیت لازم خواهد بود (لطفی‌پور و همکاران، 1399)؛ برای مثال، ندانستن شرط اول، یعنی آشنایی ناکافی با زبان مبدأ به درک نادرست از متن اصلی منجر می‌شود و این اشتباه، تأثیر خود را در ترجمه به‌جای می‌گذارد. نداشتن شرط دوم باعث می‌شود جملات ترجمه‌شده گنگ و نامفهوم باشند، به‌گونه‌ای که برای فهمیدن منظور مترجم، نیاز به حضور و توضیح او باشد. به‌عبارت‌دیگر، مترجم باید ضمیمة متن ترجمه‌شده شود تا درصورت ابهام بتوان از او کمک گرفت. شرط سوم، آشنایی با موضوع ترجمه است. کسی که با عرفان آشنایی کافی ندارد، قطعاً در ترجمة متون عرفانی موفقیت چندانی نخواهد داشت (هراتیان و درویش، 1398).

 1ـ1. دربارة نویسندة کتاب

ابونصر سراج طوسی، نویسندة کتاب اللمع فی التصوف، از برجسته‌ترین علمای تصوف در قرن چهارم هجری قمری است. او از شخصیت‌های کلیدی در تدوین و تبیین مبانی تصوف اسلامی به شمار می‌رود و تلاش فراوانی برای دفاع از تصوف در برابر انتقادات و سوءتفاهم‌های زمانة خود انجام داده است. ابونصر سراج در شهر طوس (واقع در خراسان، ایران امروزی) متولد شد. این منطقه در آن زمان، مرکز علم و فرهنگ بود و تأثیر زیادی بر تربیت فکری و معنوی او داشت. او در محضر اساتید بزرگ تصوف و علمای شریعت به تحصیل پرداخت و به‌سرعت در هر دو حوزة شریعت و طریقت مهارت یافت. تسلط او بر هر دو جنبة دانش باعث شد که بتواند در آثار خود، میان تصوف و آموزه‌های اسلامی تعادل برقرار کند (Schimmel, 1975). ابونصر سراج برای کسب دانش و دیدار با صوفیان برجستة زمان خود، سفرهای متعددی انجام داد. او به شهرهایی مانند بغداد، نیشابور و دیگر شهرهای اسلامی سفر کرد و به ملاقات بزرگانی همچون جنید بغدادی، شبلی و دیگر عارفان مشهور رفت. سراج به‌دلیل زندگی زاهدانه و پیروی دقیق از اصول تصوف به‌عنوان یکی از «ائمة صوفیه» شناخته می‌شد (Knysh, 2000). او در کنار عرفان، بر اصول شریعت نیز تأکید فراوان داشت و تلاش می‌کرد تصوف را  بخشی جدایی‌ناپذیر از اسلام معرفی کند. ابو نصر سراج در سال 378 ق. در بغداد درگذشت. آرامگاه او در همان شهر قرار دارد و مورد احترام صوفیان و علاقه‌مندان به تصوف است.

در دورة ابونصر سراج، تصوف با انتقادات زیادی از سوی برخی علمای ظاهری و نیز فرقه‌های افراطی روبرو بود (Nicholson, 1914). او در کتاب اللمع فی التصوف، با بیان اصول و مفاهیم حقیقی تصوف، تلاش کرد این سوءتفاهم‌ها را رفع کند و تصویری صحیح از تصوف ارائه دهد (Smith, 1935). یکی از ویژگی‌های برجستة ابونصر سراج، برقرای هماهنگی میان آموزه‌های شریعت و طریقت بود. او تصوف را نه به‌عنوان روشی جدا از اسلام، بلکه به‌عنوان راهی عمیق‌تر برای درک حقیقت دین معرفی کرد. آثار و افکار او، به‌ویژه کتاب اللمع، الهام‌بخش عارفان بزرگی همچون امام غزالی، عبدالکریم قشیری و دیگر نویسندگان عرفانی بوده است (Arberry, 2008).

1ـ2. دربارة کتاب

کتاب اللمع فی التصوف از منابع اولیه و بنیادی تصوف اسلامی به شمار می‌رود. این اثر به‌صورتی منظم و دقیق به بیان اصول و مبانی تصوف، زندگی صوفیان و دیدگاه‌های آنان می‌پردازد (Nicholson, 1914). نویسندة کتاب، ابونصر سراج طوسی، به تعریف تصوف، ماهیت آن و ارتباطش با شریعت پرداخته است(Baldick, 2012) . او در این کتاب تلاش می‌کند سوءتفاهم‌های موجود دربارة تصوف را رفع کند و نشان دهد که تصوف ریشه‌ای عمیق در قرآن و سنت دارد (Graham, 1993). در بخش دیگری از این کتاب، سراج طوسی طبقات مختلف صوفیان و خصوصیات اخلاقی و عملی آنان را شرح می‌دهد .(Karamustafa, 2007)

 کتاب اللمع فی التصوف به موضوعات مهمی مانند مراقبه، زهد، ورع، اخلاص، توکل، فقر، محبت، و معرفت پرداخته و مفاهیم مرتبط با عرفان و روحانیت را تحلیل کرده است. در بخش‌های مختلف کتاب، آداب و روش‌های سلوک صوفیانه و چگونگی رسیدن به کمال روحی توضیح داده شده است. ابونصر سراج با استفاده از دلایل قرآنی، حدیثی و منطقی از تصوف در برابر انتقادات مخالفانش دفاع کرده است. اللمع فی التصوف یکی از قدیمی‌ترین منابع تصوف است که پس از آن، آثار مهم دیگری مانند قوت القلوب از ابوطالب مکی و احیاء علوم‌الدین اثر امام غزالی از آن تأثیر پذیرفتند. این کتاب به‌مثابه پلی میان تصوف نظری و عملی شناخته می‌شود و برای درک مبانی اولیة تصوف بسیار مفید است (Nasr, 2007). اللمع فی التصوف، منبعی پایه‌ای و آموزشی برای علاقه‌مندان به تاریخ، اصول و آموزه‌های تصوف شناخته می‌شود و همچنان در تحقیقات علمی در کانون توجه قرار دارد.

 1ـ3. ترجمة کتاب به زبان‌های دیگر

کتاب اللمع فی التصوف به‌دلیل اهمیتش در تبیین اصول تصوف و شرح زندگی و مفاهیم عرفانی صوفیان اولیه، بارها در معرض توجه محققان قرار گرفته و به زبان‌های مختلف ترجمه شده است. بخش‌هایی از این کتاب به زبان انگلیسی ترجمه شده است، به‌ویژه در آثار محققان غربی که به مطالعة تصوف اسلامی پرداخته‌اند. از معروف‌ترین این ترجمه‌ها، ترجمة آرثر جی. آربری است (Arberry, 1947). این ترجمه شامل گزیده‌هایی از متن اصلی به‌همراه تحلیل و توضیحاتی دربارة مفاهیم عرفانی و تاریخی کتاب است.

ترجمه‌هایی از این کتاب نیز به زبان‌هایی مانند ترکی عثمانی و اردو انجام شده است. این ترجمه‌ها بیشتر برای استفاده در حوزه‌های علمی و صوفیانة مناطق مختلف جهان اسلام، به‌ویژه ترکیه و شبه‌قارة هند، صورت گرفته‌اند. در این ترجمه‌ها تلاش شده است مفاهیم تصوف با فرهنگ و زبان مقصد سازگار و فهم‌پذیر باشد. مترجمان معمولاً در کنار ترجمة متن اصلی، توضیحاتی دربارة مفاهیم عرفانی، زندگی صوفیان و واژگان خاص صوفیانه ارائه داده‌اند تا متن برای مخاطب آسان‌تر شود. گاهی نیز ابیات فارسی یا عربی مرتبط با موضوعات کتاب برای توضیح و تفسیر افزوده شده است.

 کتاب  اللمع فی التصوف به‌عنوان یکی از نخستین منابع تصوف اسلامی، که هم به‌صورت منظم تدوین شده و هم جنبه‌های نظری و عملی تصوف را پوشش می‌دهد، همواره برای ترجمه و تحقیق انتخابی ارزشمند بوده است. علاقه‌مندان به تاریخ تصوف و عرفان، این کتاب را منبعی اصلی برای درک مبانی و سیر تطور تصوف می‌دانند.

1ـ4. ترجمة کتاب به فارسی

نسخه‌های مختلفی از ترجمه فارسی این کتاب وجود دارد که گاه به‌صورت کامل و گاه به‌صورت گزیده‌هایی از متن اصلی ارائه شده‌اند. برخی از این ترجمه‌ها همراه با شرح و تفسیر بوده‌اند تا مفاهیم پیچیدة تصوف برای مخاطبان فارسی‌زبان فهم‌پذیر‌تر شود. در دورة معاصر، ترجمه‌های علمی و دقیق از  اللمع فی التصوف به فارسی صورت گرفته که در معرض توجه دانشگاهیان و علاقه‌مندان به عرفان اسلامی قرار گرفته است. یکی از ترجمه‌های شناخته‌شده، ترجمة دکتر نجیب مایل هروی است که به شیوه‌ای دقیق و روان انجام شده و شامل مقدمه و توضیحات مفصل دربارة نویسنده، کتاب و زمینة تاریخی آن است.

ترجمة دیگر متعلق به دکتر قدرت‌الله خیاطیان و محمود خورسندی است که در سال 1380 منتشر شد. این ترجمه کامل نیست و تنها کمتر از یک‌سوم متن اصلی را به فارسی برگردانده است (ابونصر سراج، 1380). نسخة دیگر نیز متعلق به دکتر مهدی محبتی است که چاپ نخست آن را انتشارات اساطیر در سال ۱۳۸۲ عرضه کرده و متن کامل کتاب را به فارسی برگردانده است (ابونصر سراج، 1388). شایان ذکر است که محدودة پژوهش در این مقاله، شامل هر دو ترجمة خیاطیان و محبتی است.

 1ـ5. هوش مصنوعی به‌کاررفته

در این پژوهش از سامانة هوش مصنوعی چت جی‌پی‌تی (ChatGPT) استفاده شده است. این مدل برپایة نسخه پیشرفتة اپن ای.آی(OpenAI)  و توسعه‌های بعدی آن طراحی شده است. این سامانه براساس معماری یادگیری عمیق و به‌طور خاص، مدل‌های ترنسفورمر عمل می‌کند و قادر است زبان طبیعی را در سطحی پیشرفته تولید و تحلیل کند (Brown et al., 2020; OpenAI, 2023). این مدل با بهره‌گیری از صدها میلیارد پارامتر و استفاده از حجم عظیمی از داده‌های متنی شامل کتاب، مقاله، وب‌سایت و منابع گوناگون، آموزش دیده است. اجرای این مدل‌ها به زیرساخت‌های پیشرفتة رایانش ابری با توان پردازش بالا و قابلیت مقیاس‌پذیری پویا نیاز دارد که امکان پاسخ‌گویی هم‌زمان به میلیون‌ها کاربر را فراهم می‌آورد (Vashee, 2019). پاسخ‌دهی مدل، بسته به بار ترافیکی و ظرفیت سرورها، در بازه‌ای از چند میلی‌ثانیه تا چند ثانیه انجام می‌شود.

باوجود مزایای چشمگیر این فناوری، محدودیت‌هایی نیز برای آن متصور است؛ ازجمله مصرف بالای انرژی برای پردازش و خنک‌سازی سرورها و وابستگی مدل‌های بدون اتصال به اینترنت به اطلاعاتی که تا زمان آموزش در دسترس بوده‌اند (Toral & Way, 2018). افزون‌بر این، کارایی این مدل‌ها در مواجهه با مسائل پیچیده‌ای که نیازمند تفکر چندلایه‌ای، استدلال انتقادی یا دانش تخصصی به‌روز هستند، ممکن است دچار نقصان شود (Goodfellow et al., 2016).

باتوجه‌به موارد مذکور، پژوهش حاضر تلاش دارد به این پرسش‌ها پاسخ دهد: 1) تعداد و منشأ خطاهای مشاهده‌شده در ترجمه چیست؟ و 2) آیا هوش مصنوعی عملکرد موفقی در تولید ترجمه دارد؟

  • پیشینة پژوهش

نقد علمی ترجمه از دیرباز در کانون توجه پژوهشگران مطالعات ترجمه قرار گرفته است. روش‌های مختلفی برای ارزیابی کیفیت ترجمه ارائه شده که هریک بر جنبه‌های متفاوتی از فرایند ترجمه تمرکز دارند. در این بخش، به مرور پژوهش‌های مرتبط با روش‌های علمی نقد ترجمه و نقش آن‌ها در بهبود تحلیل ترجمه پرداخته می‌شود.

2ـ1. روش زبان‌شناختی در نقد ترجمه

از نخستین رویکردهای علمی در نقد ترجمه، روش زبان‌شناختی است که به بررسی ساختارهای نحوی، واژگانی و سبکی متن ترجمه‌شده می‌پردازد. کتفورد به تحلیل تغییرات زبانی در فرایند ترجمه پرداخته و بر اهمیت تحلیل تقابلی تأکید کرده است(Catford, 1965) . همچنین، بیکر نقش انسجام و انسجام‌بخشی در زبان مقصد را بررسی کرده و روش‌هایی برای تحلیل ساختارهای زبانی در نقد ترجمه ارائه داده است .(Baker,1992)

 2ـ2. روش نشانه‌شناختی در نقد ترجمه

روش نشانه‌شناختی با تمرکز بر معناهای ضمنی و فرهنگ‌محور، از مهم‌ترین روش‌ها در نقد ترجمه به شمار می‌آید. توروی در نظریه خود تأکید می‌کند که ترجمه نباید فقط به‌منزلة یک بازتولید زبانی، بلکه پدیده‌ای فرهنگی و اجتماعی در نظر گرفته شود (Toury, 1995). پژوهش‌های انجام‌شده در این زمینه نشان می‌دهد که مترجمان هنگام انتقال معانی ضمنی و نشانه‌های فرهنگی، با چالش‌های متعددی روبرو هستند .(Eco, 2001)

 2ـ3. روش معناشناختی در نقد ترجمه

معناشناسی ترجمه یکی از حوزه‌هایی است که به بررسی دقت و صحت انتقال معنا در فرایند ترجمه می‌پردازد. نیومارک در کتاب خود رویکردهای مختلفی را برای ارزیابی معنایی ترجمه ارائه داده و دو نوع ترجمه، یعنی ترجمة معنایی و ترجمة ارتباطی را مطرح کرده است (Newmark, 1988). براساس پژوهش‌های انجام‌شده، تحلیل معنایی ترجمه‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از ترجمه‌های تحت‌اللفظی در انتقال معنا ضعیف هستند و به رویکردی پویاتر نیاز دارند(Hatim & Mason, 1997).

 2ـ4. روش کاربردی در نقد ترجمه

نظریة اسکاپتوس که توسط رایس و ورمیر مطرح شده، بر هدف ترجمه تأکید دارد (Reiss & Vermeer, 1984). پژوهش‌ها نشان داده‌اند که روش کاربردی در نقد ترجمه می‌تواند به تعیین میزان موفقیت یک ترجمه در دستیابی به اهداف ارتباطی آن کمک کند (Nord, 1997). برای مثال، مطالعه‌ای که توسط شافنر انجام شده، نشان می‌دهد که تحلیل کاربردی ترجمه‌ها می‌تواند به بهبود رویکردهای آموزشی در تربیت مترجمان کمک کند (Schäffner, 2009).

 2ـ5. روش تطبیقی در نقد ترجمه

روش تطبیقی که در این پژوهش نیز از آن استفاده شده است ازجمله روش‌های پرکاربرد در نقد علمی ترجمه است. این روش به مقایسة چندین ترجمه از یک متن واحد می‌پردازد و تفاوت‌های زبانی، فرهنگی و سبک‌شناختی آن‌ها را بررسی می‌کند. ماندی به روش‌های تطبیقی نقد ترجمه پرداخته و نقش آن را در تحلیل راهبرد‌های ترجمه بررسی کرده است (Munday, 2016). همچنین، پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهند که استفاده از این روش می‌تواند در تحلیل خطاها و شناسایی روندهای ترجمه‌ای مؤثر باشد (House, 2015).

  • یافته‌های پژوهش

نگارندگان این پژوهش با تحلیل دقیق دو ترجمة انسانی و نیز ترجمة مبتنی‌بر هوش مصنوعی به نتایج زیر دست یافته‌اند.

3ـ1. قرائت نادرست متن

یکی از اشکالاتی که در ترجمه رخ می‌دهد، خوانش نادرست متن است. هنگامی که مترجم متنی را اشتباه بخواند، این اشتباه قطعاً در ترجمة او نیز منعکس خواهد شد. دراین‌باره به ذکر نمونه‌ای از ترجمة دکتر محبتی بسنده می‌شود:

قیلَ فَمن بالُ العقلُ قال العقلُ؟ عاجِزٌ لا یَدلُّ الاّ علی عاجِزٍ مِثلِهِ (ص. ۳۸۱، سطر ۱۶).

ترجمة محبتی: گفته شد نقش خرد چیست؟ گفت: خرد ناتوانی است که جز در برابر ناتوانی چون خویش خوار نمی‌گردد (ص. ۹۳، سطر ۱۳).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: پرسیدند پس کار عقل چیست؟ گفت: عقل ناتوانی است که جز بر ناتوانی چون خود راه ننماید (ص. ۲۲۴، سطر ۶).

ترجمة هوش مصنوعی: پرسیده شد: پس حال عقل چگونه است؟ گفته شد: عقل ناتوان است و تنها به ناتوانی شبیه خود راهنمایی می‌کند.

در ترجمة اول، مترجم عبارت «لا یدل» را «لا یذل» خوانده است؛ اما ترجمة هوش مصنوعی و خیاطیان و خورسندی  نشان می‌دهد که چنین خطایی رخ نداده است.

 3ـ2. استفادة نادرست از فرهنگ لغت یا واژه‌نامه تخصصی

آشنایی با فرهنگ لغت و انتخاب صحیح و به‌جای آن‌ در معادل‌یابی واژگانی، نقشی بسیار حیاتی دارد. پیتر نیومارک دراین‌باره می‌گوید: «توصیة بلاک را به خاطر بیاورید که اگرچه نمی‌توان آن را خیلی جدی گرفت، اما واقعیت مسلمی در آن هست: تک‌تک واژه‌ها را در فرهنگ لغت نگاه کنید، به‌ویژه واژه‌هایی که فکر می‌کنید معنی آن‌ها را می‌دانید (Newmark, 1988).

در ادامه، برخی خطاهای فاحش در ترجمه که به‌دلیل معادل‌یابی  نادرست واژگان رخ داده است، بررسی می‌شود. ابتدا این جملات با استفاده از هوش مصنوعی دوباره ترجمه شده و سپس نتایج آن تحلیل می‌شود تا مشخص شود آیا هوش مصنوعی همان خطاها را تکرار کرده است یا خیر.

 3ـ2ـ1. نمونة اول

و دَوَّنُوا اَسمآءَهُم و کُناهُم و مَوالِدَهُم و وَفاتَهُم و وَرَّخُوا ذلکَ (ص. ۳۵۶، سطر ۱۵).

ترجمة محبتی: و نام‌ها و کنیه‌ها و فرزندان و تاریخ وفات آنان را تدوین نمودند تا آنگاه که زمان‌بندی کردند (ص. ۶۸، سطر ۲۲).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: در نقل و ضبط حدیث، مکان و اسم و کنیه، زمان تولد و وفات آنان را معلوم می‌داشتند (ص. ۱۹۳، سطر ۱۹).

ترجمة هوش مصنوعی: آن‌ها نام‌ها، کنیه‌ها، تاریخ تولدها و وفات‌هایشان را ثبت کردند و این امور را تاریخ‌گذاری نمودند.

در ترجمه اول، مترجم میان «موالد» (جمع مولد) و «موالید» (جمع مولود) تفاوتی نگذاشته و نیز به سیاق توجه نکرده که دریابد ثبت زمان تولد و وفات علماست که اهمیت دارد و ثبت اسامی فرزندانشان برای مورخان فایده‌ای ندارد. هر دو ترجمة خیاطیان و خورسندی و هوش مصنوعی عاری از این خطاست.

3ـ2ـ2. نمونة دوم

قُلْ لَوْ کانَ البَحْرُ مِدادًا لِکلماتِ رَبِّیِ (ص. ۳۶۵، سطر آخر).

ترجمة محبتی: خداوند (عزّوجلّ) فرمود: بگو اگر دریا مدادی گردد تا کلمات خدا را بنویسد (ص. ۷۸، سطر ۱).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: بگو اگر دریا برای کلمات پروردگارم مرکب شود (ص. ۲۰۴، سطر ۱ پاورقی).

ترجمة هوش مصنوعی: بگو: اگر دریا برای (نوشتن) کلمات پروردگارم مرکب شود.

مترجم اول کلمة عربی «مداد» را به معنای فارسی آن (مداد) ترجمه کرده است؛ درحالی‌که در زبان عربی به معنای مرکب است. این نکته در ترجمه‌های خیاطیان و خورسندی و هوش مصنوعی به‌درستی رعایت شده است. همچنین، هوش مصنوعی تشخیص داده که این جمله بخشی از آیة 109 سورة کهف است و ادامه آن را به این صورت ارائه کرده است: «دریا پایان می‌یافت پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد، حتی اگر مانند آن دریا را به آن اضافه کنیم».

 3ـ2ـ3. نمونة سوم

کما کان حُذَیْفة مخصوصاً بعلم اسماء المنافقین کان قد اسرَّه الیه رسولُ الله (ص. ۳۶۶، سطر ۹).

ترجمة محبتی: چنان‌که حذیفه نام منافقان را می‌دانست و آن را پوشیده می‌داشت (ص. ۷۸، سطر ۱۴).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: همچنان‌که حذیفه در اسامی منافقین از وی خواست آن را پنهان دارد (ص. ۲۰۴، سطر ۱۴).

ترجمة هوش مصنوعی: همان‌طور که حذیفه به علم نام‌های منافقان اختصاص داشت، پیامبر خدا این (علم) را به او به‌صورت سری سپرده بود.

ترجمة اول نشان می‌دهد که مترجم آشنایی کافی با زبان مبدأ، یعنی زبان عربی ندارد.

 3ـ2ـ4.نمونة چهارم

و قیلَ لِبَعضِهِم مَن اَصحَبُ؟ فقال اصحَبْ الصُّوفیَّةَ فَاِنَّ لِلْقَبیحِ عِنْدَهُم وُجُوهًا مِنَ المَعاذیرِ و لَیسَ لِلْکَثیرِ عِنْدَهُم مَوْقِعٌ فَیَرْفَعُوکَ بِهِ فَتُعْجِبُ نَفسَکَ (ص. ۳۷۱، سطر ۱۰).

ترجمة محبتی: و به یکی از آنان گفته شد چه کسی صحابی‌تر است؟ گفت: اصحاب تصوف. چون در نزد آنان برای کارهای نابهنجار دلایلی است و کثرت و عدد برایشان چندان مهم نیست (ص. ۸۳، سطر ۹).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: صوفی‌ای را پرسیدند: مصاحبِ که باشیم؟ گفت: صوفیان؛ زیرا زشت را نزد آنان وجوهی برای عذرخواهی است و به «بسیار» اعتنا ندارند تا ترا بدان بالا برند تا خویش را بزرگ انگاری (ص. ۲۰۹، سطر آخر).

ترجمة هوش مصنوعی: به برخی از آن‌ها گفته شد: با چه کسی همنشینی کنم؟ پاسخ داد: با صوفیان همنشینی کن؛ زیرا نزد آنان برای رفتار زشت، بهانه‌هایی وجود دارد (آن‌ها بهانه می‌آورند و تو را ملامت نمی‌کنند)، و برای اموال و دارایی‌های فراوان، نزدشان ارزشی نیست، پس تو را به‌خاطر آن (ثروت) بزرگ نمی‌شمارند که خودپسندی در تو ایجاد شود.

در ترجمة اول، واژه «اَصحَبُ» اسم تفضیل از صحابی در نظر گرفته شده است که به بروز خطا در ترجمه منجر شده است.

3ـ2ـ5. نمونة پنجم

و رُویَ (عنه) انه اَکَل طعامًا مِن شُبهَةٍ فلمّا عَلِمَ بِهِ تقَیَّاَ و قال (ص. ۴۵۲، سطر ۲۲).

ترجمة محبتی: روزی غذایی شبهه‌ناک خورد، چون دریافت ترسید و گفت (ص. ۱۷۰، سطر ۲۴).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: و از او روایت است که غذای شبهه‌ناکی خورد و پس از آنکه از آن آگاه شد، استفراغ کرد و گفت (ص. ۳۲۸، سطر ۵).

ترجمة هوش مصنوعی: روایت شده (از او) که غذایی را با شبهه‌ای خورد و هنگامی که از آن آگاه شد، استفراغ کرد و گفت.

در ترجمة اول، مترجم واژة «تقَیَّاَ» را «ترسید» ترجمه کرده است که نشانگر عدم مراجعة وی به واژه‌نامه و درک نادرست از معنای واژه‌ها است.

3ـ2ـ6. نمونة ششم

ان ارَدْتَ ان تَلقَی صاحِبَکَ فَرَقِّع قَمیصَکَ و اَخصِف نَعلَکَ و قَصِّر اَمَلَکَ و کُلْ دونَ الشَّبعِ (ص. ۴۵۹، سطر ۴).

ترجمة محبتی: اگر اراده کردی که همنشینت را دیدار کنی، پیراهنت را پاره کن، ‌ کفشت را تکه کن، آرزوهایت را کوتاه نما و کم بخور (ص۱۷۷، سطر ۱۱).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: ‌اگر می‌خواهی دوستت را ملاقات کنی، پس پیراهن و کفشت را پینه بزن و آرزویت را کم کن و تا حد سیرشدن غذا بخور (ص. ۳۳۷، پاورقی۳).

ترجمة هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی دوستت را ملاقات کنی، پیراهنت را وصله بزن، کفشت را تعمیر کن، آرزویت را کوتاه کن، و کمتر از حد سیری غذا بخور.

واضح است که در ترجمة اول، مترجم برای درک معنای «رَقِّع» و «اَخصِف» به فرهنگ لغت مراجعه نکرده است. معمولاً هنگامی که مترجم تصور می‌کند معنای کلمه‌ای را می‌داند، خود را از مراجعه به فرهنگ لغت بی‌نیاز می‌بینید و این ممکن است باعث بروز اشتباه در ترجمه شود.

 3ـ2ـ7. نمونة هفتم

امّا بِلالٌ و صُهَیبٌ رَضی اللهُ عَنهما فاِنَّهُ رُویَ عَنهُما انَّهُما اَتَیا قبیلَةً مِنَ العَرَبِ فَخَطَبا اِلَیهِم فَقیلَ لَهُما مَن اَنتما فقالَ بِلالٌ و صُهَیبٌ کنّا ضالّینَ فهدانَا اللهُ تعالی و کنّا مَملوکینَ فاَعتَقَنا اللهُ تعالی و کنّا عایلینَ فَاَغنانَا اللهُ تعالی فَاِنْ تُزَوِّجونا فَنَحمَدُ اللهَ و انْ تَرُدُّونا فَسُبحانَ اللهِ فقالوا تُزَوَّجونَ و الحَمدُ للهِ (ص. ۴۶۶، سطر ۳).

ترجمة محبتی: بلال و صهیب: روایت شده که آن دو به قبیله‌ای از عرب‌ها وارد شدند و با آن‌ها سخن گفتند. بدان‌ها گفته شد شما دو تن کیستید؟ گفتند: بلال و صهیب، مردانی گمراه که خداوند هدایتمان کرد و مملوک بودیم و خداوند آزادمان ساخت و نیازمند بودیم و خداوند بی‌نیازمان ساخت. اگر به ما زن دهید خدا را حمد می‌گوییم و اگر ما را برانید خداوند پاک و بی‌نیاز است. عرب‌ها گفتند: شما را زن خواهیم داد، خدا را شکر کنید (ص. ۱۸۴، سطر ۱۷).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: اما بلال و صهیب(رض) روایت است که نزد قبیله‌ای از عرب‌ آمدند و خواستگاری کردند. از آن دو سؤال شد: شما کیستید؟ گفتند: بلال و صهیب، ‌گمراه بودیم، خدا هدایتمان کرد. برده بودیم خدا آزادمان ساخت. فقیر بودیم، خدا توانگرمان نمود. اگر به ما زن دهید، خدا را سپاس می‌گزاریم و اگر دست رد بر سینة ما زنید، خدا را تسبیح می‌گوییم. پس گفتند ازدواج می‌کنید و حمد از آن خداست (ص. ۳۴۷، سطر ۷).

ترجمة هوش مصنوعی: اما بلال و صهیب(رضی‌الله عنهما)، روایت شده که آن‌ها نزد قبیله‌ای از عرب رفتند و از آنان خواستگاری کردند. به آن‌ها گفته شد: شما چه کسانی هستید؟ بلال و صهیب گفتند: ما گمراه بودیم و خداوند متعال ما را هدایت کرد. ما برده بودیم و خداوند متعال ما را آزاد کرد. ما فقیر بودیم و خداوند متعال ما را بی‌نیاز کرد. پس اگر ما را به ازدواج بپذیرید، خدا را شکر می‌کنیم، و اگر ما را رد کنید، خداوند را تسبیح می‌گوییم. پس گفتند: شما را به ازدواج درمی‌آوریم و خدا را شکر می‌کنیم.

فعل «خطب» هرگاه با حرف «الی» به کار رود، به معنای خواستگاری‌کردن و خطبه‌خواندن است و فاعل آن یا «خطیب» است و یا «خاطب»! «خطیب» به معنای خطبه‌خوان و «خاطب» به معنای خواستگار.

 3ـ2ـ8. نمونة هشتم

عَبدالله بن ربیعة و مُصعَبُ بنُ عُمَرَ رَضیَ اللهُ عَنهما فکانا متواخِیَینِ (ص. ۴۶۶، سطر ۸).

ترجمة محبتی: عبدالله بن ربیعه و مصعب بن عمر: هر دو مریض بودند (ص. ۱۸۴، سطر ۲۵).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: اما دربارة عبدالله بن ربیعه و مصعب بن عمر که با هم عقد اخوت داشتند (ص. ۳۴۷، سطر ۱۴).

ترجمة هوش مصنوعی: عبدالله بن ربیعه و مصعب بن عمیر(رضی‌الله عنهما) با یکدیگر برادر بودند.

مترجم اول، کلمة «متواخیین» را به معنای «مریض» گرفته است؛ درحالی‌که خیاطیان و خورسندی آن را «عقد اخوت» و هوش مصنوعی آن را «برادری» ترجمه کرده است.

 3ـ2ـ9. نمونة نهم

قال اَبوعُبَیدَةَ وَدِدْتُ ان اکونَ کَبشًا لاُهدَی فَیُتَعَرَّقَ لَحمی و یُتَجَنّی فِرقی و لَم اُخلَق (ص. ۴۶۲، سطر ۱۸).

ترجمة محبتی: ابوعبیده گفت: دوست داشتم قوچی می‌بودم که قربانی کنند تا گوشتم را پخش کنند و بچینند و هرگز کهنه نمی‌شدم (ص. ۱۸۱، سطر ۹).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: ابوعبیده گوید: دوست داشتم قوچی بودم که قربانی می‌شدم و گوشت و پی و استخوانم از هم جدا می‌شد و هرگز آفریده نمی‌شدم (ص. ۳۴۲، سطر ۱۰).

ترجمة هوش مصنوعی: ابوعبیده گفت: دوست داشتم که گوسفندی باشم که قربانی شود، گوشت من خورده شود و استخوانم دور انداخته شود، و هرگز آفریده نمی‌شدم.

مترجم اول عبارت «لَم اُخلَق» را به «کهنه نمی‌شدم» ترجمه کرده که نامفهوم است.

 3ـ2ـ10. نمونة دهم

و رُویَ عَن (ابن) عُمَرَ اَنَّه (قال) اُهدیَ لِرَجُلٍ مِن اصحابِ رَسولِ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رَاسُ شاةٍ قال اِنَّ اخی کان اَحوجَ الیهِ منِّی فَبَعَثَ اِلَیهِ فَلَم یَزَل یَبعَثُ الواحِدُ اِلی الآخَرِ حَتّی تناوَلَهُ سَبعَةُ ابیاتٍ فَرَجَعَت الی الاوَّلِ قال و نَزَلَت فیهِ هذِهِ الآیَةُ و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة (ص. ۴۶۶، سطر ۲۰).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: از ابن‌عمر روایت است که: سر گوسفندی به یکی از صحابه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تقدیم شد. گفت: برادرم از من به آن محتاج‌تر است و آن را نزد وی فرستاد. صحابی پیاپی سر آن گوسفند را برای یکدیگر فرستادند تا آن‌که هفت خانه از آن خوردند و سرانجام به خانة اول برگشت. ابن‌عمر گفت: این آیه در شأن این گروه نازل شد: و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة (ص. ۳۴۸، سطر ۹).

ترجمة هوش مصنوعی: از ابن‌عمر روایت شده است که او گفت: به یکی از اصحاب رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) سرِ گوسفندی هدیه داده شد. او گفت: برادرم به آن بیشتر از من نیاز دارد، و آن را برای او فرستاد. این عمل همچنان ادامه یافت، و هربار یکی آن را به دیگری می‌فرستاد، تا اینکه سرِ گوسفند از هفت خانه گذشت و دوباره به خانة اول بازگشت. گفته شد که این آیه دربارة آن‌ها نازل شد: «و دیگران را بر خود ترجیح می‌دهند، هرچند خود نیازمند باشند» (حشر/9).

 «تناول» در لغت‌نامه‌های قدیم و حتی در الوسیط به معنای «اخذ» و «تعاطی» آمده است و صرفاً در برخی لغت‌نامه‌های جدید همچون المنجد و دیگر لغت‌نامه‌های معاصر به معنای «اکل» آمده است؛ ازاین‌رو، بعید است در قرن چهارم «تناول» به معنای «اکل» بوده باشد؛ زیرا این روایت در واقع درصدد بیان شأن نزول آیة ایثار است.

 3ـ2ـ11. نمونة یازدهم

عَن ابنِ عبّاسٍ رضی اللهُ عنهُ اَنَّ صُورَةَ جبریلَ علیه‌السَّلامُ فی قَایمةِ الکُرسیِّ مثلُ الزَّرَدَةِ فی الجَوشَنِ (ص. ۳۷۷، سطر ۱۷).

ترجمة محبتی: از ابن‌عباس نیز روایت شده که: صورت جبرئیل (علیه‌السّلام) در ستون کرسی است همانند نقش‌ها در جوشن (ص. ۹۸، سطر ۲).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: در حدیث دیگری نیز از ابن‌عباس(رض) آمده است: همانا صورت جبرئیل (علیه‌السّلام) در ستون کرسی مانند حلقه‌های زنجیر در زره است (ص. ۲۱۸، سطر ۲۱).

ترجمة هوش مصنوعی: از ابن‌عباس(رضی‌الله‌عنه) روایت شده است که فرمود: تصویر جبرئیل (علیه‌السلام) در پایة عرش مانند حلقه‌های زره در یک زره‌پوش است.

درفرهنگ لغت آمده است که «زَرَدَ الدرع: زره بافت، جوشن ساخت»؛ و «زردة: حلقة جوشن و زره». مترجم اول دو واژة همایند «زرده» و «جوشن» را به «نقش در جوشن» ترجمه کرده و واژة «نقش» را از خود افزوده است.

 3ـ2ـ12. نمونة دوازدهم

فَمِن‌هاهُنا غَلَطَ مَن غَلَطَ فی تَشریفِ الغنا علی الفقرِ و ذَهبَ علیهِ انَّ هؤُلآءِ لَم یَکُونوا اغنیاءَ باعراضِ الدُّنیا و لا فُقَرآءَ بِما یَعدِمونَ مِنَ الدُّنیا لِاَنَّ غَناهم بِاللهِ و فَقرَهم الیهِ (ص. ۴۵۶، سطر ۷).

ترجمة محبتی: در همین‌جاست که برخی از مردم در برتری غنا بر فقر به خطا افتاده‌اند و پنداشته‌اند که آن‌ها توانگر نیستند چون دل از دنیا اعراض کرده‌اند و فقیر نیستند چون دنیا را رام کرده‌اند و فقر و غنایشان فقط برای خداست حال آنکه همه خطاست (ص. ۱۷۴، سطر ۱۲).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: از همین‌جاست که گروهی در شرافت غنا بر فقر دچار اشتباه شدند و معتقد گشتند که این طایفه، ثروتمند به کالاهای دنیا نبوده و فقیر در از‌دست‌دادن اموال دنیایی نیستند بلکه غنایشان به خدا و فقرشان به‌سوی اوست (ص. ۳۳۳، سطر ۲).

ترجمة هوش مصنوعی: از اینجا اشتباه کسانی که برتری غنا (توانگری) بر فقر را مطرح کردند، آشکار می‌شود؛ و بر آن‌ها پوشیده ماند که این افراد نه به‌سبب بهره‌مندی از امور دنیوی غنی بودند، و نه به‌سبب نداشتن دنیا فقیر به شمار می‌رفتند؛ زیرا توانگری آن‌ها در ارتباط با خدا بود و فقرشان نیز وابستگی به او بود.

مترجم اول در ترجمة عبارت «اعراضِ الدُّنیا» دچار خطا شده است. او این عبارت را به معنای «اعراض و رویگردانی از دنیا» ترجمه کرده؛ درحالی‌که «اعراض» در اینجا به معنای «کالا و متاع است. مترجم به این نکته توجه نکرده که اگر منظور «روی‌گردانی» بود، پس حرف «عن» چرا همراه آن نیامده است؛ ‌چون «اعراض» همواره با «عن» می‌آید. افزون‌بر این، عبارت «دل از دنیا اعراض کردن» در فارسی نامفهوم و غیرمنسجم است. همچنین، مترجم معنای صحیح عبارت «لا فُقَرآءَ بِما یَعدِمونَ مِنَ الدُّنیا» را درست درنیافته است و آن را چنین ترجمه کرده است: «چون دنیا را رام کرده‌اند».

 3ـ3. ناآشنایی با علوم اسلامی

ازآنجاکه متنی عرفانی همچون اللمع فی التصوف سرشار از نکات فقهی، روایی و تاریخی است و مترجم ممکن است به همة این علوم اشراف نداشته باشد، بهتر است برای ترجمة چنین متونی ابتدا از هوش مصنوعی استفاده شود. هوش مصنوعی با دسترسی به حجم عظیمی از داده‎ها، قادر است به این نکات توجه کرده و ترجمه‌ای دقیق‌تر ارائه دهد تا مترجم بتواند آن را ویرایش و تکمیل کند.

 3ـ3ـ1. نمونة اول

ثُمَّ انَّ مِن آدابِهِم و شَمایِلِهِم ایضًا مُراعاةُ الاسرارِ و مُراقِبَةُ المَلِکِ الجَبّارِ و مُداوَمةُ المحافظةٍ علی القلوب بِنَفیِ الخواطر المذمومةٍ و مُساکَنَةُ الافکار الشّاغِلَةٍ الَّتی لا یَعلَمُها غَیرُ اللهِ عزّ و جل (ص. ۳۶۰، سطر ۱۳).

ترجمة محبتی: همچنین از آداب و اوصاف صوفیان نگه‌داشتن رازها و پرهیز از فرمانروای ستمگر و استمرار نیکی دل با راندن بدسگالی‌های زشت و پندارهایی است که دل و‌اندیشه را بی‌راه می‌سازند. و جز خدای کسی چیزی درست از آن‌ها نمی‌داند (ص. ۷۲، سطر ۲۰).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: از دیگر آداب و صفات صوفیان، آن است که حافظ اسرارند و مراقب ملک جبار. خانة دل، همواره با دورکردن خواطر نکوهیده پاس دارند و از منزل گزیدن افکار بازدارنده که کسی جز خدای (عزّوجلّ) نمی‌داند، مانع‌اند (ص. ۱۹۷، سطر ۲۱).

ترجمة هوش مصنوعی: سپس از آداب و ویژگی‌های آنان نیز مراقبت از اسرار، نظارت بر (رضایت) ملک جبار (خداوند)، و استمرار در حفظ قلب‌ها از افکار ناپسند است، و همچنین آرام‌کردن اندیشه‌های مشغول‌کننده‌ای که جز خداوند عزوجل کسی از آن آگاه نیست.

این نمونه به‌وضوح نشان می‌دهد که مترجم اول به اصطلاحات عرفانی دقت نکرده است. در این متن نیز «محافظه» و «نفی خواطر» مؤید این معناست؛ اما مترجم «المَلِکِ الجَبّارِ» را که اصطلاحی عرفانی و به معنای خداوند متعال است، به «پادشاه ستمگر» ترجمه کرده است.

3ـ3ـ2. نمونة دوم

قال هُمُ الّذینَ لا یَکتَوُونَ و لا یَستَرقُونَ و علی رَبِّهِم یَتَوکَّلُونَ (ص. ۳۶۴، سطر ۶).

ترجمة محبتی: گفت: کسانی که دزدی نمی‌کنند و به خداوند خویش توکل می‌نمایند (ص. ۷۶، سطر ۹).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: «آنان که خودستایی و افسون نکنند و بر پروردگارشان توکل نمایند (ص. ۲۰۲، سطر ۳ پاورقی).

ترجمة هوش مصنوعی: فرمود: آنان کسانی هستند که داغ نمی‌گذارند (خود را با آتش درمان نمی‌کنند)، درخواست رقیه (تعویذ و دعاخوانی) نمی‌کنند، و بر پروردگارشان توکل می‌کنند.

مترجم اول، معنای واژه «لا یَکتَوُونَ» را به‌درستی درک نکرده است و ترجیح داده آن را حذف کند. مترجم دوم نیز در ترجمة  این واژه دچار ابهام شده و با مراجعه به یک منبع، راه را بر خود هموار کرده است؛ هرچند در ترجمة وی هم معنای واژه کاملاً مفهوم نیست.

 3ـ3ـ3. نمونة سوم

و امّا الاحکامُ فَالحُدُود (ص. ۳۶۹، سطر ۱۶).

ترجمة محبتی: اما احکام چون تعزیرات (ص. ۸۱، سطر ۱۶).

ترجمة هوش مصنوعی: و اما احکام، (مانند) حدود.

مترجم انسانی به این نکته توجه نکرده است که  حدود و تعزیرات دو اصطلاح فقهی کاملاً متفاوت هستند.

 3ـ3ـ4. نمونة چهارم

فَقالَ هُو الَّذی لا یُتْعِبُهُ طَلَبٌ و لا یُزْعِجُهُ سَلَبٌ (ص. ۳۷۱، سطر ۹).

ترجمة محبتی: گفت: کسی که جستجو به رنجش نیندازد و سلب آزارش ندهد (ص. ۸۳، سطر ۷).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: گفت: آنکه طلبی او را نرنجاند و سَلَبْ نیازارد (ص. ۲۰۹، سطر ۱۶ پاورقی ۲).

ترجمة هوش مصنوعی: (او) گفت: (تصوف) آن است که نه جست‌وجو خسته‌اش کند و نه ازدست‌دادن آشفته‌اش سازد.

واؤة «سلب» یک اصطلاح تخصصی در متون عرفانی است. در هر دو ترجمة انسانی از این واژه به‌صورت مستقیم استفاده شده است؛ درحالی‌که هوش مصنوعی با ترجمة آن به «ازدست‌دادن» مفهوم را برای مخاطب روشن کرده است.

 3ـ3ـ5. نمونة پنجم

التوکُّلُ وَجْهٌ کُلُّهُ و لَیسَ لهُ قَفًا و لا یَصِحُّ الّا لِاَهلِ المَقابِرِ (ص. ۳۹۱، سطر ۳).

ترجمة محبتی: توکل همه‌اش روی است و پشت ندارد و توکل درست، جز اهل گورستان را راست ننماید (ص. ۱۰۵، سطر ۱۳).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: توکل، به‌تمامی روآوردن است و پشت‌کردنی در آن نیست و جز برای اهل قبور درست نمی‌آید (ص. ۲۴۰، سطر ۶ و پاورقی۱).

ترحمة هوش مصنوعی: توکل رویی است که سراسر آن (به خدا) رو دارد و پشتی ندارد، و جز برای اهل قبور (کسانی که از دنیا دل کنده‌اند) صحیح نیست.

ترجمة اول کاملاً تحت‌اللفظی بوده و به همین دلیل برای خواننده نامفهوم است.

3ـ3ـ6. نمونة ششم

رُویَ عَن رَسُولِ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اَخبارٌ فَکُلُّ خَبَرٍ وَرَدَ عَن رَسُولِ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بِنَقلِ الثِّقَةِ عَن الثِّقَةِ حَتّی انتهی اِلَینا فَالاَخْذُ بِهِ لازِمٌ لِجَمیعِ المُسلمینَ (ص. ۴۲۶، سطر ۷).

ترجمة محبتی: از پیامبر هم خبرهایی رسیده است که تمامی گفته‌ها و خبرهای او را ــ که درست و راست به ما رسیده باشند ــ بایستی همة مسلمانان بگیرند و به کار برند (ص. ۱۴۲، سطر ۶).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: اخباری نیز از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) وارد شده به روایت ثقه از ثقه به ما رسیده که براساس آیه و‌ عمل به آن‌ها بر همة مسلمانان لازم است (ص. ۲۸۸، سطر ۱۱).

ترجمة هوش مصنوعی: از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) اخباری روایت شده است؛ و هر خبری که از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) ازطریق نقل افراد مورداعتماد از افراد مورداعتماد، تا به ما برسد، واجب است که تمام مسلمانان آن را بپذیرند.

مترجم اول «بِنَقلِ الثِّقَةِ عَن الثِّقَةِ» را به‌صورت تحت‌اللفظی ترجمه کرده و به این نکته توجه نکرده که «الثِّقَة» اصطلاحی تخصصی در علم «درایة الحدیث» است.

 3ـ3ـ7. نمونة هفتم

فَصارَ الاسوَةُ به و الاتباع له و الطّاعَةُ لامرهِ واجِبًا علی جَمیعِ خَلقِهِ مِمَّن شَهِدَ اَو غابَ الی یومِ القیامَةِ غیرَ الثَّلاثّةِ الّذین رُفِعَ القَلَمُ عَنهم (ص. ۴۲۶، سطر ۱۰).

ترجمة محبتی: بدین گونه پیامبر اسوه و نمونة همة مسلمان‌ها از روز نخست تا رستاخیز شد چه او را دیده باشند و چه ندیده باشند و همگی باید او را نمونه بدانند و از او پیروی کنند که در قیامت گناهی بر آن‌ها نیست و قلم از آن‌ها برداشته شده است (ص. ۱۴۲، سطر ۹).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: بنابراین اسوه قراردادن او و پیروی از وی و طاعت امرش تا روز قیامت، بر همة حاضران و غایبان، جز سه گروه مرفوع القلم، واجب گشته است (ص. ۲۸۸، سطر ۱۳).

ترجمة هوش مصنوعی: پس اقتدا به او، پیروی از او، و اطاعت از فرمانش بر همة آفریدگان او، چه حاضر و چه غایب، تا روز قیامت واجب شد، به‌جز سه گروهی که قلم (تکلیف) از آنان برداشته شده است.

مترجم اول عبارت «غیرَ الثَّلاثّةِ الّذین رُفِعَ القَلَمُ عَنهم» را که اشاره به حدیثی مشهور دارد، به‌صورت تحت‌اللفظی ترجمه کرده و به همین دلیل به معنای نادرستی رسیده است.

 3ـ3ـ8. نمونة هشتم

مَن تَرَکَ مالًا فَلِوَرَثتِهِ و مَن تَرَکَ کَلًّا اَو ضیاعًا فَالَیَّ (ص. ۴۳۱، سطر ۳).

ترجمة محبتی: کسی‌که مالی بر جای می‌گذارد به ورثه‌اش می‌رسد، و کسی که مال‌ومنالی بر جای گذارد از من نیست (ص. ۱۴۷، سطر ۳).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: هرکس مالی به جا گذارد، از آن ورثة اوست و هرکس باری بر دوش مردم یا خسارتی بر جا گذارد، پس جبران آن بر عهدة من است (ص. ۲۹۵، پاورقی ۲).

ترجمة هوش مصنوعی: هرکس مالی باقی بگذارد، پس (آن مال) برای وارثان اوست، و هرکس بیچاره‌ای یا ناتوانانی (مانند فرزندان یا افراد تحت تکفل) باقی بگذارد، (مسئولیت آن‌ها) بر عهدة من است.

مشخص است که مفهوم ترجمة اول با دو ترجمة دیگر کاملاً متفاوت است.

 3ـ3ـ9. نمونة نهم

قالَ اَیشَ یَتَهَیَّاُ ان یُقالَ فی رَجُلٍ لَم یَذهَب علیهِ تَخلیلُ لِحیَتِهِ فی الوُضوءِ عِندَ نَزعِ رُوحِهِ و اِمساکِ لِسانِهِ و عَرَقِ جَبینِهِ (ص. ۴۳۴، سطر ۱۴).

ترجمة محبتی: چه کسی گستاخی تواند کرد دربارة مردی که شانه‌کردن ریش را در وضو از یاد نمی‌برد حتی در هنگام مرگ؟ (ص. ۱۵۰، سطر ۱۷).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: گفت: چه می‌توان گفت دربارة مردی که در هنگام جان‌کندن و بندآمدن زبان و ظهور عرق بر پیشانی، تخلیل لحیه در وضویش، فوت نشده است (ص. ۲۹۹، سطر آخر).

ترجمة هوش مصنوعی: گفت: آیا شایسته است که دربارة مردی که در هنگام وضو، تراشیدن ریشش بر او فراموش نمی‌شود، و در هنگام مرگ زبانش را نگه می‌دارد و عرق پیشانیش جاری می‌شود، چنین گفته شود؟

«تخلیل لحیه» از مستحبات وضو است؛ یعنی فروکردن انگشتان در میان محاسن برای رسانیدن آب (دهخدا، 1330). با این وصف، هر سه ترجمه با هم متفاوت است؛ اما ترجمة دوم صحیح‌ترین ترجمه را ارائه کرده است.

 3ـ4. خطاهای ناشی از درک نادرست متن

در برخی موارد مشکل از واژگان یا آشنایی به موضوع فراتر می‌رود و مترجم به‌دلیل ضعف در زبان مبدأ، اصلاً قادر به فهم صحیح متن نیست. در ادامه، به چند نمونه از این خطاها اشاره می‌شود.

 3ـ4ـ1. نمونة اول

و کلُّ واحدٍ منهم یُضیفُ الی نفسه کتاباً قد زَخرَفهُ و کلاماً (قد لَفَّهُ و جواباً قد) اَلَّفَه وَ لَیس بِمُستحسَنٍ منهم ذلِکَ  (ص. ۳۵۳، سطر ۵).

ترجمة محبتی: و خود را دارندة نوشته و کتاب گران‌بها می‌دانند. حال آنکه نیک‌اندیشان و صاحبان هوش، کارشان و حالشان را می‌دانند (ص. ۶۵، سطر ۳).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: و هریک از آنان کتابی آراسته و کلامی پرداخته و پاسخی آورده و به خود نسبت داده است؛ کاری که از آنان پسندیده نیست (ص. ۱۹۰، سطر ۳).

ترجمة هوش مصنوعی: و هریک از آنان کتابی را به خود نسبت می‌دهد که آن را تزیین کرده، سخنی که آن را به‌طور مصنوعی آراسته و جوابی که آن را تألیف کرده است، حال آنکه این عمل از آن‌ها پسندیده نیست.

مترجم اول معنای عبارت «و لیس بمستحسن منهم ذلک» را به‌درستی درنیافته و به همین دلیل در ترجمه دچار خطا شده است. او عبارتی را به متن افزوده است که در اصل وجود ندارد.

3ـ4ـ2. نمونة دوم

و لا یَبلُغُ اَحَدٌ الی کمالٍ یَحوی جمیعَ العلومِ و الاعمالِ و الاحوالِ (ص. ۳۵۶، سطر ۳).

ترجمة محبتی:و هیچ‌کس نیست که به کمال برسد جز اینکه دارندة تمامی دانش‌ها و کردارها و احوال درست باشد (ص. ۶۸، سطر ۶).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: هیچ‌کس به کمال دربرگیرندة همة علوم و اعمال و احوال نرسد (ص. ۱۹۳، سطر ۶).

ترجمة هوش مصنوعی: و هیچ‌کس به کمالی که شامل تمام علوم، اعمال و حالات باشد، نخواهد رسید.

مترجم اول جمله را به‌صورت جملة استثنائیه ترجمه کرده است؛ درحالی‌که در متن اصلی چنین ساختاری وجود ندارد.

 3ـ4ـ3. نمونة سوم

رُبِّ اَشْعَثَ اغَبرَ ذِی طِمرَینِ لَو اَقسَمَ عَلَی اللهِ لَابرَّهُ وانُّ البَرآءَ مِنهُم (ص. ۳۶۴، سطر۲).

ترجمة محبتی: چه بسیار خاک‌آلودگان تهیدست هستند که نیکوکارند و براء از آنهاست (ص. ۷۶، سطر ۳).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: چه بسا ژولیده موی غبارآلودِ فقیری که چون به خدای سوگند خورد قطعاً آن را به‌جای آرد و همانا «براء» از ایشان است (ص. ۲۰۱، سطر ۱۵ پاورقی).

ترجمة هوش مصنوعی: بسا کسی که آشفته و خاکی است و دو جامة پاره بر تن دارد، اگر سوگند یاد کند که خداوند او را اجابت کند، خداوند قسم او را راست خواهد کرد، و دوری از کسانی که از او بری هستند.

مترجم اول عبارت «لَو اَقسَمَ عَلَی اللهِ لَابرَّهُ» را به‌درستی درنیافته و صرفاً از واژة «براء» که از ریشة برّ به معنای نیکوکاری است، معنایی نادرست و ساختگی ارائه داده است؛ ترجمه‌ای که کاملاً غلط و مغایر متن است. درحالی‌که ترجمه‌های دوم و هوش مصنوعی به‌درستی این مفهوم را منتقل کرده‌اند و خطای فاحش ترجمة اول را آشکار می‌سازند.

 3ـ4ـ4. نمونة چهارم

کَما حُکِیَ عَن سَهْلِ بْنِ علیّ بنِ سَهْل الاصبَهانیّ اَنَّهُ کانَ یَقُولُ حرامٌ علی کُلِّ مَن یُسَمِّی اَصحابَنا الفقرآءَ لِاَنَّهُم اَغنی خَلْقَ اللهِ عزّ و جلَّ (ص. ۳۸۷، سطر آخر).

ترجمة محبتی: از سهل بن علی بن سهل اصفهانی آمده است که گفت: بر هرکس از یاران ما که نام فقیر نهاده شد حرام است که چیزی از کسی بستاند چه اینان توانگرترین آفریده‌های خدایند (ص. ۱۰۱، سطر آخر).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: از سهل بن علی بن سهل اصفهانی نقل است که همواره می‌گفت: روا نیست کسی بر یاران ما نام «فقیر» نهد؛ چون‌که آنان بی‌نیازترین مخلوقات خدای عزّ و جلّ‌اند (ص. ۲۳۶، سطر ۲).

ترجمة هوش مصنوعی: چنان‌که از سهل بن علی بن سهل اصفهانی روایت شده است که می‌گفت: بر هرکسی که اصحاب ما را فقیر بنامد حرام است؛ زیرا آنان غنی‌ترین خلق خداوند عزوجل هستند.

مشخص است که ترجمه‌ها با هم متفاوت‌اند. باتوجه‌به این تفاوت، اظهارنظر دربارة صحت‌وسقم هر ترجمه بر عهدة کارشناسان و خبرگان این حوزه است.

3ـ4ـ5. نمونة پنجم

مَن تَرَکَ مالًا فَلِوَرَثتِهِ و مَن تَرَکَ کَلًّا اَو ضیاعًا فَالَیَّ (ص. ۴۳۱، سطر ۳).

ترجمة محبتی: کسی‌که مالی بر جای می‌گذارد به ورثه‌اش می‌رسد، و کسی که مال و منالی بر جای گذارد از من نیست (ص. ۱۴۷، سطر ۳).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: هرکس مالی به جا گذارد، از آن ورثه اوست و هرکس باری بر دوش مردم یا خسارتی بر جا گذارد، پس جبران آن بر عهده من است (ص. ۲۹۵، پاورقی ۲).

هوش مصنوعی: هرکس مالی باقی بگذارد، پس (آن مال) برای وارثان اوست، و هرکس بیچاره‌ای یا ناتوانانی (مانند فرزندان یا افراد تحت تکفل) باقی بگذارد، (مسئولیت آن‌ها) بر عهدة من است.

تفاوت ترجمة اول با دو ترجمة دیگر کاملاً مشهود است.

 3ـ4ـ6. نمونة ششم

و اللهِ انَّهُ ما خَلَّف مِنَ الدُّنیا شَیئًا الّا اربَعَمِایةِ دِرهَمٍ‌ و کانَ قد عَزَلَها لِیَشتَری بِها خادِمًا یَخدِمُهُ (ص. ۴۵۹، سطر ۸).

ترجمة محبتی: اما به خدا سوگند جز چهارصد درهم از خود چیزی نگذاشت و آن را هم به غلامی داد که به او خدمت می‌نمود (ص. ۱۷۷، سطر ۱۵).

ترجمة خیاطیان و خورسندی: به خدا سوگند که او از دنیا به‌جز چهارصد درهم به جا نگذاشت که آن را برای خرید خادمی کنار گذاشته بود (ص. ۳۳۷، پاورقی ۵).

ترجمة هوش مصنوعی: و به خدا قسم، او از دنیا هیچ‌چیزی جز چهارصد درهم باقی نگذاشت، و آن را برای خرید خادمی که او را خدمت کند، کنار گذاشته بود.

در ترجمة اول، مترجم به واژة «عَزَلَها» توجه نکرده و عبارت «لِیَشتَری بِها خادِمًا» را هم در نادیده گرفته است.

 در پایان این قسمت، تعداد خطاهایی که توسط محبتی صورت گرفته است به‌صورت جدول نشان داده خواهد شد.

جدول 1. تعداد خطاهای مشاهدهشده در متن ترجمة محبتی و علت آن

ردیف

عامل خطا

بسامد

1

قرائت نادرست متن

1

2

استفادة نادرست از فرهنگ لغت یا واژه‌نامة تخصصی

12

3

ناآشنایی با علوم اسلامی

9

4

خطاهای ناشی از درک نادرست متن

6

  • بحث

ترجمه یکی از پیچیده‌ترین وظایف زبانی است که نیازمند درک عمیق از هر دو زبان و فرهنگ مبدأ و مقصد است. هوش مصنوعی در سال‌های اخیر پیشرفت چشمگیری در حوزة ترجمة ماشینی داشته، اما این پرسش که آیا می‌تواند ترجمه‌ای بی‌عیب و نقص ارائه دهد، همچنان محل بحث است. هرچند ابزارهایی مانند مترجم گوگل و سیستم‌های پیشرفته مبتنی‌بر یادگیری عمیق توانسته‌اند دقت ترجمه را افزایش دهند، هنوز محدودیت‌هایی وجود دارد که مانع بی‌نقص‌بودن ترجمه‌های هوش مصنوعی می‌شود. یکی از مزایای اصلی هوش مصنوعی، سرعت بالای پردازش داده‌ها و توانایی ترجمة حجم انبوه متون در مدت‌زمانی کوتاه است (Koehn, 2020). در بسیاری از متون روزمره یا متونی با ساختار ساده، هوش مصنوعی می‌تواند ترجمه‌ای نزدیک به ترجمة انسانی ارائه دهد. همچنین، یادگیری عمیق و مدل‌های زبانی بزرگ به هوش مصنوعی این امکان را می‌دهند که الگوهای زبانی را شناسایی کرده و ترجمه‌های دقیق‌تری ارائه کند (Goodfellow et al., 2016).

باوجود این پیشرفت‌ها، هوش مصنوعی هنوز در درک برخی جنبه‌های زبان مانند ظرافت‌های فرهنگی، مفاهیم انتزاعی، اصطلاحات خاص و طنز ضعف دارد. زبان انسانی سرشار از معانی ضمنی، استعاره‌ها و کنایه‌هایی است که نیاز به تفسیر عمیق و شناخت فرهنگی دارند (Venuti, 2017). برای مثال، ترجمة یک شعر یا متن ادبی به مهارت و خلاقیت انسانی نیاز دارد که ماشین‌ها فاقد آن هستند. همچنین، خطاهای موجود در داده‌های آموزشی ممکن است به ترجمه‌های نادرست منجر شود؛ اما ترکیب هوش مصنوعی با مترجم انسانی می‌تواند نتایج بهتری را رقم زند. مترجمان می‌توانند در جایگاه ویراستار عمل کنند و خطاهای احتمالی ترجمة ماشینی را اصلاح کنند (Pym ,2010). به این فرایند «پس‌ویرایش» گفته می‌شود که درحال‌حاضر در بسیاری از پروژه‌های ترجمه استفاده می‌شود.

در بررسی انجام‌شده در این پژوهش مشخص شد که هوش مصنوعی توانسته است متن را به‌صورت پذیرفته‌شده‌تری ترجمه کند و بسیاری از خطاهای مترجم انسانی را مرتکب نشود. بااین‌حال، به‌دلیل محدودیت‌های ذاتی خود در درک زبان، فرهنگ و معنا، هوش مصنوعی نمی‌تواند به‌تنهایی ترجمه‌ای بی‌عیب و نقص ارائه دهد. درحال‌حاضر، بهترین رویکرد استفاده از توانایی‌های هوش مصنوعی در کنار مهارت‌های انسانی است.

شایان ذکر است، هوش مصنوعی در ترجمه با محدودیت‌هایی روبرو است که به‌طور مختصر به آن‌ها اشاره می‌شود. این محدودیت‌ها به عوامل مختلفی بستگی دارد که می‌تواند دقت، کیفیت و کارایی آن را تحت‌تأثیر قرار دهد. هوش مصنوعی گاهی در درک بافت متن و ظرافت‌های فرهنگی زبان‌ها مشکل دارد. برای نمونه، اصطلاحات، ضرب‌المثل‌ها یا بازی با کلمات که در یک زبان خاص معنا دارند، ممکن است به‌درستی به زبان دیگر منتقل نشوند. نکته دیگر اینکه کلمات یا جملاتی که معانی چندگانه دارند، می‌توانند برای هوش مصنوعی چالش‌برانگیز باشند. بدون درک کامل منظور گوینده، ممکن است ترجمه‌ای نادرست ارائه شود. محدودیت دیگر هوش مصنوعی این است که برای زبان‌هایی که داده‌های آموزشی کمی دارند (مثل برخی زبان‌های محلی یا کمتر شناخته‌شده)، عملکرد هوش مصنوعی ضعیف‌تر است؛ زیرا مدل‌ها به حجم زیادی از داده‌های باکیفیت نیاز دارند. حفظ سبک نگارش یا لحن نویسنده (مانند طنز، رسمی، عامیانه) در ترجمه گاهی دشوار است و خروجی ممکن است خشک یا غیرطبیعی به نظر برسد. در ترجمه‌های زنده (مثل مکالمات)، هوش مصنوعی ممکن است به‌دلیل سرعت، لهجه‌ها یا نویز محیطی دچار خطا شود. هوش مصنوعی معمولاً بر الگوهای آماری تکیه دارد و فهم عمیق معنایی یا احساسی متن (مانند انسان) برایش دشوار است. این موضوع در متون ادبی یا پیچیده بیشتر نمایان می‌شود. اگر داده‌های استفاده‌شده برای آموزش مدل ناقص، قدیمی یا جانب‌دارانه باشند، ترجمه‌ها هم ممکن است کیفیت پایینی داشته باشند یا حتی تعصبات ناخواسته را منعکس کنند.

  • نتیجه‌گیری

در این پژوهش از سامانه هوش مصنوعی چت جی‌پی‌تی  (ChatGPT)استفاده شده است. این مدل برپایة نسخه پیشرفتة اپن ای.آی(OpenAI)  و برپایة معماری ترنسفورمر توسعه ‌یافته و از صدها میلیارد پارامتر بهره می‌برد. چت جی‌پی‌تی باتکیه‌بر تریلیون‌ها دادة متنی از منابع متنوع آموزش‌ دیده و قادر است متون پیچیده را با سرعت بالا و دقت بسیار پردازش و ترجمه کند. اجرای این مدل‌ها بر روی زیرساخت‌های قدرتمند رایانش ابری و در بسترهایی با قابلیت مقیاس‌پذیری بسیار صورت می‌گیرد که امکان پاسخ‌گویی هم‌زمان به میلیون‌ها کاربر را فراهم می‌سازد. باوجود این قابلیت‌ها، محدودیت‌هایی ازجمله وابستگی به داده‌های پیش‌آموزشی، مصرف زیاد انرژی و ناتوانی نسبی در درک لایه‌های معنایی پیچیده یا تحلیل‌های انتقادی عمیق همچنان وجود دارد.

دستاورد اصلی این پژوهش نشان می‌دهد که هوش مصنوعی می‌تواند در ترجمة متون عرفانی، که از دشوارترین گونه‌های متنی محسوب می‌شوند، عملکردی رقابت‌پذیر با ترجمة انسانی ارائه دهد؛ به‌ویژه در زمینة درک واژگان تخصصی و بازنمایی معنایی جملات پیچیده. این یافته برخلاف تصورات رایج دربارة ضعف هوش مصنوعی در ترجمه متون معنوی و تخصصی است و می‌تواند مبنایی برای کاربردهای گسترده‌تر آن در ترجمة متون علوم انسانی باشد.

 برای پژوهش‌های آتی، پیشنهاد می‌شود این مسیرها نیز بررسی شوند: نخست، مقایسة عملکرد چند مدل مختلف هوش مصنوعی در ترجمة متون عرفانی و دینی، به‌منظور تعیین دقیق‌تر نقاط قوت و ضعف آن‌ها؛ دوم، ارزیابی کارایی ترکیب ترجمة ماشینی با پساویرایش انسانی برای بهبود کیفیت نهایی ترجمه؛ و سوم، تحلیل میزان درک بافت فرهنگی، ظرایف بلاغی و مفاهیم انتزاعی توسط مدل‌های مختلف هوش مصنوعی در متون ادبی و عرفانی فارسی.

ترجمة مطلوب متکی بر سه رکن اساسی است: تسلط نسبی بر زبان مبدأ، توانایی نگارش در سطح پیشرفته به زبان مقصد و آشنایی کافی با موضوع مورد ترجمه. در این میان، مدل‌های پیشرفتة هوش مصنوعی، به‌ویژه آن‌هایی که مبتنی‌بر داده‌های وسیع و چندرشته‌ای آموزش دیده‌اند، از قابلیت‌های گسترده‌ای در پردازش و تولید زبان طبیعی برخوردارند و می‌توانند به‌عنوان ابزاری مؤثر در فرایند ترجمه مورد بهره‌برداری قرار گیرند. براین‌اساس، پیشنهاد می‌شود مترجمان، به‌ویژه در مواجهه با متون تخصصی همچون متون عرفانی، پیش از آغاز فرایند ترجمه، از خروجی اولیة هوش مصنوعی بهره‌گیرند. این رویکرد نه‌تنها به درک عمیق‌تر متن مبدأ کمک می‌کند، بلکه در یافتن معادل‌های دقیق‌تر برای مفاهیم عرفانی نیز یاری‌رسان است. همچنین، به‌کارگیری راهبرد پساویرایش می‌تواند به افزایش کیفیت نهایی ترجمه کمک کند؛ به‌ این معنا که مترجم نسخة تولیدشدة هوش مصنوعی را بازبینی کرده و درصورت وجود خطا یا نارسایی، آن را اصلاح نماید.

امید است یافته‌های این پژوهش بتواند آغازی برای توجه بیشتر به ظرفیت‌های هوش مصنوعی در ارتقا کیفیت ترجمة متون عرفانی باشد. شایان ذکر است که یکی از محدودیت‌های پژوهش حاضر، بررسی‌نکردن تطبیقی عملکرد چند سامانة مختلف ترجمة ماشینی است. ازاین‌رو، پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های آتی به ارزیابی و مقایسة چندگانة این سامانه‌ها بپردازند.

قرآن کریم
ابونصر سراج، عبدالله بن علی (1380). متن و ترجمه اللمع فی التصوف. (رنولد آلن نیکلسون، مصحح؛ قدرت‌الله خیاطیان، محمود خورسندی، مترجمان) نشر فیض.
ابونصر سراج، عبدالله بن علی (1388).  اللمع فی التصوف (رینولد آلن نیکلسون، مصحح؛ مهدی محبتی، مترجم). انتشارات اساطیر.
دهخدا، علی‌اکبر (1330). فرهنگ لغت فارسی. انتشارات امیرکبیر.
لطفی‌پورساعدی، کاظم، نیلی‌پور، رضا، و میرزابیگی، جهانشاه (1399). اصول و روش ترجمه (رشته مترجمی زبان انگلیسی). دانشگاه پیام نور.
هراتیان، فرزانه، و درویش، صدیقه (1398). آنچه در مورد ترجمه باید دانست: از صد کتاب ترجمه خلاصه کلیدی از تعاریف، اصول، روش‌ها. انتشارات علم و فرهنگ.
دوره 19، شماره 1 - شماره پیاپی 54
هوش معنوی و هوش مصنوعی (تعامل ادبیات عرفانی و هوش مصنوعی)
شهریور 1404
صفحه 41-60
  • تاریخ دریافت: 27 آذر 1403
  • تاریخ بازنگری: 11 خرداد 1404
  • تاریخ پذیرش: 13 مرداد 1404