درنگی در آثار و منابع مولوی‌پژوهی در جهان عرب

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه اصفهان

چکیده

ادب کهن پارسی و به ویژه شعر عرفانی، مشتمل بر دو ویژگی انسانی عشق به جمال و تأمل در ژرفای انسان و جهان است و این دو ویژگی، توجه ادب­پژوهان و مترجمان جهان را به آثار شاعران عارف از جمله جلال­الدین مولوی معطوف کرده است. فواید آشنایی پژوهشگران ایرانی با آنچه در زبان­ها و ملت­های دیگر در زمینه­ ترجمه و پژوهش ادبیات فارسی می­گذرد، روشن است؛ چه این آگاهی به ما امکان می­دهد که زبان و فرهنگ خود را از منظر دیگران ببینیم و بر کمال و نقص آن واقف­تر آییم.
نوشتار حاضر، پژوهشی توصیفی با هدف شناسایی نسبتاً کامل آثار و تألیفات مولوی­پژوهان در جهان عرب است که به شیوه­ای نظام­مند به بررسی ترجمه­ها، تألیف­ها و پژوهش­های منتشر شده در قالب کتاب و مقاله ـ با توجه به سیر زمانی و نوع آثار ـ می­پردازد تا نشان دهد که این کوشش‌ها از آغاز تاکنون چه مراحلی را پشت سر نهاده، به چه جنبه هایی از شخصیت و آثار مولوی بیشتر توجه کرده و با چه محدودیت­هایی روبرو بوده است.
نتایج پژوهش، بیانگر شیفتگی دیرین عربی­زبانان به آثار مولانا به ویژه داستان­های منظوم مثنوی و وسعت اهتمام آنان به این کتاب است. سیر کلی آثار مولوی­پژوهان عرب نیز از فزونی ترجمه­ها و پژوهش­های آنان در دو دهه­ اخیر حکایت می­کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Study on the Works and Sources of Molavi Research in the Arab World

نویسندگان [English]

  • narges Ganji 1
  • fatemeh Ishraqi 2
1 Assistant Professor, University of Isfahan
2 PhD Candidate, University of Isfahan
چکیده [English]

Classic Persian literature, and especially mystical poetry, consists of two human features of love of beauty and contemplation on the depth of man and the world, and these two features have pushed literary scholars and translators of the world toward the works of mystic poets like Jalal al-Din Molavi. The advantages of Persian scholars’ familiarity with what goes on in other languages and nations about the translating and researching Persian literature is so obvious since such familiarity enables us to see our language and culture thorough the eyes of others and find out its strong as well as weak points.
This article is a descriptive study which aims to identify completely the works of Molavi researchers in the Arab world. To do so, it explores in a systematic manner, considering the chronology and type of such works, the published translations and researches in the form of book and article in order to show that which stages such works have passed from the beginning to the end, which aspects of Molavi’s character and works have been more considered in them and which restrictions they have encountered.
The results of this study show the fascination of Arab speakers with his works, especially the versed tales of Mathnavi, and the oldness and broadness of their interest in such book. On the other hand, an increase in translations and researches in the last two decades can be seen in the works of Arab Molavi researchers.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Molavi research
  • Arab Molavi researchers
  • Arabic translation of Molavi works
  • bibliography

1ـ درآمد

قرن‌ها از نخستین کوشش­های فرهیختگان جهان عرب برای شناختن و شناساندن نوابغ ادبیات کهن فارسی به ملت­های همزبانشان می­گذرد. در آغاز، شاهنامه فردوسی، رباعیات خیام و آثار سعدی و حافظ، سپس آثار ادیبان نامدار دیگری از قرون پنجم تا هفتم هجری همچون ناصر خسرو، عطار و مولوی، همت مترجمان و فارسی­پژوهان عربی­زبان را برانگیخت. داستان­های منظوم عرفانی در مثنوی مولوی و نیز در آثار عطار و نظامی پدیده­ای دلاویز برای آنان است زیرا داستان منظوم عرفانی را هنر ایرانیان می­دانند و خود را بدان نیازمند می­یابند؛ این داستان­ها حال و هوایی متفاوت از آثار غامض و سنگین عارفان عرب همچون ابن فارض و ابن عربی دارد و آشکارا به ساده­سازی و تعمیم آموزه­های عرفانی می­پردازد از این رو طبیعی است که توجه مترجمان و ادب‌پژوهان عرب را به خود جلب کند.

نوشتار حاضر، پژوهشی است توصیفی که با هدف شناسایی نسبتاً کاملی از آثار و تألیفات مولوی‌پژوهان در جهان عرب، به شیوه­ای نظام­مند به بررسی تألیفات و پژوهش­های منتشرشده ـ با توجه به سیر زمانی و نوع آثار ـ می­پردازد. این آثار به دو دسته کلی کتاب و مقاله تقسیم شده­اند و کتاب­ها در سه گروه جای گرفته اند: ترجمه ها و شروح آثار مولوی، پژوهش در زندگی و اندیشه­های وی و آثاری که ضمن معرفی ادب کهن پارسی و یا تصوف­پژوهی به طور جنبی به مولوی پرداخته­اند.

 

2 ـ چرایی رویکرد عرب ها به مولوی

جلال­الدین محمد بلخی (672-604 هـ) که در میان فارسی­زبانان به «مولوی» و «مولانا» و در میان عرب ها و غربیان به «رومی» مشهور شده است، اندیشمند، شاعر و عارفی است که به سبب ویژگی­های استثنایی و تکرار­ناپذیر در زندگی و آثارش، در سراسر جهان شیفتگانی دارد که به خواندن، شرح، تفسیر، ترجمه و پژوهش در آثارش روی آورده و می­آورند. دانش گسترده­ و زبان شعری سرکش، تأثیرگذار و هنجارگریز وی از یک سو و رابطه عمیق و پرابهام او با شمس الدین تبریزی، اندیشه­ها و عواطف بسیاری از فرهیختگان جهان را در شرق و غرب به سویش گسیل داشته و جهان عرب نیز فارغ از این ماجرا نمانده است.

عشق در اندیشه مولوی سخت نشاط­انگیز، حیات­بخش و طرب­آفرین است؛ مرگ آغاز حیاتی برین و خدای مرگ و حیات، محبوبی نازنین است: الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ (ملک، 2). پیداست که چنین اندیشه­هایی آن هم هنگامی که در قالب داستان‌هایی نمادین یا غزل و رباعیات جوشان و روان ریخته شود، برای عربی­زبانان که خود و مولوی را فرزندان تمدن مشترک اسلامی می­دانند، تا چه مایه شورآفرین خواهد بود.

افزون بر این، تکیه این شاعر بر داستان­سرایی در شش دفتر مثنوی­اش در برابر ادب فاخر عربی پدیده­ای ناشناخته و شگفت­انگیز محسوب می­شود؛ از این رو بیشتر کوشش فرزندان زبان ضاد، صرف مثنوی - این گستره شگفت آور نبوغ شعری مولوی- و ترجمه آن شده است.

 

3 ـ پرسش­های پژوهش

-         ویژگی اساسی ترجمه­ها و پژوهش­های عربی در زمینه­ مولوی­شناسی چیست و بیشتر به چه بخش­هایی از آثار و اندیشه­های مولوی توجه و اهتمام داشته­ است؟

-         ترجمه­های عربی آثار مولوی و پژوهش­های مولوی­شناسان عرب از نظر سیر زمانی چه مراحلی را طی کرده است؟

 

4 ـ اهمیت و ارزش تحقیق

این پژوهش افزون بر مأخذشناسی توصیفی منابع معاصر عربی درباره جلال­الدین محمد مولوی، به مخاطبان یاری می­رساند تا انعکاس شخصیت و آثار وی را در آثار ملت­های عرب بنگرند و این امر می­تواند برای پژوهش­های داخل کشور در این باب مفید افتد و زمینه را برای تعامل ادب­پژوهان دو زبان فراهم آورد. فراموش نباید کرد که فرهیختگان عرب بی­شک در ترجمه و پژوهش آثار گران­سنگ ادب فارسی، با دشواری­ها و چالش­هایی روبرو هستند و برای شناخت و ترویج ادب فارسی به یاری فارسی­زبانان نیازمندند.

 

5 ـ کتاب های مولوی­پژوهی

کتاب­های عربی مولوی­پژوهان را می­توان به سه دسته­ ترجمه­ آثار و معرفی سیره، افکار و آثار مولوی و مولوی­شناسی اجمالی ضمن پرداختن به ادب فارسی قدیم یا معرفی نحله­های عرفا تقسیم کرد:

 

1 ـ 5 ـ ترجمه­ آثار مولانا جلال­الدین بلخی

ادب­دوستان و پژوهشگران عرب نخستین بار در سال 1872م با «مثنوی معنوی» آشنا شدند. این آشنایی با انتشار کتاب «المنهج القوی لطلاب الشریف المثنوی» توسط یوسف بن احمد القونوی المولوی الرومی، ترک­نژاد عربی­دان و شیخ خانقاه بشکتاش استانبول مشهور به «زهدی» (1877م/1232ق) صورت پذیرفت. این کتاب که برگردان و شرح شش دفتر مثنوی معنوی است، در چاپخانه بولاق قاهره به طبع رسیده است. به نظر برخی از پژوهشگران با وجود سستی­هایی که این اثر در برگردان مثنوی دارد (الرومی، 1966: 61) همچنان یکی از بهترین شروح مثنوی محسوب می­شود (صاحب الجواهر، 1958: 148).

با این حال، کتاب «المنهج القوی» نتوانست آنگونه که باید بر ادبیات عرب تأثیر نهد و راه را برای پژوهشگران بعد از خود فراهم آورد تا اینکه در اواخر نیمه اول قرن بیستم، با رویکرد آشکار پژوهشگران عرب به فرهنگ و ادب ایران، فصل نوینی از آشنایی جدی عرب زبانان با مولانا و اندیشه­های وی آغاز شد که بی­گمان ادب و فرهنگ عربی این آشنایی را بیش از پیش مدیون عبدالوهاب عزام (1959-1894 م) است.

عزام در سال 1946م کتابی تحت عنوان «فصول من المثنوی» در 199 صفحه از سوی «لجنة التألیف و الترجمة و النشر» در قاهره منتشر ساخت و در آن بخش­هایی از مثنوی معنوی را به عربی ترجمه کرد که می­توان به «قصة التاجر و الببغاء» و «قصة الأسد و الوحوش» اشاره کرد. از ویژگی‌های این کتاب آن است که وی آن دسته از مقالات خود را که به نوعی با موضوع در ارتباط است، در کتاب خود گنجانده است.

تحقیقات عزام، الهام­بخش بسیاری از مولوی­پژوهان در سال­های بعد شد تا آن جا که بسیاری از ایشان خود را وامدار پژوهش­های وی می دانند و پژوهش­های مولوی­شناسانه­اش را نخستین اقدام جدی در این زمینه محسوب می کنند (طلعت، 1975: 204). درباره مقالات این اندیشمند در بخش­های دیگر این نوشتار سخن گفته خواهد شد.

دومین ترجمه کامل از مثنوی، حاصل کوشش عبدالعزیز صاحب الجواهر یا جواهری، از نوادگان شیخ محمدحسن صاحب الجواهر و برادر محمدمهدی جواهری شاعر شهیر عراق بوده است. وی که از اوان جوانی شیفته مولانا و آثارش بود به ایران آمد و پس از اقامت در کرمانشاه، شش دفتر مثنوی را به نظم عربی درآورد و شرح و توضیحاتی بر آن افزود. این اثر با نام «جواهر الآثار فی ترجمة مثنوی مولانا خداوندگار محمد جلال‌الدین البلخی الرومی» در سال 1958م توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد. هر چند برگردان منظوم شش دفتر مثنوی کاری بسیار دشوار و جانکاه بوده لکن تکیه مترجم بر نظم­آفرینی، معنا را قربانی لفظ کرده و آن را از بسیاری از جوانب هنری و زیبا­شناختی تهی ساخته است. از سوی دیگر، انتشار آن در ایران، سبب شده است که در میان عربی زبانان از مقبولیت و شهرت چندانی برخوردار نشود.

از جمله مصریانی که پس از عبدالوهاب عزام، پیشاهنگ مولوی­شناسی در جهان عرب به شمار می­روند، می­توان از محمد عبدالسلام کفافی استاد دانشگاه قاهره (متوفی 1972 م) نام برد. کفافی در این باب خود را شاگرد عبدالوهاب عزام می­دانست و کار خود را با برگردان مثنوی معنوی تحت عنوان «مثنوی جلال الدین الرومی شاعر الصوفیة الأکبر» در دو مجلد و در سال­های 1966- 1967م آغاز کرد. وی در دیباجه اثر گرانسنگ خود که در بیروت به چاپ رسیده، از پیشینه مولوی­پژوهی در جهان غرب و عرب و از شروح فارسی، ترکی و عربی مثنوی مباحث ارزشمندی را ارائه می­دهد و به طور مبسوط درباره زندگی و آثار مولوی و جایگاه ویژه مثنوی در میان ایرانیان سخن می­گوید و او را بزرگ­ترین شاعر صوفی می­داند که برخلاف دیگر صوفیان، دعوت به ترک دنیا نمی­کند (رک: الرومی، 1966: 67ـ1). گفتنی است که ترجمه منثور کفافی از مثنوی به نوبه خود یکی از بهترین ترجمه­های مثنوی است چرا که برگردان منثور این امکان را به مترجم داده است که آزاد از قید تصنع، اندیشه شاعر را به مخاطب عرب منتقل سازد.

در سال 1995م، سید محمد جمال الهاشمی پژوهشگر عراقی، حکایات مثنوی را به عربی منظوم برگرداند و با عنوان «حکایات و عبر من المثنوی» از سوی انتشارات دارالحق بیروت در 325 صفحه روانه بازار کرد. از ویژگی­های این کتاب آن است که مترجم کوشیده قافیه را در هر بیت بنا بر نمونه فارسی آن حفظ کند که بی­شک این مهم ترجمه را بر وی سخت و دشوار کرده است (www.neelwafurat.com).

در سال 1997ـ 1996م، مجموعه مهم دیگری در زمینه مولوی­پژوهی و برگردان آثارش توسط ابراهیم الدسوقی شتا استاد بخش زبان­های شرقی دانشگاه قاهره به جامعه ادبی عربی اهدا شد. این اثر که برگردان و شرح کامل منثور مثنوی مولاناست، از سوی شورای عالی فرهنگ (المجلس الأعلی للثقافة) در قاهره در شش مجلد به بازار نشر راه یافت. همو در سال 2000م، منتخبی از غزلیات دیوان شمس تبریزی را با نام «مختارات من دیوان شمس الدین تبریزی لمولانا جلال الدین الرومی» به عربی برگردان کرد؛ این کتاب در 458 صفحه و توسط همان ناشر به چاپ رسیده است.

از کتاب «قصص المثنوی» تألیف محمد محمدی الاشتهاردی نیز باید نام برد که در سال 1998م از سوی دار المحجة البیضاء در 208 صفحه به چاپ رسیده است.

بدین­گونه تلاش­های جدی مولوی­پژوهی در جهان عرب همچنان ادامه یافت تا آن­که عیسی علی العاکوب، استاد زبان و ادبیات عرب و عضو هیأت علمی دانشگاه حلب سوریه که به حق، نقطه عطف مطالعات مولوی­پژوهی در جهان عرب شناخته می­شود، در سال 2001م برای اولین بار به ترجمه کتاب «فیه ما فیه» به عربی همت گمارد. این کتاب 336 صفحه­ای که انتشارات دار الفکر بیروت آن را تحت عنوان «فیه ما فیه: أحادیث مولانا جلال الدین الرومی شاعر الصوفیة الأکبر» به چاپ رسانده، مشتمل بر مقدمه مترجم و 71 بخش است و با نثری شیوا و ادبی به عربی برگردان شده است. مترجم در مقدمه­ای که بر کتاب نگاشته است، از سیر زندگی مولوی و آثار منظوم و منثور وی به ویژه کتاب فیه ما فیه که شامل سخنرانی­های وی در باب تربیت اخلاقی- عرفانی و برخاسته از فرهنگی عمیق و جهان شمول است، سخن می­گوید (الرومی، 2001: 21-9). العاکوب در برگردان این کتاب هر چند بر اصل فارسی آن تکیه داشته لکن همچنان که خود اشاره می­کند از برگردان انگلیسی آرتور آربری، خاورشناس شهیر، در شرح مشکلات ابیات بهره برده است (الرومی، 2001: 22)، وی همچنین در سال 2002م توانست گلچینی شامل 200 شعر از دیوان غزلیات شمس را در 300 صفحه و با عنوان «ید العشق» به همت رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دمشق منتشر سازد.

ترجمه کتاب «المجالس السبعة: آفاق جدیدة و رائعة فی الرمزیة الإسلامیة» از دیگر اقدامات مهم العاکوب به شمار می­رود. این کتاب 165 صفحه­ای که در سال 2004م از سوی انتشارات دار الفکر دمشق به بازار عرضه شده، مشتمل بر مقدمه مترجم و حاوی شرح هفت مجلس است که مولانا جلال­الدین بلخی در سال­هایی که در بلخ به منبر می­رفته، ایراد کرده است و تقریباً تمامی این مجالس به سال­های پیش از آشنایی وی با شمس­الدین تبریزی بازمی­گردد. مترجم در مقدمه­ از تاریخ و چگونگی نگارش این کتاب سخن می­گوید و درباره ویژگی­های نگارشی آن مانند آغاز کردن هر مجلس با خطبه­ای عربی و مسجع و بهره­گیری مولانا از قصه­ها، آیات قرآن، ابیات مثنوی و رباعیات، اطلاعات جامع و کاملی در اختیار خواننده عرب می­گذارد. وی این کتاب را کلید فهم مثنوی و بیانگر قدرت بی­نظیر مولانا در خطابه و تجلی­بخش اسلام با ابعاد عرفانی آن می­داند (الرومی، 2004: 13ـ7).

در همین سال یعنی 2004م، کتابی دیگر از العاکوب عنوان «رباعیات مولانا جلال الدین الرومی» توسط انتشارات دار الفکر دمشق منتشر شد. او در مقدمه این کتاب 520 صفحه­ای به تعریف واژگانی و اصطلاحی رباعی و پیشینه آن در ادب فارسی و دو گونه رباعی اشاره می­کند: یکی رباعی عاشقانه که از سرآمدانش رودکی، فرخی و منوچهری اند و دیگری رباعی صوفیانه که می­توان از عطار و مولانا به عنوان پیشگامان آن یاد کرد؛ وی آن­گاه به رباعیات مولانا می‌پردازد و اعجاب و شیفتگی خود را به مضمون و قالب شعری وی ابراز می­دارد و بر این باور است که مولانا با هر تعبیر خود می­کوشد مباحث و مفاهیم جدیدی را پیش روی مخاطب بگشاید و پیام و مضمون کلی رباعیات وی، توجه دادن مردم به پروردگار و تسلیم آنان به آفریننده جمال است (الرومی، 2004: 17-13)؛ وی سپس از 1983 رباعی مولانا، برگردانی منثور به زبان عربی ساده و وفادار به متن به مخاطب پیشکش می­کند. مهم­ترین ویژگی این برگردان آن است که هرچند وزن شعری در برگردان عربی نادیده گرفته شده اما تا حد امکان آرایه­های بدیعی و حتی قافیه رعایت شده است.

نباید فراموش کرد که نخستین بار و در سال 1998م، محمد عید ابراهیم به ترجمه رباعیات مولانا همت گمارد و برگردان خود را با عنوان «رباعیات مولانا جلال الدین الرومی» در 95 صفحه در قاهره به چاپ رساند. وی در مقدمه کتاب، شمه­ای از زندگی مولانا را بیان می کند و آن­گاه ترجمه­ رباعیات وی را در قالب شعر آزاد می آورد. این ترجمه برمبنای برگردان انگلیسی کُلمان بارکس آمریکایی و جان ایبل موین، زبان­شناس ایرانی­الاصل و استاد دانشگاه نیویورک انجام گرفته است (الرومی، 1998: 7)؛ بنابراین می­توان ترجمه با واسطه را از نقاط ضعف این کتاب دانست.

گفتنی است که العاکوب که به نوعی سرآمد مولوی­پژوهی در ادبیات عرب به شمار می‌رود، تنها به ترجمه­ آثار و نمونه­های شعری مولانا توجه نداشته بلکه رسایل و نامه­های وی را تحت عنوان «رسائل مولانا جلال الدین الرومی» برای اولین بار به عربی برگردان کرده است؛ این کتاب که انتشارات دار الفکر دمشق در 568 صفحه در سال 2008م به چاپ رسانده، مشتمل بر 150 نامه­ای است که مولانا به دیگران ­نوشته است.

در سال 2005م، محمد السعید جمال الدین، پژوهشگر مصری و استاد برجسته­ ادبیات تطبیقی کتاب «قصائد مختارة من دیوان شمس تبریز لجلال الدین الرومی» را در 267 صفحه از جانب مکتبه الأسرة قاهره روانه­ بازار کتاب کرد. وی در آغاز و به تفصیل، از شمس تبریزی و سیر زندگی وی و از مولانا جلال­الدین و چگونگی آشنایی این دو و روابط عمیقشان با یکدیگر و در نهایت، غیبت ناگهانی شمس سخن می­گوید؛ آن­گاه به آثار ادبی مولانا به ویژه دیوان شمس و موضوع آن اشاره می­کند (رک:جمال الدین، 2005: 43-5). جمال­الدین در مقدمه­ مفصل و 38 صفحه­ای خود، گزیده­ای از دیوان شمس را نیز می­آورد. نویسنده از حدود 3229 غزل موجود در دیوان شمس، تنها به 101 نمونه غزل بسنده کرده و نام قصائد بر آن­ها نهاده است زیرا در عربی معاصر به هر گونه قالب شعری، لفظ قصیده اطلاق می­شود و این از سویی با ذوق و دریافت خواننده­ عربی هم­خوانی دارد و از سویی با تعریف عربی غزل سازگار است چرا که این اشعار گاه دربرگیرنده­ معانی­ای است که با معنی غزل در ادبیات عربی ناموافق است. نویسنده در برگردان اشعار می­کوشد به متن وفادار باشد و تا حدودی نیز در این مهم موفق بوده و توانسته است برگردانی منثور از ابیات عرضه دارد و در عین حال در برخی نمونه­های شعری، زبان شعر و آهنگین بودن شعر را با آوردن سجع حفظ کند. از دیگر محسنات این کتاب آن است که گزیده­های شعری این مجموعه برای نخستین بار به عربی برگردان شده است و تنها شش گزیده شعری آن ـ بنا به گفته مترجم ـ پیش از وی توسط ابراهیم الدسوقی شتا ترجمه شده است (جمال الدین،2005: 5).

در سال 2008م، آفاق للنشر و التوزیع، کتاب «جلال الدین الرومی: المثنوی کتاب العشق و الإسلام» را در 256 صفحه روانه­ بازار کرد. این کتاب که ترجمه­ پایان­نامه دکتری سید جهرمان صفافی است و در سه فصل تنظیم و توسط مصطفی محمود و طارق أبو الحسن به عربی برگردان شده است، دفتر اول مثنوی مولانا را از لحاظ ساختاری بررسی می­کند.

از جدیدترین کتاب­ها در زمینه مولوی­پژوهی، کتاب «مختارات من قصائد مولانا جلال الدین الرومی و غزلیاته» است که در سال 2010م، توسط علاء الدین عبدالعزیز السباعی، استاد دانشگاه الأزهر، از سوی المرکز القومی للترجمة در قاهره در 437 صفحه به چاپ رسیده است. نویسنده در کتاب خود مجموعه­ای از قصاید و غزلیات مولانا را به عربی برگردان کرده است (www.goodreads.com).

 

2 ـ 5 ـ معرفی آثار و افکار مولانا جلال­الدین بلخی

برخی از پژوهشگران عربی­زبان با نشر کتاب­هایی مستقل در باب مولانا، به بررسی زندگی شخصی و ادبی وی پرداخته ­اند که در این بین می­توان به پژوهشگران زیر اشاره کرد:

 محمد عبدالسلام کفافی، مولوی­پژوه عرب، در سال 1971م کتابی تحت عنوان «جلال الدین الرومی، فی حیاته و شعره» نگاشت؛ این کتاب که در پنج فصل و در 492 صفحه تنظیم شده است، مشتمل بر دیباجه، ذکر قصیده­ای صوفیانه، فهرست مطالب، مقدمه­ نگارنده و متن اصلی است. از محسنات این کتاب آن است که نگارنده تنها به برگردان و شرح عربی گلچین آثار مولانا بسنده نمی­کند بلکه می­کوشد اصل حکایات و اشعار را که به زبان فارسی است در کتابش بگنجاند که این مهم، برای نوآموزان فارسی یا عربی­زبان سودمند است. وی در مقدمه کتاب خود ضمن آنکه مولانا را از جمله شاعران برجسته­ای می­داند که در آثارش بر انسانیت بسیار تاکید داشته­اند، بر خوانندگان عرب که برخلاف خاورشناسان اروپایی و مسلمان شرق جهان اسلام مولانا و آثارش را آن گونه که باید نشناخته­اند، خرده می­گیرد (کفافی، 1971: 19).

در سال 1973م، انتشارات المختار الإسلامی قاهره، کتابی را تحت عنوان «مولانا جلال الدین الرومی» به قلم أبو الحسن الندوی منتشر ساخته است که متأسفانه از آن جا که امکان دسترسی به اصل کتاب دسترسی وجود نداشت، از هرگونه اظهار نظر درباره محتوای آن پرهیز می شود.

از دیگر اقدامات جدی که در طی این سال­ها انجام گرفته، کتاب «جلال الدین الرومی» به قلم مصطفی غالب در سال 1982م است. این کتاب 164 صفحه­ای که از سوی مؤسسه عزالدین بیروت روانه­ بازار کتاب شده، مقدمه­ نگارنده و ذکر مصنفات مولوی و نیز چند نمونه از داستان­های مثنوی یعنی «قصة البقال و الببغاء، الأسد و الوحش، مضرة اشتهار المرء و تعظیم الخلق له و قصة الأعرابی و زوجته» را در بر دارد. نگارنده در مقدمه­ کتاب به زندگی مولانا جلال­الدین از آغاز تا انجام و جایگاه ادبی و عرفانی وی در ادبیات فارسی می­پردازد؛ آن­گاه در در بخش دوم کتاب به آثار منظوم و منثور مولانا اشاره ­کوتاهی دارد و به معرفی مجالس السبعة، رسائل، فیه ما فیه، رباعیات، دیوان شمس و به ویژه مثنوی معنوی می­پردازد (غالب، 1982: 44-5) و سپس چهار حکایت برگزیده از مثنوی را در پایان کتاب خود می­آورد.

مصطفی غالب در معرفی مثنوی و بیان ویژگی­های آن ـ همچنان­که خود نیز در پاورقی اشاره می­کند ـ به کتاب «جلال الدین الرومی فی حیاته و شعره» نوشته محمد عبدالسلام کفافی نظر داشته و شرح عربی سه حکایت کتابش ـ قصة البقال و الببغاء، الأسد و الوحش و قصة الأعرابی و زوجته ـ را عیناً از شرح وی بر مثنوی آورده است.

 عنایت­الله ابلاغ الأفغانی یکی دیگر از پژوهشگران عربی­نویس در روند مولوی­شناسی به شمار می­رود که در سال 1987م، کتاب «جلال الدین الرومی بین الصوفیة و علماء الکلام» را که در اصل پایان­نامه­ دکتری وی در دانشگاه الأزهر مصر است، در دار المصریة بیروت به چاپ رساند. این کتاب 424 صفحه­ای که با پیش­درآمدی از یحیی الخشاب آغاز می­شود، مشتمل بر پیشینه کوتاهی از زندگی­نامه­ مولانا و مولوی­پژوهی در جهان و ذکر پیشگامان آن در جهان عرب از جمله یوسف القونوی و عبدالوهاب عزام و حاوی هفت باب است (ابلاغ، 1987: 6). در باب اول از احوال شهر بلخ در دو قرن پنجم و ششم هجری، در باب دوم از تصوف اسلامی و سیر تطور آن تا زمان مولوی، در باب سوم از تاثیر محیط و آموزه­های پدر مولانا و شمس تبریزی در تکوین شخصیتی وی، در باب چهارم از مهم­ترین آثار ادبی وی از جمله مثنوی و فیه ما فیه، در باب پنجم از طریقت و مکتب وی در تصوف، در باب ششم از اندیشه­ها و آراء صوفیانه­ و در نهایت، در باب هفتم از مهم­ترین اندیشه­های کلامی و فلسفی وی سخن گفته می شود.

عیسی علی العاکوب مولوی­پژوه پرکار عرب در سال 2000م، کتاب «الشمس المنتصرة: دراسة آثار الشاعر الإسلامی الکبیر جلال الدین الرومی» را که برگردان کتاب آنه ماری شیمل، خاورشناس شهیر آلمانی و پژوهشگر فرهنگ­های اسلامی-هندی است، در 816 صفحه از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران به چاپ رساند. این اثر که مشتمل بر مقدمه­ای درباره­ زندگی مولوی و تاثیر وی بر جهان شرق و غرب است، به تصویرگری در شعر مولانا و صور مجازی در شعر او پرداخته و الهیات را از دیدگاه وی بررسی کرده است. مترجم در مقدمه کتاب، مهم­ترین سبب ترجمه­ این کتاب را ضرورت آشنایی عرب ها با ادبیات دیگر زبان­ها به ویژه زبان فارسی برای افزایش رشد فرهنگی و نیز علاقه­ وافر خود به شخصیت و آثار مولانا به عنوان بزرگ­ترین شاعر صوفی جهان می­داند (شیمل، 2000: 14 و 9). این کتاب در ایران نیز به فارسی ترجمه شده و تحت عنوان «شکوه شمس» انتشار یافته و بارها تجدید چاپ شده است (شیمل، 1375).

العاکوب در همین سال کتاب «جلال الدین الرومی و التصوف» را که برگردان کتاب اوا دو ویتره مییروویش (Eva de Vitray Meyerovitch) خاورشناس معاصر و مسلمان فرانسوی است، با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران به چاپ رساند. این کتاب مصور 234 صفحه­ای در چهار فصل «الشیخ و حیاته و طریقته و آثاره»، «الطریق الروحی أو التصوف عند جلال الدین الرومی»، «التعلیم الصوفی» و «حضور التصوف» تنظیم شده و با نثری شیوا و ادبی به عربی فصیح ترجمه شده است و خوانندگان عرب را به نیکی با ادبیات اسلامی ـ عرفانی آشنا می­کند. مترجم در مقدمه­ای که بر این کتاب نگاشته از کوشش در برگردان کتاب و تطبیق ابیات مذکور در کتاب با اصل فارسی و ارزش کتاب در شناخت ادبیات اسلامی و دقایق تصوف و شخصیت بی‌نظیر مولوی سخن می­گوید؛ آن­گاه مولف کتاب را می­ستاید و او را خاورشناسی معرفی می­کند که در پی آشنایی با عرفان اسلامی و شیفتگی شدید به شخصیت مولوی، به اسلام ایمان آورده است (مییروویش، 2000: 11-7).

العاکوب فعالیت­های مولوی­پژوهی خود را در زمینه ترجمه و پژوهش ادامه داد تا اینکه در سال 2006م، کتاب «از بلخ تا قونیه» نوشته­ بدیع­الزمان فروزان­فر را از فارسی به عربی برگردان کرد و تحت عنوان «من بلخ إلى قونیة» از سوی انتشارات دار الفکر دمشق در 320 صفحه به چاپ رساند. این کتاب که در ده فصل گرد آمده و به تفصیل به بیان زندگی مولانا از طلوع زندگی وی در بلخ تا غروب وی در قونیه پرداخته است و در فصل­های پایانی از آثار و ادبا و امرای معاصر وی و خانواده­اش سخن می گوید، در آشنایی خواننده عرب با زندگی مولوی نقش بسزایی ایفا می­کند.

العاکوب افزون بر کتاب­های فراوانی که در آنها به پژوهش در زندگی مولانا و برگردان آثار ادبی وی پرداخته، مقالاتی نیز در این باره دارد که به آنها اشاره خواهد شد.

در سال 2000م، کتاب «أخبار جلال الدین الرومی: وقفات مع ترجمته فی کتاب رجال الفکر و الدعوة فی الإسلام» در عربستان سعودی به چاپ رسید. نویسنده این کتاب، ابوالفضل محمد بن عبدالله القونوی، این کتاب را در 569 صفحه و چهار فصل تدوین کرده است؛ فصل اول از سبب تألیف کتاب و زندگی­نامه­ مولوی و اعتقاد وی به وحدت وجود، فصل دوم از نظریه وحدت وجود و صاحب آن یعنی ابن عربی و اخبار مغولان، فصل سوم از دوستان و نزدیکان مولانا از جمله شمس تبریزی، حسام چلپی و سلطان ولد و فصل چهارم از مثنوی سخن می­گوید.

در سال 2005م، دار النفائس لبنان کتاب «حدائق الروح: بصائر من وحی کلمات مولانا جلال الدین الرومی» نوشته­ ماهر سقا أمینی را به چاپ رساند که منتخبی از آراء و اندیشه­های صوفیانه مولانا در باب تهذیب نفس و اصلاح آن است.

در همین سال، محمد السعید جمال‌الدین کتابی را با عنوان «رسالة الإلهام بین مدرسة جلال الدین الرومی و علم النفس الحدیث» از سوی انتشارات دار الهادی بیروت روانه­ بازار کرد.

 

3ـ5ـ آثار جنبی

بایسته است از پژوهشگرانی یاد شود که به طور مستقل به برگردان آثار مولانا یا بررسی افکار و اندیشه­های وی نپرداخته­اند لکن کوشیده­اند در خلال کتاب خود که عموماً در باب تصوف اسلامی و یا بررسی شاهکارهای ادبیات فارسی است، از مولانا و آثار و افکارش سخن به میان آورند و به ذکر گزیده­ای از آثارش بسنده کنند. از این جمله می­توان به پژوهشگران و محققان زیر اشاره کرد:

در سال 1947م، أبو العلاء عفیفی کتابی را از رینولد الین نیکلسون (R.A. Nicholson) مولوی­پژوه شهیر (1945-1868) با عنوان «فی التصوف الإسلامی و تاریخه» به عربی برگردان و در قاهره منتشر کرد. وی در بخشی از این کتاب که به تصوف (=عرفان) اسلامی و پیشینه آن پرداخته، به آراء و اندیشه­های عارفانه­ مولانا جلال­الدین بلخی اشاره کرده است.

عبدالوهاب عزام مصری در سال 1948م، کتابی را با نام «الأدب الفارسی» در قاهره منتشر ساخت که در آن مختصراً به زندگی مولانا اشاره کرده و برگردان منظوم عربی نی­نامه را در قالب مثنوی به آن افزوده است. در سال 1951م و در پی برگردان پژوهش­های نیکلسون در باب عرفان و تصوف، نورالدین شریبه در قاهره کتاب دیگری از وی را با عنوان «الصوفیة فی الإسلام» به عربی برگردان کرد که در آن اشاراتی به اندیشه­های عرفانی مولانا شده است.

محمد الفراتی در سال 1963م، کتاب «روائع من الشعر الفارسی» را در 322 صفحه از سوی انتشارات وزارة الثقافة و الإرشاد القومی در سوریه به چاپ رساند. این کتاب که مشتمل بر گزیده‌های شعری سه شاعر شهیر فارسی­سرا، مولانا جلال­الدین، سعدی شیرازی و حافظ است، به برگردان منظوم منتخباتی از سروده­های مولانا از جمله نی­نامه­ در قالب مثنوی و بحر خفیف پرداخته است لکن آنگونه که باید نتوانسته به اصل وفادار باشد و در برگردان بسیاری از واژگان فارسی و جملات دچار لغزش­های فراوان شده است که دلیل آن را می­توان عدم آشنایی مترجم با ادبیات عرفانی و برگردان منظوم اشعار دانست.

­محمد محمدی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیروت که خدمات وی در شناساندن ادب و فرهنگ ایرانی در جهان عرب قابل انکار نیست، در ضمن آثار و مقالاتی که در مجلات مختلف به چاپ رسانده، به جایگاه مثنوی در جهان عرب پرداخته است که از جمله می­توان به کتاب وی «الأدب الفارسی فی أهم أدواره و أشهر أعلامه» اشاره کرد. این اثر در سال 1967م توسط دانشگاه لبنان به چاپ رسید. وی در این کتاب 343 صفحه­ای، بابی را به مولانا جلال­الدین اختصاص داده و از سرگذشت وی، دیدارش با شمس تبریزی و تحول فکری و درونی وی در پی این دیدار سخن به میان می­آورد.

اقدامات مولوی­پژوه عرب، محمد عبدالسلام کفافی، تنها به برگردان آثار مولانا و بررسی افکار و اندیشه­های او ختم نشد؛ وی در سال 1972م، کتابی در زمینه­ ادبیات تطبیقی تحت عنوان «فی الأدب المقارن: دراسات فی نظریة الأدب و الشعر القصصی» در 555 صفحه در بیروت به چاپ رساند و در آن مباحث نظری ادبیات تطبیقی و شعر داستانی را در اروپا و کشورهای اسلامی به ویژه ایران مطرح کرد. وی در فصل شانزدهم کتاب خود با عنوان مثنوی­های عرفانی، از چگونگی پیدایش و ظهور مثنوی عارفانه در ادبیات فارسی به عنوان جلودار این گونه شعری و محتوای درونی آن و پیشگامانش از جمله مولانا جلال­الدین مولوی سخن به میان می­آورد و او را بزرگ‌ترین شاعر ادبیات اسلامی ـ عرفانی و از برجسته­ترین شعرای جهان می­داند که جایگاه ویژه‌ای در میان پژوهشگران و خاورشناسان اروپایی یافته است (کفافی، 1972: 485). وی در ادامه از زندگی وی و شیوه­ آشنایی­اش با شمس تبریزی و هم­چنین آثارش از جمله مثنوی و مضمون آن سخن می­گوید و در پایان نمونه­هایی چند از داستان­های مثنوی را از نظر خواننده می­گذراند.

در سال 1978م، ابراهیم الدسوقی شتا علاوه بر برگردان مثنوی مولانا، کتاب «التصوف عند الفرس» را نیز به رشته تحریر درآورد. این کتاب 65 صفحه­ای که انتشارات دار المعارف مصر آن را به چاپ رسانده است، از عرفان اسلامی و عوامل موثر در پیدایی و شکل­گیری آن، مهم­ترین جریانات عرفان ایرانی، عرفای شهیر ایرانی از جمله مولانا و تاثیر شمس بر وی و دو کتاب معروف مثنوی و غزلیات شمس و اندیشه­ غالب بر آن دو و وجد و سماع عارفانه و آراء صوفیانه­ مولانا سخن به میان می­آورد.

أبو الوفاء الغنیمی التفتازانی، استاد دانشگاه فلسفه اسلامی قاهره، در سال 1979 م کتابی را تحت عنوان «مدخل إلی التصوف الإسلامی» از سوی دار الثقافة قاهره به چاپ رساند. این کتاب 287 صفحه­ای که در هفت فصل تنظیم شده است از منشأ تصوف (= عرفان) در اسلام و چگونگی پیدایی و مراحل شکل­گیری و ویژگی­های کلی آن و همچنین مراحل سیر و سلوک و طریق إلی الله و پیشگامان عرفان اسلامی از جمله مولانا سخن می­گوید و شعرای ایرانی را پیش قراولان ادبیات عرفانی و مولوی را بزرگ­ترین شاعر عارف ایرانی می­داند؛ وی آن­گاه به بیان زندگی و اندیشه­ها و آراء و آثار مولانا از جمله مثنوی به عنوان اثر سترگ وی که به زبان­های مختلف جهان ترجمه شده است، می­پردازد؛ وی از مولوی به عنوان عارفی که به فناء فی الله و وحدت وجود باور دارد، نام می­برد و از این جهت او را شبیه به ابن فارض، شاعر صوفی عرب می­داند و بر این باور است که آن­چه مولانا و ابن فارض را از ابن عربی متمایز ساخته، شیوه­ نگرش ایشان به مساله­ وحدت وجود است (الغنیمی التفتازانی، 1979: 232 ـ 231).

إسعاد عبدالهاوی قندیل، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه عین شمس، کتاب خود را تحت عنوان «فنون الشعر الفارسی» در سال 1980م از سوی انتشارات دار الأندلس بیروت به طبع رساند. وی در مقدمه­ این کتاب 396 صفحه­ای به جایگاه رفیع ادبیات فارسی نزد پژوهشگران و ادب­پژوهان و تنوع و گوناگونی قالب­های شعر فارسی اشاره می­کند و می­افزاید این در حالی است که در شعر عربی جز موشح که در ادبیات اندلس ظهور کرد، شاهد هیچ قالب شعری جدیدی نیستیم تا آنجا که هرگاه دیوان شاعری عرب را می­گشاییم به ندرت می­توان غیر از قصیده قالبی دیگر را یافت (قندیل، 1981: الف، ب، ح). وی در این کتاب چهار فصلی، از قالب­ها و اصطلاحات بدیعی و عروضی شعر فارسی با ذکر نمونه­های بسیار به تفصیل سخن می­گوید و درباره­ زبان فارسی و پیشینه­ آن و شعر فارسی و اولین سرایندگان به این زبان و قالب­های شعری و پیشاهنگانش نکته­های مهمی را مطرح می­کند. گفتنی است که وی در باب غزل از پیشینه­ و ویژگی‌های ساختاری آن، گرایش شاعران فارسی­سرا به آن و غزل‌سرایان نامی فارسی از جمله مولانا یاد می کند (قندیل، 1981: 203-200) و سپس گزیده­ای از سرگذشت مولانا و آثارش و دو نمونه از غزلیات وی را همراه با برگردان عربی آن می­آورد. وی در ذکر نمونه­های ترکیب­بند نیز نمونه­ای از ترکیب­بند مولوی را به عنوان نمونه می‌آورد.

در سال 1982م، بدیع محمد جمعه، کتاب «من روائع الأدب الفارسی» را در 359 صفحه توسط دارالنهضة العربیة در بیروت منتشر کرد. نویسنده­ در این کتاب که مشتمل بر گزیده­ای از شاهکارهای منثور و منظوم ادبیات فارسی است، بعد از معرفی کوتاه بزرگان ادب فارسی، گزیده‌هایی از آثارشان را به زبان فارسی می­آورد تا خواننده­ عرب­زبان و آشنا با زبان فارسی، با متن اصلی آثار آشنا شود؛ آن­گاه به منظور استفاده­ خوانندگانی که چندان با این زبان آشنایی ندارند، برگردان عربی آن­ها را می­آورد. مؤلف در بخش شاهکارهای منظوم فارسی، از میان آثار مولانا، سه نمونه از اشعار غزلیات شمس را با عنوان «مرد خدا»، «چه تدبیر؟» و «خبری از یار ما» همراه با گزیده­هایی از رباعیات مولوی از نظر خواننده می­گذراند.

در سال 1988م، کتاب «الأعلام الخمسة للشعر الإسلامی» نوشته محمد حسن الأعظمی استاد دانشگاه الأزهر و الصاوی علی شعلان از سوی موسسه­ عزالدین بیروت به چاپ رسید. نویسندگان در این کتاب 471 صفحه­ای از پنج شاعر نامی ادب فارسی، اقبال، حافظ، سعدی، مولانا جلال­الدین و عطار سخن به میان می­آورد و مولانا را شاعر صوفی انسان‌گرا می­داند که برخلاف دیگر صوفیان ترک دنیا نمی‌گوید. وی با اشاره به سرگذشت مولوی و نحوه­ آشنایی­اش با شمس تبریزی، به معرفی مثنوی و جایگاه ویژه­ آن در میان ایرانیان که از آن با عنوان قرآن پهلوی یاد می­کنند، می‌پردازد و بر آنان که این کتاب را تنها از روی سرگرمی و گذران وقت می­خوانند، خرده می­گیرد (الأعظمی، 1988: 356-330)؛ آنگاه برگردان داستان­هایی را از مثنوی به نثر عربی می آورد.

محمد السعید جمال الدین، در سال 1998م کتاب «أعلام الشعر الفارسی فی عصور الازدهار: دراسات و نصوص» را از سوی انتشارات دار الهدایة در 144 صفحه به چاپ رساند. این کتاب به ادبیات فارسی در دوره­ سلجوقی- مغولی می­پردازد و آن را دوره­ شکوفایی ادب فارسی معرفی می­کند و از شش شاعر نامی این دوره یعنی ابو سعید ابو الخیر، ناصر خسرو، عمر خیام، مسعود سعد سلمان، سعدی شیرازی و مولانا جلال­الدین سخن می­راند (جمال الدین، 1998: 3). نویسنده بعد از آن­که زندگی­نامه­ مولانا و آثار و اندیشه­های وی را به زبان عربی شرح می دهد، گزیده­ای فارسی را از سرگذشت وی از آغاز تا انجام همراه با توضیحاتی که مشتمل بر شرح عربی واژگان فارسی است، ضمیمه­ پژوهش خود می­کند که برای نوآموزان زبان فارسی سودمند است.

در این میان لازم است بار دیگر از عیسی علی العاکوب یاد شود. اولین کار جدی وی در این باب، کتابی است تحت عنوان «ید الشعر: خمسة شعراء متصوفة من فارس» که در سال 1998م انتشار یافت. این کتاب در اصل برگردان کتاب کُلِمان بارکس (Coleman Barks) شاعر آمریکایی است که سخت شیفته تصوف ایرانی- اسلامی و به ویژه مولانا بود و مجموعه سخنرانی‌های عنایت­خان، صوفی شهیر هندی را در باب حافظ، سعدی، مولانا، عطار و سنایی که در سال 1923م در شهر سانفرانسیسکو آمریکا ایراد شده، در کتاب خود همراه با مقدمه و شرح احوال شاعران گرد آورده است. مترجم در مقدمه این کتاب 272 صفحه­ای که در دمشق به چاپ رسیده است، از تصوف و عرفان و پیشینه آن و ویژگی عرفا سخن به میان می­آورد؛ آن­گاه به وجه تسمیه کتاب می­پردازد و پنج شاعر فارسی­سرا را به پنج انگشت دست تشبیه می­کند و سپس به شرح حال و بیان آرا، آثار و گزیده­هایی از اشعارشان می­پردازد (بارکس، 1998: 39-11). متن اصلی کتاب که با عنوان «الشاعر و النبی» نام­گذاری شده است و نگارنده سبب این نام­گذاری را اشتراک منبع الهام پیامبران و شاعران می­داند (بارکس،1998: 52-51)، مشتمل بر معرفی پنج شاعر عارف فارسی­سرای از جمله جلال الدین مولوی است که از وی به عنوان شاعری بزرگ که دنیا به خود دیده و از آشنایی وی با شمس و اندوهش از پی هجران او سخن می­گوید و سپس نمونه­ای چند از آثار منظوم و منثور وی می آورد.

در سال 2000م، مؤسسه البابطین کویت کتابی را تحت عنوان «مختارات من الشعر الفارسی منقولة إلی العربیة» در 416 صفحه روانه­ بازار کتاب کرد. این کتاب را عارف الزغلول با همکاری مصطفی عکرمه و عبدالناصر المحمد و با نظارت ویکتور الکک به رشته­ تحریر درآورده­ است و از شعرای نامی کلاسیک از جمله مولانا و شعرای معاصر ایرانی و سروده­هایشان سخن می­گوید. مولفان بعد از ارائه شرح مختصری از زندگی مولانا، گزیده­ای از سروده­های وی را در قالب مثنوی، قصیده و قطعه به عربی منظوم برگردانده اند.

از دیگر پژوهشگران عرب که در کتاب خود به مولانا اشاره­ کوتاهی داشته، یوسف حسین بکار استاد دانشگاه یرموک اردن است که در کتابش «نحن و تراث فارس» که از سوی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در دمشق در سال 2000م به چاپ رسیده، به تلاش­های دوسویه ایرانیان و عرب­ها در معرفی فرهنگ و میراث ادبی یکدیگر اشاره کرده و از مولانا به عنوان یکی از چهره­های بارز ادب فارسی که از دیرباز مورد توجه پژوهشگران عرب بوده است، یاد می­کند.

در سال 2006 م، کتاب «الأبعاد الصوفیة فی الإسلام و تاریخ التصوف» نوشته­ آنه ماری شیمل توسط محمد اسماعیل السید و رضا حامد قطب از سوی انتشارات الجمل بغداد به عربی برگردان شد. این کتاب 520 صفحه­ای از عرفان (= تصوف) اسلامی و جلوه­ها و آداب ویژه­ آن سخن می‌راند و از جمعی از عارفان و صوفیان نامی اسلامی از جمله مولانا جلال­الدین یاد می کند و مولانا را صوفی شهیر اسلامی معرفی می­کند که توجه خاورشناسان بسیاری را به سوی خود جلب کرده است تا آن جا که آثار ادبی وی را موضوع پژوهش­های خود قرار داده­اند (شیمل، 2006: 348)؛ همچنین از سرگذشت مولانا از آغاز و آشنایی­اش با شمس تبریزی و مراسم وجد و سماع عارفانه و جایگاه رفیع مولوی در میان عارفان قونیه و در ادب فارسی و ویژگی­های غالب بر کتاب مثنوی سخن به میان می­آورد.

 

4 ـ 5 ـ سیری در مقالات پژوهشی و روند آن

در این بخش سعی بر آن است که از پژوهش‌هایی که در قالب مقاله عرضه شده‌اند یاد شود لکن از آنجا که مقالات بسیاری در این باره به چاپ رسیده است، ممکن است به رغم جستجوی گسترده نگارندگان این سطور، مواردی از قلم افتاده باشد؛ و الکمال للّه وحده.

در سال 1360ق/1939م، مقاله «جلال الدین الرومی» به قلم محمد خلف­الله در 5 صفحه در شماره­ 151 مجله­ الثقافة منتشر شد که شاید نخستین مقاله مطبوعاتی جهان عرب در این موضوع باشد.این مقاله به زندگی مولانا جلال­الدین بلخی پرداخته و از آراء و اندیشه­های اندیشمندان غرب درباره مولانا به صورت موجز سخن رانده است (خلف الله، 1939: 14-10).

در سال1361ق/1940م، مقاله­ «مولانا جلال الدین الرومی فی میزان التاریخ و العقیدة» نوشته عبدالعزیز جنکیزخان الترکستانی در شماره­ 160 مجله­ الثقافة  در 3 صفحه به چاپ رسید. نویسنده در این مقاله به گونه­ای می­کوشد مولانا را نه فارس بلکه زاده­ افغانستان و ترک­نژادی معرفی کند که زبان فارسی را به عنوان زبان آثار خویش برگزیده است (الترکستانی،1940: 27-25).

از جمله پژوهش­های زنجیره­ای که در زمینه­ مولوی­پژوهی انجام گرفته، پژوهش های عبدالوهاب عزام است. وی به سال 1361ق/1940م، در چندین شماره (169-167و165) مجله­ الثقافة، مقالاتی را تحت عنوان «مولانا جلال الدین الرومی» منتشر ساخت. وی در این سلسله مقالات از مثنوی مولانا، وجه تسمیه­، تاریخ سرایش و محتوای آن و مهارت مولانا در تضمین آیات و احادیث و اشعار عربی و از دیوان شمس تبریزی و وجه تمایزش با مثنوی و باور مولانا به قضا و قدر سخن می­گوید (السباعی، 2005: 497).

عبدالموجود عبدالحافظ در سال 1367ق/ 1946م، مقاله­ای را با نام «دراسات تحلیلیة: جلال الدین الرومی» در شماره­ 795 مجله­ الرسالة در 3 صفحه به چاپ رساند. وی در این مقاله اشاراتی به زندگی مولانا جلال­الدین و اندیشه­های عرفانی وی دارد (عبدالحافظ، 1946: 1097- 1095).

در سال 1960م، محمد یحیی الهاشمی استاد دانشگاه حلب مقاله­ای را تحت عنوان «جلال الدین الرومی من خلال خلاصة مثنوی للأستاذ بدیع الزمان فروزانفر» در 8 صفحه در شماره 3 مجله الدراسات الأدبیة به چاپ رساند و در آن گزیده­ای از کتاب «خلاصه­ مثنوی» را که به عربی برگردان کرده بود آورد (الهاشمی، 1960: 366-359).

در سال 1383ق/ 1962م، مقاله­ «صوفی شاعر و شاعر صوفی: لحظات مع صاحب المثنوی» نوشته­ عامر العقاد در شماره­ نخست مجله منبر الإسلام به چاپ رسید. نویسنده­ در این مقاله­ سه صفحه­ای از زندگی مولانا جلال­الدین و آشنایی­اش با عطار نیشابوری و کتاب سترگش مثنوی و محتوای آن و گزیده­ای از آراء عارفانه­ وی سخن می­گوید (العقاد، 1962: 129-127).

حسین ­علی محفوظ صاحب کتاب شهیر «المتنبی و سعدی» در سال 1385ق/1964م، مقاله «المولوی أکبر صوفیة الإسلام» را در پنج صفحه به رشته­ تحریر درآورد و در شماره­ 9 مجله­ الأقلام به چاپ رساند. این مقاله مانند بسیاری از دیگر مقالات به زندگی مولانا و آشنایی وی با شمس تبریزی و آثار ادبی مولانا و محتوای آن­ها اشاره می­کند (محفوظ، 1964: 87-74).

مجله­ رسالة الإسلام چاپ قاهره نیز در شماره 57 خود در سال 1965م، مقاله «جلال الدین مولوی» را در 7 صفحه به طبع رساند. محمد غنیمی هلال، نویسنده­ این مقاله از زندگی مولانا و مثنوی و درون­مایه­ آن و معانی عرفانی واژگانش سخن می­راند (هلال، 1965: 95-89).

در سال 1387ق/1966م، مجله­ منبر الإسلام در هشتمین شماره خود مقاله­ای را تحت عنوان «مختارات من کتاب المثنوی لإمام المتصوفة جلال الدین الرومی» منتشر کرد. الصاوی علی شعلان در این مقاله­ شش صفحه­ای، بعد از آنکه مختصراً  به شرح زندگی مولانا و آشنایی­اش با شمس تبریزی می­پردازد، به مهمترین اثر وی، مثنوی و ویژگی­های بارز آن از جمله اقتباس از قرآن کریم و احادیث نبوی و بهره­گیری از تمثیل در بیان مقصود اشاره می­کند و آنگاه به عنوان نمونه حکایت بازرگان و طوطی را می آورد (شعلان، 1966: 63-58).

از دیگر مقالات در این زمینه، مقاله­ «جلال الدین الرومی: أعظم شاعر صوفی عرفه العالم» نوشته لطفی ملحس است. این مقاله 5 صفحه­ای که در شماره­ 35 مجله­ الوعی الإسلامی در سال1387ق/1966م به چاپ رسید، بعد از آن که به طور مختصر به زندگی مولانا می­پردازد از آثار ادبی وی از جمله مثنوی معنوی، دیوان شمس تبریزی و کتاب فیه ما فیه نام می­برد و از درون­مایه آنها اطلاعات جامعی را در اختیار خواننده قرار می­دهد (ملحس، 1966: 72-68).

در همین سال، مقاله «مثنوی جلال الدین الرومی شاعر الصوفیة الأکبر» نوشته سعید علی در شماره­ 30-29 مجله الدراسات الأدبیة انتشار یافت. این مقاله در 3 صفحه به شناساندن کتاب «مثنوی جلال الدین الرومی» از محمد عبدالسلام کفافی پرداخته است (علی، 1966: 163-161).

عنایت­الله إبلاغ نیز در سال 1393ق/1972م، مقاله­ای را تحت عنوان «جلال الدین الرومی» در شماره 4 مجله منبر الإسلام در سه صفحه به چاپ رساند. وی در این مقاله از سیر زندگی مولانا و نحوه­ آشنایی وی با شمس تبریزی سخن به میان می­آورد (ابلاغ، 1972: 223-221).

مقاله­ دو صفحه­ای «فلاسفة العالم: جلال الدین الرومی» به قلم سعد عبدالعزیز که در شماره 57 مجله­ الجدید در سال 1974م به چاپ رسید، از دیگر مقالات چاپ ­شده در این باب است (عبدالعزیز، 1974: 59-58)

در همین سال أحمد بهجت در شماره­ 7 مجله­ منبر الإسلام مقاله­ای را در 12 صفحه با نام «مثنوی جلال الدین الرومی» به چاپ رساند. وی در این مقاله آشنایی مولانا با شمس تبریزی را به عنوان نقطه­ آغاز تحول درونی مولانا مطرح می­کند و به معرفی مثنوی به عنوان جاودانه­ترین اثر ادبی ـ اسلامی و درون­مایه­ عرفانی آن می­پردازد (بهجت، 1974: 191-180).

در سال 1976م، إحسان جعفر مقاله «جلال الدین الرومی الصوفی العاشق» را در شماره 186 مجله الکاتب در 3 صفحه به چاپ رساند. وی در این مقاله بعد از آن که از زندگی مولانا و چگونگی آشنایی وی با شمس تبریزی سخن می گوید، به مثنوی معنوی و محتوای آن و همچنین به اندیشه­ها و آراء عارفانه­ مولوی اشاره می کند (جعفر، 1976: 153-150).

علاوه بر این، باید از مجله­ «المنتدی» که از سوی مرکز فرهنگی ایران در مصر و در سال 1978م منتشر شده و مقالاتی را درباره­ مولوی شامل است (بکار، 2000، 32) و مجله­ «الفکر و الفن» که در سال 1973م شماره­ 21 خود را ویژه­نامه­ مولانا ساخته است، نام برد.

نبیل عبدالعزیز عید، استاد دانشگاه المستنصریه در سال 1410ق/1989م مقاله­ «أثر القرآن الکریم فی شعر جلال الدین الرومی من خلال الکتاب الأول من المثنوی» را در 24 صفحه در شماره 17 مجله آداب المستنصریة در بغداد به چاپ رساند وی در این مقاله با ذکر نمونه­های بسیار به بررسی تاثیر قرآن بر مثنوی پرداخته است (نبیل، 1989: 204-181). وی پیش از این در سال 1406ق/1985م  در شماره­ 14 مجله مذکور، مقاله­ «فن الغزل و ما حرف له من تغییر و تطور من خلال شاعر الصوفیة الأکبر جلال الدین الرومی» را در 14 صفحه به چاپ رسانیده بود که در آن بعد از ذکر گزیده­ای از زندگی مولانا، از پیدایش غزل و استقلال آن و جایگاه غزل نزد مولانا و نقش موسیقی، نماد و تصویر در دیوان شمس سخن می­راند (نبیل، 1985: 160-147). همو در سال 1407ق/1986م در شماره­ 15 همان مجله، مقاله­ «الله و الإنسان و العقل و القلب فی دیوان شمس تبریز لشاعر الصوفیة الأکبر جلال الدین الرومی» را در 14 صفحه به چاپ رساند (نبیل، 1986: 316-303).

در سال 1994م، مقاله­ای با عنوان «جلال الدین الرومی» به قلم نَدی علی حَسّون، پژوهشگر و مدرس سوری و دانش آموخته دکتری رشته­ ادبیات فارسی دانشگاه تهران، در مجله­ الآداب الأجنبیة در دمشق منتشر شد. وی در این مقاله­ کوتاه به اختصار به معرفی شخصیت و آثار مولوی پرداخته است.

مقاله­ «شکوی الشکوی: تأملات فی قص‍یدة شکوی النای للشاعر جلال الدین الرومی فی ترجمتین حدیثین إلی العربیة» به قلم العاکوب علاوه بر این­که درباره­ ضرورت ترجمه و ابزار آن و دشواری ترجمه­ شعر به ویژه ترجمه­ شعر به شعر نکات بسیار جالبی را عرضه می­دارد، به منظور تبیین دشواری ترجمه­ و آسیب­هایی که ممکن است به اثر شعری وارد شود، به نقد و بررسی ترجمه­ منثور محمد عبدالسلام کفافی و ترجمه­ منظوم محمد الفراتی از نی­نامه­ مولانا می­پردازد (العاکوب، 1999: 49 ـ 45). این مقاله از جمله مقالات راه یافته به همایش «العلاقات الأدبیة و اللغویة العربیة ـ الإیرانیة» است که دانشگاه دمشق در سال 1999م با همکاری اتحاد الکتاب العرب و دانشگاه تهران برگزار کرد و در همان سال، اتحاد الکتاب العرب مجموعه مقالات پذیرش­ یافته را در 380 صفحه منتشر ساخت.

اگر چه فعالیت­های کرسی­ها و پژوهشگران زبان و ادب فارسی در دانشگاه­های عرب پراکنده بوده اما کوشش مستمر گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه لبنان در چاپ و انتشار مجله «الدراسات الأدبیة» ستودنی است. این مجله که سابقه­ آن به سال 1959م باز می­گردد، با کوشش استاد ادب فارسی و عربی محمد محمدی پایه­گذاری شده و به همت فرهیختگانی از جمله احمد لواسانی و ویکتور الکک و تلاش احسان قبول که از سال 2009م سردبیری مجله را به عهده گرفته، تاکنون به فعالیت علمی و ادبی خود ادامه داده و خدمات شایانی را به زبان و ادبیات فارسی و عربی ارائه کرده است (بکار، 2000: 35-34 و رفاهی، 1391: 136). این مجله در ضمن شماره­های خود مقالاتی را درباره­ مولانا منتشر ساخته و شماره 42-41  خود را در سال 2003م به وی اختصاص داده است؛ از جمله مقالات این ویژه­نامه می­توان به مقاله یوسف بکار با عنوان «جلال الدین الرومی فی آثار الدراسین العرب» اشاره کرد که فهرستی را از ترجمه آثار مولوی و آثار چاپ ­شده وی به زبان عربی تا سال 2000م عرضه کرده است (بکار، 2003: 177). مقالات «جلال الدین الرومی بین ابن عربی و محمد إقبال و ترجماته و دراساته فی اللغة العربیة» از محمد السباعی، «ظاهرة مولانا: خمیرة التغییر الإنسانی» از ویکتور الکک، «الإنسان المثالی فی مثنوی مولانا» نوشته ندی علی حسون و «جلال الدین الرومی فی غزله العربی» از وحید بهمردی، استاد ادبیات عربی دانشگاه آمریکایی بیروت که در حاشیه­ به اختصار از کتاب­ها و مقالاتی که در کشورهای عربی در شناساندن مولانا چاپ شده است سخن می­راند، بخش عمده­ محتویات این ویژه‌نامه را شامل می­شود که به حق، بیانگر اهتمام فرهیختگان عرب به مولوی­شناسی است.

مقاله «کتاب جلال الدین الرومی و التصوف» نوشته­ أحمد الحسین از دیگر مقالات انتشار یافته در باب مولوی­شناسی است که در سال 1424ق/2003م در شماره 91 مجله التراث العربی به چاپ رسیده است. نویسنده در این مقاله 20 صفحه­ای به بررسی و نقد کتاب «جلال الدین الرومی و التصوف» نوشته­ شرق­شناس آلمانی آنه ماری شیمل و ترجمه­ عیسی العاکوب می­پردازد (الحسین، 2003: 207- 188).

از جمله مقالات ندی علی حسون در باب مولوی­پژوهی، مقاله­ای با عنوان «أثر اللغة العربیة و آدابها فی مثنوی جلال الدین مولوی» است که در سال 2003م  در شماره­ 7و6 فصلنامه­ ایران و العرب به چاپ رسیده است. نویسنده در این مقاله به بررسی تاثیر آیات قرآن کریم، حدیث نبوی و امثال و ابیات شاعران عرب بر مثنوی پرداخته است (علی حسون، 2003: 187-169).

هبة الله الغلایینی، مترجم و پژوهشگر سوری در سال 1428ق/2007م مقاله­ «جلال الدین الرومی شاعر الصوفیة الأکبر» را در 14 صفحه در شماره 524 مجله المعرفة ـ فصلنامه وزارت ارشاد ملی کشور سوریه- به چاپ رساند. وی در این مقاله گرانسنگ کوشیده است که تقریبا به تمامی وجوه زندگی و آثار مولانا و ارزش محتوایی آن­ها و مهمترین ویژگی شعری وی و آشنایی­اش با شمس بپردازد (الغلایینی، 2007: 323-310).

در سال 1428ق/2007م، مجله­ المعرفة در شماره­ 523 خود، مقاله­ای را تحت عنوان «جلال الدین الرومی» به چاپ رساند. علی القیم، نویسنده­ این مقاله هشت صفحه­ای، بعد از نیم­نگاهی به زندگی مولانا، از درون­مایه مثنوی سخن می­گوید؛ آن­گاه داستان «بازرگان و طوطی» را ذکر می کند و سپس به مجالس مولویه و وجد و سماع عارفانه و چگونگی آن می­پردازد (القیم، 2007: 22-15).

در سال 1388ش/2009م، اولین همایش بین‌المللی ادبیات تطبیقی فارسی و عرب در بیروت برگزار شد و مجموعه مقالات برگزیده آن در شماره‌های 69-67 مجله الدراسات الأدبیه به چاپ رسید. یکی از مقالات برگزیده این مجموعه، مقاله «حوزه‌های پژوهش تطبیقی در مثنوی مولانا» نوشته احسان قبول، استاد اعزامی دانشگاه فردوسی مشهد به دانشگاه لبنان است. وی در این مقاله 26 صفحه‌ای که به زبان فارسی ارائه شده است، با بررسی حوزه‌های پژوهش تطبیقی در دو مکتب فرانسوی و آمریکایی ادبیات تطبیقی به تعیین و بررسی این حوزه‌ها در کتاب مثنوی مولانا و ارائه مثال‌هایی برای هر حوزه پرداخته است (قبول،2009؛ 342-317).

مقاله­ «نار العشق فی جلال الدین الرومی» نوشته ألما المحمد، پژوهشگر و مولوی­شناس سوری که در شماره 23 مجله ثقاتنا للدراسات و البحوث در سال 1431ق/2010م به چاپ رسیده است، از دیگر مقالات در این زمینه محسوب می­شود. نویسنده در این مقاله 16صفحه ای  شرح نسبتا مفصلی از نی­نامه مولانا ارائه می­دهد (المحمد، 2010؛ 192-177).

 

6 ـ نتیجه

- در زمینه ترجمه آثار مولوی بیشترین رویکرد مولوی­پژوهان عرب به ترجمه و شرح مثنوی مولوی بوده است. نخستین ترجمه کامل عربی مثنوی در سال 1872م صورت پذیرفته و تاکنون حدود شش برگردان عربی بدون شرح یا مشروح، کامل یا جزئی، از این کتاب گران­سنگ منتشر شده است. مهمترین برگردان­های عربی شناخته شده از دیوان غزلیات شمس، شامل سه گلچین از این غزلیات است که در سال های 2005 و 2002 و 2000م به قلم ابراهیم دسوقی شتا و عیسی علی العاکوب و محمد السعید جمال­الدین در قاهره و دمشق منتشر شده اند. بدیهی است که حجم گسترده دیوان شمس و زبان خاص و شورانگیزش آن را تا حد زیادی ترجمه­ناپذیر ساخته است. چشمگیرترین کوشش­های ترجمه نیز از نظر فراگیری آثار متنوع شعر و نثر مولوی به همت العاکوب استاد دانشگاه حلب انجام یافته شده است. به طور کلی باید گفت برگردان عربی آثار مولوی از آغاز تاکنون بی­توقف ادامه یافته است.

- کتاب­های مولوی­پژوهان عرب دربارة معرفی شخصیت و آثار مولوی شامل دو دسته است: آثار مشروح که غالباً به شکل تألیف و در موارد محدودی ترجمه­ آثار خاور شناسان غربی و شرقی است و کتاب­هایی که ضمن بازشناساندن صوفیان و عارفان مسلمان و ایرانی، به صورت جنبی به معرفی شخصیت و آثار مولوی پرداخته است.

- سابقه­ نخستین مقالات مولوی­شناسی در جهان عرب بیش از هفتاد سال است. روند کلی نشر مقالات پژوهشی در این زمینه ـ با توجه به رشد و توسعه فزاینده نشریات ادواری در جهان عرب ـ رو به افزایش بوده و نشر بیشترین مقالات عربی مولوی­ پژوهی طی دو دهه اخیر انجام یافته است. بسیاری از مقالاتی که درباره مولوی و افکار و آثارش به زبان عربی منتشر شده است، تنها به معرفی کوتاهی از وی به عنوان شاعری توانا با افکاری صوفیانه و عشقی بزرگ و الهی و صاحب آثاری پرحجم و بدیع پرداخته است. این پدیده نشان از آن دارد که از نظر مولوی­پژوهان عرب، بسیاری از همزبانان آنان با شخصیت فکری و ادبی مولوی آشنایی کافی ندارند. البته شماری از پژوهشگران عرب ـ نظیر نبیل عبدالعزیز عید استاد دانشگاه المستنصریه بغداد ـ به پژوهش دقیق در جنبه‌های مهمی از آثار مولوی همت گماشته­اند. در یک نگاه فراگیر بیشتر آثار عربی مولوی­پژوهی حاصل جستارهای دانشگاهیان مصری و سوری است.

 

منابع

1- قرآن کریم.

2- إبلاغ، عنایت الله. (1972م). «جلال الدین الرومی»، منبر الإسلام، العدد 4 :223-221.

3- ــــــــــــــ . (1987). جلال الدین الرومی بین الصوفیة وعلماء الکلام، القاهرة: دار المصریة اللبنانیة.

4- الأعظمی، محمد حسن. (1988 م). الأعلام الخمسة للشعر الإسلامی، بیروت: مؤسسة عزالدین.

5- بارکس، کلمان. (1998 م). ید الشعر: خمسةشعراء متصوفة من فارس محاضرات ألقاها عنایت خان، ترجمه عیسی علی العاکوب، دمشق: دار الفکر.

6- بکار، یوسف حسین. (2000 م). نحن و تراث فارس، دمشق: منشورات المستشاریه الثقافیة للجمهوریة الإسلامیة الإیرانیة.

7- ـــــــــــــــــ . (2003 م). «جلال الدین الرومی فی آثار الدارسین العرب»، الدراسات الادبیة، العدد 42-41.

8- بهجت، أحمد. (1974 م). «مثنوی جلال الدین الرومی»، منبر الإسلام، العدد 7: 190-180.

9- الترکستانی، عبدالعزیز جنکیزخان. (1940 م). «مولانا جلال الدین الرومی فی میزان التاریخ و العقیدة» الثقافة، ش 160: 27-25.

10- جعفر، إحسان. (1976 م). «جلال الدین الرومی الصوفی العاشق»، الکاتب، العدد 186: 153-150.

11- جمال الدین، محمد السعید. (1998 م). أعلام الشعر الفارسی فی عصور الازدهار: دراسات و نصوص. بی جا: دار الهدایة.

12- ـــــــــــــــــــــــ . (2008 م). قصائد مختارة من دیوان شمس تبریز لجلال الدین الرومی، القاهرة: مکتبة الأسره.

13- الحسین، أحمد. (2003 م). «کتاب جلال الدین الرومی و التصوف»، التراث العربی، العدد 91: 207-188.

14- خلف الله، محمد. (1939 م). «جلال الدین الرومی»، الثقافة، العدد 151: 14-10.

15- رفاهی، خلیل. (1391). گردش ایام، اصفهان: مانی.

16- الرومی، جلال الدین. (1966 م). مثنوی جلال الدین الرومی شاعر الصوفیة الأکبر، ترجمة و شرح محمد عبدالسلام کفافی، بیروت: المکتبة العصریة.

17- ـــــــــــــــــ . (1998 م). رباعیات مولانا جلال الدین الرومی، ترجمة محمد عید ابراهیم، القاهرة: دار الأحمدی.

18- ـــــــــــــــــ . (2001 م). کتاب فیه ما فیه: أحادیث مولانا جلال الدین الرومی، شاعر س الأکبر، ترجمه عیسی علی العاکوب، دمشق: دار الفکر.

19- ـــــــــــــــــ . (2004 م). رباعیات مولانا جلال الدین الرومی، ترجمة عیسی علی العاکوب، دمشق: دار الفکر.

20- ـــــــــــــــــ . (2004 م). المجالس السبعة: آفاق جدیدةو رائعة فی الرمزیةالإسلامیة، ترجمة عیسی علی العاکوب، دمشق: دار الفکر.

21- السباعی، علاء الدین عبدالعزیز. (2010 م). مختارات من قصائد مولانا جلال الدین الرومی و غزلیاته، القاهرة: المرکز القومی للترجمة.

22- السباعی، محمد السباعی. (2005 م). عبدالوهاب عزام رائدا و مفکرا، القاهرة، الدار المصریة  اللبنانیة.

23- شعلان، الصاوی علی. (1966م). «مختارات من کتاب المثنوی لإمام المتصوفة جلال الدین الرومی»، منبر الإسلام، العدد 8: 63-58.

24- شیمل، آنه ماری. (2000 م). الشمس المنتصرة: دراسة آثار الشاعر الإسلامی الکبیر، جلال الدین الرومی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران.

25- ــــــــــــــ . (2006 م). الأبعاد الصوفیة فی الإسلام وتاریخ التصوف، ترجمة محمد اسماعیل السید و رضا حامد قطب، بغداد: منشورات الجمل.

26- ــــــــــــــ . (1375). شکوه شمس، ترجمه حسن لاهوتی، تهران: علمی و فرهنگی.

27- صاحب الجواهر، عبدالعزیز. (1958م). جواهر الآثار فی ترجمة مثنوی مولانا خداوندگار محمد جلال الدین البلخی الرومی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

28- طلعت، أبو فرحة. (1975م). أضواء علی الدراسات الفارسیة فی مصر، القاهرة: دار الثقافة للطباعة و النشر.

29- العاکوب، عیسی علی. (1999م). «شکوی الشکوی: تأملات فی قصیدة شکوی النای للشاعر جلال الدین الرومی فی ترجمتین حدیثین إلی العربیة»، أبحاث ندوة: العلاقات الادبیةو اللغویةالعربیة- الإیرانیة: 66-45. دمشق: اتحاد الکتاب العرب.

30- عبدالحافظ، عبدالموجود. (1946 م). «دراسات تحلیلیة: جلال الدین الرومی»، الرسالة، العدد 795: 1097-1095.

31- عبدالعزیز، سعد. (1974 م). «فلاسفة العالم: جلال الدین الرومی»، الجدید، العدد 57: 59-58.

32- العقاد، عامر. (1962 م). «صوفی شاعر و شاعر صوفی: لحظات مع صاحب المثنوی»، منبر الإسلام، العدد 1: 129-127.

33- علی حسّون، ندی. (2003 م). «أثر اللغة العربیة وآدابها فی مثنوی جلال الدین مولوی»، فصلیة العرب و إیران، العدد 7-6: 187-169.

34- علی، سعید. (1966 م). «مثنوی جلال الدین الرومی شاعر الصوفیة الأکبر»، الدراسات الادبیة، ش 30-29: 163-161.

35- غالب، مصطفی. (1982 م). جلال الدین الرومی، بیروت: موسسة عز الدین.

36- الغلایینی، هبة الله. (2007 م). «جلال الدین الرومی شاعر الصوفیة الأکبر»، المعرفة، العدد 524: 323-310.

37- الغنیمی التفتازانی، أبو الوفاء. (1979 م). مدخل إلی التصوف الإسلامی، القاهرة: دار الثقافة للنشر و التوزیع.

38- قبول، احسان، (2009 م). «حوزه­های پژوهش تطبیقی در مثنوی مولانا»، الدراسات الادبیة، العدد 69-67: 342-317.

39- قندیل، إسعاد عبدالهاوی. (1981 م). فنون الشعر الفارسی، بیروت: دار الأندلس.

40- القیم، علی. (2007 م). «جلال الدین الرومی»، المعرفة، العدد 523 :22-15.

41- کفافی، محمد عبدالسلام. (1971 م). جلال الدین الرومی: فی حیاته و شعره، بیروت: دار النهضة العربیة.

42- ----------------. (1971 م). فی الأدب المقارن: دراسات فی نظریةالأدب و الشعر القصصی، بیروت: دار النهضة العربیة.

43- مجلة الدراسات الأدبیة . (2003م). بیروت: العدد 42 و 41

44- محفوظ، حسین ­علی. (1964 م). «المولوی أکبر صوفیة الإسلام»، الأقلام، العدد 9: 78-74.

45- المحمد، ألما. (2010 م). «نار العشق فی جلال الدین الرومی»، ثقافتنا للدراسات و البحوث، العدد 23: 192-177.

46- ملحس، لطفی. (1966 م). «جلال الدین الرومی: أعظم شاعر صوفی عرفه العالم»، الوعی الإسلامی، العدد 35: 72-68.

47- مییروویش، اوا دو ویتره. (2000 م). جلال الدین الرومی و التصوف، ترجمة عیسی علی العاکوب، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

48- نبیل، عبدالعزیز عید. (1985 م). «فن الغزل و ما حرف له من تغییر و تطور من خلال شاعر الصوفیة الأکبر جلال الدین الرومی»، آداب المستنصریة، العدد 14: 160-147.

48- ـــــــــــــــــ . (1986 م). «الله و الإنسان و العقل و القلب فی دیوان شمس تبریز لشاعر الصوفیة الأکبر جلال الدین الرومی»، آداب المستنصریة، العدد 15: 303-31.

49- ـــــــــــــــــ . (1989 م). «أثر القرآن الکریم فی شعر جلال الدین الرومی من خلال الکتاب الأول من المثنوی»، آدابالمستنصریة، العدد 17: 204-181.

50- الهاشمی، سید محمد جمال. (1995 م). حکایات و عبر من المثنوی، بیروت: دار الحق.

51- الهاشمی، محمد یحیی. (1960 م). «جلال الدین الرومی من خلال خلاصة مثنوی للأستاذ بدیع الزمان فروزانفر»، الدراسات الادبیة، العدد 3: 366-359.

52- هلال، محمد غنیمی. (1965 م). «جلال الدین الرومی»، رسالة الإسلام، العدد 57: 95-89.

(24/11/2010)، 53-http:// www.goodreads.com/author/show/5625010

54- http://www.neelwafurat.com/itempage.aspx?id=lbb22251- 20791&search