بررسی چند ترقیمه ‌از نسخ غزلیات شمس

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز

چکیده

یکی از آثاری که در طولِ تاریخ  بارها استنساخ شده و نسخِ گوناگونی از آن به دست ما رسیده، غزلیات شمس اثر مولانا جلال‌الدین محمّد است. جامع‌ترین تصحیح موجود از این اثر، به حدود نیم قرن پیش برمی‌گردد که بدیع‌الزمان فروزانفر بدین کار همّت گمارده است. از میانِ نسخِ متعدّدِ غزلیات شمس ـ چه نسخه‌هایی که فروزانفر در اختیار داشته و معرفی کرده و چه نسخه‌هایی که در دسترس ایشان نبوده است ـ تا اواخر قرن نهم، 12 نسخه، ترقیمه دارد. در این تحقیق، اجزایِ مختلفِ این ترقیمه‌ها اعم از زبانِ ترقیمه، تاریخِ کتابت، نامِ کاتب و... مورد بررسی قرار گرفته است. یکی از مهم‌ترین کارهایی که در زمینة نسخه‌شناسی بایسته است، ارائة تصاویر ترقیمه‌ها به مخاطبان است؛ هرچند این مسأله در فهرست‌نگاری نسخ خطّی تا به امروز رعایت نشده است. در این پژوهش پس از بررسی دقیق اجزای مختلف ترقیمه‌ها به نکاتی دست یافتیم که پیش از این مغفول مانده بود؛ از آن میان می‌توان به ترقیمة نسخة قره‌حصار اشاره کرد که اختلاف‌هایی در خواندن تاریخ این ترقیمه وجود داشت؛ امّا به کمک شواهد درونی و بیرونی تاریخ صحیح ترقیمه استخراج شد و از این طریق قدیمی‌ترین نسخة ترقیمه‌دار، مشخص و معرفی گردید.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Study of Some Tarqimehs of Manuscripts of Shams’ Sonnets

نویسندگان [English]

  • mohammadyousef Nayeri 1
  • Elham Khalil Jahromi 2
  • Shirin Razmjoo Bakhtiari 2
1 Professor, University of Shiraz
2 PhD Candidate, University of Shiraz
چکیده [English]

Tarqimeh is one of the most important elements of manuscripts and it is indeed their ID card. Thus, its different parts should be studied exactly. One of the works copied many times in different periods and various manuscripts of it are available now is Shams’ sonnets by Molana Jalal al-Din Muhammad. The most comprehensive correction of this work dates back to almost half a century ago done by Badi’ al-Zaman Forouzanfar. Among various manuscripts of this work –the manuscripts used and introduced by Forouzanfar as well as those he did not access to- until the late ninth century, twelve manuscripts have Tarqimeh. In this research, different parts of these Tarqimehs including their language, date of writing, name of scribe etc, are explored. One of the valuable tasks in the field of manuscripts is to give readers the pictures of Tarqimehs; however, this matter has not been done in the cataloguing of manuscripts yet. After exact investigation of various parts of Tarqimehs some points were found which had been unnoticed before like: the Tarqimeh of Qareh Hisar manuscript in which there were some disputes over reading the date of this Tarqimeh and the correct date of this Tarqimeh was discovered by using textual as well as non-textual evidence and consequently the oldest manuscript with Tarqimeh was recognized and introduced.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Tarqimeh
  • manuscript
  • Shams’ sonnets
  • date of writing
  • scribe

. مقدّمه

ترقیم در لغت به معنی «آراستن خط و نقطه نهادن برای وضوح نوشته و کتابت کردن» است (لغت‌نامة دهخدا) ترقیمه واژه‌ای برساخته از بن‌مایة رقّم تازی است؛ امّا ساخت این واژه تازی نیست؛ بلکه فارسی است و مانند انبوهی از واژه‌های برساختة فارسی‌زبانان که بر پایة بن‌مایه‌های تازی، واژه‌هایی با ساختار فارسی، در تمامی روزگاران پیشین و پسین وضع کرده‌اند. بُن‌مایة این واژه ـ الرقم ـ از دیرباز در زبان تازی به معنای نشانه است و آن‌چه رقم می‌شود؛ یعنی مشخص می‌گردد. تازیان وقتی «رقمتُ الشیء» می‌گویند؛ یعنی آن‌چیز (شیء) را به نشانه‌ای ممیّزه، برای تمیز دادن آن از دیگری که مانندة آن باشد یا غیر آن، آراسته‌اند. در کتابت نیز به دلیل آنکه رقم نشانة ممیزه‌ای بوده است که حقّ تملک کاتب را مشخص می‌کرده، پذیرفتة نسخه‌نویسان و خوش‌نویسان بوده است. در زبان فارسی نیز واژه‌ی «رقم» احتمالاً در نزد کتاب‌شناسان و نسخه‌نویسان به جای «ترقیمه» استعمال داشته است؛ امّا از نیمة دوم سدة نهم که رقعه‌نویسی (قطعه‌نویسی) و مرقّع‌سازی پسندیده‌تر افتاد و نسخه‌نویسان به خوش‌نویسی روی آوردند و قطعه‌نویسی مکانت و خوشنویس قطعه‌نویس مکان اجتماعی و اداری و اقتصادی به دست آوردند، خوشنویس از «خویش» به عنوان «راقم» یاد می‌کرد و در پایان قطعة خطّ خوش خود، مثلاً می‌نوشت: «راقمه...»؛ واژة «رقم» در همان حوزة خوشنویسی و رقعه‌نویسی زبان‌گیر شد و اگرچه بعضی از شاعران و ناظمان از «نسخة بی‌رقم» یا «کتاب بی‌رقم» یاد کردند؛ امّا کم توجه بودن متأخّران و معاصران هم به جزئیات و اهمیت مضبوط در ترقیمه‌های نسخه‌های خطی دلالت بر آن دارد که واژة «رقم» بار معنایی «ترقیمه» را در قلمرو شناخت نسخه‌های خطی برنمی‌تابد (مایل هروی، 1380: 45و46).

در اصطلاح نسخه‌نویسان ترقیمه یا انجامه به متنِ‌پایانیِ نسخه‌ها اطلاق می‌شود که اطلاعاتِ مفیدی چون زمان و مکان کتابت و نام کاتب را دربردارند. «ترقیمه‌ها بواقع شناسنامه‌های نسخه‌های خطی‌اند؛ زیرا براساس آن‌ها می‌توان به نسخه‌شناسی تاریخیِ نسخ خطی پرداخت. البتّه باید توجه داشت که همة نسخه‌های خطی دارای ترقیمه نیستند، و آن تعداد از نسخ، که ترقیمه دارند، هم باید از نظرِ اصالت، ترقیمة آن‌ها مورد تدقیق قرار گیرد؛ چرا که در زمینة ترقیمه، بعضی از کاتبان تصرّف کرده‌اند، به طوری که گاه کاتبانی بوده‌اند که نسخه‌هایی را نویسانیده و به نقلِ ترقیمه‌های کاتبان که در نسخه‌های منقول عنه رقم زده‌اند، پرداخته و خود رقم نکرده‌اند،‌و نیز کم نیست نسخی که به علل سوداگری و سودجویی، کتابت آن‌ها به کاتبان و خوشنویسان مشهور نسبت داده شده است. از این رو، در نسخه‌شناسیِ نسخ خطی ـ خاصه به جهتِ تصحیح و تحقیق در آن‌ها ـ بایسته است که ترقیمه‌های نسخ از نظر اصیل بودن و مجعول بودن بررسی شود، و اگر کاتبی ترقیمة نسخة منقولٌ عنه را نقل کرده و خود دستنوشته‌اش را رقم نکرده است روشن گردد» (مایل هروی، 1369: 124).

ضرورت‌های نسخه‌شناسی اقتضا دارد که امروزه در نگارش فهرست‌های توصیفی نسخ خطی، همة عبارات انجامة کاتب بازنویسی و نقل شود و یا اصل ترقیمه به صورت عکسی در فهرست‌های مذکور عرضه شود (مایل هروی، 1380: 46)؛ امّا از آن‌جایی که هنوز فهرست‌ها اطّلاعات خام و گاه مغلوطی را عرضه می‌دارند، بهتر است حداقل برای شناسایی نسخِ مختلفِ یک اثر این فهرستِ توصیفی را به همراه عکس این ترقیمه‌ها به دست داد و به بررسی جنبه‌های گوناگون آن پرداخت.

پیش از این در مقاله‌ای با عنوانِ «لزوم تصحیح دوبارة غزلیات شمس» به ضرورت بازبینیِ تصحیح موجود از غزلیات شمس اشاره شد و دلایل متعددی برای این کار ذکر گردید. در این مقاله به نسخِ ترقیمه‌دار غزلیات شمس خواهیم پرداخت و از جنبه‌های گوناگونی چون تاریخِ کتابت، کاتب، محل کتابت و... ترقیمة این نسخ را بررسی خواهیم کرد. هم‌چنین نظر مولوی‌شناسان بزرگی چون استاد بدیع‌الزمان فروزانفر، مجتبی مینوی، شفیعی کدکنی، ویلی و توفیق سبحانی را در باب قدیم‌ترین نسخ بی‌تاریخِ غزلیات شمس بررسی خواهیم کرد.

 

2. معرفی نسخ ترقیمه‌دار

همان‌طور که در مقدّمه نیز اشاره شد، قبل از هرچیز، باید اصالتِ ترقیمه‌ها را مورد بررسی قرار داد. بنابراین در این مجال به بررسی اجمالیِ نسخِ ترقیمه‌دار غزلیات شمس خواهیم پرداخت. از میانِ‌ نسخ غزلیات شمس تا قرن دهم، تا آن‌جایی که نگارندگان اطلاع و دسترسی داشته‌اند، 12 نسخه، ترقیمه دارد. این نسخ عبارتند از:

 

فهرست توصیفی نسخ ترقیمه‌دار

ردیف

فیلم/عکس

محل نگهداری

شماره

برگ/

سطر

خط

الفبایی/ وزنی

1

دانشگاه تهران

قره‌حصار1

(قص)

4340ف

23/278

نسخ

الفبایی

2

"

حالت افندی

558ف

19/200

نسخ

وزنی، الفبایی

3

"

بلدیه استانبول

19ف

19/ 142 2

نسخ

الفبایی3

4

افیون قره حصار

گدک احمدپاشا (قح)

1605

17/202

نسخ

وزنی4

5

موزة قونیه

موزة قوینه

68و69

33/649

نسخ

وزنی، الفبایی

6

دانشگاه تهران

موزة بریتانیا

862ف

19/328

تعلیق

الفبایی

7

مجلس

مجلس

2443

25/576

نستعلیق

الفبایی

8

کتابخانه ملک

کتابخانه ملک

5042

17/212

نستعلیق

وزنی

9

دانشگاه تهران

کتابخانه ملی وین

76ف

25/778

نستعلیق

الفبایی

10

مجلس

مجلس5

2657

325

نستعلیق

الفبایی

11

مجلس

مجلس (اسرارنامه)

16291

20/113

نسخ

وزنی

12

نسخة مورَّخ 654؟

نسخ

ـ

 

3. اجزای مختلف ترقیمه

باید دانست که ترقیمه‌ها، متضمّن نکته‌هایی است که در نگاه نخست، برای شناخت نسخه‌ها کارآیی دارد. این‌که «متن» در چه مکان و در چه زمان ـ به جز مکان و زمان مؤلف متن ـ کتابت شده است، نکته‌های ارزشمندی را به دست می‌دهد. این‌که دقّت نسخه‌نویس چه اندازه بوده باشد، این‌که در حوزة کدام جریان فرهنگی‌ـ‌سیاسی به کتابت متن پرداخته است و... این همه از ترقیمة نسخه‌نویس حاصل می‌شود. هم این‌که ترقیمة نسخه‌نویس متن فارسی صرفاً عربی است یا عربی و فارسی و این‌که ترقیمة نسخه‌نویس متن عربی گاه واژه‌ها و مصراع‌های فارسی دارد، نکته‌های در خور تأمل در نسخه‌شناسی تواند بود؛ زیرا وقتی نسخه‌نویس به ابراز حق تملّک می‌رسیده، بی‌گمان با ذهنیت ویژة خود می‌اندیشیده و ترقیمه را براساس ساختارهای ذهنی و زبانی خود می‌پرداخته است (مایل هروی، 1380: 46).

بنابراین ترقیمه‌های موجود را باید از جهات گوناگون مورد بررسی قرارداد. مواردی چون زبان ترقیمه، تاریخ (شامل روز، ماه، سال)، شهر و مکان کتابت، نام کاتب، هدف کتابت (برای شخص خاص)، دعا، اسم و القاب مؤلّف کتاب.

3. 1. زبان ترقیمه

براساس بهترین تصحیح موجود از غزلیات مولوی، (یعنی تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر) دیوان مولوی، مشتمل بر غزل‌هایی به زبان فارسی، عربی و گاه ترکی و یونانی6 است؛ امّا بیش‌تر اشعار به زبان فارسی است. از میان 12 نسخة ترقیمه‌دار غزلیات شمس، ترقیمة هشت نسخه فقط به زبان عربی، سه نسخه به زبان عربی و فارسی و تنها یک نسخه به زبان فارسی است. این مسأله نشان‌دهندة رواج ترقیمه‌نویسی به زبان عربی است. می‌توان احتمال داد که عربی نویسی در ترقیمه‌ها یک سنت به حساب می‌آمده است و از آن‌جایی که قالب و چهارچوب اکثر این ترقیمه‌ها شبیه به یکدیگر است و حتّی الفاظ و دعاهای یکسانی در آن‌ها به چشم می‌خورد، وجود یک سنّت خاص در ترقیمه‌نویسی مشاهده می‌شود. در فهرست زیر می‌توان روند فارسی و عربی‌نویسیِ این ترقیمه‌ها را به اجمال از پیش چشم گذراند:

 

فهرست زبان ترقیمه

ردیف

فیلم/عکس

محل نگهداری

شماره

زبان کتابت

1

دانشگاه تهران

قره‌حصار

4340ف

عربی

2

"

حالت افندی

558ف

فارسی

3

"

بلدیه استانبول

19ف

عربی

4

افیون قره حصار

گدک احمدپاشا

1605

عربی

5

موزة قونیه

موزة قوینه

68و69

فارسی و عربی

6

دانشگاه تهران

موزة بریتانیا

862ف

عربی

7

مجلس

مجلس

2443

عربی و فارسی

8

کتابخانه ملک

کتابخانه ملک

5042

عربی

9

دانشگاه تهران

کتابخانه ملی وین

76ف

عربی

10

مجلس

مجلس7

2657

فارسی و عربی

11

مجلس

مجلس (اسرارنامه)

16291

عربی

12

مورَّخ 654؟

ـ

ـ

عربی

در ترقیمه‌هایی که از زبان عربی و فارسی در کنار هم استفاده شده است، این نکته به چشم می‌خورد که معمولاً در عنوان نمودنِ تاریخِ ترقیمه از اعداد عربی کمک می‌گرفته‌اند. مثلاًٌ در نسخة 2657 مجلس، با این‌که تمام ترقیمه به زبان فارسی است، سال کتابت به عربی نقل شده است: «تمام شد غزلیات و رباعیات حضرت مولوی بر سبیل انتخاب بر دست درویش نور الله بن درویش علی کاتب بتاریخ عاشر شهر رمضان المعظّم سنه ثلث [و] ستّین و ثمانمائه».

دعاهایی که به عناوین مختلف در ترقیمه می‌آید نیز به زبان عربی است. البتّه مسألة عربی‌دانی و عربی‌نویسی، در قرونی که این نسخه‌ها نویسانیده شده‌اند، از نشانه‌های علم و فضل به حساب می‌آمده است، بنابراین به کارگرفتن زبان عربی امری متداول و معمول بوده است. «از قرن پنجم به بعد، تفنّن در تقلید ادبای ایرانی از تازی زیادتر از اندازه و حدّ طبیعی رواج گرفت... [و تا آن‌جا پیش رفت که لغات تازی، در نثر] در قرون ششم و هفتم و هشتم تا صدی هشتاد افزایش یافت و سیاقِ عربی مآبی و داستان سجع و قافیه و عربی‌بافی در میان دبیران و بعض شاعران و مورخان، شغل شاغل گردید و مایة گرمی بازار ادب و موجب بروز فضل و هنر گردیده بود و سواد اعظم نوشته‌ها ازین دست، و نخبة مؤلّفات ازین قماش بود» (بهار، 1380، ج1، 274 و 275). همین مسأله مؤیّد این معنی خواهد بود که هراندازه، کاتبان نیز، مانند دیگر اقشارِ عالمِ‌جامعه، از زبانِ عربی بهره و استفادة بیشتری داشته باشند، عالم‌تر جلوه خواهند نمود.

«نسخه‌نویسان پیش از سدة 800 هجری کمتر به عبارت‌های کلیشه‌ای در ترقیمه‌های خویش می‌پرداخته‌اند. بی‌گمان ترقیمه‌نویسی در کانون‌های نسخه‌نویسی رسمی (دیوانی) و صنفی (تجاری) متضمّن عباراتی بوده است، از پیش ساخته و آماده که پاره‌ای از کلمه‌های آن از کاتبی به کاتب دیگر و از نسخه‌ای به نسخه‌ای دیگر دگرگون می‌شده است. امّا ترقیمه‌های نسخه‌نویسان صاحب سبک در خطّ و کتابت نشان از آن دارد که ترقیمه‌های نسخه‌های مکتوب آنان، خود به حیث نشانه و شناسة شناخت کار آنان می‌تواند تلقّی شود» (مایل هروی، 1380: 46) در بررسیِ دعاهای موجود در ترقیمه‌ها، این نکته حائز اهمیت است که کلیشه‌ای بودن عبارات دعایی و سلام و صلوات در پایان استنساخ هر اثر به صورت یک سنت در میان نسخه‌نویسان رواج داشته است. جدولِ زیر دعاهای موجود در ترقیمه‌ها را نشان می‌دهد:

 

 

 

فهرست دعاهای موجود در ترقیمه

ردیف

محل نگهداری

شماره

دعا

1

قره‌حصار

4340ف

تم... بحمد الله تعالی و حسن توفیقه/

(دعایی برای خود کاتب): محمد بن یوسف المولوی غفرالله له و لوالدیه و لجمیع المسلمین برحمتک یا ارحم الراحمین

2

حالت افندی

558ف

ـ

3

بلدیه استانبول

19ف

والحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی نبیّه محمّدٍ و آله اجمعین الطیّبین الطّاهرین و سلّم تسلیماً دایماً کثیراً

4

گدک احمدپاشا

1605

ـ8

5

موزة قوینه

68و69

بعون الهی عز شأنه

6

موزة بریتانیا

862ف

و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلوة علی سیّد العالمین محمدٍ و آله و صحبه اجمعین و سلّم تسلیماً کثیراً/

(دعایی برای خود کاتب): احمد بن ولی الشیرازی عفا الله تعالی عنه و لجمیع المؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات برحمتک یا رب

7

مجلس

2443

... روحه مرآة الغیب و... عفا الله عنک مخبره... الآخر فی النبوة و علی آله و اصحابه و عترته الطیبین الطاهرین اجمعین رب اختم بالخیر9

8

کتابخانه ملک

5042

... احسن الله... تجاوز عن سیآته...10

9

کتابخانه

ملی وین

76ف

تم الکتاب بعون الله الملک الوهاب و الحمد لله رب العالمین و الصّلوه علی نبیه محمد و آله اجمعین

10

مجلس

2657

ـ

11

مجلس (اسرارنامه)

16291

حامداً لله تعالی و مصلّیا علی نبیه محمّد و آله

12

مورّخ 654؟

ـ

قد انتهت... بیمن معونة الله المعین و عنایة اولیائه المکملین/

(دعا برای کاتب): ختم الله عواقب اموره بالحسنی بحق اسمائه‌الحسنی/

و الحمدلله رب العالمین و الصلوة علی سیّدنا محمّد و آله اجمعین الطاهرین الاکرمین الطیبین

همان‌گونه که در جدول بالا دیده شد، دعاهای موجود در ترقیمه شامل حمدِ خداوند و نعتِ رسول اکرم (ص) و خاندان مطهر اوست. هم‌چنین، در برخی نسخه‌ها هم‌چون نسخة قره‌حصار 4340، موزة بریتانیا 862 و نسخة مورّخ 654 دعایی برایِ خودِ کاتب و جمیعِ مسلمانان نیز آمده است.

3. 2. تاریخ ترقیمه

یکی از مهم‌ترین اجزای ترقیمه، تاریخ آن است. معمولاً تاریخِ ترقیمه‌ها به زبان عربی نقل می‌شده است و از ثبتِ آن به وسیلة اعداد خودداری می‌نموده‌اند. «از آن‌جا که در همة ادوار، نسخه‌ها به لحاظ اعتبار اقتصادی مورد نظر بعضی از نسخه‌نویسان، ورّاقان و نسخه‌فروشان بوده، هم‌چنان که کتابت مزوّر رونق داشته، ترقیمه‌های مزوّر نیز فراهم می‌شده است» (مایل هروی،‌1380: 46) در این میان احتمالِ جعلِ تاریخ ترقیمه‌ها بیش از اجزای دیگر آن متصوّر و معمول بوده است. هرچند قراین دیگری چون نوع خطِ کتابت، اصالت متن، نوع کاغذ و جوهر از عواملی است که در کنار ترقیمه معیارِ سنجش اعتبار یک نسخة خطی است؛ امّا بررسی تاریخ مندرج در ترقیمه نیز یکی از عواملِ مهم در شناختِ نسخه و میزان قدمت آن است.

از این رو پس از نگاهی اجمالی به تاریخ ترقیمه‌ها در جدول زیر، به بررسی هریک از نسخه‌ها به صورت جداگانه می‌پردازیم:

فهرست تاریخی

ردیف

محل نگهداری

شماره

تاریخ

1

قره‌حصار

4340ف

سبت خامس عشره شهر الله الاصم رجب سنه ثلث و سبعمائه (703)

2

حالت افندی

558ف

آخر ماه مبارک ربیع‌الاول تاریخ سال هفده و هفصد (717)

3

بلدیه استانبول

19ف

اوایل شهر رمضان المبارک سنه ثلث و عشرین و سبعمایه (723)

4

گدک احمدپاشا

1605

اوایل شهر الله رمضان المبارک بتاریخ سنه سبع و عشرین و بسعمائه (727)

5

موزة قوینه

68و69

غرّه ربیع الآخر لسنه سبعین و سبعمائه (770)

6

موزة بریتانیا

862ف

غرّه جمادی الآخر سنه اربع و سبعین و سبعمایه (774)

7

مجلس

2443

بسال هشتصد و هفده ربیع‌الاول از مه بود (817 11)

8

کتابخانه ملک

5042

غرّه جمادی الاولی 839

9

کتابخانه ملی وین

76ف

رابع محرم الحرام سنه خمس اربعین و ثمنمائه الهجریه (845)

10

مجلس

2657

بتاریخ عاشر شهر رمضان المعظم سنه ثلث ستّین و ثمانمائه (863 12)

11

مجلس (اسرارنامه)

16291

شهور سنه ست و تسعین و ستّمائه

(696)

12

مورَّخ 654؟

ـ

یوم الاربعا فی اواسط شهر جمادی‌الآخر لعام اربع و خمسین و ستمائه (654)

از میان دوازده نسخة موجود ظاهراً قدیمی‌ترین نسخه‌ها مربوط به قرن هفتم بوده است، یعنی مورد یازدهم و دوازدهم؛ امّا در ادامه اصالت این دو نسخه‌را مورد بررسی قرار خواهیم داد:

3. 2. 1. دو نسخه با ترقیمة جعلی

از میان این نسخ، نسخه‌‌ی «اسرارنامه» جعلی است و این مسأله در فهرست نسخ مجلس به صراحت بیان شده است: «کار جعالان معاصر تهرانی است. کنار بعضی از حروف را به صورت تزئینی قرمز کرده تا به گمان خود کار را قدیمی جلوه دهد. در ساخت کاغذ کهنه مخصوصاً ناشیانه عمل کرده است!» (حسینی اشکوری، 1390: ج45، 137و138) بنابراین این نسخه هرچند به ظاهر قدیم‌ترین نسخة تاریخ‌دار غزلیات شمس است، امّا از آن‌جایی که نسخه‌ای جعلی است قابل اعتنا،‌اعتماد و بررسی نیست. در زیر می‌توان تصویر این ترقیمه را دید:

 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترقیمة نسخة اسرار نامه، مجلس

 

از دیگر نسخی که ترقیمة آن جعلی تشخیص داده شده است، نسخة 654 است. احمد مجاهد طیِ مقاله‌ای نسخة قدیمی و معتبری را معرفی کرده است که در حالِ حاضر از سرنوشتِ آن بی‌اطّلاعیم. نسخه‌ای که در ترقیمة آن تاریخِ 654 بوده و سال 1385 به کتابخانة ملّی عرضه شده، به علّت قیمتِ بالای آن خریداری نشده است. البتّه مجاهد معتقد است که ترقیمه دست‌کاری شده است؛ امّا با این وجود نسخة معتبری است (مجاهد، 1385: 376ـ374). 13

مجاهد دو دلیل برای مخدوش بودنِ تاریخِ این نسخه ذکر می‌کند؛ یکی نحوة گردشِ حروفِ سه حرفِ اوّل کلمة «ستمائه» که با گردش این سه حرف در کلماتِ دیگر این نسخه فرق دارد. دوم آن‌که سه نسخه در کتابخانة دانشگاهِ تهران موجود است که تاریخِ هر سه 750ق است، کاتبِ آن نسخه با این نسخة 654 یکی است و آن «خلیل بن عبدالله المولوی» است (همان).

مخدوش بودنِ تاریخِ این نسخه را آقای آدمیت نیز تائید کرده‌اند. شفیعی کدکنی نیز هم از نظر سبک‌شناسی شعر مولانا و هم از جهتِ حجمِ زیادِ اشعار و هم داخل بودن بعضی از غزلیات دیگران در کتاب، این نسخه را اصیل ندانسته‌اند؛ امّا در هر حال این نسخه یکی از نسخِ کهنِ تاریخ‌دار غزلیاتِ مولوی است و کسانی که بعداً دست به کارِ تصحیح و تحقیق دیوان شمس می‌زنند، باید این نسخه را نیز زیر نظر داشته باشند و این نسخه ظاهراً از روی نسخه‌ای نوشته شده که به وسیلة حسام‌‌الدّین چلبی قرائت و اصلاح شده است (همان، 375).

 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ترقیمة نسخة مورخ 654 ؟

 

در پایان مجاهد مطلبی را درباره‌ی تعداد صفحات این نسخه متذکر می‌شود:

«نسخه در روز اوّل که من دیدم کامل و بی‌نقص بود و فروشندة آن هم با شرط کامل بودن و بی‌نقص بودن می‌فروخت؛ امّا بعداً در کشاکش بین رقبایِ نسخه‌باز تعداد 22 برگ (=44 صفحه) کنده شده است تا لابد در یک معاملة دیگر آن 22 ورق را به چند میلیون تومان دیگر بفروشند (همان).

از آن‌جایی که این دو نسخه جعلی تشخیص داده شد، قدیم‌ترین نسخة موجود غزلیات شمس مربوط به اوایل قرن هشتم خواهد بود و نه اواخر قرن هفتم. البتّه این نکته دربارة نسخ ترقیمه‌دارِ غزلیات مولوی است، نه دیگر نسخی که از جانبِ نسخه‌شناسان و مولوی‌شناسان بزرگ معتبر تشخیص داده شده‌اند. بنابراین در ادامه به معرفی قدیمی‌ترین نسخة ترقیمه‌دار غزلیات شمس خواهیم پرداخت:

3. 2. 2. قدیم‌ترین نسخه‌ی ترقیمه‌دار غزلیات شمس

یکی از نسخی که استاد فروزانفر در تصحیح غزلیاتِ شمس از آن بهره برده است، نسخه‌‌ای متعلق به کتابخانه گدک احمدپاشا در شهر افیون قره‌حصار به شمارة 1587 است. رمز این نسخه در دیوان مصحَّح استاد فروزانفر «قص» است. استاد فروزانفر این نسخه را این‌گونه توصیف می‌کند:

«مشتمل بر 278 ورق (556 صفحه) هر صفحه 13 سطر و از ورق 1 تا 10 فهرست غزل‌هاست که پس و پیش شده به خط روشن و جلی و در سنه‌ی 730 کتابت آن به پایان رسیده و کاتب تاریخ آن‌را بدین‌گونه قید کرده است:‌«تم المجلد الثانی من دیوان بحمدالله و حسن توفیقه فی یوم سبت خامس عشرة شهر الله الاصم رجب سنة ﻚ و سبعمائة علی ید العبد الضعیف المحتاج الی رحمة الله تعالی محمد بن یوسف المولوی غفر الله له و لوالدیه و لجمیع المسلمین برحمتک یا ارحم الراحمین. القیر شهری و مالکه سنة ثلثین و سبع مائة 730» و رقم اخیر قرینه است بر این‌که تاریخ کتابت را در سطر دوم نیز ثلثین باید خواند نه ثلاث چنانکه صورت ظاهر آنست.» (مولوی، مقدّمة فروزانفر، ج1،‌یا و یب)

نکتة مهم آن‌است که در این ترقیمه دو تاریخ به چشم می‌خورد؛ یکی تاریخِ «سنة ﻚ و سبعمائة» و دیگری تاریخی که در انتهای ترقیمه هم به عدد و هم با حروف آمده است؛ یعنی تاریخِ «سنة ثلثین و سبع مائة 730». از آن‌جایی که تاریخ اوّل کمی ناخواناست و شبیه به کلمة «یک» بدون نقطه و سرکش است (ﻚ)، هم‌چنین به قرینة تاریخ دوم، استاد فروزانفر تاریخ این نسخه را 730 دانسته‌اند.

امّا محمد عیسی ویلی، مسوؤل بخش نسخه‌های خطیِ فارسی و ترکی کتابخانة بریتانیا‌ـ لندن، در مقالة خود با عنوانِ « ترجیعاتِ مولانا و نسخه‌های دیوان مولانا» بر آن است که تاریخِ این نسخه 703 است و یقین دارد که در ترقیمه «ثلاث» آمده است نه «ثلاثین». (ویلی، 1376: 728) در زیر نگاهی به این ترقیمه می‌اندازیم:

 

 

 
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با توجه به تصویر ترقیمه ملاحظه می‌شود که شکل نوشتن مبهم است و خواننده بدرستی نمی‌تواند، تشخیص دهد که نظر فروزانفر درست است یا ویلی؟

نگارندگان سعی کردند که از دیگر عناصر موجود در ترقیمه برای حل این مسأله استفاده ‌کنند. در متن ترقیمه آمده‌است: «تم المجلّد الثانی.... فی یوم سبت خامس عشرة شهر الله الاصم رجب...» پس تا این‌جا دانستیم که در روز شنبه، 15رجب این جلد تمام شده‌است. یکی از منابعی14 که می‌تواند در صحّت اعتبار این تاریخ به ما یاری رساند، «تقویم تطبیقی هزار و پانصد سالة هجری قمری و میلادی» است. بر اساس این تقویم، در سال 703 هجری قمری، آغاز ماه رجب مصادف با شنبه 8 فوریه است (ووستنفلد، 1360: 141). بنابراین پانزدهم آن ماه (که تاریخ کتابت این نسخه است) دقیقاً معادل روز «شنبه» بوده است، یعنی «یوم سبت»، همان‌گونه که در ترقیمه نیز بدان اشاره شده است؛ امّا آغاز ماه رجب سال 730 هجری قمری، برابر جمعه 20 آوریل است، (همان، 146) بنابراین پانزدهم ماه رجب در آن سال جمعه بوده است نه شنبه.

 بنابر تمامی این شواهد، می‌توان به این نتیجه رسید که آن رقم ناخوانا در ترقیمه «ثلث» و تاریخ درست ترقیمه نیز همان 703 است؛ یعنی «ثلـث و سبعمائه». پس نظر ویلی با توجه به تصویر ترقیمه منطقی به نظر می‌رسد.

اینک نکته‌ای که هنوز مبهم باقی مانده‌است، تاریخی است که در پایان ترقیمه آمده‌است، احتمالاً تاریخی که در پایان ترقیمه آمده است (730) مربوط به مالک نسخه و تاریخ مالکیت آن است. ظاهراً «قیرشهری» نامی در سال 730 این نسخه را در مالکیت خود داشته است. (ضمناً قیر شهر نام مکانی است و در این‌جا منظور کسی است که منسوب به این شهر است.) از طرف دیگر سه سطر پایانی با فاصله‌ای از متنِ ترقیمه نوشته شده است و این نشانه نیز مدرک دیگری در تأیید گفتة ویلی است.

این نسخه با توجه به ترقیمة آن، در حال حاضر، کهن‌ترین نسخة ترقیمه‌دار موجود از غزلیات شمس است.

همان‌طور که در قسمت قدیم‌ترین نسخه بیان شد، اجزاء گوناگون تاریخ ترقیمه، اعم از روز، ماه و سال هرکدام می‌تواند بتنهایی حائز اهمیت باشد. بنابراین بقیة نسخ را از این دیدگاه مورد بررسی قرار می‌دهیم:

ردیف

محل نگهداری

شماره

روز

ماه

سال

2

حالت افندی

558ف

آخر ماه

ربیع‌الاول

هفده و هفصد

3

بلدیه استانبول

19ف

اوایل شهر

رمضان

ثلث و عشرین و سبعمایه

4

گدک احمدپاشا

1605

اوایل

رمضان

سبع و عشرین و سبعمائه

5

موزة قوینه

68و69

غرّه

ربیع‌الآخر

سبعین و سبعمائه

6

موزة بریتانیا

862ف

غرّه

جمادی‌الآخر

اربع و سبعین و سبعمایه

7

مجلس

2443

ـ

ربیع‌الاول

هشتصد و هفده

8

کتابخانة ملک

5042

غرّه

جمادی الاولی

839

9

کتابخانة ملی وین

76ف

رابع

محرم

خمس اربعین و ثمنمائه

10

مجلس

2657

عاشر

رمضان

ثلث ستّین و ثمانمائه

با نگاهی اجمالی به جدول بالا، درخواهیم یافت که در بیشتر موارد کاتبان روز دقیقِ کتابت را ذکر نکرده‌اند و تنها به بیانِ حدودِ تاریخ؛ یعنی آخر، غرّه یا اوایل اکتفا نموده‌اند؛ حتّی در دو موردی که روز «چهارم» و «دهم» (رابع و عاشر) ماهِ موردنظر را ذکر کرده‌اند، اشاره‌ای به روزها‌ی هفته ننموده‌اند. اگر روز هفته، به همراه روز و ماه و سال، ذکر می‌شد، بررسی دقیق این تاریخ‌ها و اطلاع از جعلی یا حقیقی بودن آن‌ها به وسیلة تقویم تطبیقی هزار و پانصد ساله هجری قمری و میلادی میسّر می‌گردید؛ همان‌گونه که در بررسی تاریخ نسخة قره‌حصار عنوان شد، علاوه بر این، ماه‌ها براساس تاریخ هجری قمری که در آن زمان معمول و متداول بوده، قید شده است. امّا در مورد نحوة ذکر سال‌ها توجّه به فارسی یا عربی بودن آن‌ها خالی از فایده نیست. همان‌طور که در جدول بالا می‌توان دید، تنها در دو مورد، سال کتابت به زبان فارسی قید شده است. بنابه تحقیق نجیب مایل هروی بسیاری از کتبِ قدیم فارسی که مربوط به سده‌های نخستین کتابت می‌شده‌اند، ترقیمه‌ها به زبان فارسی نوشته می‌شده است و چنین ترقیمه‌هایی را «ترقیمة پارسی» می‌نامد و نمونه‌هایی را از قرن پنجم و ششم ذکر می‌کند (مایل هروی، 1380: 47)؛ امّا در مورد ترقیمه‌های مذکور که مربوط به قرن هشتم و نهم هستند، نمی‌توان ادعا کرد که فارسی‌نویسیِ تاریخ ترقیمه دلیل بر صحّت و اعتبار آن‌ها تواند بود یا به عکس دلیلی بر عدم اعتبار این نسخ می‌باشد. بنابراین در میانِ نسخِ غزلیات شمس به توصیف این دو نمونه و اشاره به تمایز آن دو با دیگر نسخ اکتفا می‌کنیم.

از میانِ‌نسخ ترقیمه‌دار غزلیات شمس، تا اواخر قرن نهم، شش نسخه مربوط به قرن هشتم و چهار نسخه مربوط به قرن نهم است.

3. 3. کاتبان

از دیگر اجزای مهمِّ ترقیمه که باید مورد بررسی قرار گیرد، نامِ کاتبِ‌ترقیمه است. البتّه نباید این نکته را از نظر دور داشت که یافتن نام و نشانِ کاتبان کاری سهل و آسان نیست؛ زیرا ممکن است کاتب، شخصِ چندان مشهوری نباشد یا تنها یک نسخه یا نسخه‌های معدودی را کتابت کرده باشد؛ ازین رو یافتن نام و نشان و نسبِ کاتبان کارِ بسیار دشواری است.

در موردِ کاتبانِ نسخ غزلیات شمس، نکته مهم آن است که پنج تن از آنان لقب «المولوی» دارند، یعنی از سلسلة مولویّه بوده‌اند. متأسفانه نگارندگان نتوانستند، در میان مریدان مولانا، نشانی از این کاتبان بیابند. توفیق سبحانی، در ضمیمه‌ای که بر نسخة فاکسیمیلة موزة قونیه مورخ 770 نوشته‌اند، دربارة ترقیمه و چند و چون بحث مفصّلی ارائه داده‌اند؛ از جمله آن‌که «این نسخه جهت مطالعة خواجه شرف الملة و الدین ابوالمعالی امیر ساتی المولوی پسر حسام‌الدّین بن حسن کتابت شده است» (مولوی، ضمیمة توفیق سبحانی، 1386: 2/ 3) امّا دربارة نسبِ کاتب؛ یعنی حسن بن عثمان المولوی بیش از آن‌چه ما می‌دانیم، مطلبی نیاورده‌اند.15 در فهرست‌ِ زیر نگاهی اجمالی به نام کاتبان خواهیم داشت:

 

فهرست کاتبان

ردیف

محل نگهداری

شماره

کاتب

1

قره‌حصار

4340ف

محمدبن یوسف‌المولوی

2

حالت افندی

558ف

ـ

3

بلدیه استانبول

19ف

احمدبن محمد المولوی الاحدی

4

گدک احمدپاشا

1605

احمد بن محمد الکاتب معروف بابن النساج المولوی الاحدی

5

موزة قوینه

68و69

حسن بن عثمان المولوی

6

موزة بریتانیا

862ف

احمدبن ولی شیرازی

7

مجلس

2443

ـ

8

کتابخانة ملک

5042

محمود بن محمد المشتهر قلانسی

9

کتابخانة ملی وین

76ف

شیخ‌الاسلام بن‌حسین‌بن زین‌الدین

10

مجلس

2657

درویش نورالله بن درویش علی کاتب

11

مجلس (اسرارنامه)

16291

درویش علی‌بن شاه محمّد هروی

12

مورَّخ 654؟

ـ

خلیل المولوی

 

یکی از موارد قابلِ ذکر در موردِ نام کاتبان غزلیات شمس، شباهتی است که میانِ نام کاتبِ نسخة «بلدیه استانبول» و «کتابخانه گدک احمد پاشا در افیون قره‌حصار» وجود دارد. نام اوّلی در ترقیمه «احمد بن محمّد المولوی الاحدی» است و نام کاتب در نسخة دوم «احمد بن محمد الکاتب معروف بابن النساج المولوی الاحدی» است. فروزانفر این دو نفر را یکی دانسته است و در مقدّمة جلد نخست از غزلیات شمس، پس از بازنویسی کاملِ ترقیمة نسخة قره‌حصار می‌افزاید: «پس وی [احمد بن محمد الکاتب المعروف بابن النساج المولوی الاحدی] بدون هیچ شبهه همان کسی است که نسخة «خب» [یعنی بلدیة استانبول] را استنساخ کرده است...».

خیّام‌پور در مقاله‌ای با عنوانِ «نشریات ترکیه، چند کتاب خطی مهم فارسی در گوشه‌ای از آسیای صغیر»، چند نسخة خطی فارسی را که در کتابخانه‌های ترکیه نگهداری می‌شود، معرفی کرده است. از میان این نسخ آن‌چه برای ما حائز اهمیت است، نسخه‌ای است با عنوانِ «لمحة النظر» که کاتبِ آن شخصی با همین نام است، «احمد بن محمد المولوی الاحدی الکاتب» که تاریخ کتابتش نیز مربوط به قرن هشتم است. این نسخه در بوردور در کتابخانة «وقف و خلق اوی» است و تحت شمارة 1237 مقیّد می‌باشد. خیّام‌پور اطّلاعاتِ چندانی از مؤلّف این اثر ندارد و در این حد به معرفی این کتاب بسنده می‌کند که «این کتاب امثال و حکم عربی است که با ایراد حکایات تشریح و توضیح داده شده است» (خیّام‌پور، 1329: 45).

هرچند اسنتساخِ آثارِ متعدد، دلیل بر اعتبارِ کاتب و یا اثر استنساخ‌شده‌ی او نمی‌تواند باشد؛ امّا یافتنِ نام کاتبان در آثار مختلف و بررسی آن‌ها می‌تواند نکاتی را در اختیارِ مصحّحان قرار دهد. تقریباً می‌توان اطمینان حاصل کرد که هرسه‌ این کاتبان یک نفر هستند که نسخِ متعددی را استنساخ کرده است. هرچند در نسخة قره‌حصار عبارتِ «المعروف بابن النساج» ممکن است این شبهه را ایجاد کند که کاتبِ این نسخه با دو نسخة دیگر متفاوت است؛ امّا ظن غالب، چنان‌که فروزانفر و ویلی نیز بدان معتقدند، این است که این دو نسخه را یک نفر کتابت کرده است.

3. 4. معرفّی مؤلّف و اثر

از دیگر اطلاعاتی که ترقیمه‌ها به دست می‌دهند، نام و نشانِ اثرِ کتابت شده و مؤلّف آن است. در این میان گاه برخی کاتبان برای نشان دادن ارادت خود به مؤلّف صفاتی در وصف و تعریف از آن نیز ذکر می‌کنند. صفاتی که برای دیوان کبیر مولانا در ترقیمه‌ها آمده است، بدین قرار است: «دیوان معنوی اسرار رموز جانی، دیوان مقدّس، الاسرار القدسیه و الانوار القدوسیه». صفاتی برای مؤلّف این اثر؛ یعنی مولانا جلال‌الدّین محمد نیز آورده شده است، صفاتی چون: «المولی العالم مّلک المحققین مفخر العارفین، جلال الملة و الدّین الرّومی علیه الرّحمة؛ حضرت مولوی، سلطان الاولیا، ترجمان الانبیا و... ». در جدول زیر می‌توان این صفات را به تفکیک نسخه‌های ترقیمه‌دار مشاهده نمود:

 

صفات مولف و اثر

ردیف

اصل

شماره

صفات مؤلف و اثرش

2

حالت افندی

558ف

دیوان معنوی اسرار رموز جانی

4

گدک احمدپاشا

1605

کتب هذه الغزلیات الغرّا من انشآء سلطان الاولیا ترجمان للأنبیا مولانا جلال‌الحقّ و الملّه و الله اسبغ الله ظلّه علی کافه العاشقین

5

موزة قوینه

68و69

دیوان مقّدس

6

موزة بریتانیا

86ف

الدیوان المولی العالم مّلک المحققین مفخر العارفین، جلال الملة و الدّین الرّومی علیه الرّحمة

10

مجلس

2657

حضرت مولوی

12

مورَّخ 654؟

ـ

قد انتهت کتابة هذه الاسرار القدسیة و الانوار القدوسیة من الغزلیات

4. نتیجه‌

بررسی ترقیمة نسخه‌های خطّی اطلاعاتِ‌بسیار ارزشمندی را در اختیارِ محقّقان قرار می‌دهد. در حال حاضر، در شیوة مرسوم فهرست‌نگاری، تنها اطّلاعاتِ معدود و گاه ناقص و مغلوطی در اختیارِ پژوهشگران قرار می‌گیرد و هیچ‌گونه تصویری از ترقیمه در فهرست ارائه نمی‌شود؛ هرچند همان فهرست‌ها نیز حاصلِ تلاشِ بی‌وقفة فهرست‌نگارانِ بسیاری است و عمرِ بسیار می‌طلبد. بنابراین می‌بایست مصحّحان و محقّقان در حوزه‌های گوناگون، کارِ فهرست‌نگاران را تکمیل نمایند. هر مصحّحی با توجه به نسخی که در اختیار دارد، می‌تواند با به دست دادن تصاویرِ ترقیمه‌ها به توصیفِ آن‌ها همّت گمارد و بدین وسیله نکاتِ مختلفی را در اختیارِ همگان قرار دهد. چه بسا، کاتبانِ مشترکِ نسخه‌های مختلف، اهدافِ مشترک کاتبان، تاریخ‌کتابت و نکاتِ گوناگونی که در ترقیمه‌ها ذکر می‌شود، ابهاماتی را که در پریشانیِ ترقیمه‌ها موجود است، برطرف کند. نسخه‌های خطی میراثِ گرانبهایِ ادب و فرهنگِ یک سرزمین است. این نسخه‌ها به مرور زمان و در اثر حوادث طبیعی و گاه سود‌جویی‌ها دست‌خوشِ تغییراتِ بسیار شده‌اند؛ بنابراین اگر اطّلاعاتِ موجود در آن‌ها، به صورتِ جداگانه، در مجموعه‌های بزرگ گردِ هم آیند، می‌توانند بسیاری از این ابهامات را برطرف کنند. چه بسا اگر چندینِ اثرِ نویسانده شده از یک کاتب، در کنارِ یکدیگر قرار گیرند، اطمینان دربارة تاریخِ کتابتِ این آثار بیش‌تر شود و امکانِ دست‌کاریِ سودجویان از بین برود. این مزیّت می‌تواند دربارة تمامیِ اجزایِ موجود در ترقیمه‌ها صدق کند و کار را برای پژوهشگران تسهیل نماید.

 

پی‌نوشت‌ها

1- در فهرست نسخه‌های عکسی کتابخانة مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، نسخه‌ای به شماره 416 معرفی شده است. مشخصاتی که در این فهرست آمده است بدین قرار است: «نسخ کهن، بی‌تاریخ، آغاز و انجام افتاده ـ آغاز: من اگر مستم اگر هشیارم/ تو را خواهم، دگر یاری نخواهم. (منزوی، 1388: 129). این نسخه دقیقاً همان نسخة قره‌حصار است، البته با افتادگیِ بسیار در میانِ نسخه و هم‌چنین افتادگی ترقیمة آن. نسخه‌نویس محترم متوجه این مسأله نشده‌اند که دو مصراع این بیتی را که به عنوان بیتِ اول نسخه آورده‌اند، از نظر وزنی هم‌خوانی ندارند، چرا که این دو مصرع هر‌کدام مصراعِ اول غزل‌هایی متفاوت هستند و در حقیقت این صفحات اولیه فهرست غزل‌هاست و نه آغاز آن‌ها.

2ـ در برگ اول نسخه به خط استاد مینوی نوشته شده است: 300 برگ. استاد فروزانفر تعداد برگ‌های این نسخه را 356 برگ می‌داند. امّا متأسفانه فقط 199 برگ از این فیلم در دانشگاه تهران موجود است. البته غزلیات در برگ 142 سمت چپ به پایان می‌رسد و مابقی آن مربوط به رباعیات است.

3ـ از حدود برگ 12، از نظر الفبایی مشوّش است و به نظر می‌رسد، جاهایی براساس بحر و وزن تنظیم شده است.

4ـ اطّلاعات مربوط به این نسخه، از مقدّمه استاد فروزانفر بر جلد اول کلیات شمس نقل شده است؛ زیرا متأسفانه، علی‌رغمِ تلاشِ نگارندگان امکان دسترسی به میکروفیلمِ این نسخه که در اختیار استاد فروزانفر قرارداشته است، نبود. بنابراین، اطّلاعات عمومی مربوط به نسخه از مقدّمة جلد اوّل غزلیات شمس مصحّح استاد فروزانفر نقل می‌شود. خوشبختانه در مقدّمة جلد هفتم، ترقیمة این نسخه به شکل عکسی آمده است، بنابراین برای بررسی اطلاعات ترقیمه، مستقیماً از این عکس کمک گرفته شده است.

5ـ این نسخه مشتمل بر شش دفتر مثنوی در متن و غزلیات و رباعیات مولانا در حاشیه است.

6ـ البته در انتساب غزل‌های ترکی و یونانی به مولانا تردید وجود دارد و طی یک تصحیح انتقادی باید در صحّتِ انتسابِ این دسته از غزل‌ها تأمل کرد.

7ـ این نسخه مشتمل بر شش دفتر مثنوی در متن و غزلیات و رباعیات مولانا در حاشیه است.

8ـ در این نسخه، جملاتِ دعایی و صفاتِ مؤلّف کتاب به جای ترقیمه در اوّل کتاب آمده است. هرچند در جلد هفتم از غزلیات مرحوم فروزانفر، ورق اوّل و آخر باشتباه و به جای یکدیگر عنوان‌گذاری شده‌اند. (مولوی، مقدّمة فروزانفر، 1363: ج7، کب و کج).

9ـ قسمت‌هایی از این ترقیمه از بین رفته است. جاهایی که... گذاشته‌ایم، همان قسمت‌های از بین‌رفتة این ترقیمه است.

10ـ قسمت‌هایی از این ترقیمه از بین رفته است و قابل خواندن نیست.

11ـ البته در پایان این نسخه، دیباچه‌ای به نثر نگاشته شده است که تاریخ نوشتنِ این دیباچه ربیع الاول سال 817 نوشته شده است. هرچند بعید به نظر نمی‌رسد که این دیباچه پس از پایان کتابت دیوان نوشته شده باشد.

12ـ در برگ 240 از این نسخه، غزلیات و رباعیات مولوی در حاشیه به پایان رسیده است و ترقیمه در حاشیة این صفحه آمده است.

13- «کتاب یاد شده در دستِ یک جوان مسئله‌دار ساکن در یکی از شهرک‌های جنوبی تهران بود و به همان علّت کتاب را نه از خانه‌اش بیرون می‌آورد و نه کسی را به خانه‌اش راه می‌داد. نگارنده از طریقِ یک پزشک ـ که از خویشاوندانِ آن جوان بود ـ با او مرتبط شدم و جهتِ رؤیت و خرید کتاب دو نوبت به منزل او رفتم و او هم چند نوبت به منزل من آمد، امّا چون قیمت کتاب از توانِ مالی من بالاتر بود نتوانستم بخرم. کتاب چند سال پیش به بهای 8 میلیون تومان به مرحوم خُرُمی فروخته شد، و او هم بعد از چندی به مبلغ 14میلیون تومان به نفر بعدی فروخت و او هم پس از چند سال به مبلغ 5/17 یا 5/19 میلیون تومان به نفر دیگر فروخت و سرانجام جهتِ فروش به کتابخانه‌ی ملّی عرضه شد که به دلیل قیمتِ سرسامِ آور پیشنهادی خریداری نشد. این بود سرنوشت این نسخه به اجمال.» (همان،374)

14ـ رهنمای ما به این کتاب، برای حل این مسأله، اکبر نحوی، دانشیار محترم بخش زبان و ادبیات فارسی، بودندکه از ایشان سپاسگزاریم.

15ـ برای اطلاع بیش‌تر از چند و چون این نسخه رجوع کنید به ضمیمة توفیق سبحانی بر نسخه‌برگردان، نسخة قونیه مورخ 770، جلد دوم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

1ـ بهار، محمّدتقی .(1380). سبک‌شناسی (تاریخ تطور نثر فارسی). 3جلد، امیرکبیر.

2ـ خیّام‌پور، عبدالرسول .(1329). «نشریات ترکیه، چند کتاب خطی مهم فارسی در گوشه‌ای از آسیای صغیر». نوشتة شرف الدین یالتقایا،م، ترجمه و اقتباس خیّا‌م‌پور، تبریز: دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز، شماره 19 و 20، ص 48-41.

3ـ دهخدا، علی‌اکبر .(1373). لغت نامه. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

4ـ مایل هروی، نجیب .(1369). نقد و تصحیح متون (مراحل نسخه‌شناسی و شیوه‌های تصحیح نسخه‌های خطی فارسی). مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی.

5- ------------ .(1380). «فرهنگ تاریخی اصطلاحات نسخه‌شناسی (ترقیمة فارسی)». نامة بهارستان، سال دوم، شمارة اوّل، دفتر3، ص50ـ45.

6- حسینی اشکوری، سیدصادق و یوسف بیگ‌باباپور .(1390). ف‍ه‍رس‍ت ن‍س‍خ‍ه‌ه‍ای ‌خ‍طی ‌ک‍ت‍اب‍خ‍ان‍ه ‌م‍ج‍ل‍س ‌ش‍ورای‌ اس‍لامی‌، جلد45. زیر ن‍ظر ع‍ب‍دال‍ح‍سین‌ح‍ائ‍ری‌، ق‍م‌: ح‍وزه‌ع‍ل‍میه‌ق‍م‌، دف‍ت‍ر ت‍ب‍لیغ‍ات‌اس‍لامی.

7ـ مجاهد، احمد .(1384 و 1385). «کلیات غزلیات شمس تبریزی (مورَّخ 654؟ق)». نامة بهارستان،‌سال ششم، شمارة اوّل‌ـ‌دوم، دفتر11، ص 376ـ374.

8ـ مولوی، جلال‌الدین محمد بن محمد .(1386). دیوان (نسخه‌برگردان) 2جلد. به اهتمام توفیق هـ سبحانی، تهران: مؤسسة پژوهشی حکمت و فلسفة ایران.

9- ----------------- .(1363). کلیّات شمس یا دیوان کبیر (10جلد). با تصحیحات و حواشی بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: امیرکبیر.

10ـ ووستنفلد، فردینالد و ادوارد ماهلر .(1360). تقویم تطبیقی هزار و پانصد ساله هجری قمری و میلادی. مقدّمه و تجدید نظر حکیم‌الدین قریشی، تهران: فرهنگسرای نیاوران.

11ـ ویلی، محمّد عیسی .(1376). «ترجیعات مولانا و نسخه‌های دیوان مولانا»، ایرج افشار و هانس روبرت رویمر، سخنواره (پنجاه و پنج گفتار پژوهشی به یاد پرویز ناتل خانلری)، تهران: توس، 754ـ709.