انواع ادبی در حماسه های ملّی ایران

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

حماسه های ملی ایران و در راس آن ها شاهنامه، سرگذشت پر فراز و نشیب ایران است در اندیشه ایرانی،آن گونه که بوده است یا آن گونه که ایرانی می پنداشته که بوده است یا می‌خواسته که بوده باشد. چنین آثار سترگی بایسته است که از هر دیدگاه و جنبه ای مورد بررسی قرار بگیرند. یکی از این جنبه ها، بررسی محتوایی این آثار از منظر انواع ادبی(Literary Genres ) یا به قول قدما اغراض شعری است. حماسه اگر چه خود یک نوع مستقل است؛ اما به سبب گستردگی موضوعات آن، در درون خود انواع متفاوتِ دیگری نیز نهفته دارد. با بررسی و مطالعه دقیق ده اثر حماسی ملی ایران ( شاهنامه، گرشاسپ نامه، برزونامه، فرامرزنامه، بانوگشسپ نامه، شهریارنامه، بهمن نامه، کوش‌نامه،کک کوهزاد و جهانگیرنامه)، در مجموع چهل و شش نوع ادبی در درون آن ها یافت شد که حاصل کار، آمار دقیق هر یک از انواع ادبی در هر یک از این منظومه‌ها و نیز بررسی تداخل هر یک از آن انواع، در یک دیگر است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Literary Genres in the Iranian national Epics

نویسندگان [English]

  • Mohammadreza Sarfi 1
  • Mahmoud Modabri 1
  • Mohammad sadegh Basiri 2
  • Hossein mirza Niknam 3
1 Associate professor of Persian language and literature, University
2 Assistant professor of Persian language and literature, University
3 Ph.D student of Persian language and literature, University
چکیده [English]

 Iranian national epics – especially Shahnameh- are up and down of Iran history in Iranian attitudes in the way they do exist; or else, in the way Iranians want or suppose them to be. Such masterpieces could be studied from different perspectives. One of these perspectives is contextual study of these works on the basis of  literary genres. Although epic is independent, because of its broad subjects, there could be some other genres in it. Through an exact study of ten national epics of Iran (Shahnameh, Garshaspnameh, Borzoonameh, Faramarznameh, Banoogoshaspnameh, Shahreyarnameh, Bahmannameh, kooshnameh, kok e koohzad and Jahangirnameh), there seems to be up to 46 genres overlapping with each other.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Iranian national epics
  • Literary genres
  • Common genres

 1- مقدمه

زبان ابزاری است برای ارتباط افراد، بیان تصورات و انتقال افکارِ اندیشة بشری. (بروشه،1:1377) چنین ابزاری بی گمان کارکردهای گوناگونی نیز خواهد داشت. یکی از این کارکردها، «ارتباط ادبی و رساندن پیام ادبی است»(برومند 9:1373)؛ اما تعریف ساده و روشنی از ادبیات، با این همه سخن فراوان از آن،کار ساده‌ای نیست.

ادب در آغاز دورة اسلامی« فرهنگی بوده است، مقابل فرهنگ دینی که مجموعاً علم خوانده می شده» (زرین کوب،36:1379)؛ این معنی گستردة ادب در آغاز بوده که سبب شده آن را « شناخت اموری بدانند که آدمی را از خطا مصون می دارد» (جرجانی،27:1374). بدیهی است که چنین معنای وسیعی از ادب، کار دسته بندی آن را مشکل یا غیر ممکن می سازد؛ اما اگر بپذیریم که ادب مجموعة تلمبار شدة آثار نیست (فرای،30:1377)، کلامی نیست که تنها حاصل یک خیال پردازی مجرّد و فردی و ناشی از اندیشه‌ای به هیجان آمده باشد؛ بلکه در حقیقت، تبلور ویژگی های نژادی و تجلی احوال محیط و زبان است»(زرین کوب،462:1382؛ به نقل از هیپولیت تن)؛ اثری است که در آن « ذهنیت به شکل عینیت» در آمده( سارتر،بی تا:57)؛ کلماتی است، دست بالا و متعالی که با کلام کوچه و بازار تفاوت دارد. چنین آثاری نیز به سبب انسان شمولی خود، طیف وسیعی از آثار را در بر می‌گیرند و این امر دسته بندی آن ها را ضروری می سازد. دسته‌بندی آثار ادبی یا انواع ادبی.

انواع ادبی (Literary Kinds )یکی از شعبه های مباحث نظریة ادبی (Theory of Literature) (شمیسا، 19:1383) و کار آن طبقه بندی آثار ادبی بر اساس نوع (Genre) آن آثار (شمیسا،360:1380 )است؛ این طبقه بندی هم ناظر به صورت است و ظاهر، و هم معنا و محتوا.

نخستین کسی که در بارة انواع ادبی و طبقه بندی آن ها تحقیق دقیقی کرده است ارسطو(384-322 ق م) است در کتاب «فن شعر»(زرین کوب،69:1382). او نخستین کسی بود که به طور علمی به این امر پرداخت. او در کتاب فن شعر خود نوع های ادبی را بر اساس آن چه از آثار پیش از خود در دست داشت به دو دستة: حماسی و نمایشی تقسیم کرد که نوع نمایشی خود دارای دو گونة تراژدی و کمدی است.

پیروان بعدی ارسطو نوع سومی؛ یعنی نوع غنایی را نیز به آن افزودند. گوته در تعلیقات دیوان شرقی- غربی خود می گوید:« شعر بیش از سه نوع نیست: آن که با وضوح و روشنی داستان را بیان می کند، آن که از شور و هیجان منبع می گیرد و آن که کار فردی و شخصی را تجسم می دهد و این ها عبارتند از حماسی، غنایی و درام(همان:70).

طبقه بندی آثار ادبی در ایران اگر چه بیش تر ناظر به صورت آن بوده که آن هم ضروری است؛ اما به معنی و مفهوم نیز توجه شده است و از آن با عنوان «اغراض شعری» یاد کرده‌اند؛ این اغراض در ادب فارسی، بسیار متنوع و گونه گون اند که استادان معاصر در کتاب های مربوط، به طور مبسوط به آن ها پرداخته اند. 1

از میان انواع اصلی ادبی، حماسه به سبب گستردگی و وسعت معنا و ظاهر، در درون خود انواع متفاوت دیگری را در بر دارد که تاکنون به طور مستقل، مورد بررسی قرار نگرفته است. آن چه در این مقاله آمده، یافته های آماری مربوط به انواع ادبی در حماسه های ملی ایران است که مدخلی است، برای تحقیقات بیشتر در این باره.

2- حماسه

حماسه (Epic) در لغت  به معنی دلیری و سختی در کار است(جُرّ،1382: 861)و در اصطلاح، شعر بلند روایی است، در بارة رفتار و کردار پهلوانان و رویدادهای قهرمانی و افتخار آمیز در جهان باستانی یک ملت (مختاری،21:1368) که می تواند اعمال قهرمانی یک فرد یا یک ملت باشد(صفا،4:1379). در حماسه است که ما می توانیم تصویر ایجاد تمدن یک ملت را مشاهده کنیم(شفیعی کدکنی،100:1352)؛ این وسعت و عظمت موضوعات درون حماسه است که وجود انواع گونه گون ادبی را در آن ناگزیر می سازد.  

برای حماسه های ایرانی انواعی برشمرده‌اند: از نظر منشاء، حماسه های ایرانی به دو دستة حماسه‌های طبیعی و حماسه های مصنوعی تقسیم می شوند(صفا،25:1379). حماسه‌های طبیعی یا ملی، حماسه هایی هستند که مؤلّف مشخصی ندارند و تمام یک ملت در تمام نسل ها آن ها را ساخته و گرد آورده اند (شفیعی،108:1352) تا این که در برهه‌ای از زمان و با پیدایش جمیع شرایط اجتماعی و سیاسی و فردی، شاعری به نظم آن همت می گمارد. در طبقه بندی موضوعی نیز حماسه های ایرانی به چهار دستة: اساطیری و پهلوانی، تاریخی، دینی و عرفانی تقسیم شده اند.

حماسه های ملّی ایران عبارتند از: شاهنامة حکیم فردوسی(ق4واوایل5)،گرشاسپ نامة علی بن احمد اسدی طوسی (ق5)، برزونامة خواجه عمید عطاء بن یعقوب معروف به عطایی رازی (ق5)، فرامرزنامه از شاعری نامعلوم (ق 5)، بانو گشسپ نامه از شاعری ناشناس (ق 5)، شهریارنامة سراج الدّین عثمان بن محمّد مختاری غزنوی(ق6)، بهمن نامة ایرانشاه بن ابی الخیر (ق5 و6)، کوش نامة ایرانشاه بن ابی‌الخیر (ق5 و6)، کک کوهزاد از سراینده‌ای ناشناس(ق6) و جهانگیرنامة قاسم مادح (ق 6 یا 7).

3- انواع ادبی در حماسه های ملی ایران

1-3-گفتگو

بخش عمده ای از منظومه های حماسی را گفتگوی مستقیمِ بین افراد داستان تشکیل می دهد(32/28% تا 65/56%) اگر نامه ها، حدیث نفس و تک گویی های درونی را نیز به آن بیفزاییم، آن گاه گزافه نخواهد بود، اگر منظومه های حماسی را مجموعه ای به هم پیوسته از گفتار بدانیم؛ عرصه‌ای برای جولان ِسخن ِقهرمانان. گفتگوها در حماسه اگر چه غالباً سبک و سیاقی یکسان دارد و کمتر تفاوت افراد، در نوع سخنشان تفاوت ایجاد می‌کند(مثلاً شاه یا جهان پهلوان تقریباً همان ونه سخن می‌گوید که سربازی ساده) اما تناسبِ تفاوتِ محتوای گفتار با تفاوت مخاطب، بسیار قابل توجه و بررسی است. این تفاوت در سخن گفتن بالادست با فرودست، فرودست با بالادست و نیز سخن هم­پایگان کاملا مشهود و قابل تأمل است. گفتگوها گاه نیز بیان دل­مشغولی­های شاعرند که او، آن­ها را از زبان قهرمانان یا افراد داستان خویش بازمی­گوید که این امر، موضوعی درخور  بررسی و کاوش است و مجالی دیگر می­طلبد.

گفتگو در حماسه های ملّی را می توان به گونه های زیر بخش نمود: گفتگوی یک سویه شامل: یک نفر به یک نفر، یک نفر به یک گروه، گروه به یک نفر و گروه به گروه؛ گفتگوی چند صدایی شامل: یک نفر و یک نفر، یک نفر و گروه، گروه به هم دیگر با گوینده های نامشخص، و چند نفر با یک دیگر. نسبت بیت های گفتگو به بیت های کل، هر یک از آن آثار بدین ترتیب است: شاهنامه:(98/44%)،گرشاسپ نامه: (5/31%)،برزونامه: (65/56%)، فرامرزنامه:( 51/45%)، بانوگشسپ نامه:( 53/36%)، شهریارنامه: (32/28%)، بهمن نامه: (‌96/40%)، کوش نامه:( 25/39%)، کک کوهزاد:( 15/49%)، و جهانگیرنامه: (38/42%).

 نوع گفتگو به صورت مشترک با این انواع آمده است( منظور از به صورت مشترک آن است که برخی بیت‌ها ، در عین حال که نوع مورد بحث هستند، در نوع های زیر نیز قرار می گیرند):

شاهنامه: وصف، فریب، مدح، تغزّل، عتاب، پیغام، اسطوره، رؤیا، اعتذار، ستاره شمری، معمّا، مناظره، هجو، پند، گله، رمانس، وقایع گویی، طعنه، مفاخره، تقاضا، امثال وحکم، افسانه، طردیات، فال، فلسفی، بث شکوی، نیایش، مذهبی، مرثیه، حسب حال، داستان نمادین و تمثیلی،سوگند، طنز.

گرشاسپ نامه: وصف، افسانه، فریب، اسطوره، وقایع گویی، مفاخره، رؤیا، سوگند، عتاب، طعنه، هجو، پند، ستاره شمری، پیغام، تقاضا، اعتذار، طنز، مدح، امثال و حکم، تعلیمی، فریب، فلسفی.

برزونامه: وصف، مدح، مفاخره، وقایع گویی، پند، عتاب، هجو، اسطوره، نیایش، امثال و حکم، پیغام، تک گویی درونی، حدیث نفس، سوگند، فریب، فلسفی.

فرامرزنامه: اسطوره، افسانه، تعلیمی، مناظره، عتاب، اعتذار، مدح، وصف، مفاخره، هجو، مذهبی، پند، پیغام، ستاره شمری.

بانوگشسپ نامه: رمانس، وصف، افسانه، اسطوره، پند، فریب، گله، مفاخره، مدح، اعتذار، پیغام، داستان نمادین و تمثیلی، سوگند، عتاب.

شهریارنامه: اسطوره، مدح، هجو، مفاخره، وقایع گویی، پیغام، امثال و حکم.

بهمن نامه: پیغام، فریب، افسانه – اسطوره، ستاره شمری، وقایع گویی، داستان نمادین و تمثیلی، وصف، عتاب، هجو، مدح، اعتذار، مفاخره، رؤیا، گله، نیایش، امثال و حکم، پند، تغزل، تقاضا، حدیث نفس، سوگند، طنز، فال.

کوش نامه: فریب، اسطوره، مدح، هجو، افسانه، پند، رؤیا، گله، تعلیمی، ستاره شمری، وقایع گویی، بث شکوی، تقاضا، وصف، سوگند، پیغام، طعنه، عتاب، تک گویی درونی، مفاخره، نیایش، مذهبی، مرثیه، اعتذار، امثال و حکم،  داستان نمادین و تمثیلی، فال.

کک کوهزاد: رؤیا، اعتذار، مدح، مفاخره، وصف، نیایش، هجو، حسب حال، سوگند، عتاب.

جهانگیرنامه: اسطوره، مدح، وصف، افسانه، فریب، رؤیا، پیغام، اعتذار، مفاخره، پند، وقایع گویی، نیایش، هجو، مذهبی، امثال و حکم، تغزل، تقاضا، ستاره شمری، سوگند، طعنه، عتاب، فریب.

2-3- وصف

وصف را می توان تعریف یک ویژگی برجسته از فرد یا شیء دانست (هوارد،105:1384)، وصف «نقاشی و تابلوسازی» است (مؤتمن،106:1364) به یاری واژگان. وصف از موضوعات و اغراض مهم شعری است. بخشی از این اهمیت به سبب آن است که وصف « با روح و طبع و ذوق و ابتکار شخصی شاعر ارتباط دارد(مؤتمن،107:1364) یعنی خواننده یا شنونده از چگونگی بیان توصیف یک پدیده می‌تواند، علایق و دل مشغولی شاعر را دریابد. وصف­ها در حماسه­ها غالباً زنده و شفاف‌اند؛ و این شاید از ضروریات یک اثر حماسی باشد. آن­چه یک اثر حماسی را در نگاه نخست از یک اثر غنایی متمایز می‌سازد، تمایز و تفاوت آن­ها در وصف است. این امر در آثاری که بار حماسی قوی­تری دارند(مانند شاهنامه) نسبت به آثاری که بار حماسی آن‌ها تحت‌الشعاع تصویرآفرینی غنایی قرار گرفته(مانند گرشاسپ­نامه) کاملاً مشهود است.

وصف های حماسه به طور عمده شامل: وصفِ سپاه، نبرد، افراد، موجودات، مکان ها، خواسته ها و سوگواری است. علاوه بر این موارد، توصیفات معدود و محدود از دیگر پدیده‌ها نیز دیده می شود. گاهی نیز وصفی در میانه وصفی دیگر آمده است، مثلا در میانه وصف نبرد، پهلوانی نیز وصف شده است. نسبت بیت های «وصف» به بیت های کل، در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه: (32/10%)، گرشاسپ نامه: (31/23%)، برزونامه:( 37/8%)، فرامرزنامه:( 73/13%)، بانوگشسپ نامه:( 25%)، شهریارنامه: (83/17%)، بهمن نامه:( 73/9%)، کوش نامه:( 42/7%)، کک کوهزاد:( 45/8%)، و جهاگیرنامه:( 37/12%).

نوع وصف به صورت مشترک با این نوع ها آمده است: 

شاهنامه: اسطوره، گفتگو، مذهبی، فلسفی، نامه، ساختمان و ایوان، وصف، افسانه، تغزل، وقایع نویسی، فریب، پیغام، طردیات، رمانس، تک نگاری، هجو، امثال وحکم، تک گویی درونی، حدیث نفس، ستاره شمری، سوگند، طعنه، طنز، عتاب، مرثیه، مفاخره، نیایش.

گرشاسپ نامه: وصف، گفتگو، افسانه، اسطوره، فصول و ماه‌ها، ساختمان و ایوان، نامه،

فال، امثال و حکم، پند، تک گویی درونی، طعنه، طنز، عتاب، مفاخره.

برزونامه: گفتگو، مدح.

فرامرزنامه: اسطوره، گفتگو، ساختمان وایوان، افسانه، وقایع نویسی، نامه، مدح.

بانوگشسپ نامه: طردیات، رمانس، گفتگو، فریب، عتاب، مفاخره، نیایش.

شهریارنامه: نامه، اسطوره.

بهمن نامه: گفتگو، افسانه، اسطوره، وقایع نویسی، فریب، عتاب.

کوش نامه: مدح، گفتگو، فصول و ماه ها، فریب، وقایع نویسی، اسطوره، ساختمان و

ایوان، طعنه.

کک کوهزاد: گفتگو، رؤیا.

جهانگیرنامه: اسطوره، گفتگو، پیغام، فریب، هجو، افسانه، حدیث نفس.

3-3- نامه

 نامه در حماسه های ملی جایگاهِ درخور و کارکرد مهمی دارد. بین( 80/0% تا 14/7%)  بیت های آثار حماسی را نامه ها تشکیل می دهد؛ اگر «پیغام» ها راکه در حقیقت نامه هایی نانوشته هستند، به این آمار بیفزاییم، اهمیت این نوع در پیشبرد داستان حماسی، بیشتر و بهتر آشکار می شود. کثرت و تنّوع نامه­ها در متون حماسی، از دیدگاه جامعه‌شناسی بسیار قابل توجه است؛ به عنوان مثال در هیچ یک از آثار حماسی، هرگز سخنی از احتمال نرسیدن نامه به مقصد نیست که می­تواند نشان از سازماندهی منظم انتقال نامه در نزد ایرانیان است.

عمدة نامه‌های حماسه ها بدین قرار است: فتح نامه، منشور، گزارش، درخواست، فرمان، تهدید، تهنیت، انواع پیمان ها و نامه های چند نوعی(ترکیبی)؛ علاوه بر اینها، نامه‌های دیگری در نوع، متعدد و در تعداد، محدود نیز در حماسه ها دیده می شود( در آمار محاسبه شده اند).

 نامه ها غالباً، دارای این ساختار هستند (بویژه نامه هایی که افراد مثبت می نویسند): نیایش آغازین، مدح، بیان موضوع اصلی، مدح پایانی و گاه دعا. نسبت بیت های «نامه» به بیت‌های کل، در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 89/5%)، گرشاسپ نامه:( 72/3%)، برزونامه:( 80/0%)، فرامرزنامه:( 33/8%)، بانوگشسپ نامه:(84/1%)، شهریارنامه: (10/8%)، بهمن نامه:( 68/6%)، کوش نامه:( 14/7%)، و جهانگیرنامه: (14/1%).

نوع «نامه» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: اسطوره، مفاخره، عتاب، گفتگو، وصف، فریب، وقایع نویسی، افسانه، پند، رمانس، فال، معما، مذهبی، نیایش، هجو، امثال و حکم، تغزل، تقاضا، رؤیا، طعنه، فلسفی، گله، مدح.

گرشاسپ نامه: اسطوره، نیایش، وقایع نویسی، وصف، امثال و حکم، پند، تقاضا، مدح، مفاخره.

برزونامه: نیایش، مدح، مفاخره.

فرامرزنامه:اسطوره، نیایش، وقایع نویسی، وصف، پند، تقاضا، مفاخره.

بانوگشسپ نامه: نیایش، مدح، مفاخره.

شهریارنامه: اسطوره، گفتگو، وصف، مدح، مفاخره.

بهمن نامه: پند، فریب، اسطوره، اعتذار، افسانه، نیایش، وقایع نویسی، هجو، امثال و حکم، تعلیمی، تغزل، تقاضا، عتاب، مدح، مفاخره.

کوش نامه: وقایع نویسی، گفتگو، فریب، افسانه، مدح، نیایش، هجو، امثال و حکم، پند، تقاضا، سوگند، عتاب،  مفاخره.

جهانگیرنامه: نیایش، وقایع نویسی، وصف، تغزل، تقاضا، طنز، مدح، مذهبی، مفاخره.

4-3- پیغام

پیغام ها، نامه هایی نانوشته هستند که گاه تمام ویژگی‌های نامه را دارا هستند؛ اما غالباً دارای این تفاوت ها هستند: اکثراً کوتاه ترند؛ غالباً نیایش آغازین را ندارند؛ معمولا فاقد مدح مخاطب هستند. عمدة پیغام های حماسه ها از این گونه اند: فرمان، شکایت، تهدید، اعتذار، دعوت، عتاب، گزارش، نوید، درخواست، پیمان و نامه های چند نوعی(‌ترکیبی)؛ علاوه بر این نوع پیغام ها، پیغام های دیگری نیز هستند که در نوع متنوع و در تعداد اندک‌اند( در آمار محاسبه شده اند).  نسبت بیت های «پیغام» به کل بیت ها، در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 47/3%)، گرشاسپ نامه: (40/1%)، برزو نامه:(‌03/1%)، فرامرزنامه:( 18/0%)، بانوگشسپ نامه:( 58/0%)، بهمن نامه:( 98/1%)، کوش نامه:( 18/4%)، و جهانگیرنامه:( 27/1%).

نوع «پیغام» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: گفتگو، عتاب، اعتذار، بث شکوی، اسطوره، فریب، وصف، مدح، افسانه، معما، پند،تقاضا، هجو، طنز، گله، مفاخره، وقایع نویسی.

گرشاسپ نامه: گفتگو، اسطوره، تقاضا، سوگند، مدح، وقایع نویسی.

برزونامه: گفتگو، مدح وقایع نویسی.

فرامرزنامه: گفتگو، اسطوره، مدح، وقایع نویسی.

بانوگشسپ نامه: گفتگو، رمانس.

بهمن نامه: گفتگو، فریب، طنز، افسانه، غنایی، تقاضا، عتاب، هجو، مدح، وقایع نویسی، اعتذار.

کوش نامه: وقایع نویسی، گفتگو، فریب، تقاضا، هجو، سوگند.

جهانگیرنامه: تغزل، گفتگو، تقاضا، هجو.

5-3- اسطوره

اسطوره در واژه به معنی سخن پریشان و بیهوده است(دهخدا: ذیل اسطوره)؛ و در اصطلاح، روایاتی است معمولا مقدس، در باره خدایان، موجوداتی فوق بشری و وقایع شگفت آوری که در زمان های آغازین، با کیفیاتی متفاوت با کیفیات زمان ما، رخ داده و به خلق جهان و اداره آن انجامیده است(بهار،371:1378).

اسطوره های آمده در حماسه های ملی را می توان به هشت  نوع کلی به قرار زیر بخش نمود:

1- اشخاص اساطیری، مانند: کیومرث، سیامک، جمشید... 2، ایزدان، مانند: سروش، اسرافیل،....3، موجودات ماوراء طبیعی، مانند: دیو، پری،....4، کشف ها و اختراعات اولیه، مانند: آتش، آهن،....5، بنیاد جشن ها، مانند: نوروز، سده،....6، ایجاد طبقات اجتماعی. 7، باورهای کهن، مانند: جادو، طلسم،....8، اعمال اساطیری، مانند: هفت خوان ها، پرواز به آسمان، رویین تنی، جاودانه خواهی،....

از برخی اساطیر مهم مانند: آفرینش، بهشت گمشده و هبوط انسان، در حماسه های ملی به طور مستقیم سخنی نرفته است. شاهنامه تا مرگ رستم، و تمام دیگر آثار حماسی ملی در جهان اساطیری گزارش شده اند.

 6-3- اعتذار

اعتذار در لغت به معنی عذر خواستن و عذر و پوزش و معذرت آمده(دهخدا: ذیل اعتذار) و در اصطلاح به شعری گفته می شود که شاعر از ممدوح، پس از قرار گرفتن در معرض عتاب و زندان یا قطع الطاف، عذر می خواهد و طلب بخشش می‌کند(مؤتمن،300:1364). در این بررسی، اعتذار به بیت هایی اطلاق شده که در آن فردی یا افرادی از داستان، از دیگری طلب بخشش نموده است. نسبت بیت های «اعتذار» به بیت‌های کل، در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است:

شاهنامه: 34/0%، گرشاسپ نامه:( 13/0%)، فرامرزنامه:( 81/0%)، بانوگشسپ نامه:(‌90/0%)، بهمن نامه:( 58/0%)، کوش نامه:( 12/0%)، کک کوهزاد:( 42/0%)، جهانگیرنامه:( 06/0%).

نوع «اعتذار» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:    

شاهنامه: گفتگو، اسطوره، فریب، وقایع نویسی، فلسفی، نامه.

گرشاسپ نامه: اسطوره، گفتگو.

فرامرزنامه: گفتگو، مدح.

بانوگشسپ نامه: گفتگو، رمانس.

بهمن نامه: گفتگو، پند، نامه.

کوش نامه: گفتگو، فریب.

کک کوهزاد و جهانگیرنامه: گفتگو.

 

7-3- افسانه

افسانه در فرهنگ ها به معنی سرگذشت و حکایات گذشتگان، قصّه، داستان، تمثیل و سخن ناراست و دروغ آمده است(دهخدا: ذیل افسانه). افسانه در این بررسی به آن دسته از پدیده ها و وقایع اطلاق گردیده که باور مردم کهن بوده؛ اما برای آن منشاء و پایه ای در واقعیت یافت نمی‌شود( برخلاف اسطوره که اساس آن ها بر واقعیت یا آن چه واقعیت می‌پنداشته اند، استوار بوده است). افسانه در حماسه های ملی را می توان در چهار دسته جای داد:

1- موجودات افسانه ای مانند: اژدها، نسناس،....2- اتفاقات و حوادث مانند: آمدن صدا از طاق ایوان، دیدن مرده با سر گراز،....3- مردمان افسانه ای مانند: سکساران، دوال پایان،....4- داستان‌های افسانه‌ای مانند: شهر کرم هفتواد، شهر هروم،....

     نسبت بیت های «افسانه» به بیت های کل، در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه: (55/2%)، گرشاسپ نامه:( 82/6%)، فرامرزنامه:( 52/8%)، بهمن نامه:(‌51/1%)، کوش نامه: (14/1%)، جهانگیرنامه:( 10/1%).

8-3- امثال و حکم

امثال در فرهنگ ها جمع «مثل» و به معنی مانندها  و قول سایر و مشهوری آمده که حالتی یا کاری را بدان تشبیه کنند؛ و حکم جمع حکمت، به معنی دانایی، علم، فرزانگی، اندرز،... آمده است(دهخدا:ذیل امثال، حکم)؛ اما تعریف جامع و مانعی از «امثال و حکم» بسیار دشوار می نماید؛ در بیان دشواری آن همین بس که استاد مرحوم علامه علی اکبر دهخدا از آوردن تعریفی برای آن، در مقدمة کتاب سترگ خود، امثال و حکم، خودداری کرده است. نگاهی اجمالی به درصد امثال و حکم­ها در حماسه­های ملی در بدو امر، کم بودن و به تبع آن کم اهمیت بودن آن را به ذهن متبادر می­کند؛ اما اگر توجه داشته باشیم که امثال و حکم­ها غالباً تک بیت‌اند آن­گاه دریافته خواهد شد که همین درصد کم نیز نشان از تعدد کارکرد این نوع ادبی در حماسه­های ملی ایران دارد؛ و این نمودی از توجه ایرانیان به استعمال امثال و حکم در گفتار است. 

امثال و حکم در حماسه ها، به دو زیر نوع بخش شده اند: امثال و حکمی که شاعر در لابلای داستان بیان کرده، و آن چه که بر زبان یا قلم افراد درون داستان جاری شده است. نسبت بیت‌های «امثال و حکم» به بیت های کل، در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 45/0%)، گرشاسپ نامه:( 47/0%)، برزونامه:( 89/0%)، بانوگشسپ نامه:( 29/0%)، شهریارنامه:( 43/0%)، بهمن نامه:( 50/0%)، کوش نامه:( 10/0%)، جهانگیرنامه:( 03/0%).

    نوع «امثال و حکم» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: اسطوره، تک گویی درونی، فلسفی، تعلیمی، نامه، اعتذار، گفتگو، عتاب، پند، وصف، رمانس، گله، فریب، مفاخره.

گرشاسپ نامه: گفتگو، نامه، تک گویی درونی، عتاب، فریب، اسطوره، وصف.

برزونامه: هجو، گفتگو.

بانوگشسپ نامه: رمانس.

شهریارنامه: گفتگو، اسطوره.

بهمن نامه: گفتگو، عتاب، نامه، طنز، وصف، فریب، اسطوره.

کوش نامه: پند، گفتگو، نامه.

جهانگیرنامه: گفتگو، افسانه، فریب.

9-3- بث شکوی

بث شکوی به اشعاری اطلاق می شود که شاعر در قبال ناملایمات و محرومیت های وارده بسراید و حکایت از رنج و اندوه و تیره روزی و بدبختی گوینده باشد (مؤتمن،288:1364). در این بررسی، بث شکوی علاوه بر بیان شاعر، بیان اندوه و تیره‌روزی افراد درون داستان را نیز شامل شده است. بث شکوای حماسه های ملی به دو زیر نوع بخش شده اند: بث شکوی های شاعر(این دسته غالبا شکوه از دنیا و روزگار است وگاه رنگ حکمی به خود می گیرد)، بث شکواهای افراد درون داستان.

نسبت بیت های «بث شکوی» به بیت های کل، در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه: (‌20/0%)، فرامرزنامه:( 94/0%)، کوش نامه:( 9/0%)، کک کوهزاد:(‌40/1%). 

 نوع «بث شکوی» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: نامه، گفتگو، حدیث نفس، حسب حال، مرثیه، پیغام، گله، سوگند، مدح.

فرامرزنامه: حسب حال.

کوش نامه: گفتگو، تقاضا، مدح.

10-3- پند

پند و پند گویی در میان ایرانیان بسیار رواج داشته و دارد. تعداد قابل توجه پندنامه هایی که از پیش و پس از اسلام در ادب فارسی باقی مانده، گواه خوبی بر این مدّعا‌ست. در حماسه های ملی نیز، تقریباً هیچ یک از داستان ها خالی از پند و اندرز نیست. پندهای حماسه های ملی به دو زیر نوع بخش شده‌اند: پندهای بیان شده از سوی شاعر، پندهایی که از زبان یا قلم افراد درون داستان روایت شده است.

 نسبت بیت های «پند» به بیت های کل، در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 01/4%)، گرشاسپ نامه: (82/8%)، برزونامه:( 21/0%)، فرامرزنامه:( 31/2%)، بانوگشسپ نامه:( 90/2%)، بهمن نامه: (08/4%)، کوش نامه:( 02/2%)، کک کوهزاد:( 40/1%)، جهانگیرنامه:( 54/0%). 

 نوع «پند» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: گفتگو، اسطوره، وصف، مذهبی، نامه، ستاره شمری، نیایش، فلسفی، امثال و حکم.

گرشاسپ نامه: تعلیمی، گفتگو، افسانه، اسطوره، وصف، تقاضا، نامه، مدح، امثال و حکم.

برزونامه: گفتگو.

فرامرزنامه:گفتگو، نامه.

بانوگشسپ نامه: گفتگو، رمانس.

بهمن نامه: گفتگو، نامه، اعتذار، فریب، وقایع نویسی، فلسفی، افسانه، داستان نمادین و تمثیلی، مذهبی.

کوش نامه: وقایع نویسی، گفتگو، تک گویی درونی، نامه، فریب، مذهبی، مدح، مفاخره، امثال و حکم.

جهانگیرنامه: مذهبی، گفتگو، اسطوره.

 

11-3- تاریخ

تاریخ را در حماسه های ملّی ایران، اگر به معنی خاص آن؛ یعنی « گزارش راستین وقایعِ ایام و بازشناسی علل و اسباب واقعی این وقایع، و توجیه آن ها به سان ضرورت های اجتناب ناپذیر در چارچوب قانون علیت بگیریم» (سرکاراتی، 72:1378)، از چنین تاریخی در هیچ یک از آثار حماسی ملی نشانی نمی توان یافت؛ اما اگر تاریخ را به معنی سنّتی آن و« در مفهوم مشتی اخبار کژ و راست دربارة شخصیت های واقعی و غیر اساطیری»(همان) بگیریم،  نوع تاریخ را درمیان حماسه های ملی، در شاهنامه و کوش نامه می توان دید: شاهنامه از ابتدای پادشاهی اردشیر درازدست ( بهمن ِاسفندیار) تا پایان: (31/47%) کل اثر؛ کوش نامه: اشاره به پادشاهی ِ افریقس، دقیانوس، بلاطس، ایطیلناس و اسکندر:( 65/4%) کل اثر.

12-3- تراژدی

اگر چه تراژدی به معنای خاص غربی که یکی از انواع ادب نمایشی است، در حماسه ها دیده نمی شود؛ اما در شاهنامه چهار داستان غم انگیز آمده که هر یک از آن ها را می‌توان نمونة تراژدی محسوب کرد. « در این داستان ها انقلاب حال قهرمان تا بدان جاست که خواننده و شنونده را دستخوش اندوهی دراز و دیرپای می کند و گاه گاه اشک او را در می آورد( رستگار فسایی،انواع شعر فارسی،143:1380). این چهار داستان عبارتند از: داستان‌های: رستم و سهراب، سیاوش، فرودِ سیاوش، و رستم و اسفندیار. این چهار داستان، (29/12%) بیت های شاهنامه راتشکیل می دهند.

13-3- تعلیمی

تعلیمی به آن دسته از آثار ادبی اطلاق می شود « که برای تشریح شاخه ای از دانش یا حتی برای بیان یک نظریه یا مضمون اخلاقی، مذهبی یا فلسفی» سروده شده است(هوارد،83:1384). در این  بررسی «تعلیمی» به آن بخش از ابیات حماسه های ملی اطلاق شده که در آن ها موضوعی آموخته می شود و غالباً، از زبان افراد درون داستان نقل می گردد. علاوه بر آن چه به طور خاص در این بخش آمده، انواع ِ: پند، فلسفی، مذهبی و مناظرات نیز در زیر مجموعة نوع تعلیمی قرار دارند.ِ

    نسبت بیت های «تعلیمی» به بیت های کل، در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 98/1%)، گرشاسپ نامه:( 94/6%)، فرامرزنامه:( 34/11%)، بهمن نامه: (02/0%)، کوش نامه:( 51/2%).

 نوع «تعلیمی» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه و گرشاسپ نامه: گفتگو، اسطوره.

فرامرزنامه و کوش نامه: گفتگو.

بهمن نامه: نامه.

14-3- تغزل

غزل در اصل لغت، حدیث زنان و صفت عشق‌بازی با ایشان و تهالک  در دوستی ایشان است ( شمس قیس،358:1373). در حماسه ها، با همة خشونتی که دارند، «آثار عشقی و افکار غنایی بسیار دیده می شود» (صفا،244:1379)؛ به عنوان مثال، شاهنامه اگر چه با «کین آغاز می شود و با کین پایان می پذیرد؛ اما در میانه با مهر نیز آمیزش و آویزشی دل انگیزدارد(سرّامی،508:1378). آن چه در این بخش تحت نوع تغزل آمده، داستان دل دادگی ها را شامل نمی شود؛ داستان های عاشقانه در نوع ِ«رمانس» دسته بندی شده است. نسبت بیت های «تغزل» به بیت های کل، در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه: (17/0%)، بهمن نامه:( 69/0%)، جهانگیرنامه:( 60/0%).

نوع «تغزل» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: گفتگو، نامه، رمانس.

بهمن نامه: گفتگو، نامه، رمانس.

جهانگیر نامه: گفتگو، رمانس.

15-3- تقاضا

تقاضا در اصطلاح ادبی به اشعاری گفته می شود که در آن، شاعر چیزی را از ممدوح طلب کند (مؤتمن، 37:1364)؛ اما در این بررسی تقاضا به هر نوع طلب چیز، چه از سوی شاعر و چه از سوی یکی از افراد داستان از فرد دیگر، اطلاق شده است. نسبت بیت های «تقاضا» به بیت های کل، در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه: (80/0%)، گرشاسپ نامه:( 29/0%)، فرامرزنامه: (44/3%)، بانوگشسپ نامه:( 84/1%)، شهریارنامه:( 45/0%)، بهمن نامه:( 51/2%)، کوش نامه:( 13/1%)، جهانگیرنامه:( 48/0%).

 نوع «تقاضا» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: گفتگو، افسانه، اسطوره.

گرشاسپ نامه: نامه، اسطوره، گفتگو.

فرامرزنامه و بانوگشسپ نامه: نامه.

شهریارنامه: مدح.

بهمن نامه: گفتگو، نامه، اسطوره، افسانه.

کوش نامه: نامه، فریب، وقایع نویسی، گفتگو.

جهانگیرنامه: نامه، گفتگو، تغزل.

16-3- تک گویی درونی

تک گویی درونی گفتگویی است که در ذهن افراد داستان جریان دارد (میرصادقی،67:1377) بدون آن که بر زبان بیاید اگر بر زبان بیاید آن را حدیث نفس می‌نامند و خواننده با بیان آن از سوی خالق اثر، از آن چه در ذهن شخصیت داستان می‌گذرد، مطلع می شود. نسبت بیت های «تک گویی درونی» به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 77/0%)، گرشاسپ نامه:( 63/0%)، برزونامه:( 17/1%)، فرامرزنامه:( 12/0%)، بانوگشسپ نامه: (81/2%)، شهریارنامه:( 43/0%)، بهمن نامه:( 74/0%)، کوش نامه:( 44/0%)، کک کوهزاد:( 70/0%)، جهانگیرنامه:( 21/0%). 

 نوع «تک گویی درونی» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: وصف، گفتگو، رمانس، اسطوره، افسانه، مفاخره، فریب، فلسفی، فال، معما، ستاره شمری، معما، مدح، امثال و حکم.

گرشاسپ نامه: وصف، اسطوره.

برزونامه: گفتگو.

بانوگشسپ نامه: وصف، فریب، افسانه، رؤیا، اسطوره.

بهمن نامه: اسطوره، وصف، افسانه، فریب، رؤیا.

کوش نامه: گفتگو، پند، وصف، فریب، اسطوره.

جهانگیرنامه: فریب، وصف، افسانه.

17-3- حدیث نفس

حدیث نفس آن است که یکی از شخصیت های داستان « افکار و احساسات خود را برزبان بیاورد تا تماشاچی یا خواننده از نیات و مقاصد او با خبر شود(میرصادقی،82:1377). حدیث نفس اگر چه در بنیاد خود به ادبیات نمایشی اختصاص دارد( مانند تک گویی درونی)؛ ولی در آثار روایی و داستانی نیز کاربرد دارد. بهره گیری وسیع از این شیوه؛ بویژه در بخش هایی که داستان به شیوه جریان سیال ذهن سروده شده است، بخوبی قابل تشخیص است. نسبت بیت های «حدیث نفس» به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 55/0%)، گرشاسپ نامه:( 42/0%)، برزونامه:( 11/1%)، فرامرزنامه:( 12/0%)، بهمن نامه:( 89/0%)، کوش نامه:( 41/0%)، جهانگیرنامه:( 59/0%).

نوع «حدیث نفس» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: اسطوره، مرثیه، مفاخره، وصف، بث شکوی، هجو، افسانه، سوگند.

گرشاسپ نامه: سوگند، مرثیه، هجو.

برزونامه: گفتگو، مرثیه.

فرامرزنامه: اسطوره.

بهمن نامه: تغزل، گفتگو، مرثیه، افسانه، فریب، اسطوره.

کوش نامه: فریب، ستاره شمری، وصف.

جهانگیرنامه: مرثیه، وصف، اسطوره، فریب.

18-3- حسب حال

حسب حال به به اشعاری گفته می شود که « شعرا در بارة اخلاق و روحیات و تأملات روحی و وضع زندگانی و کیفیت معاش و شرح احوال و سوانح و حوادث شخصی و تیمار خواری زن و فرزند و ذکر پیری [...] خود سروده اند»(مؤتمن،252:1364). این بررسی علاوه بر حسب حال شاعر، حسب حال هایی را که بر زبان افراد داستان آمده، نیز شامل می‌شود. نسبت بیت های «حسب حال» به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 24/0%)، گرشاسپ نامه:( 27/0%)، فرامرزنامه:( 13/2%)، بهمن‌نامه:( 21/0%)، کک کوهزاد:( 40/1%).

 نوع «حسب حال» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است: 

شاهنامه: گفتگو، پند، بث شکوی، مفاخره.

فرامرزنامه: بث شکوی.

کک کوهزاد: بث شکوی، گفتگو.

19-3- داستان نمادین و تمثیلی

داستان های نمادین و تمثیلی داستانهای نسبتاً کوتاهی هستند که در آن شاعر یا نویسنده (‌و یا شخصیتِ داستانی ِروایت کننده) با توجه به نگرش فلسفی خود شخصیت هایی را خلق می کند که جنبة سمبلیک و رمزی دارند و موضوع این داستان ها هم غالباً بیان یک ایده و نگرش اجتماعی، اخلاقی یا عقیدتی است که معمولاً به صورت یک اصل بیان می‌شود( تمیم داری،252:1379)؛ تعبیر رؤیا، ستاره شمری، طرح معما و موضوعاتی از این قبیل نیز، در ژرف ساخت خود داستان نمادین هستند که به طور جداگانه به آن ها پرداخته شده است. نسبت بیت های «داستان نمادین و تمثیلی» به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 20/0%)، بانوگشسپ نامه:( 55/1%)، بهمن نامه: (70/0%)، کوش نامه:( 24/0%).

 نوع داستان نمادین تمثیلی به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: فلسفی، گفتگو.

بانوگشسپ نامه: گفتگو.

بهمن نامه: پند، گفتگو.

کوش نامه: فلسفی، گفتگو.

 

20-3- رمانس

در ادبیات غرب رمانس به  قصه های عاشقانة با شکوه و ماجراجویانه‌ای گفته می شود که غالباً با حوادث غیر معقول و ماجراهای عجیب و غریب هم راه است (‌!داد،150:1375). در این بررسی، رمانس به داستان های عاشقانه ای گفته شده که در خلال حوادث حماسی چهره نموده است. داستان های ِ عاشقانه « این گونه کتب را رونق و شکوه و جلال ِخاصی است؛ زیرا در آن ها تناوری و دلاوری پهلوانان و زیبایی و لطافت زنان و عواطف رقیق و دل وبازوی قوی به هم می آمیزد و آز آن میان عظمت عشق به همان درجه از قوت آشکار می شود که طنطنه و شکوه پهلوانی در رزم آزمایی» (صفا،244:1379). 

داستان های عاشقانه در حماسه های ملی عبارتند از:

شاهنامه: داستان ِزال و رودابه، رو در رویی سهراب و گردآفرید، داستان بیژن و منیژه، ماجرای اردشیر و گلنار( کنیزک اردوان). این داستان ها (90/4%) بیت های شاهنامه را تشکیل می دهند.

بهمن نامه: داستان کتایون دختر شاهِ صور( همسر بهمن) و غلامش به نام لؤلؤ. این داستان( 67/24%) بیت های بهمن نامه را شامل می شود.

بانو گشسپ نامه: ماجرای عشق شیده به بانوگشسپ. این ماجرا( 37/16%) بیت های منظومه را در بر گرفته است.

21-3- سوگند

سوگند و پایبندی به سوگند در میان ایرانیان کهن، بسیار اهمیت داشته و بسا قهرمانان، چون سیاوشکه جان بر سر سوگند و وفاداری به آن می نهند. سوگندها در حماسه غالباً به دادار، به روز و شب، به یزدان که بر پای دارد سپهر، به جنگ و به بزم و به رزم،.... است. نسبت بیت های «سوگند» به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 25/0%)، گرشاسپ نامه:( 32/0%)، برزونامه:( 36/1%)، بانوگشسپ نامه: (‌29/0%)، بهمن نامه:( 39/0%)، کوش نامه:( 33/0%)، کک کوهزاد:( 39/2%)، جهانگیرنامه: ( 03/0%).

 نوع «سوگند» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: گفتگو، حدیث نفس، وصف، مرثیه، فریب، بث شکوی.

گرشاسپ نامه: نامه، حدیث نفس، مفاخره، گفتگو، افسانه، وصف.

برزونامه: گفتگو، مفاخره، حدیث نفس.

بانوگشسپ نامه: گفتگو، فریب.

بهمن نامه: گفتگو، اسطوره.

کوش نامه: فریب، گفتگو، نامه.

کک کوهزاد: مفاخره، گفتگو.

جهانگیرنامه: گفتگو.

 

22-3- عتاب

عتاب در لغت به معنی خشم گرفتن و ملامت کردن آمده (دهخدا: ذیل عتاب)، و در بحث انواع، بیت هایی را شامل می شود که در آن یکی از شخصیت های داستان، شخص دیگری را مورد خشم، سرزنش یا ملامت زبانی قرار می دهد. عتاب به سبب ساخت حماسی ای که دارد، در این آثار کارکرد بسیار دارد. نکتة­ قابل تأمل در بارة­ عتاب‌های حماسی ملی ایران، عفّت و پاکی زبان است، در هنگام خشم که حتی در عتاب کردن دشمنان نیز از به کار بردن الفاظ رکیک اجتناب می­شود. این امر؛ بویژه در مقایسه با مفاخرات عربی که رنگ و بویی حماسی دارد، بسیار مشهودتر می­نماید.

 نسبت بیت های «عتاب» به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 05/1%)، گرشاسپ نامه:( 23/1%)، برزونامه:( 25/1%)، فرامرزنامه:(‌31/0%)، بانوگشسپ نامه:( 19/0%)، بهمن نامه:( 20/1%)، کوش نامه:( 65/0%)، کک کوهزاد: (66/3%)، جهانگیرنامه:( 04/0%).

 نوع «عتاب» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: گفتگو، نامه، وصف، اسطوره، مفاخره، فریب، طردیات، هجو، امثال و حکم، پند، طعنه.

گرشاسپ نامه: گفتگو، هجو، طعنه، وصف، فریب، اسطوره، مفاخره، امثال و حکم./

برزونامه: گفتگو، هجو، مدح.

فرامرزنامه: گفتگو، هجو.

بانوگشسپ نامه: گفتگو، مفاخره، وصف.

بهمن نامه: گفتگو، فریب، وصف، وقایع نویسی، پند، نامه، افسانه، هجو، امثال و حکم.

کوش نامه: گفتگو، هجو، نامه.

کک کوهزاد:گفتگو، مفاخره.

جهانگیرنامه: گفتگو.

 

23-3- غنایی

تمام انواع ادبی یا اغراض شعری که در حماسه ها آمده است، به جز انواع ِزیر «غنایی» محسوب می شوند: اسطوره، پند، تاریخ، تعلیمی.

24-3- فریب

 نوع ِ«فریب» شامل آن بخش از بیت های داستان حماسی می شود که فریبِ کس یا کسانی، داستان را به پیش می برد. دروغ نیز در این نوع وارد شده است. نسبت بیت های «فریب» به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه: (‌47/4%)، گرشاسپ نامه:( 82/0%)، برزونامه: (51/0%)، بانوگشسپ نامه:( 96/25%)، شهریارنامه:( 81/2%)، بهمن نامه:( 76/5%)، کوش نامه:( 86/5%)، جهانگیرنامه:( 19/4%).

 نوع «فریب» به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: گفتگو، وصف، رمانس، اسطوره، نامه، وقایع نویسی، مفاخره، مدح، نیایش، هجو، مذهبی، فلسفی،اعتذار، امثال و حکم، پیغام، تقاضا، تک گویی درونی، ستاره شمری، سوگند، عتاب.

گرشاسپ نامه: هجو، گفتگو، امثال و حکم، عتاب.

برزونامه: گفتگو.

بانوگشسپ نامه: وصف، طردیات، گفتگو، مفاخره، تک گویی درونی، نیایش، سوگند.

شهریارنامه: مفاخره.

بهمن نامه: گفتگو، مدح، وصف، نامه، امثال و حکم، پند، پیغام، عتاب، فال.

کوش نامه: اسطوره، گفتگو، مدح، نیایش، وصف، نامه، اعتذار، پند، پیغام، تقاضا، تک‌گویی درونی، حدیث نفس، سوگند.

جهانگیرنامه: گفتگو، مفاخره، وقایع نویسی، هجو، وصف، امثال و حکم، یک گویی درونی، حدیث نفس.

25-3- فلسفی

 نوع ِ«فلسفی» آن دسته از بیت هایی را شامل می شود که در بارة مسائل مبهم و حل ناشدنی جهان سخن می گوید؛ مسایلی که تأمل دقیق و بازجویانه برای حل آن ها ضروری است(مؤتمن،207:1364)؛ مسائلی از قبیل: وحدت وجود، جبر و اختیار، توکل، تسلیم، مرگ و زندگی، آفرینش و راز وجود، عدم،...(رستگار فسایی،انواع شعر فارسی،  145:1380).

نسبت بیت های فلسفی به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 51/0%)، گرشاسپ نامه:( 21/0%)، برزونامه:( 08/0%)، بهمن نامه:( 14/0%)، کوش نامه:( 50/0%)، جهانگیرنامه:( 01/0%).

 نوع فلسفی به صورت مشترک با این نوع ها آمده است: 

شاهنامه: پند، گفتگو، امثال و حکم، نامه، اعتذار، معما، مناظره، وصف، اسطوره، فریب، گله، داستان نمادین و تمثیلی.

برزونامه و بهمن نامه: گفتگو.

کوش نامه: داستان نمادین و تمثیلی.

26-3- مدح

شعر مدحی اغراق شاعرانه است در توصیف کسی که تمجید او مطلوب گوینده است(زرین کوب145:1379). مدح در آثار حماسی ملی، برخلاف مدح در آثار غنایی فارسی، همواره مدح­هایی موجه و به دور از غلوهای ناممکن است. این امر؛ بویژه از این جهت قابل تأمل است که انتظار می­رود در حماسه، مدح­ها نیز به سبب بزرگی موضوع، بزرگ و همراه با غلوّ بسیار باشند، در حالی  که غالباً چنین نیست. تفاوت مدح­هایی که از زبان افراد درون داستان روایت می­شود با مدح­هایی که شاعر از سلطان یا دیگران می­کند، از موضوعات قابل توجه و بررسی است.

مدح در حماسه ها دارای دو زیر نوع است: مدح های ِشاعر و مدح های ِشخصیت های داستان از یک دیگر. نسبت بیت های مدح به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 79/2%)، گرشاسپ نامه:( 08/2%)، برزونامه:( 71/1%)، فرامرزنامه:( 13/4%)، بانوگشسپ نامه:( 45/1%)، شهریارنامه:( 70/2%)، بهمن نامه:(‌92/1%)، کوش نامه:( 88/2%)، کک کوهزاد:( 04/7%)، جهانگیرنامه:( 45/2%).

 نوع مدح به صورت مشترک با این نوع ها آمده است: 

شاهنامه: گفتگو، نامه، پیغام، اسطوره، تغزل، وقایع نویسی، فریب، اعتذار، افسانه، گله، پند، حدیث نفس، عتاب، تک گویی درونی، طردیات، مناظره، فال، معما، بث شکوی، مفاخره، نیایش، هجو.

گرشاسپ نامه: مذهبی، گفتگو، نامه، اسطوره، تقاضا، عتاب، پیغام، پند.

برزونامه: گفتگو، عتاب، وصف، پیغام.

فرامرزنامه: نامه، گفتگو، اسطوره، اعتذار، مدح.

بانوگشسپ نامه: نامه، گفتگو.

شهریارنامه: اسطوره، گفتگو، نامه.

بهمن نامه: وقایع نویسی، گفتگو، نامه، فریب، پیغام، افسانه، اسطوره، نیایش.

کوش نامه: مذهبی، وصف، گفتگو، فریب، نامه، پیغام، وقایع نویسی، پند، تقاضا، بث شکوی، فال، نیایش.

کک کوهزاد: گفتگو.

جهانگیرنامه: گفتگو، اسطوره، مذهبی، پیغام، وصف، فریب.

27-3- مذهبی

شعر مذهبی شامل سروده هایی است که محتوای آن ها را موضوغات دینی تشکیل می‌دهد( رزمجو،102:1382). فرای شعر مذهبی را حد فراتر ادبیات می نامد و آن را نقطه‌ای می داند که بینش خیالی جهان جاودانه، عین واقعیت می شود(فرای،62:1377). شعر مذهبی در حماسه ها به دو زیر نوع بخش می شود: آن چه شاعر از سوی خود بیان می‌کند و آن چه بر زبان شخصیت های داستان جاری می سازد. نسبت بیت های مذهبی به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 20/0%)، گرشاسپ نامه:( 46/0%)، فرامرزنامه:( 43/0%)، بانوگشسپ نامه:( 09/0%)، بهمن نامه: (09/0%)، کوش نامه:( 24/0%)، جهانگیرنامه:( 92/0%).

 نوع مذهبی به صورت مشترک با این نوع ها آمده است: 

شاهنامه: گفتگو، پند، تعلیمی، مناظره، فریب، پیغام، نامه، اسطوره، وصف.

گرشاسپ نامه: تعلیمی، مدح، اسطوره.

فرامرزنامه: گفتگو، افسانه.

بهمن نامه: پند.

کوش نامه: مدح، پند، گفتگو.

جهانگیرنامه: پند، گفتگو، اسطوره، پیغام، وصف، افسانه.

 

28-3- مرثیه

مرثیه ذکر محامد و اوصاف مرده و ستایش او و نوحه سرایی در عزای مرده را گویند(دهخدا: ذیل مرثیه). مرثیه­ها در آثار حماسی ملی از این جهت نیز قابل تأمل و بررسی هستند که می­توانند، نمودی از مراثی کهن ایرانی و یادگاری از برخی عزاداری‌های آیینی ایرانی، مانند سوگ سیاوش یا مغ کشان باشد.

مرثیه های حماسه ها به دو زیر نوع بخش می شوند: مرثیه های شاعر و مرثیه های شخصیت های داستان. نسبت بیت های مرثیه به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 54/0%)، گرشاسپ نامه:( 31/0%)، برزونامه:( 02/0%)، بهمن نامه:( 21/0%)، کوش نامه:( 01/0%)، جهانگیرنامه:( 14/0%).

 نوع مرثیه به صورت مشترک با این نوع ها آمده است: 

شاهنامه: اسطوره، حدیث نفس، وصف، گفتگو، نیایش، بث شکوی، سوگند.

گرشاسپ نامه، برزونامه، بهمن نامه و جهانگیرنامه: حدیث نفس.

کوش نامه: پیغام، گفتگو.

 

29-3- معمّا

معمّا در ادبیات بیشتر ناظر به آرایه ای است که در آن اسمی یا معنایی را به نوعی از حساب جمل یا قلب یا... بیاورند « تا جز به اندیشه بسیار و فکر تمام به سر آن نتوان رسید» (شمس قیس،367:1373)؛ اما معمّا در این بررسی موقعیت هایی است که «قهرمان باید معماهایی را حل کند[...] تا به مطلوب خود دست یابد(شمیسا،278:1383). در میان حماسه‌های ملی، معمّا تنها در شاهنامه و در شش مورد آمده که( 07/0%) کل بیت ها را تشکیل داده است.

30-3- مفاخره

مفاخره در ادب، توصیفِ هم‌راه با اغراق شاعرانه است. اگر شاعر « آن را در وصف خویش یا قوم و تبار خود به کار برد» (زرین کوب،145:1379). در حماسه ها، مفاخره به دو زیر نوع ِ مفاخره های شاعر و مفاخره های شخصیت های داستان قابل تقسیم است. رجزهایی که پهلوانان پیش از نبرد بر زبان می آورند، در این نوع قرار گرفته اند. نسبت بیت‌های مفاخره به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه: (65/1%)، گرشاسپ نامه:( 10/1%)، برزونامه:( 01/4%)، فرامرزنامه:( 69/1%)، بانوگشسپ نامه:( 84/7%)، شهریارنامه:( 02/3%)، بهمن نامه:( 63/0%)، کوش نامه:(65/0%)، کک کوهزاد:( 38/3%)، جهانگیرنامه:( 94/1%).

نوع مفاخره به صورت مشترک با این نوع ها آمده است: 

شاهنامه: گفتگو، نامه، پیغام، اسطوره، وصف، افسانه، تک گویی درونی، حدیث نفس، هجو، عتاب، تغزل، وقایع نویسی، مدح، حسب حال، امثال و حکم، طنز.

گرشاسپ نامه: گفتگو، افسانه، نامه، وصف، پیغام، سوگند، عتاب، اسطوره، طنز.

برزونامه: گفتگو، سوگند، هجو، پیغام.

فرامرزنامه: گفتگو، نامه.

بانو گشسپ نامه: فریب، گفتگو، رمانس، پیغام، عتاب، وصف.

شهریارنامه: گفتگو، اسطوره، نامه، فریب.

بهمن نامه: گفتگو، نامه، اسطوره، افسانه.

کوش نامه: نامه، فریب، گفتگو، پند.

کک کوهزاد: عتاب، گفتگو، سوگند.

جهانگیرنامه: گفتگو، اسطوره، پیغام، فریب، افسانه.

31-3- مناظره

مناظره در ادبیات « آن است که شاعر یا نویسنده، دو طرف را در برابر هم قرار دهد و آن‌ها را بر سر موضوعی به گفتگو وادار کند و در پایان یکی را بر دیگری غالب گرداند» (داد،277:1375)؛ و این البته جدا از مشاجرات و رجزها و موارد مشابه است. مناظرات به عنوان نوع (در این بررسی) به پرسش و پاسخ هایی اطلاق شده که برای آزمون یا آگاهی، بین دو طرف صورت گرفته است. نسبت بیت های مناظره به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 81/1%)، فرامرزنامه:( 41/11%).

نوع مناظره به صورت مشترک با این نوع ها آمده است:

شاهنامه: گفتگو، معما، تعلیمی.

فرامرزنامه: گفتگو، تعلیمی.

 

32-3 نیایش

نیایش در لغت به معنی دعا و آفرین آمده(دهخدا:ذیل نیایش)؛ نیایش یا مناجات، رازگویی است به درگاه خدای تعالی و عرض درخواست از او(دهخدا: ذیل مناجات). کثرت نیایش­های آثار حماسی، نشان از جایگاه والای دین نزد ایرانیان دارد. نکته قابل توجه در نیایش­های این آثار، نیایش غیر ایرانیان است که می­توانند نمودی از روحیة تحمل‌پذیری دینی نزد ایرانیان و احترام آنان به پیروان سایر ادیان باشد. شگفت آن که در هیچ یک از آثار حماسی ملی ایران ( در بستری پیش از تاریخ جریان دارند) اثری از نیایش کردن ایزدان آریایی و حتی زرتشتی نیز به طور مستقیم به چشم نمی­آید.

 نیایش های حماسه ها، شامل نیایش های شاعر و نیایش های شخصیت های داستان می‌باشد. از نیایش های رایج در حماسه ها که یک زیر نوع به حساب می‌آید، نیایش های آغازین است: نیایش هایی که در آغاز ِغالب نامه ها و خطبه ها آمده است. نسبت بیت های نیایش به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:(‌27/1%)، گرشاسپ نامه:( 74/0%)، برزونامه:( 68/0%)، فرامرزنامه:( 25/0%)، بانوگشسپ نامه:( 3%)، بهمن نامه:( 68/0%)، کوش نامه:( 02/1%)، کک کوهزاد:( 26/1%)، جهانگیرنامه:( 36/0%).

نوع نیایش به صورت مشترک با این نوع ها آمده است: 

شاهنامه: مرثیه، گفتگو، گله، اسطوره، مدح، نامه، فلسفی، وصف، فریب، پند، فال، معما، ستاره شمری.

گرشاسپ نامه: افسانه، نامه، اسطوره.

برزونامه: مدح، نامه، گفتگو.

فرامرزنامه: نامه.

بانوگشسپ نامه: وصف، نامه، فریب.

بهمن نامه: مدح، نامه، رمانس، گفتگو، افسانه، اسطوره.

کوش نامه: مدح، نامه، فریب، افسانه، گفتگو.

کک کوهزاد: گفتگو.

جهانگیرنامه: اسطوره، نامه، گفتگو.

33-3- وقایع نویسی

وقایع نویسی یا وقایع نگاری به معنی خاص، به نوشتن و ضبط وقایع سلطنت توسط وقایع‌نگار گفته می شود( داد،322:1375). در بررسی حماسه ها، به بیانِ مکتوب یا شفاهی آن چه پیشتر واقع شده وقایع نویسی اطلاق گردیده که خود به دو زیر گونة وقایع نویسی و وقایع گویی بخش شده است. نسبت بیت‌های وقایع نویسی به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 98//1%)، گرشاسپ نامه:( 10/1%)، برزونامه: (59/2%)، فرامرزنامه:( 82/3%)، شهریارنامه:( 83/1%)، بهمن نامه:( 57/2%)، کوش نامه: (69/3%)، جهانگیرنامه:( 74/1%).

 نوع وقایع نویسی به صورت مشترک با این نوع ها آمده است: 

شاهنامه: گفتگو، نامه، فریب، پیغام، گله، مدح، هجو، مفاخره، عتاب، اسطوره، اعتذار، پند، وصف.

گرشاسپ نامه: گفتگو، اسطوره، نامه.

برزونامه و شهریارنامه: گفتگو.

فرامرزنامه: نامه، وصف.

بهمن نامه: پند، مدح، گفتگو، نامه، گله، عتاب، وصف.

کوش نامه: پیغام، گفتگو، نامه، پند، تقاضا، مدح، وصف.

جهانگیرنامه: گفتگو، اسطوره، فریب، نامه، پیغام.

34-3- هجو

هجو در اصطلاح ادب « نوشته هایی است که شخصیت یا ظاهر شخصی یا تشکیلات جامعه ای را گستاخانه به مسخره بگیرد و قصد آن بیشتر رنجاندن و آزار دادن باشد. هجو معمولاً برانگیخته از حس کینه و بدخواهی است و جنبة شخصی دارد (رستگارفسایی،انواع نثر فارسی،299:1380). هجو بر مبنای اغراق شاعرانه است، اگر این اغراق را دربارة کسی استعمال کنند که مقصود تحقیر اوست( زرین کوب،145:1379). هجوهای حماسه ها اگر چه از زبان افراد نیک و بد نقل شده؛ اما همواره عفت و پاک دامنی کلام در آن ها رعایت شده و به دور از الفاظ رکیک و دشنام های زشت است. نسبت بیت های هجو به بیت های کل در هر یک از آثار حماسی ملی بدین شرح است: شاهنامه:( 34/0%)، گرشاسپ نامه: (19/0%)، برزونامه:( 17/1%)، فرامرزنامه:( 18/0%)، شهریارنامه:( 32/0%)، بهمن نامه: (38/0%)، کوش نامه:( 56/0%)، کک کوهزاد:( 84/0%)، جهانگیرنامه:( 44/0%).

 نوع هجو به صورت مشترک با این نوع ها آمده است: 

شاهنامه: گفتگو، پیغام، وصف، مفاخره، نامه، مدح، حسب حال، حدیث نفس، فریب، مرثیه، طعنه، اسطوره، عتاب، نیایش، افسانه.

گرشاسپ نامه: گفتگو، حدیث نفس، عتاب، تعلیمی، فریب، اسطوره.

برزونامه: گفتگو، عتاب، مفاخره.

فرامرزنامه: گفتگو، عتاب، اسطوره.

شهریارنامه و کک کوهزاد: گفتگو.

بهمن نامه: گفتگو، عتاب، نامه، وصف، اسطوره.

کوش نامه: گفتگو، عتاب، نامه، وصف، شهرآشوب، پیغام.

جهانگیرنامه: گفتگو، فریب، افسانه، وصف، اسطوره.

35-3- انواع زیر نیز در برخی از حماسه های ملی دیده می شود که به سبب کم بودن درصد ابیات و نیز رعایت اختصار به ذکر نام آن ها بسنده می‌کنیم: رؤیا، ستاره شمری، ساختمان و ایوان، شهرآشوب، طردیات، طعنه، طنز، فال، فصول و ماه ها، ماده تاریخ،گله و تهنیت.

 

نتیجه گیری

از میان انواع ادبی، یا آن چه قدما به آن اغراض شعری گفته اند، در ده اثر بزرگ حماسی ملی ایران، چهل و شش نوع ادبی قابل تشخیص است که برخی از از این انواع، مانند گفتگو، نامه، پیغام،... جای بسیار مهم و قابل تأملی را در این آثار به خود اختصاص داده است به عنوان مثال گفتگو در این آثار بین( 32/28%) تا( 65/56% )کل بیت های منظومه را تشکیل داده است. این انواع عبارتند از: گفتگو، وصف، نامه، پیغام، اسطوره، اعتذار، افسانه، امثال و حکم، بث شکوی، پند، تاریخ، تراژدی، تعلیمی، تغزل، تقاضا، تک گویی درونی، تهنیت، حدیث نفس، حسب حال، داستان نمادین و تمثیلی، رمانس، رؤیا، ساختمان و ایوان، ستاره شمری، سوگند، شهرآشوب، طردیات، طعنه، طنز، عتاب، غنایی، فال، فریب، فصول و ماه ها، فلسفی، گله، ماده تاریخ، مدح، مذهبی، مرثیه، معما، مفاخره، مناظره، نیایش، وقایع نویسی، هجو.

 

پی‌نوشتها

1- ( مانند: مؤتمن در « شعر و ادب فارسی» و « تحول شعر فارسی»، رستگار فسایی در «انواع شعر فارسی» و «انواع نثر فارسی»، و فرشید ورد در «در بارة ادبیات»).

 منابع

1- برومند سعید، دکتر جواد(1373)، دگرگونی های آوایی واژگان در زبان فارسی(واکه ها)، کرمان، کلاله کرمان،اول.

2- بورشه،ت؛ی.ه.ی.اشنایدر(1377)، زبان شناسی و ادبیات (تاریخچه چند اصطلاح)، ترجمه کورش صفوی، تهران، هرمس،اول.

3- بهار،مهرداد(1378)،پژوهشی در اساطیر ایران، تهران،آگاه،سوم.

4- پلارد،آرتور(1378)، طنز، ترجمه سعید سعیدپور، تهران، مرکز،اول.

5- تمیم داری، احمد(1379)، کتاب ایران (تاریخ ادب پارسی،مکتب ها، دوره ها، سبک‌ها و انواع ادبی)، تهران، الهدی،اول.

6- جرجانی، میرسیدشریف(1377)، تعریفات، ترجمه حسن سید عرب/ سیما نوربخش، تهران، فرزان،اول.

7- جرّ، خلیل (1382)، فرهنگ لاروس عربی- فارسی، ترجمة کتاب المعجم العربی الحدیث، ترجمه سید حمید طبیبیان، تهران، امیر کبیر، سیزدهم.

8- داد،سیما(1375)، فرهنگ اصطلاحات ادبی، تهران، مروارید، دوم.

9- رستگار فسایی، منصور(1380)، انواع شعر فارسی، شیراز: نوید، دوم.

10____________ (1380)، انواع نثر فارسی، تهران: سمت،اول.

11- زرین کوب، عبدالحسین(1382)،ارسطو و فن شعر، تهران، امیر کبیر، چهارم.

12- زرین کوب، عبدالحسین(1379)، شعر بی دروغ شعر بی نقاب، تهران، علمی، هشتم.

13- سارتر، ژان پل(بی تا): ادبیات چیست، ترجمه ابوالحسن نجفی، مصطفی رحیمی، بی‌جا، زمان،اول.

14- سرامی، قدمعلی(1378)، از رنگ گل تا رنج خار، سوم، تهران، علمی و فرهنگی، اول.

15- سرکاراتی، بهمن(1378)، سایه‌های شکار شده، تهران، قطره،اول.

16- شفیعی کدکنی، محمدرضا(1352)، «انواع ادبی و شعر فارسی»، خرد و کوشش، دوره چهارم، دفتر سوم،96،119.

17- شمیسا، سیروس(1383)، انواع ادبی، تهران، فردوس،دهم.

18__________ (1380)، نقد ادبی، تهران، فردوس، دوم.

19- صفا، ذبیح الله(1379)، حماسه سرایی در ایران، تهران، امیر کبیر، ششم.

20- غزنی،دکتر سرافراز(1374)، «دانش ستاره شناسی و نجوم فردوسی»، به کوشش غلامرضا ستوده، نمیرم ازین پس که من زنده ام (مجموعه مقالات کنگرة بزرگداشت فردوسی)، تهران، دانشگاه تهران، اول.

21- فرای، نورتروپ(1377)، تحلیل نقد،ترجمه صالح حسینی، تهران، نیلوفر،اول.

22- قیس رازی، شمس الدّین محمّد(1373)، المعجم فی معاییر اشعار عجم، به کوشش دکتر سیروس شمیسا،تهران، فردوس، اول.

23- مختاری،محمد(1368)، حماسه در رمز و راز ملی،تهران، قطره، اول.

24- مؤتمن، زین العابدین(1364)، شعر و ادب فارسی، بی جا،کتابفروشی حافظ و کتابفروشی مصطفوی.

25- موسوی،مصطفی(1375)، بیژن و منیژه، تهران، سروش، اول.

26- نیکوبخت، ناصر(1380)، هجو در شعر فارسی، تهران، دانشگاه تهران، اول.

27- هوارد، می یر(1384)، فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی، مترجم سعید سبزیان مراد آبادی، تهران، رهنما، اول.