بررسی ساختار اسطوره‌ای در داستان سام‌نامه

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز

2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز

چکیده

بسیاری از داستان های کهن حماسی و عامیانه زیر بناهایی اساطیری دارند. شخصیت ها، موجودات و حوادث این گونه داستان ها غالباً در لایه‌ای اساطیری پیچیده شده اند، چنان که گاهی تمیز واقعیت از افسانه دشوار می نماید.سام نامه منظومه‌ای نیمه حماسی- نیمه غنایی است که داستان سفر سام را برای یافتن معشوقش بیان می‌کند. این منظومه که شامل تعداد زیادی داستان های تو در توی کوتاه است، از برخی جهات دارای الگوها اساطیری است. ریشه برخی از این الگوها را در اسطوره های ایرانی؛ بخصوص در اوستا و شاهنامه می توان یافت و ردپای بعضی دیگر را در اساطیر ملل غیر ایرانی می‌توان جستجو کرد. سام، قهرمان سام نامه قابل قیاس با انسان خدایان اسطوره های غیر ایرانی و پهلوانان اسطوره ای ایرانی است. همچنین شخصیت های زن سام نامه دارای وجوه تشابه فراوانی با ایزدبانوان اسطوره ای است. آنچه در این پژوهش کوتاه مورد نظر است، یافتن بن مایه های اساطیری در برخی از حوادث پیش روی سام و مقایسه قهرمان و برخی شخصیت های این منظومه با الگوهای اساطیری است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A Study on the Mythological Structure of Sam-Nameh

نویسندگان [English]

  • Zarin Varedi 1
  • Hamideh Nazari 2
1 Assistant Professor of Persian language and literature, Shiraz University
2 M.A of Persian language and literature, Shiraz University
چکیده [English]

Many ancient epic and folk stories have mythological bases. Characters, creatures and events in these stories are presented with a mythological coverings, so that sometimes it is impossible to distinguish reality from myth.
Sam-Nameh is a half epic- half lyric series which depicts the story of Sam's travel for finding his beloved. This series, which consists of many intervowen short stories, in some respects adopts mythological patterns. Some of these patterns have their roots in Iranian myths, especially in Avesta and Shahnameh , and some others can be traced back tonon–Iranian mythology. Sam, the protagonist, is comparable to the Gods in non-Iranian myths and heroes in Iranian myths.
Also, the female protagonists share a lot of similar characteristics with mythological goddesses. The present study aims to detect mythological bases in some events experienced by Sam and to compare the protagonist and some other characters with mythological patterns.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Sam
  • Sam-Nameh
  • Nameh
  • Mythology
  • God
  • Goddesses
  • Metaphysical Forces
  • Dragon and Demon

 مقدمه

1- معرفی سام نامه

سام نامه منظومه‌ای حماسی- غنایی و منسوب به خواجوی کرمانی است که پس از قرن ششم سروده شده است. داستان این کتاب دربارة عشق سام فرزند نریمان، نیای رستم، به پریدخت دختر فغفور چین است. مطالب این مثنوی دنبالة افسانه های اصیل و باستانی مربوط به حماسه ملی ایران نیست؛ بلکه از روایات عامیانة شفاهی و پراکنده جمع آوری شده و سراینده آنها را سر و سامان داده است (سرکاراتی،1370:23). صفا معتقد است که این منظومه متعلّق به اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است (صفا، 1384:335).

انتساب سام نامه به خواجوی کرمانی مورد تردید محققان است. نخست به این علت که در تذکره‌های مهم زبان فارسی و کتب تاریخ ادبیات مانند براون و ریپکا اشاره‌ای به انتساب سام نامه به خواجو نیست. دوم به این دلیل که سام نامه دارای ضعف های لفظی و معنوی و ساختاری و ابیات ناتندرست و نقائصی است که در دیگر آثار خواجو مشاهده نمی شود (رستگار، 1370:44-46). از طرفی نسخه هایی که از سام نامه موجود است، همگی ناقص هستند و سرایندة اثر و تاریخ اتمام، در آنها مشخص نیست.

مهمترین دلیلی که در انتساب سام نامه به خواجوی کرمانی آورده شده، شباهت بسیار زیاد این اثر با مثنوی « همای و همایون» است که البته در تعلق آن به خواجوی کرمانی هیچ تردیدی نیست. سام نامه و همای و همایون دارای ابیات مشابه زیادی هستند و اصولاً اسکلت داستان هر دو کتاب یکی است. مسألة شباهت این دو کتاب و انتساب سام نامه به خواجوی کرمانی نخستین بار توسط اشپیگل شرق شناس مشهور آلمانی، در مقاله‌ای مطرح شد و پس از آن در ایران، افرادی؛ از جمله هدایت الله نیّر سینا و سپس منصور رستگار از این فرضیه دفاع کردند و دلایلی بر این امر بر شمردند.

 

2- پیشینة تحقیق

تنها نسخة چاپ شده از کتاب سام نامه که اساس کار این پژوهش نیز بوده است، نسخه ای است که در بمبئی به چاپ رسیده است و توسط اردشیر بن شاهی معروف به «خاضع» تصحیح شده است. این نسخه که کامل ترین نسخه از این اثر است، متأسفانه پر از سهوهای کاتب است و دارای حدود 14500بیت است. به همین دلیل نسخة صحیحی در دسترس ادب دوستان قرار نداشته است و این موجب شده است که سام نامه چنان که حق اوست، شناخته نشود؛ لذا تحقیقات انجام شده بر روی آن نیز بسیار محدود است. بخش اصلی این تحقیقات مربوط به مقایسة این اثر با کتاب «همای و همایون» خواجوی کرمانی است. برخی محققان سعی کرده‌اند، با استناد به تشابهات فراوان این دو کتاب، انتساب سام نامه به خواجوی کرمانی را اثبات کنند. در ایران برای اولین بار سعید نفیسی سام نامه را از آثار خواجوی کرمانی برشمرد و پس از وی هدایت الله نیرسینا(نیر سینا، 1353: 201-209) و منصور رستگار فسایی(رستگارفسایی، 1370: 44-46) هر یک در مقالاتی جداگانه و بر اساس شباهت سام نامه و همای و همایون، دلایلی بر اثبات انتساب سام نامه به خواجوی کرمانی ذکر کردند. پس از ایشان تعداد بسیار معدودی مقاله بر این اثر نگاشته شد، از جمله مقاله ای از فرنگیس پرویزی که به بررسی زبان و بیان و کاربرد برخی قواعد دستوری در سام نامه پرداخته است و دیگر مقالة وحید رویانی است که ایراداتی به دلایل اثبات انتساب سام نامه به خواجوی کرمانی وارد کرده اند.

سام نامه در دانشگاه مشهد به عنوان رسالة دکتری توسط وحید رویانی تصحیح شده است و در دانشگاه شیراز جلد اول توسط خانم اعظم السادات ناصحی و جلد دوم توسط حمیده نظری(یکی از نویسندگان مقاله حاضر) شرح شده است. قابل ذکر است، شرح جلد اول و دوم سام نامه به راهنمایی خانم زرین واردی به انجام رسیده است.

 

3- روش تحقیق

در این تحقیق ابتدا ابیاتی از سام نامه که به نظر می رسید دارای عناصر اساطیری باشند، فیش نویسی شد. سپس با مطالعه در کتب اسطوره ای ایرانی و غیر ایرانی موارد مشابه و قابل مقایسه با سام نامه از این کتاب ها نیز جمع آوری شد و در آخر به دسته بندی و مقایسة نمونه های مورد نظر پرداخته شد. با توجه به حجم زیاد کتاب سام نامه، اذعان داریم که ممکن است برخی نکته‌ها که از لحاظ اسطوره‌ای قابل بحث می باشند، از دید ما پنهان مانده باشند. بعلاوه با توجه به محدودیت حجم مقاله امکان شرح و توضیح مفصل در مورد برخی نمونه ها ممکن نشد.

همة ملت های کهن جهان از اسطوره های خاص خود بهره مندند و با تعمق در اساطیر ملل مختلف می توان تشابهات فراوانی بین آن ها مشاهده کرد. این شباهت ها باعث گردیده که ردپای اسطوره های یک ملت در داستان های ملتی دیگر نیز یافت شود.

اسطوره ها در فرهنگ ایرانی نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند و اکثر مجموعه های حماسی ایرانی دارای بن مایه های اساطیری هستند. اغلب این قصه ها دربارة اعمال قهرمانانة جنگجویان دلیر و فوق بشری علیه دشمنان غیر طبیعی است. بخش عمده ای از این اسطوره ها در کتاب شاهنامه وجود دارد. در اوستا و متون زرتشتی نیز بخش هایی از داستان های اساطیری و موجودات افسانه ای وجود دارد. همچنین با بررسی مجموعه های حماسی ایرانی می توان ردپای اسطوره های یونانی، رومی، هندی و... را نیز در آن ها مشاهده کرد.

سام نامه نیز از این امر بی بهره نیست و در جای جای این اثر نمادهای اساطیری دیده می شود. منظومة سام نامه با شاعری تقریباً نامعلوم، مثنوی نیمه حماسی، نیمه غنایی است که به شرح رشادت ها و پهلوانی های سام نریمان از چهارده سالگی پرداخته است. در این اثر سام، به بهانة عشق پریدخت اعمال خارق العاده و رشادت های خود را به نمایش می گذارد.

 

1- ساخت کلی داستان

• سفر سام

ساختار کلی داستان سام نامه از نوع داستان های تو در تو است. سام که با دیدن تصویر پریدخت چینی دلباختة او شده است، برای یافتن او سفری طولانی را آغاز می‌کند. او در طول این سفر با حوادث متفاوتی روبه رو می شود و ناگزیر می گردد با موجودات عجیب و غریبی مبارزه کند. سفر سام از این لحاظ شباهت زیادی به سفر اودیسه دارد. سام در سفر خود مانند اودیسه درگیر حوادث پی در پی و محیّرالعقول است. اودیسه پس از تمام شدن جنگ تروا به سوی وطن خود حرکت می کند. او که بی‌تاب ملاقات همسر باوفایش پنه لوپه(Penelope) و پسرش تلماک(تلماخوس Telemachos) است، بر اثر راهنمایی پیشگوها و رؤیاهایی که می بیند به مکان های گوناگون می رود و درگیر ماجراهای متفاوتی می گردد.

سام نیز به عشق دیدن پریدخت سفر خود را به راهنمایی سروش - که در رؤیاهای سام حضور دارد- آغاز می کند و در طول این مسیر مخاطره انگیز با  هیولاها و و موجودات مافوق طبیعی برخورد می کند که هریک مانع او در راه رسیدن به مقصد هستند.

سام در این سفر از پیشگویی ها و راهنمایی های سروش استفاده می کند و در مواقع لزوم از امداد الهی بهره مند می گردد. در داستان اودیسه نیز آتنه (آتناAthena) الهة خردمندی و جنگ، اودیسه را حمایت می‌کند.

• ازدواج

همچنین داستان سام نامه از الگوی ازدواج برون خانواده‌ای تبعیت می‌کند. در این نوع ازدواج مرد با زنی از طایفه ای جز طایفة خود ازدواج می کند، زادگاهش را ترک کرده و با اقوام همسرش زندگی می‌کند. طبق این الگو پسران پادشاهان نیز مانند دیگر مردم به هنگام جوانی خانواده خود را ترک کرده و با دختری از تباری دیگر ازدواج می کردند و تا آخر عمر نزد خانوادة همسر خود زندگی می‌کردند. دختران شاه در خانة پدر در انتظار خواستگاری لایق باقی می ماندند و به این ترتیب جانشینی به جای پسر پادشاه به داماد او می رسید (فریزر، 1387:207).

 طبق گفته ج. فریزر ردپای این الگو در داستان های عامیانه باقی مانده است (همان، 209). در این گونه داستان ها پسر یک پادشاه یا یک نجیب زاده عاشق دختر زیباروی پادشاه سرزمینی دیگر می‌گردد و برای به دست آوردن معشوق خود به سفری طولانی می رود و گاهی اوقات ناگزیر است، برای به دست آوردن دل پدر معشوق خود، با اژدها نبرد کند یا به اعمال عجیب و خارق العاده دست بزند. در سام نامه سام با دیدن تصویر پریدخت، دختر فغفور چین عاشق او می شود و برای یافتن و ازدواج با او راهی سرزمین چین می شود.

در برخی قصص اساطیری دیوی جادو دختری را می رباید و قهرمان داستان دختر را از دست آن دیو نجات می دهد و در برخی مواقع با او ازدواج می کند. در اسطورة رامایانا (Ramayana)، راونا(Ravona) تصمیم به ربودن سیتا(Sita)، همسر راما(Rama) می‌گیرد تا به این وسیله راما را از پای درآورد و نابود کند. راما از میمون ها کمک می گیرد تا جای سیتا را بیابد. راما پس از یک رشته جنگ‌های شدید رکشاساها را شکست داده و راونا را می کشد و سیتا را آزاد می کند (روزنبرگ، 1386:667).

در داستان سام نامه پریدخت چینی توسط دیوی به نام «اَبرَها» ربوده و زندانی می شود. سام با تلاش فراوان او را از دست ابرها نجات می دهد و در انتهای داستان با او ازدواج می‌کند.

2- انسان - خدا

در اغلب داستان های اسطوره ای پهلوانان و خدایان در کنار هم در صحنه های گوناگون حضور دارند. در اساطیر، دنیای پهلوانان و دنیای خدایان به طور مشخص از هم تفکیک نمی شوند. خدایان مانند انسان ها زندگی می‌کردند. آنان می خوردند، می خوابیدند، ازدواج می کردند، بچه دار می شدند، به افراد مورد علاقة خود کمک می کردند و با آنان که موجب ناراحتی و ناخشنودیشان بودند، رفتاری خصمانه داشتند.

گروهی از این خدایان بتدریج از جهان خدایی بیرون آمده و به عنوان پهلوانان وارد جهان حماسه ها گشته‌اند. «علاوه بر نقشی که خدایان در اغلب حماسه ها بر عهده دارند، بسیاری از خدایان اقوام کهن به صورت شاهان و پهلوانان در حماسه ها ظاهر می شوند...» (بهار، 1387:374).

این امر در ابتدا با نیمه خدایی بودن پهلوانان و نسبت دادن پدر یا مادری آسمانی به آنان آغاز گردید. انسان- خدایان گروهی از انسان ها بودند که تصور می شد، نیمه الهی هستند و از پدر یا مادری آسمانی به وجود آمده اند. اینان به دلیل برخورداری از نیروهایی فوق طبیعی و فوق انسانی برتر از انسان ها پنداشته می‌شدند. «تصور انسان - خدا یا انسانی برخوردار از نیروی خدایی یا فوق طبیعی اساساً به دورة اولیة تاریخ دین تعلّق دارد که خدا و انسان هنوز موجوداتی از یک سنخ پنداشته می شوند و ورطه ای گذرناپذیر که در تفکر آتی بین آن ها گشوده می شود، آن ها را از هم جدا نکرده است» (فریزر، 1387:132).

بنابراین بسیاری از پهلوانان اسطوره‌ای یا در دودمانی اشرافی به دنیا آمده بودند یا دارای پدر یا مادری آسمانی بودند. هراکلس (هرکول) بزرگ ترین پهلوان یونانی نیمه خدایی بود. او فرزند زئوس، پادشاه خدایان المپ نشین(Oleymp) بود.

آشیل بزرگترین پهلوان یونانیان در جنگ تروا موجودی نیمه الهی بود. او فرزند الهه تتیس(Tetis) (کةک پری دریایی زیبا بود) و یک انسان فانی به نام پلیوس(Peleus) بود (برن،1381، ص42).

گیل گمش (Gilgamesh)پادشاه شهر اوروک(ارخ) (Uruk) و پر آوازه‌ترین پهلوان اسطوره ای آشوری- بابلی نیز نیمه خدایی بود. « دو سوم وجود او ایزدی و یک سومش انسان گونه بود»( ژیران، 1375:95).

مسأله ورود خدایان به حماسه ها دربارة خدایان هند و ایرانی نیز صادق است. «این تحول که شاید از عصر اوستا آغاز می‌گردد، در عصر اشکانیان و ساسانیان کمال می پذیرد و بخشی از آن در شاهنامه متبلور است» (بهار، 1387:491).

در حماسه های ایرانی نیز قهرمان حماسه، غالباً موجودی فوق طبیعی است و مایه های الهی و فوق انسانی دارد. هر چند « بصراحت قهرمان را فرزند خدا ذکر نکرده اند» (شمیسا، 1383:77).

در اوستا و بخشی از شاهنامه شاهان و قهرمانان دارای فرّه ( در اوستا خَورنه) بوده اند. « در اوستا از پادشاهان سلسلة پیشدادیان و سپس کیانیان بسیار ستایش شده و از آن ها به عنوان دارندگان فره (خَوَرنَه) نام برده شده است» (کرتیس،1381: 30). این امر را می توان از نشانه‌های نیمه خدایی بودن این افراد قلمداد کرد. در سام نامه نیز سام از این نشانه و موهبت الهی بهره مند است.

همان گونه که اغلب خدایان دارای شخصیت های اخلاقی هستند و صفاتی نظیر صداقت، جوانمردی، مبازره با ستم و حمایت از ضعیفان به آنان نسبت داده می شود، پهلوانان نیز که موجوداتی نیمه خدایی تصور می شده‌اند، به این صفات متصف بودند. آنان معیارهای اخلاقی و رفتاری را رعایت می‌کردند و علاوه بر این از لحاظ ظاهری نیز خوش سیما و جذاب، قوی بنیه و شجاع بودند.

«آنچه از همه بیشتر در خدایان آریایی به چشم می خورد، قدرت ایشان است. خدایان قادر به انجام هر عملی اند و تنها ایشانند که قادر به برآوردن آرزوهای مردمانند» (بهار، 1387:462).

«اسطوره های جهانی قهرمان همواره به مردی بسیار نیرومند یا نیمچه خدایی اشاره دارد که بر بدی‌ها در قالب اژدها، مار، دیو و ابلیس پیروز می شود و مردم خود را از تباهی و مرگ می رهاند» (یونگ، 1381:112).

در شاهنامة فردوسی رستم دارای خاندانی پهلوانی و نسبی والاست. او فرزند زال و نوة سام نریمان است. « رستم و خاندانش در شاهنامه به عنوان شاهان سیستان در شرق ایران توصیف شده اند» (کرتیس،1381: 43). او دارای قدرتی ماوراء طبیعی است. هنگامی کةک روزه بوده گویی یک سال داشته است. در نبرد با یک ژنده پیل هیچ مشکلی ندارد و با یک ضربة گرز خود بلافاصله او را از پای در می آورد. کردارها و نبردهای پهلوانی رستم بی شمار است و دلاوری و قدرت او با کمک اسب عجیب و دلاورش، رخش نیز بیشتر می شود (همان، 47).

در شاهنامه سهراب، سیاوش و اسفندیار نیز کم و بیش دارای چنین خصایصی هستند.«سهراب در یک ماهگی مانند مانند کودکی یک ساله است. هنگامی که سه ساله می شود آموزش فن نبرد را آغاز می کند و در ده سالگی رقیب و همتایی ندارد» (همان، 49).

در داستان سام نامه، سام از نسبی عالی برخوردار است. او فرزند پهلوانی نامدار به نام نریمان و شاهزاده خانمی بلخی است. قدرت فوق انسانی او از کودکی نمایان است به گونه‌ای که در چهارده سالگی از نیروی جسمی شگفت انگیزی برخوردار است.

چو ده ساله عمرش گذشته چهـار
به سر پنجه دست از دلیران ببـرد
چنان شد که گر برگشودی کمین

 

نیارست شــد چرخ با او دچـار
به زربخشی آب از کریمان ببرد
شـه چرخ را در ربــودی ز زین
     (خواجوی کرمانی، 1319: 1/ 42)

او چنان قوی و نیرومند است که از دیوان و موجودات اهریمنی که گاهی هیکل آنان چندین برابر سام است، نمی هراسد. با آنان مبارزه می‌کند و حتی یک زخم برنمی دارد. مبارزات سام با نهنگال، عوج بن عنق، خاتوره مادر عوج بن عنق، ارقم دیو، سمندان، ابرها و... نمونه هایی از دلاوری های سام است.

سام خوش اندام و خوش سیما و بسیار شجاع است. زیبایی و جذابیت ظاهری او دختران جوان را به خود جلب می کند و این امر باعث می شود که او دلباختگان فراوان داشته باشد که البته گاهی اوقات برای او دردسرآفرین است. همة این موارد گویای این امر است که سام پهلوانی فوق انسانی و دارای مایه های الهی است.

 

3- نیروهای متافیزیکی

• پیشگویی

نیروهای متافیزیکی و غیبی در غالب داستان های اسطوره ای وجود دارد. نیروهای متافیزیکی که اغلب به صورت ارتباط خدایان و الهگان با قهرمانان و پیشگویی سرنوشت آنان وجود داشته نقش مهمی در شکل گرفتن یک اسطوره داشته است. پیشگویی ها یا مستقیماً از طریق خدایان و الهگان انجام می شد و یا از طریق عوامل واسطه ای نظیر رؤیا ها و طالع ها و عوامل انسانی از قبیل غیب گویان و خواب گزاران.

شکل گیری برخی داستان های اسطوره ای مشهور ناشی از چگونگی برخورد شخصیت های داستان با پیشگویی ها می باشد. در اسطوره اودیپ (Odipus)چون یک غیبگو پیش بینی کرده بود که لایوس (Laios) به دست فرزندش کشته خواهد شد، اودیپ تازه ولادت یافته، به چوپانی سپرده شد تا بر فراز کوه کیتایرون(Cithayron) گذاشته شود و قوزک پایش را چنان مجروح کردند که نتواند از جایش تکان بخورد (برن، 1381: 93). چنان که می دانیم این امر باعث ناشناخته ماندن پدر و پسر و به وجود آمدن ماجراهای شگفت انگیزی شد.

در اسطوره ای دیگر زئوس(Zeus) پادشاه خدایان یونانی، عاشق پری دریایی زیبایی به نام تتیس بود؛ اما به موجب یک پیشگویی، زئوس آگاه شد که پسر تتیس به مقامی برتر از پدر خود دست می‌یابد. بنابراین زئوس از او صرف نظر کرد و او را به ازدواج یک انسان فانی به نام پلیوس درآورد. فرزند این دو آشیل(آخیلوس) بزرگ ترین پهلوان یونانیان در جنگ تروا بود (همان،42).

اودوسئوس(odysseus)(اودیسه) پادشاه ایتاکا(Ithaca) و از پهلوانان جنگ تروا(Troy) بر این پیشگویی آگاه بود که چنانچه به جنگ تروا برود به مدت بیست سال سرگردان خواهد بود (همان،40).

در اسطوره های آشوری- بابلی هنگامی که خدایان تصمیم می گیرند، توفان بزرگی بر انسان نازل کنند و نژاد انسان را براندازند، اِئا(Ea)(ایزد آب ها) به جد گیل گمش به نام اوت- نه – پیش– تیم(Ut-napishtim) وقوع فاجعه را اطلاع می دهد و او از نابودی نوع بشر جلوگیری می‌کند (مک کال، 1379:65).

نیروهای متافیزیکی در حماسه‌های ایرانی نیز وجود دارد. «قهرمان با خدایان مربوط است و با او سخن می گوید» (شمیسا،1383:77). در حماسه های ایرانی این امر به صورت راز و نیاز قهرمان با خدای یگانه نمود پیدا کرده است.

سام پیش از شروع هر کاری نام خدا را بر زبان می آورد و از او استعانت می جوید. در سام نامه نقش خدایان پیشگو بر عهدة سروش است. سروش در خواب و رؤیا بر سام ظاهر می شود و راهنمایی‌ها و دستورات لازم را به او الهام می کند. در تمام موارد سروش از طرف پروردگار و به نیابت از او با سام ارتباط دارد.

در ابتدای داستان سام نامه، پس از آن که سام با دیدن تصویر پریدخت بر پرده، دلباختة او می شود و از خود بیخود می‌گردد، سروش در عالم بیهوشی بر او ظاهر می گردد و به سام دستور می دهد که برای یافتن پریدخت رهسپار سرزمین چین شود و پیشگویی می کند که در آن جا سعادت در انتظار سام است و به وصال پریدخت می رسد.

به چین رو که فالت همایون شود
به چین زلف دلبر توانی کشیــد

 

ز مــاه رخش مهرت افــزون شود
که از چین شود نافة چین پدید
     (خواجوی کرمانی، 1329: 1/50)

پس از آن و در مسیر آن سفر صعب، هر زمان که نیاز باشد، سروش حضور دارد و از طرف پروردگار سام را یاری می کند.

در داستان نبرد سام با ارقم دیو، پیش از آغاز نبرد سام با خداوند سخن می‌گوید و از او کمک و پیروزی می طلبد. در این هنگام بیهوش می شود و سروش در رؤیا، مژدة پیروزی بر ارقم دیو را به سام می دهد و آینده‌ای روشن برای خاندان سام و به وجود آمدن نبیره ای دلیر از نسل سام (رستم) را پیشگویی می کند.

نبیرةکی نامور پیلتن

 

دهیمت یکی گرد لشکرشکن
                           (همان، 2/195)

 

عوج بن عنق دیوی ترسناک و قوی هیکل است چنان که:

همه دشت پر گشته از پیکرش
یکی را به زانوش فرسنگ بــود

 

ورا بــود تا پشت پا صــد ارش
زمین و زمان بر تنش تنگ بود

                        (همان، ج2: 236)

 

در سام نامه، سام دو بار با او مبارزه می‌کند. پیش از شروع دومین نبرد سروش، سام را از نتیجة جنگ آگاه می کند تا سام خود را برای کشتن آن دیو به زحمت نیفکند؛ زیرا مقدّر نیست که عوج به دست سام کشته شود، بلکه در زمان حضرت موسی و با ضربة عصای او کشته خواهد شد.

 

• حمایت خدایان

از جنبه های دیگر حضور نیروهای متافیزیکی در اساطیر، حمایت خدایان از قهرمانان است. این مسأله در بیشتر داستان های اسطوره‌ای قابل مشاهده است. «اسطورة قهرمان ویژگی بسیار مهم دیگری نیز دارد که در واقع کلید دستیابی به درک آن است. در بسیاری از این افسانه ها قدرت های پشتیبان یا نگاهبان، ناتوانی اولیة قهرمان را جبران می کنند و وی را قادر می سازند تا عملیات خود را که بدون یاری گرفتن از آن ها نمی تواند انجام دهد به انجام برساند» (یونگ، 1381:164).

خدایان داستان های اساطیری در سام نامه به صورت دوستان و دشمنان انسانی سام نمود پیدا کرده‌اند و حب و بغض آنان در سفر پر ماجرای سام، سمت و سوی جریان داستان را تعیین می‌کند. 

در داستان ایلیاد، آتنا (الهه خرد و جنگ) از الهگان مخالف تروا، به یونانیان می‌آموزد که اسب چوبی بزرگی بسازند و پهلوانان خود را در آن پنهان کنند.

در به انجام رساندن دوازده خوان هراکلس(Herekles)(هرکول) پهلوان یونانی، برخی از خدایان او را حمایت می کنند. آرتمیس(Artemis) - الهه شکار- اجازه می دهد تا هراکلس، گوزن زیبا و رمندة کرونیتس(Cronites) که هراکلس یک سال او را دنبال کرده تا بتواند بدون آسیب زدن او را بگیرد، نزد اوروستیوس(Eurystheus)، پادشاه آرگوس(Argos) ببرد (برن،1381:23). هادس(Hades)، برادر زئوس که پادشاه جهان زیرین (سرزمین مردگان) است و همسرش پرسفونه(Persephone) سگ شکاری جهنم را کةک هیولای سه سر هولناک است به هراکلس قرض می دهند تا یکی از خوان هایش را به انجام برساند (همان، 27). الهه آتنا از الهگان حامی ادودسئوس(اودیسه) در سفر پر مخاطرة اوست (همان، 6-70).

در سام نامه حضور نیروهای متافیزیکی فقط به راهنمایی ها و پیشگویی‌های سروش ختم نمی شود. هر زمان که سام در نبرد با حریفان غول آسای خود درمانده می‌گردد، دست نیاز و تمنا به سوی پروردگار دراز می کند و از او یاری می جوید. بدون درنگ امداد غیبی برای یاری سام فرستاده می‌شود.

شدّاد که ادعای خدایی دارد بهشت و جهنمی برای خود ساخته است. جهنم شدّاد در دره کوه آذر برپاست و دیوی به نام سمندان از آتش آن محافظت می‌کند. سام در تلاش برای خداپرست کردن شداد، در پی خاموش کردن آتش این جهنم برمی آید؛ اما نمی تواند آن را خاموش کند. در این هنگام از خداوند درخواست کمک می کند و بلافاصله امداد غیبی در قالب بارانی سیل آسا برای کمک به او فرستاده می شود و آن آتش عظیم خاموش می گردد.

از آن ابر بارید باران چنان
همه آتش درّه را آب بـرد
همه آتش از فرّ مرد سـره

 

که آن درّه پر شد از آب روان
چه آب آمد از کوه آتش فسرد
به فرمان یزدان بشست از دره
    (خواجوی کرمانی، 1329: 2/107)

همچنین در نبرد سام و تکش خان با فغفور چین هنگامی که نزدیک است، سپاه فغفور بر لشکر سام چیره گردد، سام به درگاه الهی رو می کند و استعانت می جوید. بی درنگ سپاه تمرتاش که به کمک فرهنگ دیوزاد خداپرست گردیده است، به همراه فرهنگ دیو زاد و پریدخت برای پشتیبانی لشکر سام از راه می رسند.

4- نقش زنان و ایزدبانوان

سام نامه در عین حال که در زمرة منظومه های حماسی ایرانی جای دارد، دارای وجهی عاشقانه نیز هست. جنبة عاشقانة این اثر چه از لحاظ تعداد و چه از لحاظ کیفیت ابیات بر جنبة حماسی آن ارحجیت دارد. در این اثر حماسی- غنایی زنان حضوری محکم و مؤثّر دارند و بسیاری اوقات، این زنان هستند که سمت و سوی جریان داستان را تعیین یا تعویض می‌کنند. با اندکی دقت درمی یابیم، زنانی که در سام نامه توصیف می شوند، از خصوصیات الهگان و ایزدبانوان داستان های اساطیری بهره‌مندند. با مطالعة این توصیفات و مقایسه با خصوصیات الهگان باستانی به واقع به این باور می رسیم که « زن مطرح در شعر غنایی در اصل یک ایزد بانوست» (شمیسا، 1383:140).

 

• شباهت های شخصیت های زن سام نامه با ایزدبانوان

زنان در سام نامه عموماً زیبا، خردمند، جسور و جنگاور هستند. توصیفاتی که از زیبایی و ملاحت آنان در سام نامه آمده است، بی شباهت به خصوصیات ظاهری ایزدبانوان نیست. برای روشن شدن مطلب دو نمونه از این توصیفات دلنشین آورده می شود.

توصیف شمسة خاوری:

ملک ضمیران شــاه خاور زمیــن
بــه بالا خـرامــنده ســرو بلنــد
درخشان رخش چشمــة آفتاب
دو برگ گلش سوسن مشک پـوش
شـب دلســتانـش  شبســتان دل
دو جادوی مخمورش ازخواب مست
لبش نــوش داروی هــر دردمنــد
سیه زلف[و]در زلف مشکینش ماه
سمن بوی، نسرین بر و خوش خرام
                  

 

یکی دخترش بود چون حور عین
به گیسو برآشفته مشکین کمنــد
درافشان لبش چشمة نوش یاب
دو لعل لبـش شهد و شکر فــروش
گل لاله رنگـــش گلســــتان دل
دو هنــدوش در آب افکنده شست
سر زلفش آشــوب هـر پای بنــد
زنخ سیب و در سیـب دلگیر چــاه
به رخ شمع طلعت، بُدش شمسه نام
         (خواجوی کرمانی، 1329: 86)

 

 

توصیف الهه آناهیتا

«آنگاه اردویسوراناهیتا به پیکر دوشیزه‌ای زیبا، برومند، برزمند کمر بر میان بسته، راست بالا، آزاده نژاد، بزرگوار، موزه هایی درخشان تا مچ پا پوشیده و به استواری با بندهای زرین بسته روانه شد» (دوستخواه، 1382:309).

این ایزد بانو با صفاتی چون نیرومندی، زیبایی و خردمندی به صورت الهه عشق و باروری نیز درمی‌آید (آموزگار، 1386:23).

« اوست که تخمة همة مردان را پاک کند و زهدان همة زنان را برای زایش بپالاید. اوست که زایمان همة زنان را آسانی بخشد و زنان باردار را به هنگامی که بایسته است، شیر [در پستان] آورد» (اوستا، 1382:298).

« از تو باید دوشیزگان کوشا و شایسته، سَروَر و خانه خدایی دلیر خواهند. از تو باید زنان جوان به هنگام زایمان زایشی خوب خواهند.» (همان،313).

بنابراین شخصیت های زن سام نامه در واقع همان الهگان دنیای اساطیرند که وجهه‌ای زمینی یافته‌اند. آنان علاوه بر داشتن ظاهری دلپسند از خردمندی و جنگاوری نیز برخوردارند. زنان نیک سرشت سام نامه قادرند در هنگامه های سخت تصمیمات مهم اتخاذ کنند و با ترفندهای زیرکانه، هم خود را از مهلکه نجات دهند و هم به سام کمک کنند.

هنگامی که فغفور چین دختر خود را به زور به عقد ازدواج تمرتاش بت پرست درمی‌آورد، پریدخت برای فرار از این ازدواج تحمیلی راهی می اندیشد. شبانگاه که تمرتاش به نزد عروس خود می آید تا پرده از روی او برگیرد، پریدخت او را از این کار برحذر می دارد. پریدخت که در تب عشق سام می سوزد، وانمود می کند که از سام بیزار است و عشق او را در سر ندارد؛ اما به لات سوگند یاد کرده است که به هنگام ازدواج تا یک سال خود را از چشم شویش پنهان دارد. پریدخت در برابر اصرار و التماس های تمرتاش او را از خشم لات می ترساند و به این ترتیب خود را از دسترس همسر تحمیلی خود دور نگه می دارد تا اندکی بعد بتواند به کمک فرهنگ دیوزاد از آنجا بگریزد.

شمسة خاوری از دیگر شخصیت های زن سام نامه است که با شجاعت و درایت خود سام را از یک مهلکه سخت نجات می دهد. تُنبُل جادو، نام دیوی از شهر نیمه تنان است. او در جادوگری بی‌همتاست. آن دیو هولناک با جادوگری چشمان سام و یاران او را نابینا می‌کند و تا زمانی که زنده است این جادو باطل نمی گردد. شمسه که از زیبایی فوق العاده‌ای برخوردار است، به یاری سام می‌شتابد. او ابتدا برای جلب اعتماد آن دیو، او را ستایش می‌کند و با وعدة ازدواج آن دیو نیم تن مخوف را می فریبد. سپس در خواب او را می‌کشد. با کشته شدن تنبل دیو، جادوی او نیز باطل می شود و سام و یارانش بینایی خود را باز می یابند.

 

• حبّ و بغض الهگان

در داستان های اسطوره ای برخی الهگان و ایزدبانوان قهرمان داستان را یاری می دهند و برخی علیه او کارشکنی می کنند. هراکلس در کلیة خوان های خود با تنفر الهه هرا(Hera) مواجه بود که همواره به فرزندان زئوس از زنان دیگر حسادت می ورزید. از طرف دیگر الهه آتنا از هراکلس حمایت می کرد (برن،1381:23).

هنگامی که پاریس(Paris) بر فراز کوه به چراندن گوسفند مشغول بود، سه الهه آتنا، هرا و آفرودیت(Afrodite) برای داوری در مورد این که کدام یک از آن ها زیباترین هستند، نزد او رفتند. هر یک از آن ها به پاریس وعده داد در صورتی که انتخاب شود، پاداشی به پاریس خواهد داد. هرا ثروت و قدرت، آتنا نیروی نظامی و خرد و آفرودیت عشق زیباترین زن جهان، هلن، را به او وعده دادند.

پاریس پاداش آفرودیت را ترجیح داد و با اعلام پیروزی وی، خشم پایان ناپذیر دو الهة دیگر را برانگیخت و آنان به دشمنان همیشگی تروا تبدیل شدند (همان،44).

الهه آتنا از حامیان هراکلس نیز بود (همان،23). آشیل (آخیلوس) پهلوان یونانی همواره از حمایت‌های مادرش، الهه تتیس بهره مند بود (همان،47).

شخصیت های زن سام نامه علاوه بر برخوردار بودن از ویژگی های ظاهری الهگان، از کارکردهای عملی آنان نیز بی بهره نبودند. شمسه، قمررخ و پرینوش همواره یاریگر سام و نجات دهندة او از مهلکه‌ها بودند، در حالی که عالم افروز در راه رسیدن سام به هدفش، کارشکنی می‌کرد. شمسة خاوری در برخی نبردها همراه و حامی سام است و بزرگ ترین از خودگذشتگی او باطل کردن جادوی تنبل دیو است. قمررخ دختر سهیل جهان سوز که پدرش کوتوال قلعه‌ای است که سام در ته چاهی در آن قلعه اسیر است. قمررخ در غیاب پدرش، سام را از بند می رهاند و او را فراری می دهد. پرینوش، دختر خاقان چین و دختر عموی پریدخت، سام را از بند دیوی به نام «ژند جادو» می رهاند و او را برای کشتن آن دیو راهنمایی می‌کند.

 

• عشق زنان

از دیگر مشخصات داستان های اساطیری این است که غالباً زنان عاشق قهرمانان می شدند و دربرخی موارد این عشق از سوی قهرمان رد می شد که این امر تبعات منفی برای قهرمان به همراه داشت. «برحسب الگوهای اساطیری و پهلوانی کهن می دانیم که معمولاً پهلوانان و خدازادگان ازدواج نمی‌کردند؛ بلکه زنان مشتاقانه به آنان می پیوستند» (شمیسا، 1383:65).

جادوی فلوت کریشنا(Krishna) چنان نیرومند است که زنان شیرفروش با شنیدن نغمة دلنواز آن بی اختیار به دنبال کریشنا به جنگل می روند تا در زیر نور مهتاب با او برقصند و هر یک چنان شیفتة اویند که کریشنا برای راضی نگه داشتن آنان به هنگام رقص خود را تکثیر می کند تا هر یک گمان کنند که کریشنا تنها با او می رقصد (پیکولا، 1385:54).

در اسطوره ادویسه، پری زیبایی به نام کالیپسو(Calypso) عاشق اودیسه می شود، اودیسه عشق او را رد می‌کند؛ اما کالیپسو، او را هفت سال در جزیرة خود نگه می دارد و در پس از پایان هفت سال با وساطت الهه آتنا او را رها می کند (برن، 1381:67).

در اسطورة رامایانا «خواهر راونا دل در گرو عشق راما می گذارد؛ ولی وقتی راما دست رد بر سینه‌اش می زند، ارتش رکشاساها به وی می تازند. راما می تواند تمامی سپاهیان رکشاساها را به خاک هلاکت بیندازد» (روزنبرگ، 1386:660).

در شاهنامه رستم در یک سفر شکار، در نزدیکی دشت های توران به خواب می رود و اسب خود را گم می‌کند. در جستجوی اسب به شهر سمنگان می رود و در این ماجرا تهمینه دختر زیبای پادشاه محلی سمنگان پس از شنیدن داستان های پهلوانی رستم دل در گرو عشق او می بندد و با او ازدواج می‌کند(کرتیس،1381:47).

در داستان سیاوش، سودابةکی از همسران کیکاوس در کمند عشق سیاوش گرفتار می شود و چون وسوسه هایش در سیاوش کارگر نمی افتد، سودابه سیاوش را به خیانت متهم می کند (همان،51).

در سام نامه - همان طور که گفته شد - سام با ظاهری بسیار دلپسند توصیف گشته است. تقریباً تمامی زنانی که در سام نامه حضور دارند، شیفتة سام هستند. عالم افروز پری، پریدخت، شمسة خاوری، قمر رخ همگی عاشق سام هستند. اما سام تنها عشق پریدخت را در سر می پروراند و به عشق دیگران اهمیتی نمی دهد. او به پاس فداکاری قمررخ دختر سهیل جهان سوز، سه روز را با او می‌گذراند و سپس با اسب و سلاحی که قمر رخ برای او فراهم می کند به راه خود ادامه می دهد. شمسه از زنانی است که از اوایل داستان سام نامه عاشق سام می‌گردد و عشق خود را ابراز می کند. هرچند که این عشق از سوی سام رد می شود؛ اما شمسه از سام کینه‌ای به دل نمی‌گیرد و به عنوان یار و همراه در کنار سام باقی می ماند و به او کمک می کند. اما رد کردن عشق عالم افروز پری برای سام تبعات سنگینی به همراه دارد و خشم این پری زیبا را متوجه سام و پریدخت می کند تا آن جا که عالم افروز در صدد نابود کردن آن ها برمی آید.

 

• مقایسه عالم افروز و الهه ایشتر(Ishtar)

شخصیت عالم افروز در سام نامه با شخصیت الهه ایشتر - الهه آشوری، بابلی - قابل مقایسه است. ایشتر الهة عشق و جذابیت جنسی و جنگ است. او شخصیتی شهوانی توصیف گشته و حیوان مقدس او شیر است (مک کال، 1379:35).

«او (ایشتر) را به گونه ای نشسته بر گردونه ای نمایانده‌اند که هفت شیر آن را می رانده‌اند و کمانی در دستش بود» (ژیران، 1375:74).

«شخصیت او چندان مهرآمیز نبود. او در هر موقعیتی تحریک کننده و سرسخت بود و در برابر ناکامیابی شکیبایی اش را زود از دست می داد» (همان،75).

در داستان گیل گمش، شجاعت گیل گمش باعث می شود، ایزد بانوی آشوری، ایشتر، عاشق گیل گمش شود؛ اما گیل گمش تسلیم وسوسة ایشتر نمی شود و با صراحت عشق او را رد کرده و سرنوشت عشاق پیشین او را، به او یادآوری می‌کند (مک کال، 1379:58).

«ایشتر بانو خدای در زیبایی او دید:

گیل گمش! بیا جفت من باش و نیاز من کن

آری! آن میوة تنت را نیاز من کن

تو مرد من باش که من به جان می خواهم جفت تو باشم... » (شاملو،1384:96)

گیل گمش به او پاسخ می دهد:

«نه! تو را من به زنی نخواهم خواست

تو یکی فسرده تابه‌ای بر سر یخ

یکی در ناتمامی که نه باد را مانع می شود، نه سرمای سوزان را

یکی برکشیده کاخی تو که جنگجو آن را پاره پاره می‌کند

یکی دستاری تو که پوشنده را خبه می کند...

کو آن دلدادة تو که تا به آخر دوستش همی داشتی؟...

بیا تا عاشقان خاکستر نشینت را به نام بر تو شماره کنم» (همان،97)

ایشتر خشمگین از این حقارت و صراحت، به آسمان می رود و از پدرش، انو، می خواهد وزرای (گاو) آسمانی را برای کمک به او بفرستد تا گیل گمش را نابود سازد (مک کال، 1379:58).

«ایشتر دهان گشوده به سخن در می آید و با انو خدای _ پدر خویش _ چنین می گوید:

ای پدر! نرگاو آسمانی را به من ده

تا گیل گمش را بکشد

و خانه اش را به آتش کشد!

اگر نر گاو آسمانی را به کمکم بازنسپاری

حالی دروازة جایگاهش را بشکنم

به قلمروهای زیرین درآمده

مردگان موت را برانگیزم تا از زندگان چندان بردرند

که به شماره از مردگان همی برگذرند!» (شاملو،1384:100)

در سام نامه عالم افروز، پری زیبارویی است که چون شیفتة سام است، خود را به شکل گورخری زیبا درمی‌آورد تا سام را به سوی خود بکشاند. سام با دیدن زیبایی آن گورخر زیبا برای شکار کردنش به دنبال او می رود. هنگامی که از یاران خود دور می شود عالم افروز چهره واقعی خود را به سام می نمایاند و به او اظهار عشق می‌کند. در این اثنا سام تصویر پریدخت را بر پرده می بیند و دلباختة او می‌شود و عالم افروز را از یاد می برد. عالم افروز که متوجه این امر می‌گردد، عنان اختیار از کف می دهد و با خشم پرده را پاره می کند. اما سام که عاشق پریدخت شده دیگر به عالم افروز اعتنا نمی‌کند و این امر موجب تحقیر شدن عالم افروز و برانگیخته شدن خشم بی پایان او می گردد.

او از راه های گوناگون برای جلب محبت سام استفاده می‌کند و سعی می‌کند، ذهن سام را از پریدخت بازدارد و به خود معطوف دارد. ابتدا به سام وعدة ثروت و مقام می دهد و پس از مخالفت و سرسختی سام، او را تهدید می کند؛ اما توفیقی حاصل نمی کند و سام همچنان به پریدخت می اندیشد. هنگامی که سام حتی به تقاضای عالم افروز مبنی بر این که فقط ساعاتی را با او بگذراند و او را کام دهد، وقعی نمی نهد، کاسة صبر عالم افروز لبریز می گردد و سام را با جادو گرفتار کرده و با شیوه‌های گوناگون شکنجه می دهد تا هم از عشق پریدخت دست بردارد و هم پرستش خدای یگانه را رها کرده و « شیر» را پرستش کند. همان طور که گفته شد، شیر حیوان مقدس الهه ایشتر است. از سوی دیگر پریدخت را در صندوقی گرفتار می‌کند و به دریا می افکند. سرانجام داستان عشق عالم افروز به سام با کشته شدن عالم افروز به دست سام پایان می پذیرد.

عالم افروز همان الهه ایشتر است با همان خصوصیات که در قالبی متفاوت به تصویر کشیده شده است. عالم افروز، زیبا، شهوانی، ناشکیبا و جنگاور است. در ابتدا با سام رفتاری مهربانانه دارد؛ اما زمانی که از سوی سام تحقیر می گردد، مانند یک دشمن با سام رفتار می کند و سعی می کند او و معشوقش را نابود کند.

 

5- ضد قهرمان

قهرمان داستان ها و حماسه‌های کهن همواره با یک ضد قهرمان مواجه است. حضور ضد قهرمان در هر حماسه ضروری و اجتناب ناپذیر است. در داستان های اساطیری ضد قهرمانان عبارتند از: اژدها، غول، دیو، جادوگر، حیوانات عجیب الخلقه، اهریمن و یا یک حریف انسانی زورمند.

هراکلس در هر یک از خوان های خود با یک ضد قهرمان مواجه است. شیر نیمیایی، مارآبی چند سر (هودره لرنا)، گراز هولناک، پرندگان انسان خوار و... از مواردی هستند که او باید برای گذشتن از خوان ها بر آن ها فائق آید (برن، 1381: 22).

کریشنا از دوران کودکی خود با ضد قهرمانانی روبه روست. اهریمن به شکل زن زیبایی در می‌آید و قصد دارد شیر زهرآلود خود را به دهان کریشنای نوزاد بگذارد. هیولایی به نام «تیرنورت» به هیأت گردبادی عظیم درمی‌آید و قصد کشتن کریشنا را دارد (پیکولا، 1385: 52).

در داستان گیل گمش، انکیدو به عنوان رقیبی برای گیل گمش خلق می شود تا جلوی اعمال شرورانة او را بگیرد.

در اوستا «در میان موجودات ناخوشایند، هیولاهای افسانه ای نیز بودند که پهلوانان انسانی با آن ها به جدال برمی خاستند. آن ها غالباً هیأت مار یا اژدها داشتند» (کرتیس،1381: 24).

در سام نامه نیز سام در هر بخش از سفر خود با یک موجود اهریمنی مواجه است که چاره‌ای جز جنگیدن با آن ها ندارد. نهنگال، عالم افروز پری، ژند جادو، عوج بن عنق، خاتوره، ارقم دیو، تنبل جادو، ابرها، شداد، طلاج، کلاب و... ضد قهرمانان حماسة سام هستند. سام ناگزیر به مبارزه با آن ها و شکست دادن آن هاست وگرنه از ادامة سفر باز می‌ماند یا کشته می شود. او با کمک گرفتن از راهنمایی های سروش و استفاده از امداد غیبی بر همة آن ها پیروز می گردد. 

 

• دیو و اژدها

نوعی از موجودات اهریمنی که قهرمان ناگزیر به روبه رو شدن با آن ها است، موجوداتی عجیب هستند که دیو و غول و هیولا نامیده می شوند. «دیو اصطلاحی است که ریشه در واژة باستانی دِوا، به معنی خدا یا خدای دروغین دارد» (کرتیس،1381: 22).

برخورد با دیو در شاهنامه به دوران دو پادشاه اول اسطوره‌ای باز می‌گردد. سیامک فرزند کیومرث به دست دیو سیاه، بچة اهریمن کشته می شود. سپس هوشنگ فرزند سیامک به جنگ با دیو سیاه برمی‌خیزد و انتقام خون پدر را باز می ستاند (همان،53).

در اوستا اغلب هیولاها هیأت مار یا اژدها دارند و مهمترین آن ها اژی دهاک بود. این دیو که در شاهنامه با نام ضحاک ظاهر می شود، در اوستا هیولای سه سری است که آدمی خوار است (همان،26).

در سام نامه دیوی وجود دارد که از جهاتی شبیه به اژدی دهاک اوستا و ضحّاک شاهنامه است. در داستان جنگ سام با زنگیان، سر دستة آنان که « سمندان زنگی» نام دارد دیوی آدم خوار است که جوانان زیبا و پاکیزه رو را خودش می خورد؛ اما جوانان زشت روی را خوراک یاران خود می کند. سام با این دیو که میل دارد از اندام سام کباب تهیه کند، نبرد می کند و او را می کشد.

اژدهایی که سام با او نبرد می‌کند دارای هشت پا و دو سر است و هزاران خط و خال در پشت او وجود دارد و دمش چون نوک شمشیر تیز است. او از دهانش آتش می فشاند. خوراک این اژدها «مردم و چارپا» است. تیرهای سام بر تنش کارگر نمی افتد. بناچار سام با عمود خود با او مبارزه می‌کند.

برخی دیوان سام نامه شاخدار هستند. این امر در بسیاری از داستان ها و متون اسطوره ای دیده می‌شود. «در اوستا معروفترین نبرد گرشاسب نبرد با اژدهای شاخدار و کشتن این جانور است» (کرتیس،1381: 29). انجیل از بسیاری حیوانات شاخدار نام برده است... مار شاخدار در کتاب های کیمیاگری لاتین قرن شانزدهم به چشم می خورد» (یونگ، 1381: 103).

در سام نامه دیوی به نام «ارقم» مشاهده می شود که دارای سری مانند اژدها و دو شاخ است. آن دیو دارای قدرت جادوگری است و می تواند خود را به هر رنگ و صورتی درآورد. سام هنگام مبارزه با او ابتدا شاخ دیو را می شکند، سپس او را از پای درمی آورد.

در سام نامه دیو دیگری به نام تُنبُل دیو از شهر نیمه تنان وجود دارد. این دیو که در جادوگری مهارت فراوانی دارد، چشمان سام و یارانش را نابینا می‌کند و تا زمانی که دیو زنده است، این طلسم باطل نمی‌گردد. سرانجام با ترفندی که شمسه به کار می برد، دیو به هلاکت می رسد و طلسم باطل می‌شود. این داستان شباهت زیادی به داستان رفتن کیکاوس به مازندران و نابینا شدن او و یارانش دارد. در شاهنامه رستم با کشتن دیو سپید و چکاندن خون جگر دیو در چشم کیکاوس او را از این گرفتاری رهایی می بخشد.

دیو قابل ذکر دیگری که در سام نامه وجود دارد، عوج بن عنق است. از زمین تا زانوی این دیو یک فرسنگ راه است و طول پشت پای او صد ارش است. دریا فقط تا زانوی دیو می رسد و برای خوراک خود نهنگی را از دریا شکار می کند و در برابر خورشید بریان می‌کند و می خورد. سام در نبرد با او بسختی می تواند پیروز گردد. در سام نامه دو دیو دیگر به نام های مکوکال و نهنگال وجود دارد که دریا تا زانوی آن ها است.

مکوکال که دارای شاخ نیز هست و دریای چین تا زانویش می رسد، برادر دیوی به نام ژند جادو است که نگهبان گنجینه دژ می باشد. گنجینة جمشید جم که طلسم شده است در این دژ قرار دارد و از زمان گرشاسب دیگر کسی جرأت نکرده به سوی این دژ بیاید. سام ابتدا ژند جادو را می کشد و سپس در نبرد با مکوکال، شاخ او را می شکند و چنان بر زمینش می کوبد که استخوان هایش خرد می شود.

نهنگال دیوی است که فغفور چین سر او را مهر دختر خود می کند و با این شرط در واقع قصد دارد سام را به کشتن دهد و از میان بردارد. این دیو که دلباختة پریدخت است، رقیب سام به حساب می آید. نهنگال دارای دو شاخ است و دریای چین تا کمر این دیو می باشد. سام بر این دیو نیز پیروز می‌گردد.

در اوستا دیوی به نام «گندرَو» یا «گندرب»  وجود دارد که زرّین پاشنه است. در زامیاد یشت گندرو زرّین پاشنه را که با پوزة گشوده برای تباه کردن جهان مادی راستی برخاسته بود، گرشاسب می کشد و بدان سبب فرّ کیانی گرشاسب مورد ستایش قرار می گیرد. گندرو دیوی آبی خوانده می شود و کشتن آن از کارهای سودمند گرشاسب یاد شده است. در آبان یشت گرشاسب روبروی دریای پیشینه صد اسب، هزار گاو و ده هزار گوسفند قربانی می کند و از اردویسور اناهیتا درخواست می نماید که بر گندرو زرین پاشنه ظفر یابد. اردویسور اناهیتا این کامیابی را ارزانی می دارد (عفیفی، 1374: 611 ).

« ای اَرِد یسوَر اَناهیتا! ای نیک! ای تواناترین!

مرا این کامیابی ارزانی دار که من بر گندروی زرین پاشنه در کرانة دریای پرخیزاب فراخ کرت پیروز شوم که من بر این سرزمین پهناورِ گوی سانِ دور کرانه، تاخت کنان به خانة استوار دُروَند برسم» (دوستخواه، 1382: 304).

در اوستا گروهی شرور مؤنث نیز بودند که پئیریکا نامیده می شدند(فارسی جدید آن پری). این گروه شبیه جادوگران بودند و با هیأت های مختلف ظاهر می شدند. گاهی اوقات خود را زیبا می‌کردند تا انسان ها را اغواء کنند و به آن ها زیان برسانند و در سنت های بعدی ایران غالباً زیبایی آن‌ها ستایش شده است (کرتیس،1381: 22). در سام نامه پری زیبایی به نام عالم افروز وجود دارد که در ابتدای داستان خود را به شکل گورخری زیبا به سام می نمایاند. عالم افروزِ پری سرشتی اهریمنی دارد و هنگامی که سام با دیدن تصویر پریدخت بر پرده مبهوت زیبایی پریدخت و دلباختة او می شود، عالم افروز این امر را در می یابد و فوراً پرده را پاره می کند و در مقابل سرزنش سام اظهار می دارد که «این پرده را دیو اندر نهفت». این پری دارای قدرت جادوگری نیز می باشد و هنگامی که سام عشق او را رد می کند از این قدرت خود برای آزار دادن سام استفاده می کند.

 

6- موارد دیگر

• سیمرغ

یکی از موجودات افسانه‌ای متون زرتشتی پرنده ای افسانه ای به نام سَئین (سیمرغ) است. یک باز بزرگ که اهمیتی ویژه دارد. او بر فراز درخت همه تخمه لانه دارد و با بر هم زدن بال های خود بذرها را می پراکند. سپس این بذرها به وسیله باد و باران در زمین توزیع می شوند. در شاهنامه نیز با یک پرندة افسانه‌ای مشابه مواجه می شویم که قدرت های ماوراء طبیعی دارد و در داستان سام و زال و همچنین زال و رستم نقش مهمی ایفا می کند (کرتیس، 1381: 23). سیمرغ در نبرد رستم و اسفندیار نیز حامی رستم و خاندانش است و علاوه بر این که پر خود را بر زخم های رستم و رخش می مالد و آن ها را معالجه می کند، راز چیرگی رستم بر اسفندیار را نیز به رستم می آموزد (همان، 58).

سیمرغ سام نامه شاه مرغان است و پر و بال او چهار فرسخ است و قدرت سخن گفتن با آدمیان را دارد. در سام نامه سیمرغ گرفتار ارقم دیو گشته است و این دیو سه نوبت بچه های سیمرغ را خورده است. سیمرغ از سام استمداد می طلبد و در ازای این لطف او را به سوی پریدخت راهنمایی می‌کند و در نسل های بعد حامی فرزند و نوة اوست. این وعده در شاهنامه در داستان زال و داستان های رستم نمود پیدا کرده است. توصیف سیمرغ در سام نامه چنین است:

نگه کرد مرغی بغایت بـزرگ
همه نقش مرغان که در روزگار
همه بر پـر و بال او نقش بــــود
                 

 

که پر رنگ بُد پیکر او ستــرگ
ز صنــع آفــریدست در روزگار
یکی قدرتی از جهان بخش بـود
       (خواجوی کرمانی، 1329: 181)

• جمشید

جمشید شاهنامه که در اوستا با نام یمَه حضور دارد، در سام نامه نیز در رؤیاهای سام حضور دارد. در اوستا، یمه پادشاهی است که بر همة جهان فرمان می راند. پس از گذشت سیصد سال از دوران فرمانروایی او که جهان با ازدحام بیش از حد آدمیان و حیوانات و پرندگان مواجه شده است، با عصا و شلّاق زرّین خود جهان را به اندازة یک سوم آن فراخ تر می کند. دو بار دیگر پس از گذشت ششصد و نهصد سال جهان راباز هم فراخ تر می کند. سپس جمشید با دروغ گویی مرتکب گناه می شود و فرّه او را ترک می کند (کرتیس، 1381: 28). در اوستا جمشید نامیراست؛ اما در فرهنگ عامیانة ایرانی و شاهنامة فردوسی جمشید مرتکب گناه می شود و می میرد (همان، 29). در سام نامه جمشید مرده است و فقط در رؤیای سام حضور دارد. سام در خواب جمشید را در باغی و نشسته بر تختی زرّین می بیند. جمشید در خواب با سام گفتگو می‌کند و به او می‌گوید که هفتصد سال بر دیو و پری حکمرانی کرده است و در هر گوشه از زمین گنجی نهاده است. جمشید اظهار می دارد که در دنیا سه چیز ساخته است: اول: جام گیتی نمای که همة راز جهان در آن قرارا دارد و سام می تواند در نوروز در مکان خلوتی در آن بنگرد و راز گیتی را ببیند و سرنوشت خود را نیز مشاهده کند. دوم: تیغ تیز و برنده ای است که باطل کنندة مکر جادوگران است. سام می تواند از این تیغ استفاده کند؛ اما باید برای نسل های بعد نیز به یادگار بماند تا از آن بهره ببرند؛ بویژه برای نوة سام، رستم که قادر است جهان را از دیو و دد پاک کند. سوم: طلسمی که جمشید در این سرزمین بسته است و شامل گنجینه ای پر از درّ و گوهر است. سام می تواند سهم خود را از این گنج بردارد و در آینده دلیری دیگر از نسل سام دیگر طلسمات را با زور خود می‌گشاید.

سام به تیغ و گنجینة جمشید دست می یابد و با این تیغ بسیاری از دشمنان غول آسای خود را شکست می دهد. حتی در بخشی از داستان سام خفتان جمشید را به تن دارد؛ اما اثری از جام گیتی نمای در سام نامه مشاهده نمی شود. 

 

نتیجه‌گیری

با مطالعه داستان سام نامه و مقایسة آن با داستان ها و حماسه‌های کهن اساطیری در می یابیم که شباهت‌های فراوانی بین آن ها وجود دارد. سام نامه هم در ساختار کلّی و هم در جزییات و شخصیت‌ها از ویژگی های داستان های اسطوره‌ای بهره‌مند است.

1- ساخت کلی داستان: سفر دور و دراز و حوادث پی در پی و شگفت انگیز این سفر و رویارویی با موجودات اهریمنی و شرور شباهت بسیاری به داستان اودیسه دارد. سام نامه در زمینة ازدواج از الگوی ازدواج برون همسری تبعیت می‌کند. ربوده شدن دختری زیبا به دست یک دیو و تلاش قهرمان برای نجات دختر و در نهایت ازدواج با او از دیگر شباهت های کلّی این اثر با اسطوره‌های کهن است.

2- انسان خدا:انسان خدایان اسطوره ای موجوداتی نیمه الهی بودند که قدرتی فوق طبیعی داشتند. در داستان های اساطیری غالباً دارای دودمانی عالی هستند و از نیروی جسمانی فوق العاده ای برخوردار می باشند.شخصیت اخلاقی سام و ویژگی های ظاهری او، اعمال خارق العاده و داشتن نژادی عالی و اصل و نسبی اشرافی انسان – خدایان اساطیری را به ذهن می آورد و گویای این امر است که سام پهلوانی فوق انسانی و برخوردار از حمایت نیروهای ماوراء طبیعی است.

3- نیروهای متافیزیکی: ناتوانی قهرمان در اسطوره ها توسط نیروهای پشتیبان جبران می‌گردد. این نیروها همان  نیروهای متافیزیکی هستند. یک جنبه از این نیروها شامل غیبگویی ها،  پیش بینی ها، رؤیاها و راهنمایی ها است که در سام نامه توسط سروش انجام می‌گیرد. در اساطیر پیشگویی ها توسط خدایان و الهگان یا توسط عوامل واسطه‌ای انسانی صورت می پذیرد. جنبة دیگر نیروهای متافیزیکی شامل حمایت برخی خدایان و الهگان از قهرمان داستان است. در سام نامه سام توسط امداد غیبی، یاران باوفای خود و زنانی که شیفتة سام هستند حمایت می گردد. در سام نامه نیروهای متافیزیکی به شکل سروش، که در رؤیاهای سام او را راهنمایی می کند و امداد غیبی مشاهده می شود. علاوه بر آن سام توسط یاران باوفای خود و زنانی که شیفتة او هستند یاری و حمایت می‌گردد.

4- نقش زنان و ایزد بانوان: زنان سام نامه هم از لحاظ خصوصیات ظاهری و هم از لحاظ کارکرد شباهت فراوانی به ایزدبانوان داستان های اساطیری دارند. آنان که ظاهری زیبا ودل پسند دارند، از خردمندی و تدبیر و شجاعت و جنگاوری قابل ملاحظه‌ای برخوردارند. زنان داستان سام نامه نقش مؤثری در رسیدن سام به هدف دارند. در میان آنان پری زیبایی به نان عالم افروز وجود دارد که دلباختة سام است؛ اما سام به عشق او وقعی نمی نهد و این امر عالم افروز را بشدّت خشمگین می کند و باعث می‌گردد که او درصدد انتقام برآید. شخصیت این پری شباهت فراوانی با  الهه آشوری، ایشتر دارد. ایشتر الهه مادر و عشق و جنگ در اساطیر آشوری- بابلی است.

5- ضد قهرمان: از شخصیت های تفکیک ناپذیر داستان های اساطیری ضدقهرمانان هستند. آنان موجوداتی اهریمنی و شریر هستند که اغلب به صورت دیو، پری، اژدها و جادوگر نمایان می شوند و بر سر راه قهرمان قصه قرار می گیرند و او را ناگزیر به مبارزه می کنند. سام در طول سفر خود با چنین موجودات مخوفی رو به رو می شود و با آنان به نبرد می‌پردازد. دیوانی که در سام نامه وجود دارند، شباهت های کلّی با هیولاها و غول های دیگر داستان های اساطیری دارند. در سام نامه دیوی آدم خوار به نام سمندان زنگی وجود دارد که شباهت زیادی به اژی دهاک اوستا و ضحّاک شاهنامه دارد. این دیو توسط سام به هلاکت می رسد.

از دیگر موجودات اهریمنی داستان سام نامه اژدهایی است که دارای هشت پا و دو سر و خط و خال فراوان بر پشت می باشد و سام او را نابود می کند. ارقم دیو که سری مانند اژدها دارد و دارای دو شاخ است، در جادوگری تواناست و می تواند خود را به هر شکلی درآورد. سام با این دیو مبارزه می‌کند و سیمرغ را از آزارهای او می رهاند. در تمام مواردی که دیو دارای شاخ است، سام ابتدا شاخ او را می‌شکند و سپس او را از بین می برد. گویی با شکستن شاخ دیو بخش اصلی قدرت او نیز از بین می‌رود و بنابراین قهرمان موفق می شود او را از پای درآورد. مکوکال دیو، نهنگال و عوج بن عنق از دیوان آبی سام نامه هستند که قابل مقایسه با گندرو دیو می‌باشند که در اوستا از گرشاسب شکست می‌خورد و گرشاسب به این جهت مورد تقدیر قرار می گیرد. تنبل دیو که از نیمه تنان است کارکردی شبیه دیو سپید در شاهنامه دارد. او با جادو چشم سام و یارانش را نابینا می کند و فقط با کشته شدن دیو این طلسم باطل می شود. شمسه با وعدة ازدواج این دیو را می فریبد و او را می کشد. از خیل پریان نیز فقط یک پری در سام نامه نقش دارد که همان عالم افروز پری می باشد. این پری زیبا که عاشق سام است، مورد بی مهری سام قرار می گیرد به همین جهت کینه سام و پریدخت را به دل می گیرد و سعی در از بین بردن این دو دلداده دارد؛ اما سرانجام به دست سام کشته می شود. البته در سام نامه تعدادی دیو دیگر نیز وجود دارد که مهمترین آن ها ذکر شد.

6- سیمرغ: از دیگر موجودات اسطوره‌ای سام نامه سیمرغ است. این پرندة افسانه‌ای در اوستا و شاهنامه نیز وجود دارد. سیمرغ در سام نامه برای نابود کردن ارقم دیو که بچه هایش را می خورد، از سام کمک می طلبد و در ازای این کمک سام را به سوی دلبر خود رهنمون می شود و در نسل های بعد نیز فرزندان سام را حمایت می کند.

7- جمشید:جمشید جم نیز در سام نامه، در رؤیاهای سام حضور دارد. در سام نامه سه چیز از جمشید در دنیا بةادگار مانده است. اول جام گیتی نما که همة رازهای جهان در آن قرار دارد. دوم تیغ جمشید که می تواند مکر جادوگران را باطل کند. این تیغ باید برای نسل های بعدی؛ بویژه برای رستم بةادگار بماند. سوم طلسمی از جمشید که گنجینه ای از زر و گوهر فراوان است و سام باید سهم خود را از آن بردارد و بقیه آن را برای نسل های بعد بگذارد. در سام نامه از قول جمشید گفته می شود که او هفتصد سال بر جهان حکمرانی کرده است.

 

منابع

1- آموزگار. ژاله .(1386). تاریخ اساطیری ایران، تهران: انتشارات سمت، چاپ نهم.

2- برن. لوسیا .(1381). اسطوره های یونانی، مترجم، عباس مخبر، تهران: نشر مرکز، چاپ دوم.

3- بهار. مهرداد .(1387). پژوهشی در اساطیر ایران، تهران: انتشارات آگاه، چاپ هفتم.

4- پیکولا. دالا .(1385). اسطوره های هندی، مترجم: عباس مخبر، تهران: نشر مرکز.

5- خواجوی کرمانی، ابوالعطاء کمال الدین محمود .(1319). سام نامه، با تصحیح و مقابلة اردشیر بن شاهی، بمبئی.

6- دوستخواه. جلیل .(1382). اوستا کهن ترین سرودهای ایرانیان، تهران: انتشارات مروارید، چاپ هفتم.

7- رستگار فسایی، منصور .(1370). «یک داستان با دو نام»، در مجموعه مقالات ویژة کنگرة جهانی بزرگداشت خواجوی کرمانی، کرمان: دانشگاه شهید باهنر کرمان، ج1، ص39.

8- روزنبرگ. دونّا .(1386). اساطیر جهان: داستان ها و حماسه ها، مترجم عبدالحسین شریفیان، تهران: انتشارات اساطیر، چاپ دوم.

9- ژیران.ف، لاکوئه.گ، دلاپورت.ل .(1375). فرهنگ اساطیر آشور و بابل، مترجم: ابوالقاسم اسماعیل پور، تهران: انتشارات فکر روز، چاپ اول.

10- سرکاراتی، بهمن .(1370). «سام نمونه‌ای از یلان سترگ» مجموعه مقالات ویژة کنگرة جهانی بزرگداشت خواجوی کرمانی، کرمان: دانشگاه شهید باهنر کرمان، ج1، ص32.

11- شاملو. احمد .(1384). گیل گمش، تهران: نشر چشمه، چاپ سوم.

12- شمیسا. سیروس .(1383). انواع ادبی، تهران: انتشارات فردوس، چاپ دهم.

13- صفا. ذبیح الله .(1384). حماسه سرایی در ایران، تهران: انتشارات امیرکبیر. چاپ هفتم.

14- عفیفی. رحیم .(1374). اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته های پهلوی، تهران: انتشارات توس، چاپ اول.

15- فریزر. جیمز جرج .(1387). شاخه زرّین، مترجم کاظم فیروزمند، تهران: انتشارات آگاه، چاپ پنجم.

16- کرتیس. وستا .(1381). اسطوره های ایرانی، مترجم: عباس مخبر، تهران: نشر مرکز، چاپ سوم.

17- گویری. سوزان .(1379). اَناهیتا در اسطوره‌های ایرانی، تهران: انتشارات جمال الحق، چاپ سوم.

18- مک کال. هنریتا .(1379). اسطوره های بین النهرینی، مترجم: عباس مخبر، تهران: نشر مرکز، چاپ سوم.

19- نیرسینا، هدایت الله .(1353). «سام نامه خواجوی کرمانی»، به کوشش دکتر علی محمد صادقیان، مجموعه مقالات چهارمین کنگره تحقیقات ایرانی، شیراز: دانشگاه شیراز، ج1، ص9-201.

20- یونگ. کارل گوستاو .(1381). انسان و سمبول هایش، مترجم: محد سلطانیه، تهران: انتشارات جامی، چاپ سوم.