بررسی تطبیقی «طرح» و «توقیعه» در ادب پارسی و عربی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه شیراز

2 دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه شیراز

چکیده

  شعر «طرح » در فارسی و «توقیعه» در عربی یکی از گونه‌های شعر امروز ایران و عرب است که با معنایی ژرف در قالب کلماتی اندک بیان شده است. قالب شعرهای کلاسیک کوتاه فارسی و عربی جای خود را در شعر مدرن به «طرح» و «توقیعه» داده است و از اوایل دهه هفتاد قرن بیستم شاعران فارسی و عربی به آن رسمیت بخشیدند.   تاریخ شعر کوتاه فارسی به شعر کوتاه قدیم و سپس به خسروانی ها و تاریخ شعر کوتاه عربی به توقیعات دوره عباسی باز می گردد. مهمترین علل و اسباب پیدایش و انتشار این گونه شعری عبارت است از: دگرگونی در جهان بینی، سرعت و شتاب، دگرگونی در ذوق و احساس جمعی، مشغله زیاد و وقت اندک، سنّت شکنی و اثرپذیری از خارج.   این گونه شعری در فارسی با شعرهای کوتاه نیما آغاز شد و به وسیله شاعرانی چون بیژن جلالی، ضیاء الدین خالقی، محمّد زهری، منصور اوجی و سیروس نوذری به اوج رسید و در عربی از آثار امین الریحانی و جبران خلیل جبران آغاز شد و به وسیله شاعرانی چون عزالدین المناصره، أحمد مطر، مظفّر نوّاب، إبراهیم نصرالله، به اوج رسید.   در این پژوهش ویژگی های «طرح» و «توقیعه» از جمله زبان، وزن و قافیه، ایجاز؛ طنز، هنجارگریزی معنایی، جذابیت موضوع، مورد بررسی قرار گرفته و ثابت شده است هر چند این گونه شعری متأثر از گونه های خارجی است؛ ولی هرگز تقلید و نمونه برداری از آن اشعار نبوده؛ بلکه ریشه در شعر کهن ادبیات فارسی و عربی دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparative Study of “Tarh” and “Towghi” in Persian and Arabic Literature

نویسندگان [English]

  • Hossein Kyani 1
  • seyed fazl ollah Mirghaderi 2
1 Assistant Professor of Arabic language and literature, Shiraz University
2 Assistant Professor of Arabic language and literature, Shiraz University
چکیده [English]

Tarh poem in Persian and Towghi in Arabic are two kinds of modern poetry which are told in a meaningful way by using a few words. We can say that short classic poems in Persian and Arabic are replaced by Tarh and Towghi which are recognized by Persian and Arabic poets in early 70s of 20th century.
History of Persian short poems goes back to the old short poems and then to “Khosravi-ha” and history of Arabic short poems goes back to Towghi of Abbasi’s time. The most important reasons for the spread of this kind of poems are:
Change of opinion about the world, speed and hurry, change in collective  feelings, business and lack of time, traditions’ violation and being influenced by others.
This kind of poem in Persian was started by Nima’s short poems and was followed by Bizhan Jalili, Zia’oddin Khaleghi, Mohammad Zahri, Mansur Owji and Sirus Nowzari. In Arabic it was started  by Amin Al-Reyhani and Jobran Khalil Jobran and was followed by Ezzoddin Monasere, Ahmad Matar, Mozzaffar Navvab and Ebrahim Nasrollah.
In this research, the properties of Tarh and Towghi like language, meter and rhyme, brevity and semantic norm breaking  and attraction of subject are studied, and also it is shown that although this kind of poem is affected by foreign poems, it is not a copy of them, and it goes back to old poems of these two literatures.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Short Poem
  • Tarh
  • Towghi
  • Brevity
  • persian poem
  • Arabic Poem

 مقدمه

«طرح» در ادبیات فارسی و «توقیعه» در ادبیات عربی از نامهای شعر کوتاه معاصر است. سبب انتخاب عنوان «طرح» برای شعر کوتاه فارسی و «توقیعه» برای شعر کوتاه عربی در این پژوهش این است که این دو نام از همة نامهای دیگر رایج تر، مشهورتر و گویاتر نسبت به مفهوم مورد نظر است.

این پژوهش بر آن است که در نهایت به پاسخ این پرسش ها دست یابد :

- «طرح» و «توقیعه» چگونه شعری است و از چه زمانی پدیدار شده است؟

- عوامل پدید آمدن این گونة شعری کدام است؟

- پیشروان و به اوج رسانندگان این گونة شعری چه کسانی هستند؟

- آیا «طرح» و «توقیعه» تقلیدی از شعر ژاپنی «هایکو» و یا شعر کوتاه انگلیسی و به طور کلّی نسخه برداری از شعر خارجی است؟

- ویژگی های این نوع شعری چیست؟

این گونة شعری از پدیده های ادبی معاصر است که بازشناسی و تحلیل آن، ژرف اندیشان را از سویی به عرصه‌های نا شناختة رهنمون می سازد و از دیگر سو آنان می توانند راهی را که تا به حال پیموده شده، ادامه دهند و به نتایج ارزنده‌ای دست یابند.

هدف از این پژوهش، بازشناسی، تحلیل و بررسی تطبیقی این گونة شعری در فارسی و عربی ادبیات از جنبه‌های گوناگون است.

با این که در بارة شعر کوتاه پارسی و عربی پژوهش‌های ارزنده‌‌ای انجام شده است؛ ولی تاکنون این نوع شعر در فارسی و عربی مورد بررسی تطبیقی قرار نگرفته است.

روش پژوهش کتابخانه‌ای و بر اساس نقد و تحلیل است. ابتدا مراجع و مصادر در سطح گسترده‌ای شناسایی شده، پس از فیش برداری و بررسی دقیق دیوان های شعر معاصر و دقت در شعر«طرح» و «توقیعه»، اطلاعات دسته بندی و گزارش شده است.

پس از اشاره به تعریف ناپذیری«طرح» و «توقیعه» تعریف های ارائه شده که بسیاری به دور می‌انجامید ذکر و عنوان های رایج که به این دو عنوان نزدیک بوده است، با معانی هر کدام آورده شده است. سپس با بررسی پیشینة تاریخی و تأثیر پذیری از ادبیات خارجی، علل و اسباب پیشرفت و انتشار این گونة شعری بررسی شده است. پیشروان و به اوج رسانندگان معرفی شده‌اند و ویژگی‌های «طرح» و «توقیعه» و همگونی و ناهمگونی آن ذکر و از همة مطالب نتیجه‌گیری شده است.

 

«طرح» و «توقیعه»

«طرح» گونه‌ای از شعر کوتاه فارسی و «توقیعه» نیز شکل و قالبی از شعر عربی است. با وجود مشترکات فراوان فرهنگی، زبانی و محیطی که بین ایران و کشورهای عربی است و با وجود فراوانی داد و ستدهای ادبیات فارسی و عربی تا به حال به جای این که این گونه شعری در این دو ادبیات مورد بررسی تطبیقی قرار گیرد، برای تعریف طرح و توقیعة به «هایکو» و برای تعریف هایکو به طرح و توقیعة متوسل شده‌اند. در کتاب انواع شعر فارسی در بارة «طرح» چنین آمده است:

«این نوع شعر به لحاظ مفهومی، اسلوب وکوتاهی مضمون یاد آور اشعار کهن چینی و ژاپنی «هایکو» است» (رستگار فسایی،1380: 662).

اخوان به تأثیر از «هایکو» نو خسروانی‌های خویش را سروده است. به عنوان نمونه:

ییلاقی

شور شباهنگان 

                       - شب مهتاب-

غوغای غوکان 

                       - برکة نزدیک-

ناگاه ماری تشنه، لکی ابر

کوپایه سنگی ساکت و تاریک                (اخوان ثالث،1369 : 23)

به طور عموم در ادب عربی کسانی که به تعریف «توقیعه» پرداخته­اند از «هایکو» اثرپذیری داشته‌اند. عزالدین المناصره که خود پدیدآورندة این نوع شعر در ادبیات عربی است، آن­گاه که به تعریف این نوع شعر می­پردازد آن را احساسی شاعرانه و گذرا و صحنه‌ای از زندگی و اندیشة شاعر می داند که در قالب کلمات اندک بیان می شود. (! المناصره،2002: 168) و سپس متأثر از شعر ژاپنی اشعاری را به عربی به سبک «هایکو» (سه لختی) و «تانکا» (پنج لختی) می سراید:

الف: هایکو:

باب دَیرِنا السَمیکْ                               درِ پرستشگاه نفوذ ناپذیرمان!

الهَاربُونَ خَلفَ صَخرِک السَّمیکْ                فراریان پشت صخرة نفوذ­ناپذیرت

افتَحْ لَنَا نَافِذةً فی الرُّوحِ                           پنجره­ای برایمان به سوی روح بگشا

ب: تانکا:

أجَابَ شَیخٌ یحْمِلُ الفانوسَ فی یدَیه            پیری فانوس به­دست پاسخ گفت

یوَزِّعُ الشَّمَعَاتْ                                  شمع‌ها

علی أطرَافِ رُوحِنا البَوارْ                      بر اطراف روح از ویرانمان می­پراکند

وَ حینَ سَلَّمْنَا عَلیه                              و آن­گاه که بر او سلام گفتیم

بَکَی... و اصْفَّرَ لَونُه... و مَاتْ                 گریست...زرد رنگ شد...و جان داد.

                                                                                    (المناصره،الاعمال الشعریه:104)

«شعرهای بسیار کوتاه فارسی را گاهی طرح، گاهی ترانک، گاهی شعرک، گاهی شعر کوتاه و گاهی به اشتباه «هایکو» خوانده اند» (حسن لی، 1383: 247).

تاکنون هیچ تعریفی که بتواند به شکل جامع و مانع شعر طرح را تبیین کند و آن را از قالب های دیگر شعر فارسی متمایز کند، ارائه نشده است. در زبان عربی هر تعریف و هر سخنی که در بارة توقیعه ارائه شده است، گویی به جنبه ای از ویژگی‌های آن اشاره کرده و هر کس برداشت خویش را نسبت به این گونه شعری ارائه داده است، بدون این که بتواند تعریفی جامع و مانع از آن ارائه دهد. در کتاب «بنیة القصیدة فی شعر عزّالدین المناصره» آمده که ترجمة آن چنین است:

«شعر توقیعة گونه‌ای از گونه‌های شعر است و آن سروده­ای کوتاه و فشرده است که با داشتن محتوایی از رمز و اشاره و سیالیت و پویایی پر بار گشته است» (القصیری، 2005: 87 ).

«طرح» و «توقیعه» از دیدگاه برخی از ناقدان و ادیبان به عنوان شعر امروزِ ایران و سرزمین های عربی مطرح شده است. سخن ضیاءالدین خالقی در این باره شنیدنی است:

«قطره ای که طعم دریا می دهد، تکة آبی که بوی آسمان می‌دهد، ایجاز دریا و آسمان است، لحظه‌هاست، گاه با عمق و وسعتی بی زمان، شکل دیگری از شعر امروز ایران است» (خالقی،1371: 9).

«یوسف الخال» در بارة «توقیعه» و امروزی بودن آن به عنوان شعر عربی جدید بر این باور است که ما در شعر نوآوری می کنیم، نه این که تصمیم گرفته‌ایم که نوآوری کنیم؛ ما نوآوری می‌کنیم، چون زندگی شروع به نوآوری کرده است و در این راه پیروزی ما حتمی و گریز ناپذیر است. نیازی نیست که با قدیم درافتیم... همان گونه که شاعر جاهلی در شعر خودش نوآوری می‌کرد تا مسائل زندگی خویش را بازگو کند، ما نیز در شکل و گونه شعری خویش نوآوری می‌کنیم تا مسائل زندگی خویش را باز گو کنیم، پیداست که زندگی ما متفاوت با زندگی آن ها است (الخال، 1978 : 55).

اما تعریف این گونة شعری همان طور که اشاره شد، کاری بسیار دشوار است؛ زیرا هنوز این گونة شعر در ادبیات فارسی و عربی به مرحلة پختگی خود نرسیده است و ممکن است مقدمه ای برای پیدایش گونه ای جدید از شعر امروز باشد، همان گونه که در شعر امروز پرتغال، شعر تک هجائی (منوسیلاب) یافت می شود که کوتاه ترین فرم شعری در جهان - در تمام زبان ها و زمان ها- و فشرده‌ترین ترکیب اندیشه های بیان به شمار می رود و تنها از دو هجا شکل گرفته است:

صلح

اینک    Jen

برکت   ben

(نوذری، 1388 : 289)

«… اما راست آن است که بیان لحظه‌ای شاعرانه نمی‌تواند وابسته به اندازة مشخص باشد و شعر ارتباطی به کوتاهی و بلندی ندارد. شعر کوتاه موفق؛ در حقیقت شیوه‌ای برای بیان شاعرانة لحظه‌ای کوتاه است و می خواهد از این راه، لحظه ای را آشکار و دقیقه ای را ثبت کند... این شعرها که در حجمی اندک و اندازه‌ای کوتاه پدید آمده اند، در مقایسه با سروده های بلند معاصر، شبیه رباعی و دو بیتی هستند، در مقایسه با قصیده و مثنوی در شعر گذشتة فارسی» (حسن لی، 1383 : 249).

طرح و توقیعه در فارسی و عربی هر یک با نام های گوناگونی با تفاوت یا بدون تفاوت نامیده شده‌اند که برخی را ذکر نموده و به اظهار نظر برخی از اندیشمندان اشاره خواهد شد.

- شعر یک نگاه و یک لحظه یا هایکواره. این نوع شعر که به لحاظ مفهومی و اسلوب کوتاهی مضمون، یادآور اشعار کهن چینی و ژاپنی (هایکو)  است، تقریباً به نوعی از دورة سامانی، در نواحی مشرق ایران رواج یافت و گاهی در تک بیت های سبک هندی دیده می شود. در این نوع شعر، شاعر به یکی از اجزای طبیعت در لحظه‌ای خاص نظر می‌افکند و به کشف خاصی از آن دست می یابد که آن را با بیان دقیق کوتاه و قانع کننده به تصویر می کشد، مانند:

نیکو گل دو رنگ را نگاه کن

درّ است به زیر عقیق ساده

یا عاشق و معشوق، روز خلوت

رخساره به رخساره بر نهاده         (منجیک ترمذی به نقل از رستگار فسایی،1380: 662)

... این نوع شعر در دورة معاصر نیز به شکار لحظه های تجربة شاعران می پردازد و تأملات و تفکرات آنان را نه صرفاً در بارة طبیعت، که در بارة تمام اندیشه های مادی، فلسفی، اجتماعی و.. بیان می دارد. ویژگی این قبیل اشعار، کوتاهی و ایجاز لفظی و عمق معنایی و فکر آن هاست.(! رستگار فسایی، 1380 :662- 666).

- کوته سروده. از احمد شاملو نقل است که کتباً یا شفاهاً در نقد شعر، یا مثنوی قدیم؛ بویژه شاهنامه گفته است [غالباً] مصرع دوّم در حکم پاره سنگی است، برای برقراری تساوی وزن و در پیشبرد معنی نقشی ندارد.

... وقتی فردوسی می گوید:

توانا بود هر که دانا بود

 

ز دانش دل پیر برنا بود

واقعاً در همان مصرع اوّل، مهم ترین مصراع شعر خود و شعر فارسی را سروده است و یک نظریة معرفت شناختی عظیمی را که یک هزاره پس از سرودن آن روشن تر شد؛ یعنی روزگار ما و عصر حکومت اطلاعات و انقلاب انفورماتیک و جهانگیری اطلاع رسانی و تبدیل بی چون و چرای هر گونه دانش به توانش مناسب آن، بیان کرده است. بدون کاربرد یک حرف یا ضمیر اضافی (خرّمشاهی، 1383: 216).

شعرک. ضیاء الدین خالقی بر آن است که این نام توهین آمیز است که برخی بر پیشانی شعر کوتاه چسبانیده بودند و در مجلّه «فردوسی» آمده است. سپس اضافه می‌کند: «هرچند منظور آن گرامیان «شعر کوچک» به لحاظ کمیت بود. بیان حقّانیت این حجم کوچکِ وسیع مستلزم زبانی نقّادانه بر پایة اصولِ نقد می باشد، هر چند گاه «زمان» و «درون» نا خودآگاه حسی نقّادانه تر می تواند داشته باشد» (خالقی،  1371: 9).

- شعر فرانو. اکبر اکسیر در مؤخّرة مجموعة شعرش با نام «بفرمایید بنشینید صندلی عزیز» شعر فرانو را، شعر دهة هشتاد و آیندة شعر معاصر معرفی می کند و آن را نیاز زمانه در دهکدة کوچک جهانی می­ داند. او برای شعر فرانو، بیست پیشنهاد ارائه می دهد و پیش از آن، آن را «اعجاز ایجاز» می نامد و در اولین بند بیستگانة آن می نویسد: «فرانو شعر کوتاه است بی قید وزن؛ امّا اگر ناخودآگاه دارای هارمونی و وزن باشد ایرادی ندارد. زبان محاوره و ساده است. یک لوح فشرده است بین دو نیم کرة خواب و بیداری و زاییدة « اعجاز ایجاز» است. با پر گویی و متری نویسی در عصر دیجیتال مخالف است (! اکسیر، 1382:  94-102).

بنابراین شعر فرانو زبانی ساده دارد و با واژهایی ساده و آشنا بیان می­شود و راحت ترین وسیله برای رساندن پیام به مخاطب است، با این حال از معانی ژرف و در خور تأمل خالی نیست.

- ترانک. نام دیگری برای شعر کوتاه جدید است. محمود فلکی در کتاب سلوک شعر، بعد از بحث کوتاهی در مورد «شعرک» و  «شعر هایکویی» به  «ترانک» می پردازد و آن را نوع اصیل شعر کوتاه می داند. «آنچه را که من «ترانک» می نامم، کوتاه ترین شعر کاملی است که ساخت و معنای مشخصی دارد که نه مانند شعرک، تنها تصویری واحد است و نه همانند هایکو، تنها دیدار طبیعت است و بی تصویر» (نوذری، 1388: 331 به نقل از محمود فلکی، 244).

 شعر کوتاه از انواع ترانک در بین نسل های پیشین، چه شاعران شعر نیمایی، چه سپید، مطرح نبوده یا چندان مورد توجه قرار نگرفته است، جز موارد استثنایی مانند محمّد زهری که به این نوع شعر تمایل داشته و چند ترانک خوب هم سروده است (!همان، 332).

- شعر منثور در شعر فارسی یا «قصیدة النثر» در عربی عنوان دیگری برای این گونة شعری است. شفیعی کدکنی در بارة دشواری سرایش این گونه شعر چنین می نویسد:

«شعر منثور دشوار یاب ترین نوع شعر است. از این همه شاعر با استعداد که در قلمرو شعر موزون، غالب شاهکارها را به وجود آورده اند، یک تن نتوانست یک قطعه شعر منثور بسراید که خود پس از چند روز از نشر آن پشیمان نشده باشد» (شفیعی کدکنی، 1368: 261). این سخن از کسی است که خویشتن در سرودن این گونه شعر بسیار موفق است. بسیاری از اشعار او در این قالب جذّابیت ویژه‌ای دارد، به عنوان مثال:

«سفر نامة باران»

آخرین برگ سفر نامة باران

این است

 که زمین چرکین است (شفیعی کدکنی ، 1379: 163)

با اندکی ژرف نگری در مورد نام های گوناگون شعر کوتاه در فارسی، به طور قطع نمی توان گفت که همة آن نامها به طور دقیق با «طرح» منطبق است. از سویی نمی توان گفت که آن اسم ها بی شباهت به طرح هستند و با آن منطبق نیستند. آنچه مسلّم است، عام ترین نام همان شعر کوتاه است که با ذکر ویژگی های «طرح» در آینده، روشن خواهد گشت که بسیاری از آن نام ها با طرح تطابق دارند  هر چند بعضی ممکن است، وجه تمایز داشته باشند. به هر تقدیر این پژوهش تعریف ناپذیری و تحدید ناپذیری «طرح» را عیب نمی داند. «طرح» شعر کوتاه فارسی است و اهمیت ویژه ای دارد. «مقدار و اندازة شعر مهّم نیست، مگر دو بیتی های بابا طاهر چهار مصراع بیشتر دارد که چهار ستون عشق و عرفان است یا رباعیات خیام که... یا... که...» (خالقی،1371: 10).

پس از نگاهی دیگر به نام های مشابه طرح بهتر دیده شد که به معنای لغوی طرح نیز نظری داشته باشیم. در پاسخ این سؤال که چه ارتباطی بین معنای کلمه و مصداق آن وجود دارد، به بیان نوذری در این زمینه توجه می شود. او معتقد است، وقتی می‌گوییم «طرح» منظورمان پیش نویس است؛ بدین طریق که شاعر طرح اولیه‌ای برای یک داستان بلند یا کلامی طولانی و پر بار بر صفحةکاغذ نگاشته است. گویی که آن طرح در ذهن شاعر ناتمام مانده است. «نکتة قابل توجه این است که شعرهای کوتاه نیما و شاعران بعد از او تا سال‌ها بعد هرگز نتوانست، شیوه‌ای مشخص با عنوان «ژانر شعر کوتاه» را در شعر فارسی به وجود آورد. نه اینکه شعر کوتاه سروده نشده باشد... اما این شعرها لابه لای مجموعة شعر شاعران و گاه به اعتباری که نگاه چندان جدّی به آنها نداشته‌اند، آورده شده اند و شاید از این روست که این شاعران در بسیاری موارد بر شعرهای کوتاه خود نامی ننهاده و از آن به عنوان «طرح» یاد می‌کنند. چیزی شبیه پیش نویس یک نامة اداری، چیزی شبیه نوشتن طرح اولیه یک داستان بلند... گویی این شعرها- در ذهن شاعر- ناتمام و سر دستی اند (نوذری، 1388: 107).

در عربی برای این گونه شعر غیر از «توقیعه» اسم های فراوانی است که بعضی با توقیعه منطبق و همانند است و بعضی دارای تفاوت اندکی است. مهم ترین نام ها عبارتند از: «قصیدة مضغوطه» یعنی سرودة فشرده، گویی شاعر افکار گسترده‌ای را در قالب کلماتی اندکی قرار داده و ارائه می‌دهد. «قصیدة الکتله» و «القصیدة المرکزّه» و«القصیدة المکثفه» که هر سه نام بر فشرده بودن و خلاصه بودن دلالت دارند. «قصیدة الدّفقة» سرودة فوران کننده، گویی که ناگاه این شعر کوتاه از درون شاعر به یکباره فوران کرده و ادامه نداشته و طولانی نیست. «قصیدة الفقره» سرودة پاراگراف یا بند؛ یعنی شعری است که در حد یک بند یا یک پاراگراف است. «قصیدة اللّمحة» که اشاره به ناخود آگاه بودن و یک بارگی بر ذهن شاعر خطور کردن دارد. «قصیدة المفارقه» ، «قصیدة القصّ الشعری» ، «القصیدة اللافتة»، «القصیدة اللاقطه» ، «قصیدة الصورة» ، «قصیدة الفکرة» ، «القصیدة الخاطرة» ، «الخاطرة الشعریة»، «القصیدة العنقودیة» ، «القصیدة الیومیة» ، «الشذرات الشعریة» ، « قصیدة الومضة» ، «قصیدة الخبر» ، «النصوص الفلاشیة» ، «النصوص الإشراقیة»  از دیگر نام های این گونة شعری در ادبیات عربی است. به عنوان نمونه علی عشری زاید مانند عزّالدین المناصره این گونه شعر را «توقیعه» نامیده است (! عبید، 2005 :7) و احسان عباس و عزّالدین اسماعیل در سال 1967 م آن را «القصیدة القصیرة» نامیده اند (بعلی، 2006: 11). و فریال جیوری غزول آن را «قصیدة الخبر» نامیده است و معتقد است که شاعر در چنین شعری بر آن است که به مخاطب یا مخاطبان خود خبری بدهد و سعیش برآن است که آن خبر را در بهترین قالب و در کمال اختصار بیان کند.(!جبوری غزول،  1997 م: 192) و غالی شکری آن را «القصیدة القصیرة» و «القصیدة المرکّزة» نامیده است و معتقد است که این نوع شعر فشرده و کوتاه و گاهی رمزگونه است (القصیری، 2005: 87).

سلاف علوش در مجلّة «جریدة الأسبوع الأدبی» این گونه شعر را «الومضة» نامیده است که به سان برقی می‌درخشد و چشم‌ها را خیره می‌سازد. درخششی است یکباره و گذرا که بر ذهن شاعر ناگاه خطورکرده و او دریافت خویش را در قالب کلمات اندکی می نگارد (علوش، 2002 : awu-dam.net).

 

تاریخچه پیدایش

الف: طرح

تاریخ شعر کوتاه فارسی همان تاریخ سرودن شعر فارسی است. بنابراین کوتاه سرایی پیشینه‌ای بیش از هزار سال دارد. اگر به شعر شاعران پیش از رودکی و یا معاصران او بنگریم، در می یابیم که تک مصرع­ها و تک بیتی‌ها و دو بیتی‌های زیادی سروده‌اند و برخی از آنچه را که در کتاب­های بلاغی در مبحث ایجاز آمده است، می­توان نمونه­هایی از شعر«طرح» به شمار آورد. در تذکره‌های دورة صفویه به بعد بارها در معرفی شاعری به این بیان برخورد می‌کنیم که او تک بیت سراست، و این موضوع ویژة شعر فارسی نیست.

«در شعر جهان، هندی ها شعر سه گانه / سه مصرعی دارند. انگلیسی ها شعری چهار پاره‌ای به نام «چهارگانی» دارند که محققان هشدار می‌دهند در ترجمة اصطلاح  «رباعی» در فارسی نباید از این کلمه استفاده کرد و شرح و دلایلش مفصّل است. از همه مهم تر ژاپنی‌ها هفت، هشت قرن است که قالب «سه گانی» معروفی به نام «هایکو» دارند و آن گونه‌ای شعر غنایی ژاپنی است که از سه مصرع به ترتیب 5 ، 7 ، 5 هجا یا مجموعاً 17 هجا تشکیل می شود و در واقع شکار تصویر یا عکس نوری از طبیعت است که در پهنة واژگان پدید می آید...» (خرمشاهی، 1383: 225).

بنابراین می‌توان گفت که همان قالب شعرهای کلاسیک کوتاه مانند رباعی، ترانه، دو بیتی و تک بیتی جای خود را در شعر مدرن به «طرح» و مانند آن داده‌اند. «از اوایل دهة هفتاد (قرن بیستم) و کمی پیش از آن، آرام آرام شاعرانی از راه رسیده‌اند که تمام نیروی خود را صرف کوتاه سرایی کرده‌اند و به همین دلیل است که باید گفت این شاعران ژانر شعر کوتاه را به شکلی ناهشیارانه پدید آورده اند» (نوذری، 1388: 222).

برخی از نویسندگان شروع شعر منثور را به طور عام و شعر کوتاه (طرح) را به طور ویژه با ترجمة اشعار غربی می دانند و معتقدند پدیدة کوتاه سرایی، شعر کوتاه آزاد از راه ترجمة آثار غربی وارد شعر فارسی شده است. در کتاب شعر معاصر ایران چنین می خوانیم:

اولین نمونه هایی را که منجر به تولّد شعر منثور شده است، می­توان در ترجمة اشعار غربی جستجو کرد که در نشریات این دوره و دورة پیش به چاپ می رسید. این ترجمه ها بتدریج، این ایده را در اذهان پدید آورد که پس می توان در قالبی کاملاً رها از قافیه و عروض، شعر سرود... این ترجمه‌ها نیای شعر منثور فارسی هستند که در مرحلة بعدی در همین نشریات، برخی قطعات، به تقلید از همان ترجمه ها به چاپ رسید که قطعة ادبی نامیده می شود» (زرقانی، 1384: 321).

با توجه به داد و ستد و تأثیری که بین فرهنگ ها، وجود دارد، هر چند تأثیر پذیری شعر فارسی از شعر غرب قابل انکار نیست؛ ولی هرگز پذیرفتنی نیست که شعر آزاد فارسی و از جمله شعر کوتاه که الگوی بارز آن را «طرح» می نامند، تقلیدی از غرب باشد؛ زیرا با توجه به دیرینگی زبان و ادب فارسی این گونة شعری ریشه در شعر قدیم دارد. خسروانی های پارسی و قالب های کوتاهی که در سرآغاز شعر دری قرون اولیه اسلامی سروده شد و اشعار کوتاه شاعران پیش از رودکی گواه آشکار آن است. گویی که همان اشعار با تغییری در وزن و قافیه، شعر امروزین نام گرفته است.

«تاریخ شعر کوتاه فارسی به «خسروانی ها» باز می‌گردد: امّا آن چه از آن ها می دانیم، بسیار اندک است و اندک تر از آن نمونه های باقی مانده (نوذری، 1388: 25).

«به نظر می رسد که در بازگشت به افق های دور شعر فارسی، شعر کوتاه قالب اصلی آن بوده؛ قالبی که در سرآغاز شعر دری قرون اولیه اسلامی و در قالب های عروضی  به کار برده می شده است.

به هوا در نگر که لشکر برف
چون کند اندر او همی پرواز
راست همچون کبوتران سفید
راه گـم کردگان ز هیـبت بـاز

شعری از محمّد آغاجی بخارایی که نمونة درخشانی از شعرهای کوتاه پیش از رودکی است»  (همان، 25).

در دنیای معاصر پیشرفت وسایل ارتباط جمعی، سبب شده است که این گونة شعری در اختیار عموم افراد قرار گیرد. بنابراین برخی پیامک­های تلفن همراه یا نامه­های کوتاه که در  اینترنت بین افراد رد و بدل می­شود، می­تواند نمونه­هایی از این گونة شعری باشد.

 

ب: «توقیعه»

متون شعری که به نام «توقیعه» در ادب عربی شناخته شده است، به دهة هفتاد قرن بیستم میلادی باز می‌گردد. در آن دهه این گونة شعری گونه‌ای مستقل شده و پیرامون آن آرای متفاوتی وجود دارد.

شعر کوتاه پدیدة جدیدی در ادب عربی نیست. در دیوان بسیاری از شعرای قدیم امثال ابوالعتاهیه، ابوالعلاء المعرّی، بشّار بن برد و مانند آنان و نیز در گونه­های نوسرودة اندلسیان، اشعار کوتاه سه بیتی، دو بیتی و تک بیتی وجود دارد. ضرب المثل­های موزون و حکمت­ها و کلمات قصار که به صورت تک­مصراع درآمده­اند،توقیعه­ها و توشیحات که در ذیل نامه­ها راکه از مصادیق ایجاز قصر است می‌توان از سرچشمه­های شعر«توقیعه» به شمار آورد. این امر در شعر شعرای جدید به گونه‌ای چشم‌گیرتر است.

می توان گفت شعر «توقیعه» که در دهة هفتاد به طور رسمی گونة جدیدی از شعر قلمداد شده است، احیای قطعه‌های کوتاه و دو بیتی ها، سه بیتی ها و یا تک بیتی‌های شعر قدیم است.

در کنار این دیدگاه، برخی بر آنند که شعر «توقیعه» به طور مستقیم متأثر از شعر کوتاه انگلیسی و داستان کوتاه و شعر «هایکو» ژاپنی است. شاکر مطلق که خود بر منوال آن اشعار، کار سرایش شعر را ادامه داده بر آن عقیده است.(!1984 م: 245- 255).

در گردونة تأثیر و تأثرات، تأثیر پذیری شعر عربی از نمونه های خارجی، از جمله «هایکو» ژاپنی انکار نمی شود؛ ولی هرگز به آن درجه از تسلیم هم نمی رسد که شعر کوتاه عربی به طور عام و «توقیعه» به طور ویژه، گرته برداری از شعر خارجی باشد. هر کس با تطوّر و قدمت شعر عربی آشنا باشد، مؤیّد این نظریه است.

شعر طرح و توقیعه در ادبیات فارسی و عربی تا حدودی متأثّر از ادبیات اروپایی؛ بویژه داستان های مینی مالیسم (داستانک) است که در آمریکا رواج یافت؛ اما نمی توان این پدیده را در دو ادبیات صد درصد متأثر از ادبیات آمریکا دانست. از این نوع شعر در ادبیات مشرق زمین نمونه های فراوانی می‌توان یافت که از بسیاری جهات قابل انطباق با این گونة ادبی جدید است. در ژاپن از قرن‌ها پیش آفرینش آثار کم حجم مورد توجه ادیبان آن کشور بوده است. «هایکو» در شعر، و شوهین(Shohin) در نثر از نمونه های بارز این گونه آثار است. برخی از داستان های کتاب «چوره زُوره گُوسا» اثر «کِنکو یوشیدا» نیز که صد سال پس از کتاب گلستان نوشته شده، از ایجاز خاصی برخوردارند و همین امر شاید یکی از دلایلی باشد که موجب شده ایران شناسان آن سرزمین، آن را گلستان ژاپنی بنامند (کنگو، 1372: 5).

«تاوراتاتی» علت گرایش ژاپنی ها را به آثارکم حجم، در کوچک بودن فضای سرزمین ژاپن، ریز اندام بودن مردم آن و تأثیر اندیشه های بودایی؛ بویژه افکار فرقه  ذن می داند (پارسا، 1385: 35).

در ادبیات فارسی و عربی همواره گرایش به ایجاز، در شعر و نثر یافت می شود. دوبیتی، رباعی و مقطعات در بیان لحظه های عاشقانه و عارفانه موفق بوده‌اند. زیرا بیان چنین لحظاتی، جز چنین قالبی را بر نمی‌تافته است. به طوری که در این قالب ها گاه به نظر می رسد، بیت اول و گاه مصرع اول بیت دوم در حکم شرح و مصراع دوم یا کل بیت دوم در حکم نتیجه گیری موضوع به شمار می روند. در عصر حاضر شعر طرح و توقیعه نیز نمودی از چنین گرایشی است. اشعار زیر از مصادیق بارز این موضوع است.

درخت جشنی است

که زمین و آسمان

بر پا داشته‌اند.              (جلالی، 1369: 136)

 

گل ها جواب خاک

هستند

به سلام خورشید                           (همان، 41)

 

و نمونة آن در عربی:

وَصَلتُ إلی المَنفَی                       به تبعیدگاه رسیدم  

فی کَفِّی خُفُّ حُنینْ                      و کفش «حنین» را در دست داشتم

حِینَ وَصَلْتُ إلی المَنفَی الثَّانی          آن­گاه که به تبعیدگاه دوم رسیدم

سَرقُوا منّی الخُفَّینْ                      هر دو کفش را از من ربودند    (المناصره، 2002: 168)

گفتنی است دریافت مفهوم این توقیعه با در نظر گرفتن مثل مشهور «رجع بِخُفَّی حنین» امکان­پذیر است که در فارسی معادل «دستِ خالی بازگشت» است.

 

 

 

 

علل و اسباب پیدایش پیشرفت و انتشار

در ادب پارسی و عربی، عوامل فراوانی موجب گشت که شعر کوتاه که در این پژوهش با نام «طرح» و «توقیعه» مورد نظر است، پدید آید و پس از اندک زمانی پیشرفت کند و انتشار یابد. می توان آن اسباب و عوامل را در این پنج مورد خلاصه کرد:

 

1- دگرگونی جهان بینی

در دوران معاصر دیدگاه انسان نسبت به زندگی و جهان دگرگون شده و این دگرگونی در شعر نیز ساری و جاری است. «اگر در گذشته، انسان حیوانی ناطق یا حیوانی عاشق معرفی می شد، امروزه انسان حیوان سایس است...امروزه انسان به گونة دیگری مورد توجه است» (زرقانی، 1384: 41). در ادب عربی نیز همین عقیده وجود دارد که با دگرگون شدن دیدگاه ها نسبت به جهان و انسان، شعر و ادب نیز دگرگون می شود. در کتاب: «الشعر العربی الحدیث و روح العصر» مطلبی آمده است که ترجمة آن چنین است:

«حرکت جدید در عرصة شعر که به پدیدار شدن شعر کوتاه «توقیعه» منجر شد، به دنبال تحوّلات فکری و دیدگاه های انسان ها نسبت به جهان و انسان است. آن تغییر دیدگاه ها به طور طبیعی به شعر نیز سرایت کرده است» (کمال الدین، 1964: 184).

 

2- سرعت و شتاب

سرعت و شتاب از ویژگی های دوران معاصر است. شاعر دوست دارد با مصرف کمترین میزان انرژی با کلمه‌ای، آنچه را که در دل دارد بیان کند و خواننده نیز انتظارش این است که با خواندن کمترین کلمه ها و کمترین جمله‌ها به مفهومی دست یابد که به حرکت او در زندگی شتاب دهد. سرعت در زندگی ماشینی و آسان تر شدن و سریع تر شدن بسیاری از امور زندگی، گویی به شعر و ادب نیز سرایت داشته است.«در گذشته ده ها و گاه صدها سال طول می کشیده تا یک ویژگی فرهنگی تغییر کند؛ امّا امروزه تغییر و تحول، شتاب عجیبی به خود گرفته است... به همین دلیل شعرهای کوتاه و داستان های کوتاه، اصلی ترین قالب های ادبی معاصر شده اند» (زرقانی، 1384: 40).

بسیاری از ناقدان و پژوهشگران عرصة ادب عربی نیز در سخن از «توقیعه» و اصطلاحات دیگر مربوط به شعر کوتاه و داستان کوتاه به عامل سرعت و شتاب در دوران معاصر اشاره داشته اند. از جمله «بدور» بر این باور است:

قصیدة «توقیعه» تعبیری از عصر سرعت است؛ دورانی که همه چیز به سرعت در حرکت است، عبور می کند... در این زندگی جدید، گویی شعر «توقیعه» یا «ومضه» برقی است که می جهد و فضایی را روشن می کند... (بدور، 2002: awu-dam.net).

شتابزدگی در همة ابعاد زندگی به عنوان تابعی از پدیده های رو به رشد ماشین زدگی و گسترش دستاوردهای مدرنیزم، با موج دوم (صنعتی) آغاز شد. «تمدن موج دوم در هزاران نقطه با ارزش ها و مفاهیم و اسطوره ها و معنویات جامعه کشاورزی [موج اول] برخورد کرد.... و نگرش ها و تمثیلات ادبی جدیدی بوجود آورد» (تافلر،1371 : 136). با وجود این، پیامد های عصر صنعتی در مقایسه با دستاوردهای موج سوم (عصر فرا صنعتی) که در سال 1955 در آمریکا آغاز شد، بسیار ناچیز و حتی در بسیاری از موارد غیر قابل مقایسه است.

 

3- دگرگونی ذوق و احساس جمعی

به دنبال تغییر در جهان بینی، تغییر ذوق و احساس و سلیقة جمعی در دوران معاصر امری گریز ناپذیر است. ظاهر انسان ها، اماکن، شهرها بسرعت دگرگون می شود و شعر و ادب نیز از این قاعده مستثنا نیست. بر اساس جملة معروف «لکلّ جدید لذّة» ذوق و احساس انسان ها قالب های جدید شعر و سبک‌های مدرن داستان را می طلبد.«... ذوق جمعی شاعران معاصر که نماد و نمودی است، از ذوق جمعی کلّ جامعه، چیزهایی زیباست که در شعر کلاسیک زیبا نبوده و بر عکس» (زرقانی،1384 :41).

در ادب عربی از دگرگون شدن ذوق و احساس جمعی به عامل نفسی تعبیر کرده اند. ممکن نیست که سبب سرودن «توقیعه» میل به سوی آسودگی باشد؛ ولی عامل نفسی و درونی موجب شده است که شخص هنرمند، ذوق و سلیقه اش دگرگون شود... (قویدر العبادی، 2002: 21).

 

4- مشغلة زیاد، وقت اندک و سرگرمی فراوان

اشتغال های فراوان و وقت اندک و وجود سرگرمی های گونه گون و فراوان، از ویژگی های دورة معاصر است. خواندن کتاب های شعر بلند مانند شاهنامه فردوسی و داستان های بلند در میان پارسی زبانان و قصه گویی در شب و خواندن قصاید بلند در میان عرب زبانان بسیار رایج بوده است. همه به دنبال این بوده‌اند که چگونه وقت خود را پر کنند. اوقات فراغت فراوان و عوامل مشغول کننده بسیار ساده و اندک بوده است. در عصر حاضر با زندگی ماشینی و پیچیده، وقت اندک و اسباب وقت گیر فراوان است. این امر گاهی موجب آشفتگی و سردرگمی افراد می شود، به طوری که برای خواندن روزنامه تنها عنوان ها خوانده می شود و در عرصة شعر میل به شعر کوتاه زیاد می شود.

آغاز موج سوم و افزایش دست آورد های آن در کشورهای پیشرفته باعث بوجود آمدن گونه های ادبی شد که با مفهوم عنصر زمان در این موج هماهنگ بود. محور زمان در این موج ثانیه ها و یا حتی صدم ثانیه هاست که با اشاره به کلیدی، جهانی از اطلاعات در اختیار انسان قرار می‌گیرد. به تأثیر از همین عنصر در ادبیات نیز گونة داستانی «مینی مالیسم» «داستانک» و گونة شعری «شعر کوتاه» البته با نامگذاری های گوناگون در ادبیات های مختلف، به وجود آمد. بنابراین در عرصة زندگی کنونی که مدیریت زمان برای انسان امروزی مهم است، انسان­ها به طور طبیعی به خلاصه­گویی و کوته­سرایی گرایش پیدا می­کنند.

 

5- سنّت شکنی

یکی از ویژگی ها ی دورة معاصر سنّت شکنی و هنجارگریزی است. جلوه های آن در همة امور اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و دیگر عرصه ها آشکار است. جای تردید باقی نمی ماند که این امر در عرصة شعر نیز جلوه گر است. «سنّت شکنی که از ویژگی های ذاتی فرهنگ معاصر است، خودش را در شعر معاصر نیز نشان داده است» (زرقانی،1384: 39).

شاعران و ادیبان امروز، به طور طبیعی اسلوب های ثابت و قدیمی را بر نمی تابند و از آن خسته و ملول می شوند و بر آنند که جریان های شعری ثابت را بر هم زنند. واقعیت ها و مسائل روز، گاهی آنان را وادار می کند که سنّت شکنی کنند و بدان سان که میل دارند شعر خویش را به طور خلاصه بسرایند.

افزون بر آنچه گفته شد، حرکت بعضی از شاعران بر اساس قاعدة «خَالِف تُعرَف» (= مخالفت کن تا شناخته شوی) است. خروج از سنّت ها را عاملی برای تعریف خویش می دانند.

 

6- اثر پذیری از خارج

بر اساس مطالب پیش گفته تقلید شعر«طرح» فارسی و «توقیعه» عربی از اشعار خارجی پذیرفتنی نیست ولی هرگز جای انکار نیست که شاعران فارسی و عربی در سرایش اشعار کوتاه خویش تأثیراتی از شاعران خارجی پذیرفته اند. آنانی که با شعر «هایکو» ژاپنی آشنایی بیشتری داشته اند، در سرودن «طرح» و «توقیعه» توفیق بیشتری داشته و گاهی از ظاهر آن اشعار متأثر شده‌ اند.

نمونه بارز آن در فارسی احمد شاملو است که به ترجمة هایکوهای ژاپنی پرداخته و نیز اخوان که با سرودن خسروانی ها زمینةآشنایی جامعة شعر خوان ایرانی را با هایکو فراهم ساخت (! نوذری، 1388 : 243)

در عربی شاکر مطلق هایکوهای ژاپنی را به عربی ترجمه کرده و به تحلیل و تطبیق آن پرداخته است (مطلق، 1984 م: 245- 255). و آدونیس توقیعه های هایکوواره سروده و عزّالدین المناصره با تأثیرپذیری از هایکو شعر «توقیعه» را به اوج رسانیده است. این تأثیر پذیری در محتوا کمتر اتفاق افتاده؛ زیرا به طور عموم هر شاعر بر اساس فرهنگ و آداب محیط خویش شعر می سراید.

وقتی به طرز نوشتن «طرح» های بیژن جلالی می نگریم، شیوة نگارش شعر ژاپنی را به یاد می‌آوریم در اینجا به این دو نمونه بسنده می‌کنیم:

تو                                               و:                                 من

سکوت                                                                            از روز

و شب                                                                            آمده ام

بودی                                                                             و به شب رسیده

آن گاه                                                                           ام

هیاهوی                                                                         و از شب

زندگی                                                                           به کجا

برخاست                                                                         خواهم رفت؟

(جلالی، 1382: 123)                                                        (همان، 124 )

 

نویسنده کتاب الشعر العربی الحدیث معتقد است که بعضی از شاعران عربی معاصر در شکل و اسلوب«توقیعه» تحت تأثیر شاعران خارجی قرار گرفته‌اند. تأثیر پذیری شاعران معاصر عرب از شعر ژاپنی و شعرکوتاه انگلیسی بیشتر از حیث سبک و سیاق ظاهری بوده است... بدر شاکر سیاب و جبرا ابراهیم جبرا، گاهی در صور شعر [کوتاه]، خویش متأثر از اشعار خارجی اند (موریه، 1986: 304).

همان طور که پیش از این اشاره شد. عزّالدین المناصره، متأثر از ساختار شعر ژاپنی بوده است و بر اساس «هایکو» و «تانکا» ژاپنی شعر توقیعه سروده است.

 

پیشگامان و پیشروان

شعر «طرح» و «توقیعه» جریانی ادبی در دورة معاصر است. که متأثر از عوامل گوناگون بوجود آمد. این گونة ادبی حاصل تلاش شاعران و نظریه پردازان فراوانی است که با آثار خود به تکامل این جریان ادبی کمک کردند و این که مشخص شود شاعری پدید آورنده یا پدر این گونة ادبی است،کاری بس دشوار است؛ چرا که در ادبیات فارسی و نیز عربی شاعران فراوانی برای به وجود آمدن این نوع ادبی تلاش کرده و تجربة خود را در دیوانشان به گونه‌ای پراکنده نشان داده‌اند.

با بررسی شاعران این جریان در فارسی و عربی می توان شاعری را که تأثیر بیشتری بر این جریان داشته است، به عنوان پیشگام دانست؛ اما این بدان معنا نیست که شاعران بعد از او در ساختار و محتوا دنباله رو او بوده‌اند؛ بلکه آنان نیز به نوآوری و نظریه پردازی در این موضوع پرداخته اند. بنابراین اختلاف در پیشگام خواندن شاعری بر دیگران امری روشن است.

در ادبیات فارسی، شعرهای کوتاه نیما، از پیشگامان شعر منثور فارسی، به ویژه در مجموعة شعر«ماخ اولا» که تا حدودی متأثر از هایکوهای ژاپنی است، سبب شد تا او را آغازگر شعر کوتاه فارسی بنامیم که بعدها توسط شاعرانی چون سهراب سپهری، احمد شاملو، یدالله رؤیائی، م. آزاد، بیژن جلالی، محمد زهری، منصور اوجی، سیروس نوذری و ...  دنبال شد و شکل امروزی به خود گرفت.

بیان این نکته ضروری است که نیما شعرهای کوتاه خود را در قالب یک شعر بلند و در بند های کوتاه بیان داشت که مقدمه‌ای برای پیدایش شعر طرح شد، همین پدیده را در ادبیات معاصر عربی نیز می بینیم که شاعر، شعر «توقیعه» خود را در ابتدای یک سروده یا انتهای آن و یا با مجموعه‌ای از این گونه شعر، تصویری از یک احساس را در شعر خود به نمایش می گذارد. نمونة این ساخت شعری را می توان در شعر نزار قبانی، سعدی یوسف و آدونیس به فراوانی یافت.

در شعر عربی نیز شعر «توقیعه» همچون شعر «طرح» فارسی، متأثر از جریان «شعر منثور» است که در سال 1910 در آثار« امین ریحانی» و در سال 1914 در آثار جبران خلیل جبران شروع شده بود. سپس این جریان تا سال 1954 ادامه یافت تا این که اصطلاح «قصیدة النثر» به تأثیر از ادبیات غربی و تا حدودی به تأثیر میراث شعر عربی در سرودهای شاعران پدیدار گردید. و سپس این گونة شعری به تأثیر از تحولات اندیشگانی و هنری دنیای معاصر به نوع جدیدی از شعر کوتاه تبدیل شد که در سال 1964 عزّالدین المناصره آن را شعر «توقیعه» معرفی کرد، ایشان با جمع بین ویژگی‌های شعر هایکوی ژاپنی و ویژگی های توقیعات عصر عباسی که «ایجاز» از مهم ترین ویژگی های آن بود، این نوع ادبی را «توقیعه» نامید و خود را از نامزدهای عنوان «پیشگام توقیعه» قرار داد که هنوز نیز بیشتر منتقدان ادبی او را پیشگام می نامند.

عزّالدین المناصره با طرح این نوع ادبی در نوشته‌ها و سرودهای خود، فضا را برای بیان اندیشه و احساسات امروزی، برای شاعران معاصر به وجود آورد و سپس به دنبال او شاعرانی چون احمد مطر و مظفّر نواب از عراق، سیف رحبی از عمان، نادرة هدی و زیاد عنانی از اردن، روز شوملی و محمد لافی از فلسطین، عبدالله راجع ، محمد بن طلحه ، حسن نجمی ، محمد بوجیبری و جلال حکماوی از مغرب، و سپس محمود درویش ، نزار قبانی، امل دنقل، آدونیس، سعدی یوسف، ابراهیم نصرالله، شوقی بغدادی و... به این نوع ادبی روی آوردند و به سرودن و نظریه پردازی در این جریان معاصر ادبی پرداختند.

 

ویژگی های «طرح» و «توقیعه»

با بررسی‌های انجام شده در ویژگی‌های «طرح» و «توقیعه» روشن شد که این نوع ادبی در بسیاری از ویژگی ها با هم مشترکند. علت آن را در عوامل مشترک پیدایش این جریان ادبی در هر دو ادبیات می‌توان یافت. پیدایش این نوع ادبی در ادبیات فارسی و عربی متأثر از ادبیات دیگر کشورها و تا حدودی میراث ادبی مشترک بین آن ها بوده است. بنابراین ویژگی های «طرح» و «توقیعه» را می‌توان در موارد زیر بررسی کرد:

 

زبان

در حوزة زبان، آنچه در این نوع شعر برجستگی دارد، توجه فراوان به واژه هاست، در این نوع شعر واژه‌ها هویت ویژة خود را دارند و کار شاعر کشف این هویت و قابلیت ها است و در انتخاب واژگان، قابلیت تصویری، موسیقایی و رسانایی مد نظر قرار می گیرد.

شاملو بر این باور است که «اندیشیدن با کلمات صورت می گیرد نه با اشکال و تصاویر... محیط مساعد برای زندگی شعر انبار لغات است» (شاملو، 1381: 89). او نیز بر این عقیده است که شاعر باید بینش شاعرانه داشته باشد (همان، 245).

شاعر در شعر طرح از زبان در ساده‌ترین شکل ممکن خود استفاده می کند، با کمترین حساسیت و دستکاری در ساختار طبیعی آن، به همین دلیل است که بافت شعری آن با نثر تفاوت چندانی ندارد. عیناً با همان سادگی و صمیمیت در جمله بندی ها و کمترین جابه جایی در ارکان و به دور از هر گونه حذف و حشو و ایجاز بیش از حد و پیچیده سازی معنا.

نمونة فارسی:

سفری به شب خواهم کرد / زیرا تاریکی نیز / یگانه و پاک است. (جلالی، 1382: 193).

 نمونه ی عربی:

ضَوءٌ لایجِیءُ مِنکِ             نوری که از جانب تو نیاید

ظَلَامٌ آخَرْ                             تاریکی دیگری است     (آدونیس، 2005: 213).

یکی از صورتگرایان روسی، شعر را رستاخیز کلمه ها خوانده است و درست به قلب حقیقت دست یافته است... زیرا در زبان روزمره، کلمات طوری به کار می روند که اعتیادی و مرده‌اند و به هیچ روی، توجه ما را جلب نمی کنند؛ ولی در شعر و ای بسا که با مختصر پس و پیش شدنی، این مردگان زندگی می یابند و یک کلمه که در مرکز مصراع قرار می گیرد، سبب زندگی تمام کلمات دیگر می‌شود (عابدی، 1381: 236).

در شعر طرح و توقیعة، به طراحی سوژه و سناریوهای پیش ساخته، هیچ نیازی نیست؛ چرا که همه چیز به ناگهان اتفاق می افتد. البته چینش واژگان به مهندسی خاصی نیاز دارد تا در مجموعه‌ای یکدست، در خدمت شعر باشد.

 

وزن و قافیه

با توجه به زمان پیدایش طرح که پس از رواج شعر سپید بوده است، در می یابیم که وجود وزن و قافیه در طرح و توقیعه امری اتفاقی است و از این رو نیز یکدستی در آن سراغ نداریم، در این نوع شعر، به وزن چندان توجهی نمی شود، وزن و بی وزنی، ناخود آگاه و بر اساس اتفاق در آن شکل می گیرد و تعمدی در کار نیست.

اگر چه این نوع شعر وزن ندارد؛ ولی به جای آن از نوعی آهنگ طبیعی در زبان برخوردار است که وقتی خوانده می شود، آن آهنگ گوش را می نوازد. این آهنگ تابع نظام غیر عروضی است، برخی راهکارهای تولید این نظام موسیقایی از این قرار است.

- آهنگین کردن جمله ها

- ایجاد مکث ها، فاصله ها و سکون ها، با استفاده از قید ها، متمّم ها، ضمیرها.

- تقطیع جمله ها به بخش های کوتاه تر، به انگیزة تولید موسیقی.

- تکرار واژه ها و ترکیب ها در فاصله های معین.

- آوردن واژه های هم وزن و هم قافیه در جای جای متن که نوعی موسیقی پدید می‌آورد.

- توجه فروان به واج آرایی «جادوی مجاورت» [تعبیر از شفیعی کدکنی] واژگان و هویت موسیقایی آن‌ها.

- کاربرد انواع جناس ها، ترصیع ها، سجع ها، تکرارها.

- استفاده از امکانات ترکیبی زبان.

- گریز از الگوهای کلیشه ای زبان. (! زرقانی، : 319)

نمونة فارسی:

در کورة مخاصمه

                        یا کام اژدها

سطل زباله ای است

           زمین

                 در فضا

                        رها.                    (شفیعی کدکنی، 1382: 336)

نمونة عربی:

«مَذَابِحُ الفَرَحِ»                            «کشتارگاه شادی»

کانَ قِطَارُ الدَّمِ یعْبُرُ السَّلامْ               قطارخون از مسیر صلح می­گذشت

فَیقْطَعُ الأَوتارَ فی الظَّلامْ                       رگ‌‌های گردن را در آن تاریکی می‌برید  (فوده، 2003 :66)

شکل و توزیع متن

شکل و ساختار آثار ادبی می تواند موجب القای برخی از معانی ویژه شود. عوامل گوناگونی؛ از قبیل نحوة به کار بردن علائم نگارشی، آرایه های ادبی، شکل قرار گرفتن کلمات، نحوة شروع و پایان یک عبارت، هجاها، واج های به کار برده شده، ساختار نحوی، کار برد واژگان و عبارت ها، جای وزن و قافیه، و تکرار آن و... از جمله مسائلی است که در تحلیل ساختاری شعر طرح و توقیعه مورد توجه قرار می گیرد. بنابراین فرم و ساخت در این نوع شعر نقش مهمی را ایفا می کند.

نکتة مشترکی که در بررسی این نوع ادبی در ادبیات فارسی و عربی چشمگیر است، این است که شعر طرح و توقیعه منحصر در یک بند یا مقطع نیست، شاعر چند شعر را در یک بخش گرد می‌آورد و برای کل آن بخش، یک عنوان انتخاب می کند، این پاره‌ها که در یک بخش گرد آمده‌اند، جز اشتراک مضمونی، آن هم به طور کلی، وجه مشترک دیگری ندارد. پاره ها تابلو های مستقلی هستند که با یکدیگر ارتباطی ندارند، اما میان اجزای درون یک پاره ارتباطی دقیق و عمیق است. بدین ترتیب در این شکل شعری، ساختار ذهنی یک شعر ضعیف؛ اما ساختار ذهنی یک پاره از آن ، قوی ومنسجم است.

با بررسی انجام شده، این ویژگی در شعر بیژن جلالی در فارسی و سعدی یوسف در عربی بسیار یافت می شود. (! الصّمادی، 2001 : 25-42 ؛ جلالی: 1369).

نکتة مشترک دیگر این است که گاه در درون شعرهای بلند فارسی و عربی حتی در کامل ترین و بهترین آنها، بند ها و قسمت های کوتاهی از آن برجستگی یافته و در ذهن خوانندگان باقی می ماند، این ساز و کار در شعر کلاسیک فارسی و عربی نیز دیده می شود که در اصطلاح آن را «بیت الغزل» می نامیدند.

نکتة سوم و مشترک در شعر طرح و توقیعة عربی و فارسی این است که این گونة شعری گاهی در آغاز شعری بلند و گاهی در پایان آن قرار می‌گیرند و کم تر در بخش های میانی شعر دیده می‌شود.

نکتة چهارم و مشترک در ادبیات فارسی و عربی این است که ویژگی این نوع شعر در دو ادبیات در قالب کمترین جمله ها بیان شده است. این نوع شعر می تواند حتی در یک سطر نوشته شود، آنچه پیشینیان «مصرع» نامیده اند.

در این نوع شعر «بیت» به دلیل کوتاهی و بلندی مصراع ها (در شعر نیمایی) و سطرها (در شعر سپید) مفهومی ندارد، واحد ساختاری شعر، نه تک تک مصراع ها و یا سطرها، که تک تک بند ها است؛ بندی که خود از مجموع چند سطر تشکیل می شود. در واقع در سطر طرح و توقیعة رابطه کلمات به اعتبار بیان پیشرفته و موجزی است که حاصل ترکیب تفکیک ناپذیر دو عنصر خیال و اندیشه شاعرند که همچون جوهری پنهان در درون ظروف مرتبط با کلمات جریان دارد. مانند این شعر م. آزاد:

برای گذشتن از این رود

رنگین کمانی

باید بود                     (! حقوقی، 1385 : 86)

جهت پرهیز از دراز دامن شدن این مبحث تنها به یک نمونه از اشعاری که برخی از ویژگی‌های پیش گفته را داراست  در هر زبان اشاره می شود:

نمونة فارسی:

     «آرایش خورشید»

اگر می شد صدا را دید

چه گل هایی!

چه گل هایی!

که از باغ صدای تو

به هر آواز می شد چید

اگر می‌‌شد صدا را دید...                   (شفیعی کدکنی؛ 1382: 201)

 

نمونة عربی:

«نقش»                                                             «نگاره»

النَّاسُ سَواسِیةٌ- فی الذُّلِّ- کأسنَانِ المُشطْ       مردم- در خواری- بسان دندانه­های شانه یکسانند

ینْکَسِرونَ- کأسنَانِ المُشطْ                         بسان دندانه­های شانه

فی لِحیةِ شَیخِ النَّفطْ !                                    در ریش امیر نفت می­شکنند (دنقل، 2001: 388)

 

اعجاز ایجاز

ایجاز یکی از شیوه‌های بیان است که در صورت کاربرد هنری، در محور معنایی زبان نوعی انحراف ایجاد می‌کند و به برجسته‌سازی در آن می انجامد، ایجاز را یکی از مهم ترین عناصر شعر شمرده‌اند؛ چرا که فشردگی کلام که ویژگی اصلی شعر است، در نتیجه کارکرد هنری همین عنصر ایجاد می‌شود (سلاجقه، 1384 : 98).

در شعر «طرح» و «توقیعه»، شاعر بر ایجاز و به کار بردن کمترین جمله ها و حتی واژگان اصرار دارد و روشن است که این پافشاری تا بدان جا پذیرفتنی است که ساختار کوتاه آن به چیستان و معمایی دشوار یا نوشته‌ای ناتمام تبدیل نشود. شعر طرح و توقیعه- با همه کوتاهی- در خود تمام می شود. هر آنچه را شاعر می نویسد- با همه فشردگی- چنان است که در ذهن خواننده، شعری کامل است و چیزی در آن ناگفته باقی نمانده (! نوذری، 1388 : 18-19).

تسلیمی که این  نوع شعر را شعر لحظه نامیده است، در این باره چنین بیان می دارد: «شعر لحظه طرح و توقیعه شعری است کوتاه، موجز و تصویری که غالباً در حدّ یک «نما» و دست کم کوتاه تر از یک سکانس است. شعر لحظه ناشی از برخورد آنی راوی، با یک پدیده، بدون ذهنیت های مشخص پیشین، مثلاً تشبیه، تلمیح، اشاره، اسطوره، و ... است» (نوذری، 1388 : 335 به نقل از علی تسلیمی، ص 219- 220). بنابراین یکی از ویژگی های اساسی این گونة شعری این است که دو لختی یا سه لختی اند و غالباً سه تا پنج لخت می باشند.

نمونة فارسی:

بیا رود اندیشه را

با غبار واژه های خوب هم

گل آلود نکنیم  (خرمشاهی، 1383 :235 به نقل از دفتر «به جان شیرین» حسین علیزاده)

 

نمونة عربی:

«براعة»                                      «مهارت»

القَنّاصُ البَارعُ                          شکارچی ماهر

یصطَادُ المَعنی                         معنا را

مِن فُوهَة الکلمة                     از دهانة واژه شکار می­کند (الخطیب، 2004: 87)

 

برخورداری از طنز

طنز در این گونة شعری سهم بسزایی دارد، گاهی بیان شاعر در این نوع شعر، طنز گونه می گردد. آنچه تاکنون، «طنز» را در آثار هنری به موضوعی قابل توجه تبدیل کرده است. توجه به کار کرد زیبایی شناختی آن است، یا به تعبیری دیگر، توجه به تأثیر گذاری آن بر ابعاد هنری اثر. زیرا با توجه به مباحث زبان شناسی، طنز نوعی شیوة بیان است که از هنجار قرار دادی زبان، فاصله گرفته و به محور «دلالت» راه پیدا کرده است و در نتیجه، به معنای دیگری به جز معنی لغوی خود نظر دارد.

نمونة فارسی:

«کافی نت»

رایانه تا رسید

مادر به اینترنت پیوست

پدر به رحمت ایزدی...

 و شام ما

در بشقاب بام خانه کفک زد...   (نوذری، 1388: 523)

در این سروده پیوستن مادر به اینترنت و پدر به رحمت ایزدی و کفک زدن شام بر بام خانه، نوعی طنز و لطیفه است. ولی چون ژرف بنگری به یکی از بحران­های جامعة مدرن بشری اشاره دارد که گسستگی خانواده را در پی داشته و منجر به بحران در خانواده می­شود. افراد از یکدیگر جدا هستند و از خانواده تنها نامی باقی مانده است. یکی از افراد خانواده مادر است که به اینترنت می­پیوندد و دیگری پدر که از افسردگی و قحطی محبت سکته می­کند و به رحمت ایزدی می­پیوندد و کسی بچه­ها را به سوی شام هدایت نکرده؛ بنابراین شامشان فاسد می­شود که این فساد خود به فساد اخلاقی و روحی فرزندان به دلیل نداشتن سرپرست اشاره دارد.

و نمونة عربی:

«خطابٌ تاریخی»                      «سخنرانی تاریخی»

رَأیتُ جُرَذاً                             امروز موشی را دیدم

یخطُبُ الیومَ عَن النَّظافة            که دربارة پاکیزگی سخنرانی می­کرد    

و ینذِرُ الأوسَاخَ بالعِقابْ              و پلیدی­ها را به مجازات بیم می­داد

و حَولَهُ                               و اطراف او

 یصَفِّقُ الذُّبابْ!                       مگسان کف می­زدند  (مطر، 2001: 11)

شاعر سخنرانی موش دربارة نظافت را سخنرانی تاریخی دانسته است، موش که خودش عامل بیماری و انتشار کثیفی است، دربارة پاکیز­گی سخن می­گوید و دیگران را از چیزی بیم می­دهد که خودش سرچشمة آن است و تشویق کنندگان او به این موضوع کسانی هستند که خودشان انتقال دهندة کثیفی و عامل بیماری­اند.

این طنز به بحران­های اجتماعی در پیوند با انسان­ها و ظاهر سازی و ریاکاری برخی از آنان اشاره دارد که دیگران را از چیزی بیم می­دهند، در حالی که خودشان منشأ و رواج دهندة آن هستند، مانند نادانی که دیگران را به دانش تشویق و دروغ­زنی که دیگری را به صدق و صفا و صمیمیت دعوت می‌کند. 

طنز در شعر طرح با لطیفه و جوک و فکاهی و هجو و هزل، متفاوت است. طنز در متن و بطن واژه‌ها حادث می شود و در جابه جایی ها و بازی های خاص زبانی و در رابطه با سوژه ها صورت می بندد.

 

هنجار گریزی معنایی

هنجار گریزی که همان خروج از شیوه ها و قراردادهای رایج زبانی است، یکی از شگردهایی است که به جذابیت سخن می افزاید. یکی از ویژگی های «طرح» و «توقیعه» هنجارگریزی معنایی است.«این هنجار گریزی، دخل و تصرف در حوزة معنایی سخن به وسیلة نقل و انتقال در محور همنشینی و جانشینی است که گسترة معنایی زبان را به ابعادی فراتر از معنای قاموسی آن هدایت می‌کند» (سلاجقه، 1384 : 61).

از نمونه های بارز هنجار گریزی معنایی غافل گیری است. گاهی اوقات شاعر با به کارگیری کلمات و شگردهای دیگر به صورت‌های خاص، فرم و شکل را به وجود می‌آورد، این نوع کاربرد کلمات و شگردها غالباً در جهت نشان دادن امری خلاف عادت است که ساختار یا فرم خاص شعر بر پایة آن به وجود می آید:

سلاخی

می گریست

به قناری کوچکی

دل باخته بود   (شاملو، 1381: 890)

«عاشق شدن سلاخ بر یک قناری کوچک» اتفاقی غیر عادی است و شاعر با آوردن قسمت دوم طرح این اتفاق را نشان می دهد و ضربة نهایی بر خواننده وارد می شود.

نمونة عربی:

أُمِّی دَوَّخَهَا السُکَّری، بَتَرُوا قَدَمَیها              مرض قند بر مادرم چیره شد، پاهایش را قطع کردند

أُمِّی، مَاذَا عَنِّی؟                                   مادرم، چه کنم؟    

کَیفَ سَأبحَثُ عَن جَنّةٍ مَا تَحتَ الأقدامْ؟!!        چگونه به دنبال بهشتی بگردم که زیر قدم­هااست؟!!

(المناصره،2002 :170 به نقل از  دیوان زیاد العنانی)

برخورداری از موضوع جذاب

یکی از ویژگی های این نوع شعر داشتن موضوع جذاب است، این گونة شعری به دلیل نداشتن برخی ویژگی های شعر بلند، باید مطلبی جذاب برای گفتن داشته باشد که ذهن خواننده را برای شنیدن تحریک کند. این نوع شعر کپسولی از معانی است با این که فضای کمی را اشغال می‌ کند؛ اما چون در محفظه ای کوچک قرار گیرد، از آن انتظار انفجار بزرگی می رود.

 

همگونی و ناهمگونی

الف: همگونی

از آنجایی که ادبیات به طور عام و شعر به طور ویژه آیینة تمام نمای مسائل اجتماعی و فرهنگی هر ملت است و با توجه به اشتراکات فراوان و قرابت جوامع فارسی و عربی، به طور طبیعی مشابهت های ادبی از جمله همگونی بین شعر کوتاه «طرح» و «توقیعه» فراوان است که برخی از همگونی ها عبارتند از:

- در هر دو ادبیات نمونه هایی از شعر ژاپنی ترجمه شده به فارسی و عربی یافت می شود.

- «طرح» و «توقیعه» تا حدودی از شعر ژاپنی و غربی تاثیر پذیرفته‌اند.

- هر دو نمونةکامل شدة اشعار کوتاه پیشین در قالب رباعی، دوبیتی، تک بیتی و مانند آن هستند.

- ویژگی های ساختاری و محتوایی در «طرح» و «توقیعه» یکسان است.

 

ب: ناهمگونی

از آنجایی که این گونة شعری در هر دو ادبیات تعریف گریز است، براحتی نمی توان در مقایسة بین «طرح» و «توقیعه» ناهمگونی یافت؛ ولی با ژرف نگری این نتیجه به دست می آید که :

- نظر به تعدّد ممالک عربی و فراوانی شاعران نوپرداز در کشورهای عربی(ادبیات عربی مشرق و ادبیات عربی مغرب زمین) می توان گفت فراوانی و گونه‌گونگی و گسترش «توقیعه» در جهان بیش از «طرح» است.

- با ژرف نگری در شعر شاعران «طرح» و «توقیعه» در ادب فارسی و عربی و با توجه به اینکه شاعران این گونة شعری در ادبیات عربی پیوندشان با جهان غرب بیش از شاعران ادب فارسی بوده است، بنابراین میزان اثر پذیری «توقیعه» از خارج بیش از «طرح» است.

نتیجه‌گیری

1- تاریخ شعر کوتاه فارسی و عربی به تاریخ سرودن شعر در هر دو ادبیات برمی­گردد. کوتاه­سرایی به شکل­های تک­مصرع­ها و تک­بیتی­ها و دوبیتی­ها و ضرب­المثل­های موزون و حکمت­ها و کلمات قصار در پیشینة تاریخی هر دو ادبیات یافت می­شود. بنابراین شعر کوتاه پدیده­ای جدید در ادبیات نیست؛ اما در دهة هفتاد قرن بیستم این گونة شعری با نام «طرح» در ادب فارسی و «توقیعه» در ادب عربی مطرح شد که احیاگر  قطعه­های کوتاه و  تک­مصرع­ها و تک­بیتی­ها و دوبیتی­های  ادبیات قدیم است.

2- «طرح» و «توقیعه» عنوان های بارز شعر کوتاه معاصر فارسی و عربی است که هر چند تعداد لخت ها رکن اساسی آن ها نیست؛ ولی غالباً سه لختی تا پنج لختی هستند. 

3- هنجار گریزی، جذابیت موضوع، ایجاز و گاهی طنزآلودگی از ویژگی های بارز این گونة شعری است.

4- دگرگونی در جهان بینی، سرعت و شتاب، دگرگونی ذوق و احساس جمعی، مشغلة فراوان و اندک بودن وقت، سنت شکنی و تأثیرات خارجی از جمله عوامل بروز و ظهور این گونة شعری است.

5- هر چند«طرح» فارسی و «توقیعه» عربی از تأثیرات شعر خارجی بی بهره نبوده است؛ ولی این گونه شعر ریشه در سنت های شعری قدیم دارد و شکل تازه و مدرنی از همان اشعار کوتاه قدیم فارسی و عربی است. 

6- «طرح» و «توقیعه» از ابعاد گوناگون دارای همگونی­های فراوانی­اند. ولی نظر به این­که توقیعه­سرایان پیوندشان با ادبیات جهان بیش از سرایندگان طرح بوده است، میزان اثرپذیری«توقیعه» از اشعار خارجی، بیش از طرح است.

منابع

1- اخوان ثالث، مهدی .(1369). دوزخ اما سرد، تهران: بزرگمهر،چاپ اول.

2- آدونیس،علی احمد سعید .(2005م). المحیط الأسود، بیروت: دارالساقی.

3- اکسیر، اکبر .(1382). بفرمایید بنشینید صندلی عزیز، تهران: انتشارات نیم نگاه.

4- بدور، نسرین .(2002م). «بعض من ملامح قصیدة الومضه» جریدة الأسبوع الأدبی، دمشق: اتحّاد الکتاب العرب: العدد 824 .

http://www.awu-dam.org/alesbouh%20802/824/isb824-011.htm27/06/2010

5- بعلی، حفناوی .(2005م). «شعریة التوقیعة» الموقف الأدبی، دمشق:إتحاد الکتاب العرب، العدد413، ص11تا27.

6- پارسا، سید احمد .(1385). «مینی مالیسم و ادب پارسی» نشریه دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید با هنر کرمان، شمارة20 (پیابی 7) ص27- 48.

7- تافلر، الوین .(1371). موج سوم، ترجمة شهیندخت خوارزمی، تهران: انتشارات مترجم، چاپ هفتم.

8- جبوری غزول، فریال .(1997م). «شعریة الخبر» مجلّة فصول، المجلّد السادس عشر، العدد الأوّل، ص187-199.

9- جلالی، بیژن .(1369). بازی نور (منتخب اشعار)، انتخاب شاپور بنیاد، شیراز: انتشارات نوید.

10- جلالی، بیژن .(1382). شعر سکوت، تهران: مروارید.

11- حسن لی، کاووس .(1383). گونه های نوآوری در شعر معاصر ایران، تهران: شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی،چاپ اول.

12- حقوقی، محمد .(1385). تا نظم هندسی واژه ها، تهران: نشر قطره، چاپ اول.

13- الخال ، یوسف .( 1978م). مجلّة الشعر (اخبار و قضایا)؛ بیروت، العدد الثالث، ط 5.

14- خالقی، ضیاءالدین .(1371). سیب اتفاقی است که می افتد، تهران: لک لک.

15- خرمشاهی، بهاءالدین .(1383). نبض شعر [مجموعة نقد شعر بر هیجده شاعر از شعر شاملو تا هیوا مسیح] ، تهران: روشن مهر،چاپ اوّل.

16- الخطیب، نبیلة .(2004م). ومض الخاطر، الأردن: دار الأعلام.

17- دنقل، أمل .(2001م). الاعمال الشعریة، القاهرة: مکتبة مدبولی.

18- رستگار فسایی، منصور .(1380). انواع شعر فارسی، شیراز: نوید.

19- زرقانی، سید مهدی .(1384). چشم انداز شعر معاصر ایران،تهران: نشر ثالث.

20- سلاجقه، پروین .(1384). امیر زادة کاشی‌ها، تهران: مروارید،چاپ اول.

21- شاملو، أحمد .(1381). شاعر شبانه ها و عاشقانه ها، به کوشش بهروز صاحب اختیاری و حمید رضا باقر زاده، تهران: هیرمند، چاپ اول.

22- شاملو، احمد .(1381). مجموعه آثار، تهران: انتشارات نگاه، چاپ سوم.

23- شفیعی کدکنی، محمد رضا .(1379). آیینه ای برای صداها، تهران: سخن.

24- ------------------- .(1382). هزارة دوم آهوی کوهی، تهران: سخن.

25- عابدی، کامیار .(1381). در روشنی باران ها، تهران: نشر کتاب نادر، چاپ اول.

26- عبید، محمد صابر .(2006م). حرکیه التعبیر الشعری، الاردن: دار مجد لاوی للنشر و التوزیع، ط1.

27- علوش، سلاف .(2002م). «الومضه الشعریه»جریدة الأسبوع الأدبی، دمشق: إتحادالکتاب العرب: العدد 830 .

http://www.awu-dam.org/alesbouh%20802/830/isb830-011.htm27/06/2010

28- فوده، علی .(2003م). الاعمال الشعریة، بیروت: المؤسسة العربیة للدّراسات و النشر.

29- القصیری، فیصل صالح .(2005). بنیة القصیدة فی شعرعزّالدین المناصره، الأردن: دار مجد لاوی للنشر و التوزیع.

30- قویدر العبادی، عیسی .(2002م). «قصیدة الومضة» مجلة الموقف الأدبی، السنه الثانیة و الثلاثون، دمشق: اتحاد الکتاب العرب، العدد 377، ص15تا23.

31- کمال الدین، جلیل .(1964م). الشعر العربی الحدیث و روح العصر، بیروت: دارالعلم للملایین.

32- کِنگو، یوشیدا .(1372). گلستان ژاپنی (چوره زوره گوسا)،ترجمه هاشم رجب زاده، تهران: انتشارات مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.

33- مطر، أحمد .(2001م). الأعمال الشعریة الکاملة، لندن.

34- مطلق، شاکر .(1984م). معلقة کلکامش علی أبواب أوروک، حمص: دارالارشاد.

35- المناصره، عزّ الدین .(بی‌تا). الأعمال الشعریة، قصیدة هایکو- تانکا، من دیوان یا عنب الخیل، بیروت: المؤسسة العربیة للدّراسات و النشر، ط5.

36- المناصره، عزّالدین .(2002 م). اشکالیات قصیدة النثر، بیروت: المؤسسة العربیة للدراسات و النشر ط1.

37- موریة، س .(1986م). الشعر العربی الحدیث تطّور أشکاله و موضوعاته بتأثیر الأدب الغربی، ترجمه: سعد مصلوح، القاهره: دارالفکر.

38- نوذری، سیروس .(1388). کوته سرایی، تهران: ققنوس،چاپ اوّل.