اهداف و ابزارهای کاربرد تمثیل در دیوان خاقانی

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ایلام

2 کارشناس‌ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ایلام

چکیده

  تمثیل یکی از مباحث گسترده، پرسابقه و پرکاربرد در اشعار شاعران در دوره‌های مختلف شعر فارسی است. با توجه به اهمیت این موضوع، در کتابهای بیانی و بلاغی تعریفهای متعدد و پریشانی برای آن نقل کرده‌اند. خاقانی که یکی از نمایندگان صاحب سبک شعر در دوره سلجوقی محسوب می شود، به مقوله تمثیل نگاهی ویژه دارد. در این مقاله نگارندگان در ابتدا ضمن پرداختن اجمالی به تعریفهای مختلف تمثیل، اشعار خاقانی را از این جنبه در دو مقوله اصلی؛ یعنی اهداف و همچنین ابزار کاربرد تمثیل بررسی کرده، در پایان به این نتیجه رسیده‌اند که اولاً بخش عمده‌ای از اندیشه محوری خاقانی که از ویژگی های معمول و مرسوم شاعران این عصر است، در تمثیلات وی؛ بویژه تمثیلاتی که به صورت تلمیح در آموزه های قرآنی و اعتقادی بیان شده، تجلّی پیدا کرده است؛ ثانیاً اغراض و ابزار متنوّع کاربرد تمثیل در اشعار خاقانی، گواه دیگری بر فردیت و سبک شخصی وی محسوب می شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Aims and Tools of Application of Allegory in Khaghani’s Divan

نویسندگان [English]

  • Gholamreza Rahimi 1
  • Fereshte Mohamadzadeh 2
1 Assistant Professor of Persian language and literature, University of Ilam
2 MA of Persian language and literaturea
چکیده [English]

Allegory, an old widely- used tradition in poetry, has been employed by Persian poets all through the history of Persian literature. Khaghani who is considered as one of the stylist poets of Seljuk era, paid special attention to allegory. The present article is a survey of the use of allegory in Khaghani’s Divan and points to certain verses in which the poet has employed this technique. The results of the present study reveal two points. First, the main part of Khaghani’s central thought which is considered as a usual and customary characteristic of stylist poets of this era has appeared in allegories, specially those that come in form of allusion to Koran and ideological instructions. Second, various intentions and tools of application of allegory in Khaghani’s poems are another evidences for his personal style.                       

کلیدواژه‌ها [English]

  • Allegory
  • Khaghani
  • Divan
  • Tools
  • Aims
  • Variation

مقدمه

تمثیل پیشینه‌ای گسترده دارد. این پیشینه در اسطوره، ادبیات، بلاغت اسلامی و علم بیان قابل مشاهده است. یکی از جنبه های پر کاربرد تمثیل مربوط به کاربرد آن در شعر است. شاعران در دوره های مختلف از این روش، برای بیان غیر مستقیم معانی و اندیشه‌های شاعرانه خود بهره برده‌اند و با توسّل و تمسّک به تمثیلات مختلف، مقاصد خود را برای مخاطبان شعر آسان تر و واضح تر بیان کرده‌اند.

قبل از پرداختن به اهداف و شیوه های کاربرد تمثیل در شعر خاقانی، لازم است به منظور آشنایی بیشتر، ابتدا به اجمال به تعاریف مختلف و اقسام تمثیل بپردازیم.

اصطلاح تمثیل در زبان فارسی بر همة انواع حکایت، قصه‌های اخلاقی، ضرب المثل، اسلوب معادله و... اطلاق می شود. در کتاب های بلاغی صورت های مختلفی از تمثیل معرفی شده است. 1 به طور کلّی تمثیل را از حیث صورت و عناصر آن به انواع زیر تقسیم کرده‌اند.

1- مَثَل: (Proverb) مَثَل «قولی کوتاه و مشهور است که حالتی یا کاری را به آن تشبیه کنند و غالباً شکل نصیحت آمیزی از ادبیات عامیانه است که محصول ذهن عوام و مبتنی بر تجربه های عادی زندگی است. این شکل را ضرب المثل نیز گویند که غالباً صورت فشردة یک داستان است» (پورنامداریان، 1375: 115– 113). براساس کتب بلاغی متقدم تر این تعریف از تمثیل مترادف ارسال مثل آمده است. همایی گوید: «ارسال مثل یا تمثیل آن است که عبارت نظم یا نثر را به جمله‌ای که مثل یا تشبیه مثل و متضمن مطلبی حکیمانه است، بیارایند و این صفت همه جا موجب آرایش و تقویت بنیة سخن می شود» (همایی، 1367: 299).

2- اسلوب معادله: 2 اصطلاح اسلوب معادله نیز که تعریفی دیگر از ارسال مثل و تمثیل محسوب می شود، بیشتر برای مواردی است که شاعران سبک هندی به آن پرداخته اند. در این روش شاعر، در یک مصراع، اندیشه یا مفهوم ذهنی را بیان می‌کند و در مصراع دیگر، مثالی از طبیعت و اشیا و امور عینی را برای اثبات ادعای خود می آورد و آن را معادلی برای آن ادعای ذهنی قرار می دهد. البته این روش در شعر خاقانی معمولاً در یک بیت خلاصه نمی شود؛ بلکه ممکن است به صورت متوالی در دو بیت یا بیشتر نیز بیان شود چنانکه در مقام مفاخره گوید:

خویشتن هم نام خاقانی شمارند از سخن
نی همه یک رنگ دارد در نیستانها ولیک
                    

 

پارگین را ابر نیسانی شناسنــد از سخــا
از یکی نی قند خیزد وز دگر نی بوریـا
                     (خاقانی، 1385: 19)

3- حکایت حیوانات: (Beat fable) حکایتی است کوتاه که اشخاص و عناصر آن غالباً از حیوانات هستند و به قصد بیان یک آموزة اخلاقی یا تجربة انسانی بیان می شود. این نوع تمثیل در زبانهای اروپایی «فابل» نامیده می شود.

4- حکایت انسانی: حکایت انسانی که در زبان اروپایی به آن پارابل(Parable) می گویند، حکایتی است کوتاه که حاوی یک نکتة اخلاقی است. فرق این حکایت با حکایت حیوانات دراین است که اشخاص آن انسان هستند؛ همچنین وقایع وحوادثی که در پارابل رخ می دهد، در عالم واقعی نیز ممکن است رخ دهد، دیگر اینکه درس اخلاقی «پارابل» نسبت به حکایات حیوانات در سطح متعالی تر قرار دارد. پارابل بیشتر به حقایق اخلاقی و روحانی نظر دارد، چنان که یک نمونه عالی از اخلاق انسانی را به منزلة الگویی برای اخلاق عمومی مطرح می‌کند. 3

بنابر تعریفهای اجمالی که از جنبه‌های مختلف تمثیل ارائه شده، به نظر می رسد، یک وجه مشترک در همه این تعریفها وجود دارد و آن همان مطلبی است که زرّین‌کوب از قول جرجانی نقل کرده است که «تمثیل تصویری حسی است، که می باید امری را که غیر حسی است، برای مخاطب به امر حسی نزدیک و قابل ادراک نماید. به هر حال چون این تصویر حسی است به کسانی که تصور امر مجرّد و انتزاعی برای آنها مشکل می نماید، کمک می‌کند تا آنچه را تمثیل به نمایش می گذارد، در مخیّلة خویش ترسیم کنند و این که تمثیل برای عوام خلق از انواع حجت به شمار می رود، از همین معنی است» (زرّین‌کوب، 1366: 251 ).

در این مقاله تمثیل در اشعار خاقانی بیشتر با توجه به تعریف اخیر مورد نظر است؛ اما آنچه که در این تحقیق مورد توجه است، تنوّع اهداف کاربرد تمثیل و همچنین تنوّع ابزار و شیوه‌های مختلف به کارگیری آن در شعر وی است.

 

پیشینه

با توجه به اهمیت خاقانی و همچنین پیچیدگی و همه جانبه بودن شعر و اندیشه وی، تاکنون تحقیقات بسیاری در مورد زندگی و شعر او صورت گرفته است. علی رغم همة این تحقیقات و مطالعات ارزشمند، کتاب مستقلی در مورد تمثیل پردازی و نحوة کاربرد آن در شعر خاقانی وجود ندارد؛ البته ممکن است مواردی مشابه در حوزة بررسی تمثیل در شعر خاقانی به صورت رساله یا طرح تحقیقاتی وجود داشته باشد.

اهداف و مقاصد خاقانی از کاربرد تمثیل

در مباحث پیشین اشاره کردیم که خاقانی یکی از شاعران صاحب اندیشه در عصر سلجوقی است؛ عصری که آغاز بیان تفکرات صوفیانه و زاهدانه در شعر فارسی محسوب می شود. در همین دوره است که سنایی و نظامی در آثار اخلاقی، حکیمانه و زاهدانة خود؛ از جمله حدیقه و مخزن الاسرار در داستان های نمادین به بیان این تفکرات پرداخته‌اند. خاقانی نیز به عنوان یکی دیگر از مبلّغان این سبک در این دوره، در دیوان خود به بیان این مضامین پرداخته است. وی بخش قابل توجهی از این مفاهیم را به روش تمثیل که اغلب تلمیح به قصه‌ها و روایات دینی، اسطوره ای و... است، بیان نموده است. بنابراین اگر دو شاعر بزرگ هم فکر او در قالب مثنوی به تبلیغ این اندیشه پرداخته‌اند، خاقانی این خلأ را از طریق حکایات تمثیلی مطرح کرده است. البته با توجه به اینکه در این عصر هنوز رنگ و بوی انواع ادبی دیگر؛ از جمله مفاخره، مدح، هجو و... وجود دارد؛ بخشی از این حکایات تمثیلی به این موضوع اختصاص یافته است. در ادامه به اجمال به تحلیل هر یک از این مقاصد و اهداف در قصاید خاقانی به روش تمثیل می پردازیم.

 

القای اندیشه‌های دینی، صوفیانه و اخلاقی

یکی از مهمترین مقاصد خاقانی ازکاربرد تمثیل در اشعار خود، تبیین اندیشه‌های انتزاعی و غیر حسی در حوزة تفکرات دینی، اخلاقی، زاهدانه و صوفیانه است. «البته با اطمینان می توان گفت که اندیشه‌های مبتنی بر دین در شعر همة شاعران فارسی زبان به نوعی بازتاب داشته است و شاعران بنابر نوع تربیت، اخلاق فردی، گرایش های فکری و زمینه‌های اجتماعی و سیاسی و غیره به صورت های مختلفی، از دین الهام گرفته‌اند؛ اما در این میان، شعر خاقانی که نه در زمرة عارفان محسوب است و نه همچون ناصرخسرو مدافع اندیشة خاص فرقه‌ای و در واقع هیچ گونه فشار خاص اجتماعی و سیاسی او را وادار به جبهه گیری نکرده است، بیش از دیگران جلب توجه می کند» (کرمی، 1380: 97-98).

در ابیات زیر توصیف مفاهیم پرکاربردی همچون: وحدت، عزلت، همّت، تمسّک به فقر، زهد، بی‌اعتنایی به دنیا، سفارش به قناعت، پرهیز از شراب خواری و... که هر کدام در تعالیم دینی و اخلاقی تعریفی خاص خود را دارد و البته موضوع اصلی این نیز محسوب نمی شود، نمونه‌هایی از القاء این اندیشه‌های متعالی محسوب می شود.

آن رهروم که توشه ز وحدت طلب کنـم

جان از درون به فاقه و طبع از برون به فقر

 

زال زرم که نـام به عنقــا برآورم
                   (خاقانی، 1385: 245)

دیو از خورش به هیضه و جمشید ناشتا
                                (همان، 15)

بنابراین خاقانی در دو بیت فوق، دو مفهوم انتزاعی و غیر حسی عالم وحدت و عالم جان را با دو تلمیح اسطوره‌ای به روش حکایت تمثیلی برای مخاطب قابل درک و محسوس نموده است.

اگر شاعرانی چون سنایی، نظامی، عطار و مولوی در مثنوی های خود با مقوله هایی چون عشق و همّت به صورت داستان های نمادین و تمثیلی با مخاطبان خود ارتباط برقرار کرده اند؛ خاقانی نیز این نقصان را در قصاید خود اینگونه جبران می کند:

ترا ز پشتی همـت به کف شـود ملکـت

فتراک عشق گیر نه دنبال عقل از آنـک

 

پلی ز پهلوی آدم پدیـد شد حــــوا
                                (همان، 12)

عیسیت دوست به که حواریت آشنــا
                                 (همان، 3)

چنانکه در بحث انواع تمثیل اشاره شد، بخشی از تمثیل ها، صورت ضرب المثل ندارند و آن را اسلوب معادله نام نهاده اند. «در این روش که بیشتر مربوط به شاعران سبک هندی است- شاعر در ایراد مثال، در اصل مثل، تغییر و تبدیل روا می دارد؛ زیرا در این روش شاعر درمصراع اول مطلبی می‌گوید و در مصراع دوم چیزی دیگر؛ اما دو سوی این معادله از رهگذر شباهت قابل تبدیل به یکدیگر هستند» (شفیعی کدکنی، 1366: 84). در این روش ممکن است، اصل ضرب‌المثل در میان مردم هم عصر شاعر به این روش وجود نداشته باشد؛ اما آنچه که در اینجا اهمیت دارد، مربوط به رسالت اصلی تمثیل است که محسوس کردن امور مجرّد و انتزاعی است. در ابیات زیر، تمسّک به فقر صوفیانه و همچنین پرهیز از آمال نفسانی را به روش مذکور بیان کرده است:

نجسته فقر سلامت کجا کنی حاصل

ترا امان ز امل به که اسب جنگـی را

 

نگفته بسم به الحمد چون کنی مبدا
                     (خاقانی، 1385: 12)

به روز معرکه برگستـوان به از هــرّا
                                (همان، 12)

برخی از تمثیلات نیز (که البته تنها اختصاص به خاقانی ندارد) مربوط به امور واقعی و قراردادی عالم است که خاقانی از این روش نیز بی بهره نیست:

آز در دل کنـــی شـود آتـــش
                            

 

سرکه بر مس نهی شـــود زنگـــار
                              (همان، 199)

القای اندیشه‌های حکیمانه

یکی از اهداف شاعرانی؛ چون خاقانی در شعر؛ بویژه اشعار تعلیمی، بیان اندیشه های حکیمانه است. منظور از اندیشه‌های حکیمانه، اندیشه هایی است که با مرام و مسلک خاصی ارتباط ندارد. این اندیشه‌ها بیشتر صورت پند و اندرز، موعظه و حکمت دارند و انسان را در یافتن راه درست زندگی یاری می دهند. برخی از تمثیلات خاقانی در این حوزه به کار رفته است. در ابیات زیر مضامینی همچون توجه به گذر عمر، بی وفایی روزگار، اهمیت سخن به روش تمثیل بیان شده است:

به چاه جاه چه افتی و ماه در نقصـان

 

به قصد فصد چه پویی و ماه در جوزا 4
                                 (همان، 7)

در باب تمثیل بیت فوق باید گفت، بخشی از تمثیلات شاعران مربوط به باورهای عامیانه و نجومی قدیم است که اگر چه ممکن است، شاعر فرزانه و حکیمی چون خاقانی به این باورها معتقد نباشد؛ ولی برای تبیین مفاهیم مجرّد و انتزاعی این امور را حقیقت فرض کرده است.

گیتــی اهــل وفــا نخواهـد شـــد

 

شـوره آب روان نخواهد داد
                              (همان، 167)

و در باب اهمیت دادن به سخن، به این حکایت تمثیلی متوسّل می شود:

سخن به است که ماند ز مادر فکرت

 

که یادگار هم اسماء نکوتر از اسماء 5
                                (همان، 10)

بیان مفاخره

یکی دیگر از اهداف خاقانی در به کارگیری تمثیل بیان مفاخره است. در این حوزه، خاقانی با بیان تمثیلات متنوع به این امر پرداخته است. در اینجا ذکر این مطلب لازم است که اصولاً یکی از ویژگی‌های قابل توجه در شعر سبک سلجوقی و عصر خاقانی خودستایی است. بیشتر شاعران این عصر برای بیان فضیلت و برتری خود بر رقیبان درکنار خودستایی به هجو دیگران نیز پرداخته اند. تمثیلاتی که خاقانی در این بخش به کار گرفته از جنبه های مختلفی برخوردار است.

محور مباحث تمثیلی در حوزة مفاخره، بیشترشامل: مفاخره به الگوهای اعتقادی و دینی، مفاخره به جایگاه شاعری خود و مفاخره به ممدوح محسوب می شود. در اینجا به اجمال با ذکر شواهد شعری به توصیف هر یک می پردازیم.

 

مفاخره به الگوهای اعتقادی و دینی

اگر بخشی از شعر و ادبیات عصر خاقانی را توصیف و ترویج اندیشه‌ها و الگوهای دینی و اعتقادی بدانیم، جای تعجب نیست که در کنار این تعاریف و توصیفات، مواردی نیز جنبة مفاخره داشته باشد. به نظر می رسد، قصد خاقانی در از بیان این گونه توصیفات تنها بیان منقبت و بزرگداشت این اندیشه ها و الگوهای اعتقادی و دینی نبوده؛ بلکه در این گونه اشعار جنبة فخر فروشی آن بیشتر قابل توجه است. بعضی از منتقدان شعر خاقانی نیز در این باب گفته اند:« مدایح مذهبی که دربارة بزرگان دینی سروده شده، در میان قصاید خاقانی جایی ویژه دارد. ما این گونه مدایح را بیشتر در میان اشعار شاعرانی می‌یابیم که دارای تعهد مذهبی بوده اند و یا لااقل خود را طرفدار دین جلوه می داده اند؛ اما خاقانی از جمله شاعرانی است که بدون هیچ تعهد مذهبی در ستایش رسول اکرم(ص) و خانة کعبه قصایدی شیوا و استوار سروده است» (دشتی، 1364: 30).

زبان ثناگر درگاه مصطفی خوشتـر

 

که بارگیر سلیمان نکوتر است صبا
                      (خاقانی، 1385: 9)

اگر نظامی در مخزن الاسرار و دیگر مثنوی‌های خود مکرّر به نعت حضرت رسول (ص) پرداخته است و وی را گوهر شب افروز دانسته:

گوهر شــب را به شـــب عنبریــن

 

گـاو فلـک بـــرد زگـــاو زمیـــن

خاقانی نیز به کمک تمثیل پیامبر(ص) را اینگونه می ستاید.

فخرمن بنده ز خاک دراحمد بینند

 

لاف دریا ز دم عنبـر سـارا شنونـــد
                   (خاقانی، 1385: 103)

و در توصیف کعبه گفته است:

کعبه که قطب هدی است معتکف است از سکون
هسـت به پیرامنـش طوف کنان آسمـان

 

خود نبود هیچ قطب منقلب از اضطراب
آری برگرد قطب چرخ زنـد آسیــاب
                                (همان، 41)

نکتة قابل توجه در دو بیت فوق این است که شاعر در این جا به صورت متوالی به دو تمثیل که ریشه در یک واقعیت عینی و اجتماعی دارد، متوسل گردیده است و این روش محور تمثیل در سبک هندی محسوب می شود.

یا در توصیف پیشوایان دینی خود اینگونه از تمثیل بهره مند گردیده است:

گر ز درت غایبم جان برتو حاضر است

 

مهره چو آمد به دست مار به کف گو میا
                                (همان، 39)

و در توصیف تاج الدین رازی گفته است:

دل پاکـش محـل مهــر مـن اســت

 

مهر کتــف نبی اســت جای مهــار
                              (همان، 204)

مفاخره به جایگاه شاعری خود

در دیوان خاقانی همانند بیشتر شاعران سبک آذربایجانی، اشعار زیادی در بیان مفاخره و خودستایی است، نکتة قابل توجه در مورد این گونه اشعار خاقانی این است که اصولاً یکی از جنبه های زیباشناسی اشعار وی مربوط به همین مقوله (مفاخره) است. این نکته در اشعار شاعرانی چون سعدی و حافظ نیز از جایگاه خاصی برخوردار است؛ البته پرداختن به مفاخره های زیبا و ماندگار در شعر فارسی نیاز به تحقیق مستقل و مفصّل دارد.

ترش و شیرین است قدح و مدح من با اهل عصر

جاهل نرسد در سخن ژرف تو آری
تحقیق سخنگوی نخیزد زسخن دزد

 

کز عنب می پخته سازند و ز حصرم توتیـا
                                (همان، 18)

کف برسر بحر آید پیدا نه به پایاب
تعلیق رسن‌باز نپایــد ز رســن‌تاب
                                (همان، 58)

نکتة قابل توجه در تمثیلاتی که خاقانی در مبحث مفاخره به کار گرفته است؛ بیان خودستایی و مفاخره در کنار هجو و ملامت و سرزنش دیگران است. ابیات مذکور و همچنین ابیات زیر نمونه های متعددی از مقاصد خاقانی در کاربرد تمثیل است.

خصم تو گر نیست دون، هست چنان ای عجب
آتش اندیشه چیسـت شعله زنان در دلش

از عدوی سگ صفت، حلم و تواضع مجوی

 

از نفــس کیـن تو در نفسی چند بـار
کاتش هرگز ندید کـس که جهد از خیار
                              (همان، 185)

زانکه به قول خدای نیسـت شیاطین ز طین
                              (همان، 335)

شکوائیه

آخرینِ اهداف و مقاصد پرکاربرد تمثیل در قصاید خاقانی، شکایت از روزگار، مردم زمانه، فقر و تهیدستی، بخت و اقبال و... است. در اینجا نیز باید اشاره کنیم، بیان شکوائیه وگله‌مندی از وضع موجود یک ویژگی مشترک در شعر شاعران دوره های مختلف است. آنچه که در این زمینه اهمیت دارد، نحوة بیان این شکایات در شعر خاقانی آن هم به کمک تمثیل است.

آزرده چرخم نکنم آرزوی کس

 

آری نرود گرگ گزیده زپی آب
                                (همان، 56)

یا در شکایت از پدر زن خود ابوالعلای گنجوی گوید:

گراو نشسته و من ایستاده‌ام شاید
ور او به راحت و من در مشقتم چه عجب

 

نشسته باد زمین به پای بــاد سمــا
که هم زمین بود آسوده و آسمان دروا
                                (همان، 10)

قبلاً نیز اشاره شد که بخشی از روش های القای معنا در شاعران اندیشمند و حکیم، بهره مندی از باورهای عامیانه است که در تمثیل اول در ابیات فوق قابل توجه است. شاعر در دو تمثیل بعدی در ابیات مذکور که به صورت متوالی ذکر کرده، یک واقعیت عینی، محسوس و قراردادی را مطرح نموده است.

در بیت‌های زیرکه از بخت و اقبال شکایت می‌کند، ضمن بیان تمثیل از طریق تلمیح، تمثیل را در بیت دوم ذکر کرده است:

گله از چرخ نیست از بخت است
یوسف از گرگ چون کند نالش

 

که مرا بخــت در ســر انـــدازد
که بـه چاهــش بــرادر انـــدازد
                              (همان، 124)

ابزار و عناصر به کار رفته در تمثیلات خاقانی

همان گونه که در چکیده و مقدمة این مقاله اشاره کردیم، دومین موضوع و هدف نگارنده در این طرح، مربوط به ابزار یا عناصری است که خاقانی در کاربرد تمثیل از آنها استفاده کرده است. بنابراین در این بخش به ذکر عناصر متنوعی که خاقانی از آنها در تمثیل پردازی های خود سود جسته است، می پردازیم.

اشاره به علوم مختلف

از جمله ابزار و عناصری که خاقانی در تمثیل پردازی های خود به کار برده، بهره مندی از علوم مختلف است که مربوط به دوران حیات شاعر یا قبل از وی است.

در این تمثیلات از دانش های گوناگونی چون: طب سنّتی که شامل گیاهان شفا بخش، آشامیدنی‌های نیرودهنده و انواع بیماری ها است و همچنین علوم دیگری چون: اختر شناسی کهن، دانش موسیقی، ریاضی و... نیز از جمله عناصر و ابزار به کارگیری تمثیل در قصاید خاقانی محسوب می شود.

مساز عیش که نامردم است طبع جهان

خاک درگاهت دهد از علت خذلان نجات

 

مخور کرفس که پرکژدم است صحن سرا
                                 (همان، 8)

کاتفاقست اینکه از یاقوت کم گردد وبـا 6
                                (همان، 22)

در توضیح و تحلیل مباحث فوق و همچنین ابیات مذکور ذکر دو نکته لازم است. نکتة اول اینکه بهره مندی از علوم مختلف؛ بویژه در عصر خاقانی، ویژگی مشترک سبک شعری شاعران این دوره است و آنچه در اینجا اهمیت دارد، نحوة به کارگیری این علوم به روش تمثیل در شعر خاقانی است که همگی نشان از تنوع تمثیلات و فردیت شعر خاقانی است. نکتة دوم این است که این علوم؛ از جمله پزشکی با روش سنتی و قدیمی آن قابل توجیه است و چه بسا توصیف و ذکر این علوم صورت و نشانی از باورهای عامیانه داشته باشد. آنچه که از نظر شاعرانی همانند خاقانی اهمیت دارد، القای اندیشه و مضامین انتزاعی است.

اشاره به داروهای گیاهی، کانی و معجون ها می‌تواند نمونه‌ای از مطالب فوق باشد:

شست تو همت است و صید تو مال
مهــره مـــار بهــر مـار زده اسـت
                           

 

صید بدهی رواست شسـت مــده
به کسی کز گزنـد رســت مـــده
                              (همان، 800)

در ابیات زیر نیز به گونه ای دیگر و همچنین ذکر نام عیسی(ع) به خصلت جان بخشی وی اشاره کرده است:

نه پیش من دواوین است و اشعــار

ترا مقامرصورت کجا دهد انصاف

 

نه عیسی را عقاقیر است و هـاون
                              (همان، 319)

ترا هلیله زرّین کجا برد صفـــرا
                                (همان، 11)

بنابراین توانمندی خاقانی در بیان تمثیل به منظور محسوس کردن مفاهیم ذهنی و آرمانی خود متنوع و منحصر به فرد است. در ابیات زیر این روش را با ذکر معجون ها بیان می کند:

بوی راحت چون توان برد از مزاج این دیار

ریحان هر سفالی بی کژدمی نبینم

 

نوشدارو چون توان جست از دهان اژدها
                                (همان، 12)

جلّاب هر طبیبی بی نشتری ندارم
                              (همان، 297)

اشاره مکرر و متنوّع به علم نجوم و اجرام سماوی نیز در قصاید خاقانی؛ از جمله موارد فردیت در سبک شعری وی محسوب می شود. بخش زیادی از این اشارت در حوزة تمثیل به کار رفته است و به عنوان ابزار دیگری است که خاقانی در بیان اندیشه های خود به آنها متوسل گردیده است. در اینجا نیز برای پرهیز از اطالة کلام، تنها به ذکر مواردی اندک اشاره می کنیم. مراجعه به جداول و نمودارهای تحقیق، آمار دقیق اصطلاحات نجومی البته در حوزه تمثیل را نشان می دهد.

ایام به نقصـان وترا کوشش بیشــی

عمر ضایع شده را سلوت جان باز آرید
              

 

خورشید به سرطان و ترا پوشش سنجاب7
                                (همان، 57)

نسر واقع شـده را قوّت پـر باز دهیـد
                              (همان، 165)

دانش موسیقی نیز بخشی از اشتغالات ذهنی خاقانی محسوب می شود. اطلاعاتی که شاعر از آلات موسیقی و الحان و اقوال و پدیده های آن در اشعار خود به نمایش گذاشته است، نشان دهندة آشنایی او با موسیقی زمان خود است. او برخی از این اصطلاحات را در مقولة تمثیل به کار گرفته است. در اینجا به ذکر نمونه‌ای بسنده می‌کنیم.

چه خوش حیات چه ناخوش چو آخر است زوال

 

چه جغد زخمه چه ساده چو خارج است نوا
                                (همان، 12)

در بیت فوق برای نشان دادن ناپایداری حیات، تمثیل را به مدد ابزار آلات موسیقی بیان می‌کند و اشاره می نماید: همان گونه که اگر نوای موسیقی در مقام اصلی خود نباشد، پیچیده بودن یا ساده بودن آن توفیری نمی کند؛ بنابراین چون اساس حیات و روزگار بر نیستی است، خوشی و ناخوشی آن یکسان است.

در دو بیت زیر از این دانش (موسیقی) در ستایش ممدوح سود جسته است:

از کف و شمشیر تست معتدل اران ملک
راستی چنگ را بیست و چهار است رود

 

زان دو اگر کم کنی ملک شود ناتـوان
چون یکی از وی گسست کوژ شود بی گمان
                           (همان، 333)

در اینجا موضوع بهره مندی از دانش را در تمثیلات خاقانی با ذکر نمونه‌ای در دانش ریاضی قدیم به پایان می بریم:

گر به ناگه ز وطن کردی نقل
آن نبینی که یکی ده گــردد

 

بیش یابی ز زمانــه حسنــــات
چون ز آحاد رسد در عشرات
                           (همان، 754)

بازی‌ها و سرگرمی‌ها

یکی دیگر از عناصر به کار رفته در تمثیل‌های خاقانی ذکر بازی ها و سرگرمی های روزگار او است. «اسناد و شواهد تاریخی نشان می دهد که ایرانیان قدیم زند دل، بانشاط و پرتحرک بوده‌اند و در کنار کار و تلاش از ورزش و بازی و سرگرمی هم غافل نبوده اند » (معدن کن، 1375: 415). بازی ها و سرگرمی هایی چون نرد و شطرنج و بیان اصطلاحات مربوط به آنها؛ از جمله مفاهیم مضمون ساز و نکته‌آفرین اشعار خاقانی است. او بخشی از این مشاغل و سرگرمی ها را در حوزة تمثیل به کار گرفته و از این طریق با مخاطبین خود ارتباط برقرار نموده است.

خوش نبود شاه دل اسب گلین زیر ران
دل که کنون بیدق است باش که فرزین شود

 

رخــش به هـرّای زر منتظــر ران او
چون که به پایان رسـد هفت بیابــان او
                 (خاقانی، 1385: 363)

در تمثیل زیر نیز گرفتاری و مصائب روزگار را با «در ششدر افتادن» در بازی نرد مقایسه کرده است:

بس کس که اوفتاد در این غرقه گاه غـم
آن مهره دیده ای که چو در ششدر اوفتاد

 

چشم خلاص داشت سفینه وفا نکـــرد
هر گه که خواست رفت حریفش رها نکرد
                           (همان، 765)

اسطوره های ملی، داستان های دینی و تاریخی

اسطوره با مفاهیم متنوع و گستردة آن در دوره های مختلف شعر فارسی از عناصر مهم مباحث توصیفی و تعلیمی شاعران محسوب می شود. «در بین قدما آنان که از فرهنگ غنی ادب فارسی برخوردار هستند، کمتر شاعری را می بینیم که از این رمزواره ها به نحو شایسته ای استفاده نکرده باشد» (اردلان جوان، 1373: 41 - 42 ). در کنار اسطوره داستان های دینی مربوط به پیامبران که اغلب متأثر از قرآن کریم است و همچنین تاریخ ایران قبل و بعد از اسلام، از دیگر عناصر و ابزار مضمون ساز در شعر شاعران در اعصار مختلف شعر فارسی از جمله عصر خاقانی است.

همانگونه که در مطالب مربوط به اهداف تمثیل در شعر خاقانی اشاره کردیم؛ شعر عصر خاقانی، شعر اندیشه محور و آرمان گراست. در این عصر بیان نمادین داستان های اسطوره‌ای، دینی و تاریخی برای القای اندیشه های متعالی، شیوة مشترک و معمول این دوره محسوب می‌‌شود. بخشی از حکایت‌های تمثیلی در حدیقة سنایی، مخزن الأسرار نظامی و مثنوی های عرفانی عطار نیشابوری؛ بویژه منطق‌الطیر، مصیبت نامه و الهی نامه گویای این واقعیت است. اوج این حکایات تمثیلی و نمادین یک قرن بعد در مثنوی مولوی تحقّق می یابد. کتاب ارزشمند «بحر در کوزه» نشان دهندة نمونه ای از فرهنگ حکایت های تمثیلی در مباحث اخلاقی و حکمی است.

مطلبی که در اینجا قابل توجه است، مربوط به شیوة خاقانی در بیان اندیشه های آرمانی و متعالی است. با توجه به اینکه وی عمدة این مباحث را در قالب قصیده مطرح نموده است و همچنین نظر به اینکه قالب قصیده جایی برای طرح داستان های مفصّل و طولانی نیست؛ وی اغلب این حکایات را به صورت تلمیح و به مدد تمثیل طرح نموده است. اگر به نمودار (2) فراوانی عناصر در تمثیل‌های خاقانی مراجعه کنیم؛ به اوج هنرمندی خاقانی برای طرح داستان های مختلف به کمک تمثیل پی می بریم. 

در ادامة این بحث به شواهدی از کاربرد تمثیل از طریق داستان های اسطوره‌ای، دینی و تاریخی اشاره می‌کنیم.

- بیان خرسندی و قناعت

خرسندی من دل دهدم گر ندهد خلق

 

سیمرغ غم زال خورد گر نخورد باب
                     (خاقانی، 1385: 57)

- در بیان تواضع

اگر تن به حضرت نیـارم عجب نــی

 

که رخشـی ســـزاوار رستم نــدارم
                                (همان، 57)

- بی بهره‌گی از فضیلت و دانش خود

مـرا از اختــر دانـش چه حاصـل
چه راحـت مـرغ عیسـی را ز عیسـی

 

که من تاریکم او رخشنـده اجــــزا
که همسایه است با خورشید عذرا
                                (همان، 24)

- ستایش حضرت رسول (ص) با بهره مندی از داستان حضرت مریم (س)

زبان بسته به مدح محمــد آرد نطــق
                

 

که نخل خشک پی مریم آورد خرمـا
                                (همان، 13)

- مفاخره به خود با متوسل شدن به حکایت تمثیلی حضرت یوسف (ع) و پیامبر (ص)

دشمنند این ذهن و فطنت را حریفان حسد
حسن یوسف را حسد بردند مشتی ناسپاس

 

منکرند این سحر و معجز را رفیقــان ریــا
قول احمد را خطا گفتند جوقی ناسـزا
                                (همان، 18)

- ارزشمندی عالم وحدت و کوچک شمردن اصل و آرزو

با امل همراه وحدت کی شود ور چون شـود

 

مرد چوبین دست با بهرام چوبین هم‌عنان
                              (همان، 325)

در پایان این مقاله قبل از صفحات جداول، نمودارها و نتیجه گیری، ذکر چند نکته از باب یادآوری ضروری به نظر می رسد:

1- همان گونه که در چکیده نیز اشاره شد، با وجود تمامی تعاریف و توصیفات آشفته‌ای که در دوره های مختلف ادبی در مورد تمثیل وجود دارد، مبنای تمثیل و تعریف آن در این تحقیق همان تعریفی است که زرین کوب در کتاب « بحر در کوزه» از قول جرجانی نقل کرده است.جرجانی تمثیل را یکی از ابزارهای هنری می داند که امور انتزاعی و معقول را برای مخاطب محسوس و ملموس می‌کند. لازم به ذکر است، محور تحلیل حکایات تمثیلی مثنوی در کتاب بحر در کوزه بر اساس همین تعریف از تمثیل است.

2- بخش عمده‌ای از مباحث تحلیلی این مقاله مربوط به طبقه بندی متنوع اهداف و ابزار کاربرد تمثیل در قصاید خاقانی است. البته به منظور پرهیز از طولانی شدن بحث، بعضی از تقسیم بندی های جزئی را تنها در جداول و نمودارها ذکر کرده ایم.

3- مبنای این تحقیق، تحلیل و بررسی تمامی تمثیل های قصاید خاقانی است؛ بنابراین اعداد و آماری که در جداول و نمودارها آمده است دقیق و قابل اعتماد است.

4- شواهد شعری در نهایت اجمال و اختصار ذکر گردیده است.

 

جدول1 -  فراوانی اهداف و اغراض در تمثیل‌ها

اهداف و اغراض کاربرد تمثیل

فراوانی

در صد فراوانی تجمعی

القای اندیشه‌های حکیمانه

80

98/21

القای اندیشه‌های دینی، صوفیانه و اخلاقی

70

77/18

مفاخره به ممدوح با ذکر اوصاف او

60

64/20

مضامین اجتماعی

50

40/13

مفاخره به جایگاه شاعری خود

36

65/9

هجو و سرزنش مدعیان و رقیبان

26

97/6

مفاخره به پیشوایان و بزرگان دینی

14

75/3

مفاخره به پیامبر و خاک مطهر ایشان

10

68/2

مفاخره به کعبه

8

14/2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول2-  فراوانی ابزار و عناصر در تمثیل‌ها

ابزار و عناصر کاربرد تمثیل

فراوانی

درصد فراوانی تجمعی

تلمیح

80

23/25

اسطوره دینی

54

03/17

ارسال المثل

50

77/15

طب

35

04/11

اسطوره ملی

30

46/9

نجوم

21

62/6

دین مسیح

14

41/4

اسطوره تاریخی

8

52/2

باورهای عامیانه

6

89/1

خوراکی

5

58/1

ریاضی

3

94/0

عناصر جنگی

3

94/0

دین زرتشت

3

94/0

نرد

2

63/0

موسیقی

2

63/0

شطرنج

1

31/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

تأمل در قصاید خاقانی نشان می دهد که وی چگونه با به کار گرفتن تمثیل های ساده و زیبا توانسته است، نکاتی بسیار ظریف را به ذهن خواننده القا کند. در این زمینه، حتی بسیاری از مسائل پیچیده و دقیق فکری، به مدد تمثیل هایی که خاقانی در قصایدش به کار برده به صورتی محسوس و روشن در پیش چشم تجسّم می یابد.

او بی هیچ درنگ و دریغ از بازی های مختلف گرفته تا هنجار و رفتار ستارگان، هر آنچه را شایسته دانسته، در تمثیل‌های خویش به کار گرفته است. از این روی، قصیده‌ها و دیگر سروده‌های این سخن‌گستر ژرف‌اندیش و فراخ نگر گذشته از ارزش های هنری و ادبی، گنجینه های گرانبهایی از ویژگی ها و هنجارهای اجتماعی ایران، در سدة ششم هجری است. به طوری که به یاری این تمثیل‌ها و با درنگ و کاوش در بسترهای پندار خاقانی می توان کمابیش به شیوة زندگی مردمان پی برد؛ نهادها و رسم و راه های گوناگون را بازیافت و به نما و نگاری از جامعة ایرانی در روزگار او دست یافت. دیوان خاقانی و بویژه قصاید او، آیینه ای است که می توان بسیاری از نمودها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی را در چندین سده پیش بروشنی و آشکاری در آن بازیافت و بازنگریست.

به طور کلی از بررسی تمثیل های دیوان خاقانی به نتایج زیر رسیدیم:

1- در اشعار خاقانی نگاه ویژه‌ای به مقولة تمثیل وجود دارد.

2- خاقانی در قصایدش تمثیل را همچون دیگر ویژگی های شعری با زیبایی خاصی به کار برده و خلأ داستان های طولانی را به کمک تمثیلات تلمیحی جبران نموده است.

3- وی از تمثیل برای بیان مقاصد و اهداف خود که شامل القای اندیشه‌های دینی و صوفیانه و القای اندیشه‌های حکیمانه، بیان مفاخره، هجو و سرزنش مدعیان و بیان مضامین اجتماعی عصر خود است؛ سود جسته است.

4- خاقانی در تمثیل پردازی‌های خود از عناصر و ابزاری همچون: طب، نجوم، اسطوره، تلمیح، ارسال المثل، موسیقی، ریاضی، بازی ها و سرگرمی‌ها و ادیان مسیح و زرتشت استفاده نموده است.

5- خاقانی از تمثیل به منظور آشنایی بیشتر مخاطبان با مفاهیم پیچیده و بلند ذهنی خود استفاده کرده و به کمک آن امور مجرّد و انتزاعی را ملموس و محسوس نموده است.

6- عصری که خاقانی در آن به سر می برده، در تمثیل پردازی های او بسیار انعکاس داشته است.

 

پی‌نوشتها

1- غالب فرهنگ نامه های ادبی، فابل، پارابل، اگزمپلوم و حکایت حیوانات را از اقسام الیگوری و از نوع تمثیل کوتاه به شمار آورده اند. ر،ک: فتوحی،1386: 267-269 و شمیسا،1381: 73-75.

2- این اصطلاح را شفیعی کدکنی بر اساس تحلیل زبان شناختی وضع کرده است. ر.ک:شفیعی کدکنی،1366: 84.

3- برای تفصیل دربارة فابل و پارابل، ر.ک:تقوی،1376: 92-95.

4- در این بیت خاقانی از باوری اختر شمارانه سخن در میان آورده است: آنگاه که ماه به برج دو پیکر می رسد و در منازل ششم و هفتم جای می گیرد، رگ زدن روا نیست.

5- «اسماء» از عرایس عرب است که دختری زیباتر از خود به نام اسماء داشت و این دختر معشوقه سعد بود.

6- خاقانی در تمثیل اول، از باوری در پزشکی کهن یاد کرده است که بر پایة آن، اگر کژدم کسی را که کرفس خورده است بگزد،کشته خواهد شد و در تمثیل دوم به این باور پزشکی اشاره دارد که یاقوت در درمان بیماری وبا کارساز است. برای آگاهی در مورد انواع داروها, گیاهان دارویی و به طور کلی طب سنتی،ر.ک:ماهیار، پنج نوش سلامت، 1384.

7- برای توضیح و تفسیر بیشتر این اینگونه ابیات، ر.ک: ماهیار، از ثری تا ثریا،1384 و سجادی، فرهنگ لغات و تعابیر خاقانی، 1374.

 

منابع

1- اردلان جوان، سید علی .( 1373 ). تجلّی شاعرانه اساطیر و روایت های تاریخی و مذهبی در اشعار خاقانی، مشهد: آستان قدس رضوی، چاپ دوم.

2- پورنامداریان، تقی .(1375). رمز و داستان های رمزی در ادب فارسی، تهران: علمی و فرهنگی، چاپ دوم.

3- تقوی، محمد .( 1376). حکایت های حیوانات در ادب فارسی، تهران: روزنه، چاپ دوم.

4- خاقانی، افضل الدین .( 1385 ). دیوان، تصحیح سید ضیاء الدین سجادی، تهران: زوار،چاپ هشتم.

5- دشتی، علی .(1364 ). خاقانی شاعری دیر آشنا، تهران: اساطیر،چاپ چهارم.

6- زرین کوب، عبدالحسین .(1366). بحر در کوزه، تهران: علمی و فرهنگی، چاپ اول.

7- سجادی، ضیاءالدین .( 1374). فرهنگ لغات و تعبیرات با شرح اعلام و مشکلات دیوان خاقانی، تهران: زوار، چاپ اول.

8- شفیعی کدکنی، محمدرضا.( 1366 ). صورخیال در شعر فارسی، تهران: انتشارات آگاه، چاپ سوم.

9- شمیسا، سیروس .(1370). معانی و بیان، تهران: فردوسی، چاپ اول.

10- فتوحی، محمود .(1386). بلاغت تصویر، تهران: سخن، چاپ سوم.

11- کرمی، محمد حسین .(1380). «بازتاب هنری اندیشه دینی در هفت چکامة نخست دیوان خاقانی»، فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز، دوره دوم، شماره سوم، ص 95-120.

12-کزاری، میر جلال الدین .(1387 ). گزارش دشواری های دیوان خاقانی، تهران: نشر مرکز، چاپ اول.

13- ماهیار، عباس .( 1382 ). شرح مشکلات خاقانی: از ثری تا ثریا، کرج: جام گل، چاپ اول.

14- ________ .(1384 ). پنجنوش سلامت، کرج: جام گل، چاپ اول.

15- معدن کن، معصومه .(1378-1375). نگاهی به دنیای خاقانی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، چاپ دوم.

16- نظامی، الیاس ابن یوسف .(1380). مخزن الاسرار، تصحیح و حواشی حسین وحید دستجردی، به کوشش سعید حمیدیان، تهران: نشر قطره، چاپ پنجم.

17- همایی، جلال الدین .(1367). فنون بلاغت و صناعات ادبی، تهران: علمی و فرهنگی، چاپ اول.